200 rreshtat e parë.
قبلاً این صحنه رو دیدم
میفرستیشون کما و دیگه برنمیگردن
اینجا چه غلطی میکنی؟
طرف آدم ترسناکیه
منظورم اینه که واسکز اصلاً نمیدونه اون چطوری آزادی مشروط گرفته
همهچیزش یه جوری مشکوکه
شغل "ماچ" در امانه
چرا طوری حرف میزنی انگار داری روضه میخونی؟
۴۰ برای همیشه منتقل میشه به ایستگاه
امشب بیا به "مالیز"
باید برم خونه
شاید یه وقت دیگه
"ایزایا" داره میره
چطور این اتفاق افتاد؟
کاری از دست من برنمیاومد
هر کاری اینجا میکنم، دارم به تنهایی انجامش میدم
باید بگم اون بیرون غافلگیرم کردی
خب، بابت اون باید از اون جمعیت عصبانی تشکر کنی
چون همه میدونن که ترس باعث تحریک میشه
نه به اندازهی یه فکت علمی که به موقع گفته بشه
اوه. اون چی بود؟
کاراتهست؟ تکواندوئه
اوکی
نوچ
دارن پیجت میکنن. شاید حق با تو باشه
بذار چک کنم
نه، فقط یکی از همکارامه که میخواد فردا جاش بمونم
مشکلِ فرداست
اوه، اون جوجیتسویه؟
رزمیِ نمایشیه. اوه
داری میری؟
آره، میخوام برم رو تمرینات "دختران آتش" کار کنم
ولی فکر کردم تو هم تو اتاق "ون میتر" پلاس میشی
به هرحال توی بیمارستان "مِد"
راستش امروز رو بیخیال میشم
"کری"، میدونی که دخترش
این اواخر سر و کلهش پیدا شده
و نمیخوام مزاحم خلوتشون بشم
بعید میدونم ناراحت بشه
میدونی، میتونی از خودش بپرسی
اوه، از "تری" خبر جدید رسید
"شونا" توی توانبخشی عالی بوده
و "ایزایا" هر روز بعد از مدرسه پیشش بوده
عالیه. آره، همینطوره
توی ایستگاه ۵۱ میبینمت. آره
حس عجیبیه
باید اینجا یه ماشین آتشنشانی باشه. چی؟
فکر نکنم این وضع زیاد طول بکشه
این بازیهای همیشگی سیاستمداراست، خب؟
قبل از اینکه فکر کنن، عمل میکنن
و خیلی زود میفهمن که این گردان
به ماشین خودش نیاز داره. باشه؟
و بعدش "ماچ" هم تا چشم به هم بزنی برمیگردنه اینجا
آها
ضربه مغزی شدی یا چی؟
از کی تا حالا به نیمهی پر لیوان نگاه میکنی؟
بالاخره شروع کردی به خوردن قرص اعصاب؟
دارم بهت میگم، چند شیفت به این موضوع زمان بده
و خودش همهچیز درست میشه
حله؟ حالا میبینی
سلام. سلام
بالاخره با اون یارو تو سازمان امنیت ترافیک تماس گرفتی؟
آره، آره، در واقع چند ماهه که داشته
اون تولیدکننده رو زیر نظر داشته ولی هیچ مدرک محکمی نداشت
حالا اونقدر مدرک دارن که جلوی فروششون رو بگیرن
فروش ایربگ توی آمریکا. آره
ایول، فوقالعادهست. کارت عالی بود
این نتیجهی یه کار تیمیِ عالیه
هوم
خب، بچهها، یه یادآوری سریع برای هر کسی که
برای برنامهی "وظیفهی مشترک" ثبتنام کرده
امروز اولین کلاس شبیهسازیمون رو داریم
کلاس شبیهسازی؟
از این چیزای کامپیوتریه؟
چون من زیاد باهاشون... آره میدونیم "هرمن"
نگران نباش
خبری از کامپیوتر نیست
یه آموزش پزشکی شبیهسازیشدهست با
مانکنهایی که از لحاظ آناتومی دقیق هستن تا
بتونیم مهارتهای حیاتی رو بدون کشتنِ کسی تمرین کنیم
امروز قراره روی لولهگذاریِ تنفسی کار کنیم
دوستمون دکتر... ببخشید
خوبی؟
آره، بعداً بهت میگم
خب، به هرحال، دوستم دکتر "کمبل" توی بیمارستان "مِد"
که راستی واسه خودش غولیه
قراره کلاس رو مدیریت کنه
و شما هم عاشقش میشین
سلام. کمکی از دستمون برمیاد؟
آره، دنبال "سَل واسکز" میگردم
خودم هستم
اوم، میتونیم بیرون حرف بزنیم
بابت وقفه عذر میخوام
افسر "رسیدا"، بخش آزادی مشروط
طبق پروندههای من، شما نزدیکترین قوم و خویش "رِی واسکز" هستین
ازش خبری دارین؟ نه این اواخر
مشکلی پیش اومده؟
فکر کردم شما بهتر از من بدونین
جلسه هفتگیش رو نیومده
آخرین بار کی دیدینش؟
چند هفتهای میشه
شاید بهتر باشه یه راهی برای پیدا کردنش پیدا کنین
بهش بگین که اینجور گاف دادنها
دوباره میفرستتش زندان. آره. باشه
میفهمم جریان چیه
۶۱ تیم امداد ۳، نردبان ۸۱، آمبولانس
۴۰۲ حبس شدن فرد در خیابان استیت شمالی، پلاک
اون نباید یه جلسهی دیگه رو از دست بده
باهاتون در تماس میمونم
چی شده؟
بالابر اتوماتیک ماشینهامون یهو قاطی کرد
وضعش خرابه
دروازهها باید بسته میبودن
حتماً داشته دنبال بخش خدمات میگشته که وارد شده
نمیدونم چطور هنوز زندهست
خیلی خب، عقب وایستین
خانم، صدام رو میشنوین؟
خواهش میکنم، کمک کنین
طاقت بیار. میاریمت بیرون
هی، راهی هست این بالابر رو ببریم بالا؟
حتماً یه کنترل دستی داره
سیستم قفل شده
و کنترل دستی هم باید از طرف شرکت ما انجام بشه
و تکنسینشون یک ساعت دیگه میرسه
ما یک ساعت وقت نداریم
خیلی خب، از سمت راننده میکشیمش بیرون
تیم امداد، جک، قیچی، فک هیدرولیک، یالا
مفهومه
قبل از اینکه شروع به بریدن کنیم
باید این بالابر رو مهار کنیم
حله، فهمیدم. پایههای مهارکننده رو بیارین
مفهومه
هی، اسمت چیه؟
ملیسا. ملیسا، من "استلا" هستم
خب گوش کن، ما از اینجا میکشیمت بیرون
فقط اول باید مطمئن بشیم که این بالابر
بیشتر از این پایین نمیره، باشه؟
خواهش میکنم، فقط بچهم رو نجات بدین
یه بچه تو ماشینه؟
نه، باردارم
آمادهست
خیلی خب هرمن، پایهها رو قفل کن
حله. خب تونی، نوبت توئه
چه خبر شده؟
دارن در رو باز میکنن تا بتونیم بیاریمت بیرون
هی، چند وقتته؟
هشت ماهمه
دختره
اسم انتخاب کردی؟
نه
پدر و مادرم گفتن تا به دنیا نیومده اسم نذار
گفتن شگون نداره
خب گوش کن ملیسا، ما امروز برات
خوششانسی میاریم، باشه؟
از اینجا میاریمت بیرون
فقط طاقت بیار. دووم بیار
خیلی خب ملیسا
چیزی نمونده، باشه؟
بسیار خب
من فقط این رو آروم و با احتیاط میدم عقب
بکبورد رو میدین به من؟
اوکی
یواش
گردنبند طبی چی؟
بیا، بفرما. خب
خوبی؟ آره
رو شمارشِ دو. یک، دو
حله
خب، بهش اکسیژن وصل کنین
با ۱۰ لیتر شروع کنین
تو رو خدا فقط بگین بچهم حالش خوبه
باشه، آره
ضربان قلب داره و حرکتش رو حس میکنم
تو بیمارستان بیشتر بهت میگن
ولی همهچیز خوبه. ممنونم
مستقیم میبریمت بیمارستان "مِد"
اونجا تیم تروما و زنان و زایمان منتظرت هستن
منتظرتن، باشه؟
بریم
چی؟
هی، این یادت میمونه؟
و سه چهارم ۶۳
اینجا چه خبره؟ اوه
من و "ماچ" قصد داشتیم
یکم فضای قفسه اضافه کنیم
و حالا "ماچ" میتونه جایی برای عکسهای عروسیش داشته باشه
و امثال اینها، منم وسایلم رو همینجا میذارم
روی میز، پس
اوه، اون عدد چند بود دوباره؟
و سه چهارم ۶۳
خب، میخوام قفسه دقیقاً وسط باشه
پس میخوام از دو طرف فاصلهش یکی باشه، درسته؟
چیه؟
با قفسه مشکلی داری؟
نه
خب، چون این از طرف سازمان مجازه
اجازه دارم این کار رو بکنم
چک هم کردم. حرفت رو باور میکنم
ولی یه جوری نگاهم میکنی
انگار میخوای چیزی بگی
No comments yet. Be the first to leave one.