Thor: The Dark World

Thor: The Dark World

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Thor The Dark World 2013 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian Thor: The Dark World 2013 زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

bluray
Publikuar më: 2025-12-30
Shkarkime: 24
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

خیلی پیش از تولد نور، تاریکی بود

و از اون تاریکی، الف‌های تاریک پدید اومدن

هزاران سال پیش، بی‌رحم‌ترینِ اونا، ملکیث

قصد داشت دنیای ما رو دوباره به تاریکی ابدی برگردونه

این شرارت با قدرت اِتِر ممکن می‌شد؛

نیروی باستانیِ نابودیِ بی‌پایان

ملکیث

نیروهای آزگارد دارن بهمون حمله می‌کنن

ارتش شرافتمند آزگارد به رهبری پدرم، شاه بور

جنگ عظیمی رو علیه این موجودات به راه انداختن

نفرین‌شده‌ها رو بفرستید جلو

وقتی نُه قلمرو بالای سرش به هم نزدیک شدن

ملکیث بالاخره می‌تونست اتر رو آزاد کنه

اما آزگارد سلاح رو از چنگش درآورد

بدون اون، الف‌های تاریک شکست خوردن

در حالی که نبرد تقریباً باخته بود

ملکیث مردم خودش رو فدا کرد

در تلاشی ناامیدانه برای نابود کردن ارتش آزگارد

مرگ اونا یعنی بقای ما

این جنگ هنوز تموم نشده

ملکیث شکست خورد و اتر از بین رفت

یا حداقل این‌طوری بهمون گفته بودن

سرورم، اتر. نابودش کنیم؟

کاش می‌شد

اما قدرتش خیلی زیاده

یه جای عمیق دفنش کنید

یه جایی که هیچ‌کس پیداش نکنه

لوکی

سلام، مادر

باعث افتخارت شدم؟

خواهش می‌کنم، اوضاع رو بدتر نکن

"بدتر" رو برام معنی کن

کافیه

می‌خوام با زندانی تنها صحبت کنم

واقعاً نمی‌فهمم این همه سر و صدا برای چیه

یعنی واقعاً سنگینیِ جرم‌هات رو حس نمی‌کنی؟

هر جا که میری، جنگ و ویرونی به پا می‌کنی

و مرگ

من به میدگارد رفتم تا به عنوان یه خدای خیرخواه، بر مردم زمین حکومت کنم

درست مثل تو

ما خدا نیستیم. ما به دنیا میایم، زندگی می‌کنیم و می‌میریم

درست مثل انسان‌ها

حالا با یه ۵۰۰۰ سال این‌ور اون‌ور

همه‌ی این‌ها فقط به خاطر اینه که لوکی تخت پادشاهی می‌خواد

این حقِ موروثی منه

حقِ موروثی تو این بود که بمیری

همون موقع که بچه بودی

طرد شده روی یه تیکه سنگ یخی

اگه به فرزندی قبولِت نمی‌کردم

الان اینجا نبودی که از من متنفر باشی

اگه قراره اعدام بشم، محض رضای خدا

فقط تبر رو فرود بیار

نه این‌که از حرف‌های دوتایی‌مون خوشم نیاد

فقط

خوشم نمیاد دیگه

فریگا تنها دلیلیه که هنوز زنده‌ای

و دیگه هیچ‌وقت هم نمی‌بینیش

بقیه‌ی عمرت رو توی سیاه‌چال می‌گذرونی

ثور چی؟

تو اون ابلهِ بی‌مغز رو پادشاه می‌کنی و من اینجا توی زنجیر می‌پوسم

ثور باید تلاش کنه خرابی‌هایی که تو به بار آوردی رو درست کنه

اون نظم رو به نُه قلمرو برمی‌گردونه

و بعدش، بله

اون پادشاه میشه

همه‌چی کاملاً تحت کنترل منه

واسه همینه که همه‌جا داره می‌سوزه؟

قابلی نداشت

بقیه‌اش با تو

سلام

تسلیم شدنت رو می‌پذیرم

کس دیگه‌ای نبود؟

شاید دفعه بعد بهتره با اون گنده‌هه شروع کنیم

حرکت کنید. زود باشید

حرکت کنید. برید جلوی من. پشت سرتون رو هم نگاه نکنید

مقصد بعدی کجاست؟

هوگان، صلح تقریباً در نُه قلمرو برقرار شده

باید همین‌جا بمونی. پیش مردمت باش، همون‌جا که دلت اونجاست

آزگارد می‌تونه منتظر بمونه

ازت ممنونم

منم از تو ممنونم

هایمدال، هر وقت آماده بودی

واناهایم امنه؟

مثل نُورنهایم و ریا

هرچند اگه تو پیش‌قدم می‌شدی، کارمون سریع‌تر پیش می‌رفت

حتماً فکر کردی من یه تیکه نونم که این‌قدر داری بهم کره می‌مالی

قصدم این نبود

برای اولین بار از وقتی بایفراست نابود شد

نُه قلمرو در صلح هستن

قدرت ما رو به خوبی به یاد آوردن

و تو احترام اونا و قدردانی من رو به دست آوردی

ممنونم

همه‌چی مرتبه

به جز قلب سردرگم و پریشونِ تو

این موضوع ربطی به جین فاستر نداره، پدر

عمر انسان‌ها کوتاهه، اونا هیچی نیستن

بهتره به چیزی که روبروت قرار داره توجه کنی

این رو نه به عنوان پادشاه

بلکه به عنوان پدرت بهت میگم

تو آماده‌ای

زمانش رسیده که تخت پادشاهی رو به دست بگیری

پیروزی‌ای که به دست آوردی رو جشن بگیر

برو پیش جنگجوهات

بخور و بنوش و توی جشن‌شون خوش بگذرون

حداقل تظاهر کن که داری لذت می‌بری

یکی دیگه

یه زمانی بود که هفته‌ها جشن می‌گرفتی

یادمه بعد از نبرد هاروکین اون‌قدر جشن گرفتی

که نزدیک بود نبرد دوم رو راه بندازی

خب، اولی که خیلی کیف داد

بیا با من یه چیزی بنوش

مطمئناً عالی‌جناب کار دیگه‌ای برای امشب بهت نسپرده

نه، این کاریه که خودم برای خودم تعیین کردم

از چشم بقیه دور نمی‌مونه که هر شب غیب‌ِت می‌زنه

نُه تا قلمرو وجود داره

پادشاه آینده‌ی آزگارد باید روی بیشتر از یک قلمرو تمرکز کنه

از شمشیرزنی‌ت ممنونم

و همین‌طور از نصیحت‌ت، بانوی نیکو، سیف

سلام

سلام

خب، قضیه‌ی تو چیه؟

چرا باید قضیه‌ای باشه؟ هیچ خبری نیست

تو ده دقیقه‌ی اولِ قرارمون رو

پشت منویی قایم شدی که کلاً سه تا انتخاب داره

یا مرغه، یا گیاهی، یا ماهی، جین

فکر کنم یه قضیه‌ای هست

و فکر می‌کنم اون قضیه مربوط به یه مَرده

پیچیده‌ست

هنوز هم هست؟

نه، اون

رفت

درکت می‌کنم

رفتنِ طرف... سخته، مگه نه؟

من با یه خانمی بودم

و اون توی نیویورک کار پیدا کرد

آخرش دوری، همه‌چی رو خراب کرد

و البته این حقیقت که مدام با بقیه می‌خوابید

نه! اوه، با خیلی‌ها

سلام. میشه لطفاً کمی شراب برامون بیارید؟

حتماً، منم می‌خورم

ریچارد، این دارسیه

اینجا چیکار می‌کنی؟

اوه. سلام

خب، من اومدم سرِ کار توی آزمایشگاه/خونه‌ی مامانت

و کاملاً انتظار داشتم که با پیژامه نشسته باشی و زانوی غم بغل کرده باشی

و بستنی بخوری و مدام به اون فکر کنی

خودت می‌دونی کی

اما نیستی. لباس‌های زنونه و شیک پوشیدی

حتی دوش هم گرفتی، نه؟ بوی خوبی میدی

این حرف‌ها به جایی هم ختم میشه؟

چون واقعاً لازمه که یه دلیلی برای اینجا بودنت داشته باشی

درسته

اون همه تجهیزات علمی رو که دیگه بهشون نگاه هم نمی‌کنی یادته؟

شاید بخوای دوباره یه نگاهی بهشون بندازی

دلیل این‌که این همه راه رو تا اینجا اومدیم همینه

از کار افتاده

منم همین رو گفتم

منم همین کار رو کردم

فکر می‌کردم یه کار علمی‌تری انجام بدی

مطمئنم چیزی نیست. آره، این

به نظر نمیاد که "هیچی" نباشه

یه جورایی شبیه اون عددهاییه که اریک داشت درباره‌شون هذیان می‌گفت

دوست‌مون اریک

یه جورایی زده به سرش

اون تمایلی نداره

من تمایلی ندارم. ولی من هستم

دیگه وقتشه که بری

باشه

کوتاه اما مفید

اون به کمک نیاز داره

فکر کنم من ماهی "سی‌بس" رو سفارش بدم

ماهی سی‌بس، آره. ماهی خوبیه

ماهی سی‌بس، سی‌بس، سی‌بس، سی‌بس، سی‌بس، سی‌بس

ماهی سی‌بس

ماهی سی‌بس

جین؟

شاید بهتره دیگه نگی "ماهی سی‌بس"

و بری دنبال دوستت

خیلی خوش گذشت

منم همین‌جا می‌مونم و تنهایی میگم "ماهی سی‌بس"

و ازت متنفرم

چی؟ من که گفتم پسره بانمکی بود

فقط ساکت شو و رانندگی کن

باید خروجی بعدی بپیچی چپ

این کیه؟ کارآموزمه

کارآموز داری؟ اوه، آره

سلام دکتر فاستر

باعث افتخارمه که با شما کار می‌کنم

درسته. باید به اریک زنگ بزنم

اوه، بپیچ راست

و بعد چپ

رانندگی توی لندن رو کاملاً یاد گرفتم

سلام اریک. باز منم. کجایی؟

چون گفتی یه چیزی پیدا کردی اومدم اینجا، اما بعدش غیبت زد

من اینجا در استون‌هنج هستم

جایی که امروز شاهد اتفاقات جالبی بودیم

پلیس به صحنه فراخوانده شد

بعد از این‌که یک رهگذرِ به ظاهر بی‌خطر به منطقه نزدیک شد

و بعد تصمیم گرفت کاملاً لخت بشه و

با تجهیزات علمی توریست‌ها رو بترسونه

در حالی که فریاد می‌زد داره سعی می‌کنه نجات‌شون بده

More Farsi Persian subtitles for Thor: The Dark World

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left