200 rreshtat e parë.
مورگان گیلوری رو بذار جلوی یه معما
تا حلش نکنه دستبردار نیست
هی، خبری شده؟ رومن رو پیدا کردیم
الان عکسش رو برات میفرستم. این که رومن نیست
فکر کنم چند روزه یکی سایهبهسایه داره تعقیبم میکنه
شاید بهتره ساک رو قایم کنی، چون هر کی که رومن داره از دستش فرار میکنه
احتمالا نمیخواد محتویاتش لو بره
اگه بشه این قضیه رو فقط بین خودمون نگه داریم
نمیذاریم آدمهای زیادی بفهمن
بیا این عکسها رو با سیستم تشخیص چهره چک کنیم
تو دیگه کی هستی؟
اون کولهپشتی رو میخوام
سرقت یه اثر هنری بزرگ... که رامبراند سال ۱۶۴۵ کشیدتش
سارق بیدلیل دنبال این نقاشی نبوده
«ریس» تازه رسیده تا برای پیدا کردن نقاشی گمشده بهمون کمک کنه
من متخصص بازپسگیری آثار هنری هستم
اگه بتونم نقاشی رامبراند رو صحیح و سالم برگردونم
شرکت بیمه مجبور نمیشه یه چک با مبلغ خیلی بالا بکشه
حدس میزنی کار کی باشه؟
خب، انگار اینترنت اینطوری فکر میکنه. بعضیها بهش میگن «ژان باپتیست»
اگه تابلوی «دختر جوان» رو پیدا کنیم
باید اون رو به «میریام ویسمن» پس بدیم، نه خانواده «فاستر»
پس تو تنهایی و بدون اسکورت پلیس برگشتی سر صحنه جرم؟
ولی اگه نمیرفتیم، این رو پیدا نمیکردیم
از اینجا به بعد رو من و کارآگاه کارادک انجام میدیم
داری من رو از پرونده میذاری کنار؟
نگران نباش. اون باجگیر به زودی سر و کلهاش پیدا میشه
خودشه. یالا بریم! داشت در میرفت
شاید اصلا ژان باپتیستی وجود نداشته باشه. ممکنه فقط یه افسانه باشه
نگهبان به شونه چپش شلیک کرد و اونم دستخالی فرار کرد
من توی موزهام، باید بیای این رو ببینی
پروندهمون کلا زیر و رو شد
اوه، خدای من
لعنتی، کلارک
یا خدا. این اصلا خوب نیست
نه، بدجوری شاکی شدی. هی، مشکل چیه؟ تو که عاشق اینجور چیزایی
ترسوندیم. اینجا محل کار منه
باشه، ببخشید. ولی تو که اینجور چیزا رو دوست داری
نه اینجورش رو، باشه؟
باشه، معذرت میخوام. فقط طاقت نداشتم تا دیدنت صبر کنم
تمام روز داشتم بهت فکر میکردم
تمام روز؟ خب، بیشتر روز رو
ممم. بیا یه بوس بده
ممم
باشه، بیا بریم. آره، بیا از اینجا بزنیم بیرون
کلیدهام کو؟
واو
و قبل از اینکه پیداش کنی، کسی رو ندیدی که از اینجا دور بشه؟
هیچکس
آره، اگه کلیدهاش از دستش نمیافتاد، شاید اصلا متوجهش نمیشدیم
خب، اگه چیزی به ذهنت رسید
این به اون نقاشی دزدیده شده ربطی داره؟
مورگان
بهش زنگ زدی؟ آره، زنگ زدم
مدیر موزه رو که یادته. سایرس کارو، ۴۸ ساله
علت مرگ: ضربه جسم سخت به پشت سر
احتمالا با آچار چرخ خودش، که توی صندوق عقبش نیست
خب... از موزهی این رفیقمون یه نقاشی ۲۰ میلیون دلاری دزدیده شده
و دو روز بعدش جنازهاش پیدا میشه
چقدر احتمال داره این دو تا به هم ربطی نداشته باشن؟
یا از دزدی چیزی میدونسته، یا میدونسته کار کیه
شاید قبل از اینکه بتونه بیاد سراغ ما، دخلش رو آوردن
ممکنه با ژان باپتیست طرف باشیم؟
بعیده. ژان باپتیست از کل دنیا نقاشی میدزدید
سایرس اهل سفر نبود
شاید اون و ژان باپتیست با هم دستشون توی یه کاسه بوده
هوم. فکر میکنی اون همونیه که برای قرار باجگیری بهت زنگ زد؟
صداش رو نشناختم، ولی اون عکس پولاروید رو بهم داد
پس نمیتونیم مطمئن باشیم قربانیمون شاهد بوده یا همدست
کی کشته شده؟
اوم، پزشکی قانونی زمان مرگ رو توی همین یک ساعت گذشته اعلام کرده
اوه، خداروشکر
شانس آوردیم که انقدر زود رسیدیم
توی موزه این دستش بود
آره، پس چرا قاتل باید یه ساعت ۲۰۰ هزار دلاری رو روی زمین ول کنه؟
چرا باید اون همه زحمت بکشه تا از مچش بازش کنه و بعدش... چی، یادش بره؟
خب، چون قلابیه
آره، اگه اصل بود عقربه ثانیهشمارش نرم حرکت میکرد
نه اینکه موقع تیکتاک کردن، بپره
تازه، حکاکیاش هم خیلی کمعمقه
تکنسینهامون یه نگاهی بهش میندازن
خوبه. من برای یه مدت کوتاه میرم بیرون
همه چی ردیفه؟ آره، فقط یه سری مسائل مربوط به بچههاست
میخوای برسونمت؟
نه، میخوام پیاده برم
و یه سطل آشغال که دیرتر نیاز به خالی کردن داشته باشه
اوه. ببخشید، فقط اومدم یه حوله بردارم
گند زدم. اشکالی نداره
من تمیزش میکنم. حتما
مورگان. مورگان
چی... تعقیبم کردی؟
اومدی سر صحنه جرم و دو دقیقه بعد جیم شدی
آره تعقیبت کردم. چه خبره اینجا؟
فکر کنم «ریس» همون ژان باپتیسته
ریس؟ همون مشاور هنری؟
نه، منظورم اون شکلات مغزدارست! آره، همون. فقط فکر نمیکنم کارش پس گرفتن آثار هنری باشه
فکر کنم خودش میدزدهشون. یا شایدم هر دو. نمیدونم
فقط میدونم که یه صندوق توی اتاقشه
و فکر کنم تابلوی «دختر جوان» ما اون توئه
آروم باش. فقط یه نقاشیه
اوم... خب. همین؟
شنیدی یه صندوق آثار هنری داره و حالا فکر میکنی یه سارق هنری بینالمللیه؟
نه، دیدمش، یه زخم گلوله هم روی شونه چپش دیدم
دقیقا همون جایی که ژان باپتیست تیر خورده بود
خب، تو چطوری زخمش رو دیدی؟ هوم؟
اون زخم رو. گفتی دیدیش
اوم
از قیافهات معلومه یه خبری هست. میشه این قیافه رو برام ترجمه کنی؟
آره. خب... میدونی
من و اون... ما
اوه. اوه
میدونی چیه؟ خودمم شوکه شدم. نمیدونم. میشه از این قسمت بگذریم؟
باید کل این پرونده رو دوباره بررسی کنیم
باشه، فکر کنم داری یه ذره پیازداغش رو زیاد میکنی
نه، ریس از لحظه سرقت تا قتل، توی تمام مراحل همراه ما بوده
میفهمم. برای همینم باید یه سرکی توی اون صندوق بکشم
مورگان، بدون حکم نمیتونی وارد اتاق کسی بشی. خودت این رو میدونی
معلومه که اگه چیز مهمی پیدا کنم
میگم وقتی من رو دعوت کرد تو، چشمم بهش افتاد
این چیزی رو درست نمیکنه مورگان
الان داری به جرم تفتیش غیرقانونی، شهادت دروغ رو هم اضافه میکنی
نکته خوبی بود. یادداشتش میکنم
مورگان. مو
هی
به به، سلام. کجا غیبت زد؟
اوم، باید میرفتم روی یه پرونده دیگه کار میکردم
اوه. - آره، میدونم
انگار آدمها هیچ قصدی ندارن جز اینکه مدام همدیگه رو بکشن
میدونی، انگار دیگه واقعا بسه
خب، من ممکنه به زودی برگردم به اتاقم توی هتل
چرا؟ اوم، آخه... اونجا کلی کار روی زمین مونده، مگه نه؟
و... جریان اون ساعت چیه؟ اون ساعت رو یادته؟
مطمئنی همه چی مرتبه؟ - آره، آره
آخه یه جورایی اون دفعه حرفمون نیمهتموم موند
واقعا همینطور بود
شاید... نمیدونم، بتونیم از همون جایی که موندیم ادامه بدیم
نقاشی رو پیدا کردی؟
«یه» نقاشی پیدا کردم، ولی «اون» نقاشی رو نه
پس هیچ ایدهای نداریم که ریس همون ژان باپتیسته یا قاتل ما
من که تقریبا مطمئنم ژان باپتیسته
ولی هر دو میدونیم که قاتل نیست چون مدرک عدم حضور در صحنه داره، یادت رفت؟
درسته. خب، یه زخم مدرک محکمی نیست مورگان. ما بیشتر از اینها لازم داریم
خب، من بیشتر پیدا میکنم
روشی که میخوای باهاش مدرک پیدا کنی من رو نگران میکنه
میدونی چیه؟ الان اصلا حوصله این حرفات رو ندارم
منم نمیخوام واگنر دوباره از کوره در بره و بهت گیر بده
پس اگه واقعا فکر میکنی ریس همون ژان باپتیسته
باید کاپیتان رو در جریان بذاریم
به هیچ وجه. نه
تنها کاری که باید بکنی اینه که کاپیتان رو راضی کنی من رو برگردونه سر پرونده
و دقیقا چطوری باید این کار رو انجام بدم؟
خب، میتونی با دهنقرص نگه داشتن شروع کنی
درباره هر چیزی که توی اتاق هتل اتفاق افتاد
هوم. باشه. پس به کاپیتانم دروغ بگم
که کجا بودی و ما از کجا این چیزها رو میدونیم
فقط یه چیزی سر هم کن که منطقی به نظر بیاد
و باعث بشه کاپیتان دوباره بهم اعتماد کنه
داری قضیه رو سختتر از چیزی که هست میکنی
متاسفم
پس حالا باید هم یه دزد رو بگیریم و هم یه قاتل رو
کارآگاه کارادک، خوشحالم که به ما پیوستی
کاپیتان
گیلوری. مطمئنم یه پرونده دیگه پیدا میکنی که به استعدادهای خاصت نیاز داشته باشه
توی کنفرانس خبری درباره مقتول سوال میپرسن
درباره «سایرس کارو» چی میدونیم؟
سابقه نداره، بچه نداره، مجرده و توی فیلیپین به دنیا اومده
و فوقلیسانس مجسمهسازیاش رو اینجا توی لسآنجلس گرفته
سایرس پنج سال مدیر موزه بود
بعد از سرقت، تمام کارکنان رو چک کردیم. مورد مشکوکی نبود
شبکههای اجتماعیاش چی؟
این آخرین پستشه که دو ساعت قبل از قتل گرفته شده
جاش رو پیدا کنین. از اون باجگیری که ماشینش شیشهدودی بود چه خبر؟
پلاک رو چک کردیم. ماشین به نام یه نفری به اسم «لو فاولر» ثبت شده
دستور توقیف ماشین رو صادر کردیم
رابطهای با ژان باپتیست داره؟
هنوز هیچی. هنوز نمیدونیم اون کیه یا اصلا وجود خارجی داره یا نه
من که شک دارم، ولی... دوست دارم ثابت بشه که اشتباه میکنم
و باجگیر دیگه باهات تماس نگرفت تا درخواستی داشته باشه؟
نه، هیچکدوم از رابطهای من حتی یه پچپچ هم نشنیدن
درباره نقاشی دزدیدهشده توی دارکوب یا جای دیگه
شاید هنوز رو نشده، یا اونی که نقاشی دستشه خیلی داره احتیاط میکنه
عالی شد. پس دنبال یه سارق آثار هنری و یه سارق خودرو میگردیم که ممکنه هر دو یه نفر باشن
ولی تنها مظنونی که تا حالا تونستیم شناسایی کنیم
هنوز همون نوه «میریام ویسمن» هست
پس یه نفر بره آمارش رو دربیاره ببینه وقتی من و کارآگاه کارادک
داشتیم تمام چراغ قرمزهای شهر رو رد میکردیم، اون داشته چه غلطی میکرده؟
پدرم اون نقاشی رو سال ۱۹۳۲ خرید. ما توی کراکوف زندگی میکردیم
من تنها کسی از خانوادهمون بودم که زنده موند
وقتی نازیها اومدن، همه چی رو با خودشون بردن
من و مورگان میتونیم بریم خونه سایرس ببینیم چیزی پیدا میکنیم یا نه
فقط خودت کارآگاه. مورگان فعلا معلقه
فارستر و اوزدیل، اگه رابطهای
بین سایرس و ژان باپتیست هست، میخوام بدونم
امیدوارم دفعه بعد که با خبرنگارها حرف میزنم، حرفهای خیلی بیشتری برای گفتن داشته باشیم
برو دنبالش
خب، اینجا چی پیدا میشه؟
اوم، میتونی از هویجهای من بخوری یا چوبشورهای یکی دیگه
پس اینجا گوشه مشاورهاست، آره؟ جایی که منتظر میمونیم تا صدامون کنن؟
شاید تو، ولی من نه. من رفتم
ببین، درباره اون موقع، واقعا برنامهای نداشتم. من... فقط
No comments yet. Be the first to leave one.