He Who Must Die

He Who Must Die (Celui qui doit mourir)

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Celui-qui-doit-mourir-ENG
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian celui qui doit mourir 1957 زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

other
Publikuar më: 2025-12-21
Shkarkime: 14
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

آنکه باید بمیرد

گریه نکن

یه روز بالاخره ترک‌ها رو بیرون می‌کنیم

با تو... یا با پسرت

صبر کن

لوکاس، کمکش کن. ساکش رو بردار

به اون دست نزن. هیچ‌کس نباید به اون دست بزنه

استخون‌های پدرمه. و پدرش. دهکده جدیدمون رو روی همین‌ها می‌سازیم

یونانی‌ها... بلند شید

یه دهکده دیگه پیدا می‌کنیم

و برادرهایی که بهمون خوش‌آمد بگن

راه بیفتید

خب، آدونیس، امروز داری مو کوتاه می‌کنی؟

البته! همه‌تون خیال می‌کنید بهترین نقش‌ها به شما می‌رسه

از صبح تا حالا کلی مسیح و حواریون رو اصلاح کردم

و تو، این برای کیه؟

یعقوب قدیس! ولی فقط یه طرف صورتم رو بزن

این‌طوری اگه منو انتخاب کردن، نصف ریشم آماده‌ست

اگه آقا اجازه نده چی؟

اون‌وقت اون طرفش رو هم می‌زنی

بیاین بچه‌ها

اونجا... ارتش پارس، لشکریان داریوش آماده حمله

اینجا، این گروه کوچیک. این‌ها کی‌ان بچه‌ها؟

ماییم! آره، ماییم! آره، ما یونانی‌ها

ده هزار نفر در برابر یک میلیون! فرمانده کیه؟

میلتس

میلتس، درسته! هر یونانی در برابر صد پارسی! مهم نیست. به پیش

به پیش! به سمت دریا، به سمت دریا

همه پارسی‌ها... به دریا! پیروز در تمام جبهه‌ها

یه روز می‌بینید که نوبت ترک‌ها می‌رسه

ترک‌ها رو تار و مار می‌کنیم. ما فرزندان سربازهای ماراتون هستیم

آفرین

بیا اینجا

آفرین جناب تیمسار

اما گوش‌های آقا خیلی تیزه. اگه بفهمه با ترک‌هاش چطوری رفتار می‌کنی

باید نگران گردنت باشی. گردن من؟

خب... فکر کنم مستحق یه کراوات خوشگل بشی

این‌طور فکر می‌کنی؟ آره، همین‌طوره

راستی، اجازه رو داد؟

آقا جرئت نمی‌کنه نه بگه

چی گفتی؟

گفتم که آقا خیلی مهربونه

خدا از زبونت بشنوه

پستچی اومد

دیگه وقتش بود! دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه

هنوز چیزی برای من نیومده؟

خواهرم توی ازمیر دست‌کم هجده ماهه که حامله‌ست

یه کم زیادی طولانیه. اون چطوره؟

دیگه حامله نیست. صاحب یه برادرزاده شدی

منظورم اینه که، ممکنه

یاناکوس، حالا که می‌دونیم همه نامه‌ها رو با بخار باز می‌کنی

چرا زحمت دوباره چسبوندنشون رو به خودت می‌دی؟

این جریمه منه

های، تاویس... یه عرق برای یاناکوس بیار

برادرزاده‌دار شدم. خودش بهم گفت

چقدر بی‌ملاحظه است

خجالت نمی‌کشی جلوی مشتری‌ها زنت رو می‌زنی؟

اوه، حواسم هست زیاد بهش صدمه نزنم

زن باید جاش رو بدونه

هی، اون یکی که داره میاد چی؟ کی داره به اون درس می‌ده؟

اومد

برای تو یه کم زود نیست که کار رو شروع کنی؟

چرا، هست. ولی اینجا اون‌قدر مرد برای ازدواج هست

که باید زود دست به کار بشم

پانایوتاروس، جلوی کل شهر منو سکه یک پول نکن

کاترینا

برو خونه و لباس بپوش. یالا

لخت که نیستم

منظورم لباس درسته. باید بیای کلیسا

کلیسا؟ دستور پدر گریگوریسه

واقعاً؟ که این‌طور

برو، عجله کن

عجله‌ای نیست. آقا هنوز اجازه نداده

داریم ردیفش می‌کنیم... زود باش

هنوز نه

خب، آقاجونِ من، بگو باشه دیگه. تمام شهر منتظرن

اون‌ها از قدیم هر هفت سال یک بار این تعزیه رو اجرا می‌کنن

آخرین بارش سال ۱۹۱۴ بود، سال جنگ

بیا و... بگو بله، آقاجون، باشه؟

این عیسای شما خدای خیلی غمگینیه

در حالی که اللهِ ما یه هنرمندِ سرزنده است

اگه تشنه باشی، این عرقِ گوارا رو بهت می‌ده

گشنه باشی؟ برنج و دارچین برات فراهم می‌کنه

اگه عصبانی باشی، یه مسیحیِ سر‌به‌زیر جلوت می‌ذاره

و کدوم افسردگی‌ای می‌تونه در برابر این معجزه، یوسفاکی، مقاومت کنه؟

راست می‌گی... دنیا واقعاً جای محشریه

اوه، ببین، بیوه زن

اون فقط برای فرو نشوندن آتیش هوس‌های قدیمی تو ساخته شده

مال من و همه. این صدقه مسیحی ماست

ولی پاتریارکیاس، داشتم فکر می‌کردم

اگه گریگوریس اون رو برای نقش اون زن گناهکار انتخاب کنه... اسمش چی بود؟

مریم مجدلیه. خودشه

این بازی‌ها و عشق‌بازی‌ها و ماساژ گرفتن‌ها رو تموم کنید

این‌ها گناهان کبیره‌ست

اوه، ممنون که یادآوری کردی

خب، پس قبوله؟ می‌تونم علامت بدم؟

باشه، ادامه بدید! همدیگه رو مصلوب کنید

گل برای ماریوری

پدرت وقتی سرفه می‌کنم نگران می‌شه. تو نمی‌ترسی؟

اصلاً

دو ماه دیگه و تو همسرم می‌شی

و صد سال با هم خواهیم بود

هی، دیمیتری، چه کلاه قشنگی! مگه نه؟

صبح بخیر! صبح بخیر مانولیوس

تسلیم شو

من روی بیوه زن شرط می‌بندم! تسلیم شو

من روی زن پانایوتاروس شرط می‌بندم

ول کن

باریکلا، مانولیوس

می‌خواست بره توی کلیسا. خب که چی؟ بهم گفته بودن

می‌شنوی پیرزنِ غروغرو؟ بهم گفته بودن! کشیش دعوتم کرده بود

زنیکه فاحشه! اینجا چه خبره؟

تو بهم گفتی برم کلیسا، مگه نه؟

آره، گفتم. همه به کلیسا

نمی‌دونی من کجا زندگی می‌کنم؟

البته که می‌دونم

پس چرا هیچ‌وقت نمیای بهم سر بزنی؟

نمی‌تونستم برات «هدیه‌ای» بیارم

نگران اون نباش

امشب منتظرتم

خیلی خوش‌تیپ شدی

اونم مثل زنِ خدابیامرزت راه می‌ره

ممنون، عمو

بریم سر کار

ساکت

ما همه اینجا با شادی و خلوص نیت جمع شدیم

تا برای آیینِ بزرگِ مصائبِ خداوند آماده بشیم

تا هفته مقدس هنوز راه زیادی مونده، اما همون‌طور که می‌دونید

حواریونِ خدا و خودِ حضرت عیسی

بر اساس سنت، باید بخشی از جشنِ ایلیای قدیس باشن

بنابراین، برای اینکه وقت کافی برای آماده شدن داشته باشن

اسم کسانی رو می‌گم که ما اعضای شورای شهر

انتخاب کردیم

اول، شاگردِ پارسای مسیح

یعقوبِ حواری

شورا انتخاب کرده

کوستاندیسِ قهوه‌چی رو

اون به شرابش آب می‌بنده! استکان‌ها رو پر نمی‌کنه

زنت رو کتک می‌زنه

ساکت! کوستاندیس خیلی با کامل بودن فاصله داره. خودش هم می‌دونه

اما رفتارش رو اصلاح می‌کنه، مگه نه؟

بله، پدر

پس من تو رو یعقوب، شاگردِ مسیح، نام‌گذاری می‌کنم

و حالا، پطرسِ حواری... یاناکوس

یاناکوسِ دوره‌گرد، یاناکوسِ پستچی... ما تو رو انتخاب کردیم

اون نامه‌ها رو یواشکی باز می‌کنه! می‌دونم

اما دیگه تموم شد، کاملاً تموم شد

از این به بعد، پستچی و دوره‌گردِ شما یه آدم قدیسه

متوجهی؟ بله. بله، پدر

خوبه

بعد از من تکرار کن: «شنیدم و اطاعت می‌کنم.»

شنیدم و اطاعت می‌کنم

تو پطرسِ حواری هستی

میکلیس پاتریارکیاس رو صدا می‌زنم

تو شاگردِ محبوب، یوحنای حواری خواهی بود

تو کسی هستی که تا پای صلیب به مسیح تسلی و نیرو می‌ده

پسرم، تو همونی هستی که مسیح مراقبت از مادرش رو به اون می‌سپاره

تو شایسته این ماموریت مقدس خواهی بود

پدر، برام دعای خیر کنید

تو یوحنای حواری هستی

پانایوتاروسِ سراج

یه خواهش ازت دارم، یه خواهش بزرگ

ما می‌خوایم تو یهودا باشی

یهودای اسخریوطی. هرگز

نمی‌تونی رد کنی. بزرگان تو رو انتخاب کردن! به اتفاق آرا

شما نمی‌تونید منو مجبور کنید به مسیح خیانت کنم

احمق، تو به مسیح خیانت نمی‌کنی. فقط نقشش رو بازی می‌کنی

من یهودا نمی‌شم

دنیا به آخر رسیده! از کی تا حالا نظر تو مهم شده؟

نظر من؟ ساکت! تو یهودایی، تمام

کاترینایِ بیوه

باشه پدر، من مریم مجدلیه می‌شم

مریم مجدلیه موهایی مثل عسل داشت

نگران نباش. من موهاش رو دارم... و بقیه چیزها رو

من بهت دعای خیر می‌دم

خیلی ممنونم، پدر

و حالا، خدا ما رو ببخشه، می‌گیم که چه کسی قراره

عیسی، منجی ما باشه

مانولیوسِ چوپان

ما تو رو برای نقش پسرِ خدا انتخاب کردیم

بیا اینجا بالا

تاجی از خار روی سرت می‌ذارن

زیر سنگینیِ صلیب خرد می‌شی

از خستگی از پا میفتی

مصلوب می‌شی

اما... اما من... من لایقش نیستم

من... من حتی سواد خوندن ندارم، و

به‌سختی می‌تونم حرف بزنم

فقط باید فکر کنی. به سخت‌کوش بودن، به قدیس بودن فکر کن

اما... اما پدر

ساکت

خدا داره از زبون من حرف می‌زنه

بیاید دورش جمع شید

از این به بعد، دیگه کوستاندیس یا یاناکوس نیستید

نه پانایوتاروس، نه میکلیس، نه کاترینا و نه مانولیوس

شما یعقوب هستید

پطرس، یهودا، یوحنا، مریم مجدلیه

و عیسی

از این به بعد، هیچ‌کس در این شهر

نباید به جسم فیزیکی شما نگاه کنه

He Who Must Die subtitles in other languages

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left