200 rreshtat e parë.
سلام. به آینده خوش اومدین
۲۶۸۸ سَن دیماس، کالیفرنیا، سال
و دارم بهتون میگم، اینجا محشره
هوا پاکه. آب هم تمیزه
حتی خاکش هم تمیزه
میانگین امتیازای بولینگ خیلی رفته بالا
امتیازای مینیگلف هم حسابی اومده پایین
و کلی سرسره آبی خفن داریم
بیشتر از هر سیاره دیگهای که باهاش در ارتباطیم
جدی میگم، اینجا حرف نداره
ولی نزدیک بود اینطوری نشه
ببینید، ۷۰۰ سال پیش، اون دوتا آدم بزرگ به یه سری مشکل برخوردن
واسه همین حالا باید تو زمان سفر کنم و برگردم عقب تا بهشون کمک کنم
اگه نتونم این دوتا رو تو مسیر درست نگه دارم
پایه و اساس جامعهمون به خطر میافته
نگران نباشین، همهچی ردیف میشه. من حرفهایام
من بیل اس. پرستون، ملقب به «اسکوایر» هستم
و منم تد «تئو...»
بیل، بیا، تو ادامهش رو بگو. باشه
و من تد «تئودور» لوگان هستم. ایول
و ما گروه «وایلد استالینز» هستیم
بیخیال، بریم
گند زدیم
انگار زیادی برق مصرف کردیم
من که خوشم اومد
تد، با اینکه قبول دارم گروهمون یه روزی خیلی خفن و پیروز میشه
ولی واقعیت اینه که «وایلد استالینز» هیچوقت یه گروه فوقالعاده نمیشه
مگر اینکه ادی ون هیلن رو واسه گیتار بیاریم
آره بیل، ولی... فکر نکنم بتونیم ادی ون هیلن رو بیاریم
مگر اینکه یه ویدیوی معرکه داشته باشیم
تد، ساختن یه ویدیوی معرکه بیفایدهست
وقتی هنوز حتی سازهای درست و حسابی نداریم
خب، چطوری ساز درست و حسابی داشته باشیم وقتی هنوز بلد نیستیم چطوری بزنیم؟
واسه همینه که به ادی ون هیلن احتیاج داریم
و واسه همینه که به یه ویدیوی معرکه نیاز داریم
عالیه! معرکهست
اوه اوه
دیرمون شد. واسه چی؟
واسه مدرسه، پسر. اوه، آره
بیل، منتظرم
اون مرده؟
خب بیل، چیزی که اساساً داری به من میگی
اینه که ناپلئون یه مردِ کوتاه و مرده بود
خب، آره دیگه
زدی همهچی رو خراب کردی، پسر
تد، پاشو. پاشم؟
بله پسرم، پاشو بایست
حالا بگو... ژاندارک کی بود؟
زنِ نوح؟
گوش کنین بچهها، یادتون نره، فردا کنفرانس نهایی، از ساعت یک و نیم تا سه و نیم، باشه؟
هی، بچهها
آقای رایان، قبل از اینکه چیزی بگین
من و همکار برجستهام تد میخواستیم از شما تشکر کنیم
بابت تمام چیزهایی که تو کلاس شما یاد گرفتیم
و چی یاد گرفتین؟
ما، اِاِ
ما یاد گرفتیم که دنیا تاریخ خیلی بزرگی داره
بله، و اینکه به لطفِ رهبران بزرگ
مثل... چنگیز خان
ژاندارک، و متد سقراطی
دنیا... پر از تاریخه
به نظر من تنها چیزی که شما یاد گرفتین
اینه که سزار
یه جور سسِ سالاده، پسر
بیل، تد، قضیه خیلی سادهست
شما تو تمام بخشهای این کلاس رد شدین
حالا اگه فردا تو کنفرانس شفاهی نمرهی عالی نگیرین
بچهها، چارهای ندارم جز اینکه هر دوتون رو بندازم
حالا که موضوعاتتون رو میدونین، پیشنهاد میکنم حداقل
اون مباحث رو بخونین اگه میخواین پاس بشین
متوجه شدین؟ بله آقا
باشه
بچهها
کنفرانستون بهتره یه چیز خیلی خاص باشه
ای بابا، پسر
خب، واسه کنفرانسمون باید چی بدونیم؟
مطمئن نیستم
یه چیز رو میدونم، اونم اینه که ژاندارک زنِ نوح نیست
خب پس، زنِ نوح کیه؟
نمیدونم تد
ولی این رو میدونم که بدجوری تو دردسر افتادیم
این رو گوش کن:
«برای کلاس توضیح دهید که چگونه یک شخصیت مهم تاریخی
از دورههای زمانی شما، به دنیای سَن دیماس در سال ۱۹۸۸ نگاه میکند.»
تد، فردا در معرضِ یه افتضاحِ وحشتناک و رد شدن هستیم
سلام بیل. میخوای برسونمت؟
حتماً میسی
یعنی، مامان
نامادریت چه نازه. خفه شو تد
یادته وقتی اون سالِ آخری بود و ما سالِ اولی بودیم؟
خفه شو تد
تا کتابام رو بردارم زود برمیگردم
تد
بابا، تو خونه چی کار میکنی؟
دنبال کلیدام میگردم. اوه
تو که دست بهشون نزدی، زدی؟
نه قربان
امروز با مدیر مدرست حرف زدم، تد
گفت داری تو درس تاریخ رد میشی
من و بیل... اون همچنین گفت
که اگه تو تاریخ رد بشی، از مدرسه اخراج میشی
میدونی معنیش چیه، نه تد؟
یعنی باید برم به دانشکده نظامی «اوتس»، قربان
آره. امروز صبح با سرهنگ اوتس صحبت کردم
مشتاقه که تو رو ببینه، تد
پسر، باید پاس بشیم. وگرنه دیگه از گروه خبری نیست
چرا؟
بابام داره منو میفرسته مدرسه نظامی
کجا؟
آلاسکا
آلاسکا
وقتشه
جداییشون نزدیکه
با همدیگه عالی رفتار کنین
بزن بریم حال کنیم، پسر
خب تد. جورج واشنگتن
یک: پدر کشورمون
دو: تو «روز رئیسجمهور» به دنیا اومده
سه: همون یارو که عکسش روی دلاره
بیل، تا حالا با کلاهش قارچ درست کردی؟
تد... آلاسکا
باشه. اِم
دندوناش چوبی بود، دنبال موبی دیک میکرد
اون کاپیتان اَهَب بود، پسر
اوه، وایسا. دیزنیلند، تالار رئیسجمهورها رو یادته؟
آره، خوبه، اون چی گفت؟
«به تالار رئیسجمهورها خوش آمدید.»
سلام، براتون یکم غذا آوردم
مامانت اومد، پسر
اوضاع چطوره، بچهها؟
داغون
سرنوشتمون اینه که فردا به طرز فجیعی رد بشیم
و سرنوشت منم اینه که سر از مدرسه نظامی اوتس دربیارم
و اونوقت هیچوقت نمیتونیم گروهمون رو راه بندازیم
خوبه. خوبه
اصلاً دارین چی میخونین؟ تاریخ
آقای رایان؟ آره
بهش سلام برسونین
چرا یکم استراحت نمیکنین و شام نمیخورین؟
ممنون، بابا
حالا بابات داره مخش رو میزنه... اونم تو اتاق خودت
خفه شو تد
ولی نامادریت نازه خدایی. خفه شو تد
یادته ازش خواستم باهام بیاد جشن رقص؟
خفه شو تد
۱۲۷۵ ۱۲۷۵، ۱۲۷۵،
خب، اون خانومه تو اون ماشین
گفت که مارکوپولو مالِ سال ۱۲۷۵ بوده
پس فقط یه جور بازی تو آب نیست، میدونستم
ببخشید، مغولها کی بر چین حکومت میکردن؟
نمیدونم. من فقط اینجا کار میکنم
خب، میخوای بریم از «ثریفتی مارت» بپرسیم؟
حتماً
وای
بد نیست
درود بر شما دوستانِ عالیِ من
شما میدونین مغولها کی بر چین حکومت میکردن؟
خب... شاید بتونیم از خودشون بپرسیم
بیل اس. پرستون، اسکوایر
و تد «تئودور» لوگان
آقایون، من اینجام تا برای کنفرانس تاریختون بهتون کمک کنم
چی؟
چطوری؟
ایول
ووو! از این تیکهش بدم میآد
بیل؟ چیه؟
یه خبرایی تو فروشگاه «سِرکِل کِی» هست
داداشها، شما قراره تو زمان برگردین عقب
آره
شما یه ماجراجوییِ فوقالعاده تو دلِ تاریخ خواهید داشت
شماها کی هستین؟ ما خودِ شماییم، پسر
عمراً. امکان نداره
چرا تد، راه داره! گوش کن، میدونیم چه حسی داری
ما هم وقتی جای شما بودیم باور نمیکردیم
وقتی که «ما-خودمون» داشتیم همین حرفایی که «ما-خودمون» داریم الان میگیم رو میگفتیم
خب وایسا، اگه شما واقعاً خودِ مائین
به چه عددی داریم فکر میکنیم؟
شصت و نه، داداشها
وای، ایول
ببینین، ما باید بریم
آره، باید برگردیم سراغِ کنفرانس
روفوس
به حرف این یارو روفوس گوش کنین. میدونه چی میگه
درسته. اوه، در ضمن تد، سلام منو به پرنسسها برسون
کی؟ خودت میبینی
آقایون... همهچی مرتبه؟
آره، فقط چطوری
تد، یادت نره ساعتت رو کوک کنی
ممنون روفوس
بعداً میبینمتون، بیل و تد
پسر، مطمئنی باید این کار رو بکنیم؟
تد، من و تو چیزای زیادی دیدیم
ولی هیچکدوم به خفنیِ اتفاقی که الان افتاد نبود
تازه، خودمون به خودمون گفتیم که به حرف این یارو گوش کنیم
اگه داشتیم دروغ میگفتیم چی؟
آخه چرا باید به خودمون دروغ بگیم؟
تو چطوری میخوای به ما کمک کنی؟
آره، میخوای به کسی زنگ بزنی و جوابها رو بگیری؟
آقایون، ما قراره خیلی بیشتر از این کارا بکنیم
وای. ایول
No comments yet. Be the first to leave one.