Enter the Dragon

Enter the Dragon

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Enter the Dragon 1973 1080p BluRay DD5 1 x264-EbP
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian Enter the Dragon 1973 زیرنویس فارسی فیلم

Etiketat

bluray
Publikuar më: 2025-12-24
Shkarkime: 11
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

لی: استاد. هوم

می‌بینم که استعدادت از سطح فیزیکی فراتر رفته

مهارتت حالا به مرحله‌ی بصیرت معنوی رسیده

سوالی دارم: بالاترین تکنیکی که امیدوار بودی بهش برسی چیه؟

اینکه هیچ تکنیکی نداشته باشم. بسیار عالی

موقع مقابله با حریف، چه افکاری داری؟

حریفی وجود نداره

و چرا اینطوره؟

چون واژه‌ی "من" وجود نداره

خب. ادامه بده

یه مبارزه‌ی خوب باید

مثل یه نمایش کوتاه باشه، اما جدی اجرا بشه

یه رزمی‌کار خوب منقبض نمی‌شه، بلکه آماده‌ست

نه فکر می‌کنه و نه رویاپردازی

آماده برای هر اتفاقی که ممکنه بیفته

وقتی حریف حمله می‌کنه، من جمع می‌شم

وقتی اون جمع می‌شه، من حمله می‌کنم

و وقتی فرصتی پیش بیاد

من ضربه نمی‌زنم

ضربه‌ خودش زده می‌شه

حالا، باید یادت باشه

دشمن فقط تصویر و توهم داره

که پشت اونا انگیزه‌های واقعی‌شو پنهان می‌کنه

تصویر رو نابود کن تا دشمن رو در هم بشکنی

اون "چیزی" که بهش اشاره کردی، سلاح قدرتمندیه‌

که اگه رزمی‌کار به عهدش پشت کنه، به راحتی ازش سوءاستفاده می‌شه

قرن‌هاست که اصول معبد شائولین حفظ شده

یادت باشه، شرف انجمن برادری ما پابرجا مونده

حالا فرمان شماره ۱۳ شائولین رو برام بگو

"یک رزمی‌کار باید مسئولیت خودش رو بپذیره..."

"و پیامدهای کارهای خودش رو قبول کنه."

شرمنده‌ام که اینو بهت می‌گم

بین تمام مردان شائولینی که آموزش دادم

یکی هست که راه دانش و قدرت رو

در جهت اهداف پست خودش به کار گرفته

اون به هر چی که برامون مقدسه توهین کرده

اسمش هان‌ـه

با زیر پا گذاشتن تمام باورهامون

باعث سرافکندگی معبد شائولین شده

پس حالا نوبت توئه که افتخار از دست رفته‌مون رو برگردونی

بله. متوجه هستم

یه نفر اینجاست. باید بری پیشش

بریت‌ویت: سلام آقای لی. من بریت‌ویت هستم

سلام آقای بریت‌ویت

اومدم تا درباره‌ی یه موضوع بسیار مهم باهات صحبت کنم

چای میل دارید؟ بله، حتماً

خیلی عالیه

آقای لی، اومدم تا در مورد یه مسابقه‌ی رزمی باهات حرف بزنم

مسابقه‌ای که براش دعوت‌نامه گرفتی

به طور دقیق، مسابقه‌ای که توسط آقای هان ترتیب داده شده

مسابقه‌ی هان. می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم

اما ما خیلی دوست داریم که تو توی اون مسابقه‌ی خاص شرکت کنی، آقای لی

"ما"؟ آقای بریت‌ویت؟

وقت لائو هست

بله، البته

بهم لگد بزن

اون چی بود؟ یه نمایش؟

ما به محتوای احساسی نیاز داریم

دوباره امتحان کن

گفتم محتوای احساسی، نه عصبانیت

حالا دوباره امتحان کن. با من

خودشه

چه حسی داشتی؟

بذار فکر کنم

فکر نکن. حس کن

این مثل انگشتی می‌مونه که داره به ماه اشاره می‌کنه

روی انگشت تمرکز نکن

وگرنه اون شکوه آسمانی رو از دست می‌دی

متوجه شدی؟

هیچ‌وقت چشم از حریفت برندار، حتی وقتی داری تعظیم می‌کنی

همینه

اونجا

این هان‌ـه. این تنها فیلمیه که ازش داریم

می‌دونیم که عضو معبد شما بوده

یه راهب شائولین که حالا مرتد شده

اونم اوهارا پشت سرشه. محافظ شخصی‌ش

سرسخت و بی‌رحم، همون‌طور که از محافظ هان انتظار می‌ره

یه فیلم از مبارزه‌ی نمایشی اوهارا گیر آوردیم

تمام آجرها و تخته‌ها واقعیه، هیچ‌چیز ساختگی‌ای توش نیست

این مال قبل از اینه که صورتش یه جایی زخم بشه

اینجا جاییه که قراره بری

در واقع یه جزیره‌ی قلعه‌ماننده

بعد از جنگ، ملیت جزیره نامشخص بود

و مدتی بعد، هان اونجا رو خرید

از هان چی می‌دونی؟

اون توی اون جزیره مثل یه پادشاه زندگی می‌کنه

کاملاً خودکفاست

ظاهراً تمام تلاش‌هاش

در جهت حمایت از چیزیه که خودش بهش می‌گه "مدرسه هنرهای رزمی"

تنها راه ارتباطی هان با دنیای بیرون همین مسابقه‌ست

که هر سه سال یه بار برگزار می‌کنه

بریت‌ویت: این ماری کینگ، یه مهمان‌دار هواپیما بود که جنازه‌اش توی بندر پیدا شد

پیدا شدن جنازه توی بندر چیز عجیبی نیست

اما این دختر آخرین بار توی یه مهمونی در کشتی تفریحی شخصی هان دیده شده بود

قبل از اینکه جنازه پیدا بشه، گزارش داده بودن که توی دریا گم شده

ما معتقدیم اون دخترهای جذاب رو انتخاب می‌کنه

طبق برنامه اونا رو به مواد مخدر وابسته می‌کنه

و بعد اونا رو به مشتری‌های خاص در سراسر جهان می‌فروشه

لی: کالبدشکافی علت مرگ رو چی اعلام کرد؟

بریت‌ویت: غرق نشده بود. لی: اوردوز کرده بود؟

اوه

بله. علت مرگ مصرف بیش از حد هروئین بود

شما هنوز مدرک کافی برای متوقف کردن فعالیت‌هاش ندارید

ما همه‌چیز رو می‌دونیم، اما هیچی رو نمی‌تونیم ثابت کنیم

ازت می‌خوایم به عنوان مأمور ما بری اونجا

مدارک رو برامون بیار. و صحیح و سالم برگرد تا تحویلشون بدی

هر چی لازم داشته باشی بهت می‌دیم

تجهیزات الکترونیکی، اسلحه، هر چی

چیزی می‌نوشی؟ نه، ممنون

اسلحه

چرا یکی یه کلت ۴۵ نمی‌کشه و با یه تیر قال قضیه رو نمی‌کنه؟

بریت‌ویت: نه. خبری از اسلحه نیست

به این نقشه نگاه کن

همون‌طور که می‌دونی، اینجا داشتن اسلحه جرم سنگینیه

بخشی از جزیره‌ی هان توی آب‌های قلمروی ماست

اگه کوچکترین دلیلی داشتیم که باور کنیم زرادخانه‌ای اونجا داره

بهش حمله می‌کردیم

علاوه بر این، هان اصلاً اجازه نمی‌ده اسلحه وارد جزیره بشه

قبلاً تجربه‌ی بدی با اسلحه داشته و از ترور می‌ترسه

نمی‌شه بهش خرده گرفت. هر احمقی می‌تونه ماشه رو بکشه

فکر کنم به چیزی نیاز ندارم

یه رادیو توی جزیره هست. ما حواسمون بهش هست

به این امید که دستت بهش برسه

و بعد شما می‌آید؟

یه نفر می‌آد. اوه

ما یه سازمان اجرایی نیستیم

کار ما جمع‌آوری اطلاعات و مدارکه

تا دولت‌های ذی‌نفع بتونن وارد عمل بشن

متوجهم. اگه مشکلی پیش بیاد، یه تلفن می‌زنید

بریت‌ویت: اوه، راستی، دو ماه پیش

موفق شدیم یه مأمور زن رو بفرستیم به جزیره

از اون موقع به بعد، گمش کردیم

اگه اونجا باشه، شاید اطلاعاتی داشته باشه

اسمش می لینگ‌ـه

مطمئنی نمی‌خوری؟ نه، ممنون

پدر لی: اما حالا وقتش رسیده که چیز خیلی سختی رو بهت بگم

خوشحالم که تصمیم گرفتی به مسابقه‌ی هان بری

آره

آخرین مسابقات سه سال پیش برگزار شد

اون زمان من و خواهرت توی شهر بودیم

اینوارو نمی‌دونستم

بله

پدر لی: خیلی از آدم‌های هان از جزیره اومده بودن

همه‌جا بودن، زورگویی می‌کردن و تکبر داشتن

ما داشتیم می‌رفتیم شهر

پدر لی: عقب بمون

فرار کن! فرار کن

حالا

پدر لی: حالا حقیقت رو می‌دونی

وقتی به شهر رسیدی

به خواهر و مادرت ادای احترام کن

حتماً، پیرمرد

با کاری که می‌خوام انجام بدم موافق نخواهی بود

این بر خلاف تمام چیزهاییه که بهم یاد دادی

و تمام اون چیزی که سو لین بهش باور داشت

باید برم

لطفاً سعی کن راهی برای بخشیدنم پیدا کنی

روپر: دو برابر یا هیچ؟

گلف‌باز: روپر، این تقریباً می‌شه هزار دلار برای هر قدم

چرا که نه؟

متأسفم، آقای روپر فعلاً تشریف ندارن. می‌تونم پیغامی بگیرم؟

مرد: شوت سختیه، آقای روپر

اوه، ببخشید بچه‌ها

من می‌گم نمی‌تونه گلش کنه. شرط چیه؟

باید عاشقش باشی

یالا روپر. تا دوشنبه پانزدهم، ۱۷۵ تا هزاری باید جور بشه

فقط ۱۵۰ تا بود

بهره‌اش رو فراموش کردی

شاید بهتر باشه با فردی صحبت کنم. داری سوءاستفاده می‌کنی، روپر

بیخیال بچه‌ها

پول رو می‌خوایم روپر، وگرنه باید یه جاییت رو بشکنیم

فهمیدی؟

فردی می‌گه این به نفع خودته

بهتره اون پرواز هنگ‌کنگ رو برام قطعی کنی

چقدر توی بانک برام مونده؟ منشی: ۶۳ دلار و ۴۳ سنت

همه‌اش مال تو. ممنون

منشی: فقط فکر کنم بهش نیاز پیدا می‌کنی. می‌خوای شرط ببندی؟

ضربه دو تایی. آماده

افسر ۱: داری می‌ری سفر، نه؟

هی، این سیاه‌برزنگی پاسپورت داره. کجا داری می‌ری؟

بلیط هواپیما برای کجاست؟ هنگ‌کنگ، از طریق هاوایی

اون به هاوایی نمی‌ره

افسر ۲: خب، ببین اینجا چی داریم

حمله به مأمور پلیس

هی سرباز، خودتو جمع و جور کن! روپر! هی، چطوری پسر؟

چطورم؟ چطورم؟ از دیدنت خوشحالم، اینطوری‌ام

هی، چند وقت گذشته؟ پنج...؟ شش سال، پسر

شش سال. اونقدرها هم که به نظر می‌رسه طولانی نیست

آره، می‌فهمم چی می‌گی

ویلیامز: از ویتنام به این طرف چیکارا می‌کردی؟ یه جوری سر می‌کردیم

همه‌ی اینا مال توئه؟ همیشه درجه یک

همون روپر همیشگی. هه

بیا اینجا

ویلیامز: پارسونز. روپر: آره، از نیوزیلند

این یارو داره کلکسیون عجیبی جمع می‌کنه

ویلیامز: می‌شناسیش؟

روپر: نه. تا حالا ندیدمش

از این یارو هان چی می‌دونی؟

فقط در حد شایعه. شنیدم لاکچری زندگی می‌کنه

اونجاها اونقدرها هم لاکچری زندگی نمی‌کنن

More Farsi Persian subtitles for Enter the Dragon

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left