200 rreshtat e parë.
نه. نه. هان؟ چی؟
چی... چی... چی... چی شده؟
هیچی
اتفاقی نیفتاده
چی؟
درمان جایگزین
اینم گل داوودیه
نماد پاکی و حقیقته
و میخوام اینجا یه گیاه فشفشهای بکارم
یه گل خیلی ریز داره که طول روز فقط یه لحظه باز میشه
ضایع نیست اینجا بکاریش وقتی همه جا درمیاد؟
آخه میدونی، اغلب مشکل گیاها اینه که
مردم گیاهایی میخوان که مال اینجا نیست
درباره سگها هم همینه
آخه آدم چرا باید یه سگ اهل آلاسکا رو اینجا تو بوئنوس آیرس نگه داره؟
خب، واسه گیاها هم همینطوره
واسه بعضی آدما هم همینطوره، میگلو
مامانم هم منو "میگلو" صدا میکنه
ولی گریل خوشش نمیاد
گریل دیگه کیه؟
همون دختری که باهاشم
ولی الان اوضاع یه کم پیچیده است
به خاطر مامانت؟
نه، اصلاً
قضیه اینه که اجارهخونهاش داره تموم میشه و میخواد که ما
یه جا پیدا کنیم که با هم زندگی کنیم
"ما" یعنی کی؟
اِم، گریل و من
ممم
یه لینک برات فرستادم. چک کن. باید برام یه ماشین کرایه کنی
امروز رو نیستم
ولی تو مصاحبهها رو ادامه بده
قسمت ۳: "فرمانروا"
فرمانروا
از این طرف
زود حرف بزن چون خیلی زود بهش برمیخوره
و خوشش نمیاد غریبهها بیان اینجا
سلوا
میفهمم. سلام. خب، نیازی به گریه نیست
به خاطر پیازه
بله. شوخی بود
اِم، اینم گوشی، خب؟ اوه، ممنون
اِم، ما دیگه میریم، باشه؟
برو. برو اون تو
قشنگه، نه؟
پارک، زمستون، هوای سرد
سلوا پرز سالرنو. چطوری؟
بله، بله. خدمتکار بهم گفت. ممم. مم-هم
خوشبختم. کارلوتا راموس فیگراس
ممم. اوضاع چطوره؟
انگار اسم خیابونه. اوه، آره
ماشینت خراب شد؟
آره، اجارهایه. ممم
یعنی یا فرستادنت اینجا یا خیلی بیمسئولیتی، درسته؟
چون... نمیدونم
الکی تو بیابون چرخیدن میتونه خطرناک باشه
پسر سرکارگر با یه تیر سرگردان کشته شد
از طرف یه سری مامور که داشتن شکار گوزن میکردن، و
چه کابوسی
ورموتتون، خانم. آه، بالاخره
خب، خب، خب. منتظر همین بودیم
یه ذره ورموت. دوست داری؟ کیه که دوست نداشته باشه؟
بله، فقط یکی، چون بعداً باید رانندگی کنم، واسه همین
نه، تو رو خدا. خیلی سبکه
خب، اینم از این. دیدیش. حالا میتونی بری
خیلی ممنون
ممنون. بله، حتماً. با اجازه
"اگر کسی نداند به کدام بندر میراند، هیچ بادی موافق نیست."
سنکا
باید یه چیزی میخوردم. تخمدانهام دارن کنده میشن
اگه بخوام کاملاً صادق باشم، انگار دارم از وسط نصف میشم
ممم. میخوام دخترها رو بهت معرفی کنم
دخترها
بریم؟ دخترها، بیاین سلام کنین
زود باشین. بدوئین
همینه. بیاین. این سلواست
آه، باشه. میشناسیش. نه، نگاه کن
واو، میشناسنت
ماشینش درست جلوی خونه خراب شد
اصلاً نمیدونی کی هست، مگه نه؟
اِ، آره. خدمتکارها، اِم، آمارشو بهم دادن
باید سوسانا رو میدیدی. بدجور تحتتأثیر قرار گرفته. قفل کرده رو طرف
فقط باهات دست میدم چون خیس عرقم. من مارینا هستم
دخترمه. آره. بله. اینم دوستم، فائوستینا است
اِ، فائوستی... چطوری؟
یه چیزی تنت کن، زود باش
اوه، خواهش میکنم
با این همه مرد لخت و عرقکردهای که مجبور شدم ببینم
ممم
یه جفت سینه کوچیک و قشنگ زنونه، چشم آدم رو روشن میکنه
اوضاع چطوره؟ سلام
خب، من با بوسه بهت خوشآمد میگم. من مثل اون خیس عرق نیستم
تازه، شکست دادن تو هم راحته
اوه، آره؟ آره
خب، بعداً نیای التماس ماساژ کنیها، باشه؟
تو کی به من ماساژ دادی؟ بعضی وقتها بهت ماساژ میدم
اوه، دخترها. دخترها، لطفاً
هی، تمومش کنین. تو رو خدا. ول کنین. بسه دیگه
آره، فائوستینا انگار... در واقع عضو خانواده است چون
اِم، راستش موقع بزرگ شدن، من و باباش با هم دوست بودیم
پس، اساساً این دو تا مثل خواهر میمونن
و... و شما اینجا چیکار میکنی؟
دنبال، خب، یه زمین میگشتم که توش خونه ساخته باشن
یه چیز کوچیک. ولی عالی
میدونی، سزار، شوهرم میتونه کمکت کنه چون اون میشناسه، میدونی
همسایهها رو، کارگرها رو
فکر کنم به زودی، همین هر لحظه، باید برسه
اوه، واسه ناهار بمون. آره
صبر کن. گوشت دوست داری؟ گوشتخواری؟
همهچیزخوارم. اوه، عالیه. خوبه، حله
ببین، تو میمونی. اِ، من به ماشینت میرسم. میدم تعمیرش کنن
منظورم اینه که زنگ میزنیم به یدککش یا آمادئو ردیفش میکنه
بعداً یه فکری براش میکنیم. نگران اون نباش
آمادئو کیه؟
آما، عزیزم
اوه، عزیزم. دیگه تقریباً حاضره، نه؟
نه، ببین کی اینجاست
سلام
سلام
میشناسیش؟
آره، آره، تو تلویزیون دیدمش
سلوا
درسته، سلوا
چطوری؟ آمادئو هستم
چرا ناهار تو این خونه حاضر نیست؟
اون خوکِ اذیتت میکنه؟
بعد از اون همه حرف درباره ماشینهای خراب
رفتم بنزین بزنم که محض احتیاط پر باشه
تقریباً حاضره، کارلوتا
لطفاً، یه کم عجله کن
حاضرم تو لجنزار پر از امعا و احشا غلت بزنم
دارم از گشنگی ضعف میکنم
واسه ناهار میمونه. آره؟
آره. واسه ناهار میمونی؟
اگه غذا به اندازه کافی باشه
ببینم. مگه زیاد میخوری؟
ماشینش خراب شد
بله، بله. همین الان بهم گفت
اگه بخوای، میتونیم یه نگاهی بهش بندازیم. نه، الان نه
بعداً برو
چرا باغهای به رو بهش نشون نمیدی؟ فوقالعادهان
نه، میخوام دوش بگیرم
من میبرمش
اِ... میشه، اِ، بذاریمش واسه بعد؟
چون... نه، باید برم سر کار، و
میتونیم همین الان بریم و یه نگاهی بندازیم. هی
میدونی "نه" یعنی چی، مگه نه؟
اِ، اون نمیخواد. نمیخواد
قبول نمیکنه چون میگه به درمان اعتقاد نداره
واسه همینه که دارم بهت میگم فکر نمیکنم خانم سلوا بتونه تو رو ببینه
چون اون فقط زوجها یا "گروههای سهنفره" رو میبینه
البته، ولی قضیه همینه. واسه همین
نیاز دارم اون بهم کمک کنه تا راضیش کنم بیاد
راضیش کنی بیاد؟ اگه نخواد بیاد چی؟
آره، ولی
چند وقته که ازدواج کردین؟
چهل و دو سال. ممم
ولی همیشه که رابطهتون بد نبوده، بوده؟
نه. نه
نه، قبلاً خیلی با هم خوب بودیم
و... و این بحران با آقا رائول از کی شروع شد؟
شش سال پیش
آه
پس به خاطر یه چیز خاصی بوده، نه؟
آنتونیا، یه دوست
دوست هر دوی ما. بله
اون مرد
سکته قلبی
یهو. و سه ماه بعد، ویکتوریو مرد
شوهر آنتونیا که اونم دوستمون بود، میدونی؟
ما دو جفت دوستِ همیشگی بودیم
سهشنبه - بتی ماسکارپونه X
من با آنتونیا هممدرسهای بودم، دیگه خودت تصور کن
اینا همونان؟ خیلی خوشگلن
دیدی؟ یه گیاه خیلی، خیلی قشنگ
شغلت چیه، فائوستینا؟ از این سوال متنفرم
از سواله متنفری یا از جوابش؟
طراح مدم. آه
ولی این اواخر واقعاً ازش فاصله گرفتم
چرا؟
واقعاً میخوای بدونی؟
من هیچوقت درباره چیزایی که برام جالب نیست سوال نمیپرسم
ولی قراره از من پول بگیری، نه؟
اِ، یه مدتی پیش یه اتفاقی افتاد. واقعاً همهچیز رو عوض کرد
فروشگاه تو یه منطقه فوقالعاده لوکسه
عالیه. عاشقش میشی. حتماً
میتونیم بریم و یه دستی به سر و گوشش بکشیم، رنگش کنیم، نه؟
آره، حتماً
تازه، فائوستی واسه هفته مد میره میلان
ممم. ما جدیدترین طرحها رو میخوایم
پول سفرت رو بابات میده؟ بله
ممم
ببخشید، خانم
ببخشید. ممم، ممنون
باید این هفته پول پیش و اجاره رو بدیم
نمیدونم این کسبوکاری که میخواید راه بندازید فکر خوبیه یا نه، دخترها
چون برندسازی خیلی زمان میبره و مهمتر از اون، پول میخواد
ببین مامان. تو قبلاً "اوکی" رو دادی
و ما کلی پیشرفت کردیم
خب مدل کسبوکارتون چیه؟ چیزی دارین؟
No comments yet. Be the first to leave one.