Informacioni i lëshimit

Mongol The Rise to Power of Genghis Khan HDrip x264 persian CGM
Një Komentar nga khashisoad
present to : chloe grace moretz

Etiketat

hdrip
HDRip
x264
HD
Publikuar më: 2012-08-15
Shkarkime: 71
Dëgjim i Dëmtuar: Yes

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

راهبي که فرستاده بودي زنتو پيدا کنه، مرده

شنيدي؟

...وقتي 9 سالم بود

پدرم مي خواست منو به قبيله مرکيت ببره تا همسر آينده مو انتخاب کنم...

... او مادرمو از مرکيت ها دزديده بود

و اونا هيچ وقت اينو فراموش نکردن...

...حالا پدرم مي خواست آشتي کنه

براي همين مجبور بودم همسرمو از قبيله مرکيت انتخاب کنم...

منم نمي تونستم به پدرم نه بگم

اينجا دوست من «داي سچن» زندگي مي کنه

يک شب اينجا استراحت مي کنيم

اسگويي دوست من! خوش اومدي

از ديدنت خوشحالم

پسرت بزرگ شده

اسمت چيه؟

تموچين

اين منم که اول بايد سئوال بپرسم

چند سالته؟

نه

!تو حتي از من جوونتري

تقريبا چقدر؟

حدود يک سال

چرا اومدي اينجا؟

دارم ميرم پيش قبيله مرکيت تا همسر آينده مو انتخاب کنم

يک شب اينجا مي مونم

آدماي باهوش از اينجا زن ميگيرن

خداحافظ تموچين

صبر کن

اسم تو چيه؟

بورته

تموچين

تو بايد منو انتخاب کني

بيا دعوا کنيم تاراگوتاي

من مستم، پس تو مي توني شکستم بدي

تو نه تنها احمقي بلکه ضعيفم هستي

اين پشه ها گشنه ن

من مي خوام زنمو از اينجا انتخاب کنم

اين قبيله ضعيفيه

اما مردم براي انتخاب همسر ميان اينجا

من بايد با مرکيت ها آشتي کنم

من فقط مي خوام تمرين کنم

تو نمي توني فقط تمرين کني اونا دلخور ميشن

اگر اينا ضعيفن خب بذار دلخور بشن

خوب گوش کن ببين چي بهت ميگم

تا وقتي عروستو انتخاب ميکني اشتباه نکني

صورتش بايد مثل درياچه نمک صاف باشه

چشماش بايد باريک باشه

ارواح شيطاني توي چشماي بزرگ فرو ميرن

و اونو ديوانه مي کنن

چيزايي رو مي بينن که ديده نميشن

و مهمتر از همه، نگاه کردن به پاهاش رو فراموش نکن

پاهاي زن بايد قوي باشه...اين باعث خوشبختي مرد ميشه

متوجه شدي؟

من تو رو انتخاب مي کنم

قبوله

زنمو انتخاب کردم

براي جهزيه ش يک کت سمور ميدم

پسرت انتخاب خوبي کرد اسگويي

همينطوره. کار ما رو جلو انداخت

حالا مي تونيم برگرديم خونه

درسته

اين براي قبيله من افتخار بزرگيه

اونا 5 سال ديگه مي تونن با هم ازدواج کنن

اين استخون جادويي کلاغ سفيده

دستتو بهش بکش و آرزو کن

پنج سال ديگه برميگردم

چرا به حرفم گوش نکردي؟ بچه کله شق

به محضي که ديدمش فهميدم بايد اونو انتخاب کنم

حالا به قبيله مرکيت چي بگم؟

وقتي بهش فکر مي کنم سرم درد ميگيره مرکيت ها اين اهانت رو فراموش نمي کنن

برميگرديم خونه

پدرم حرفي نزد

اما بالاخره بهم گفت

تو کار درستي انجام دادي يک مرد بايد همسرشو خودش انتخاب کنه

...اون روز نمي دونستم که

اين انتخاب زندگي منو براي هميشه عوض مي کنه ...

ترسيدي؟

بله

...رعد و برق يعني

خداي ما «تنگري» عصبانيه ...

تمام مغول ها ازش مي ترسن

دشمن

خب که چي؟

شما نبايد در محل استراحت خون بريزيد

اين کاسه شير رو از طرف رئيس من قبول کنيد

متشکرم. بشين

ممنونم

اسگويي! بذار اول خدمتکارت بخوره

نمي بيني چطور دارن نگاهمون مي کنن؟

اونا دشمن ما هستن

اما اگر من، اسگويي خان شروع به زير پا گذاشتن رسوم کنم

دنيا زير و رو ميشه

اسگويي، حالت خوبه؟

چند لحظه استراحت کن

ساکت! اين تو نيستي که تصميم ميگيري

اونا خان ما رو مسموم کردن

اي کوچولوي احمق

من دارم تنهات ميذارم پسرم

از حالا به بعد تو خان هستي

قوي باش

و از خداي آسمان آبي، تنگري بزرگ

بخواه که کمک کنه

همه چيزو برداريد

چطور جرات مي کنيد

اين رمه خان شماست

او از شما محافظت ميکرد

از اونجا برو کنار، دست نزن

تو حق نشناس کثافت

تو از دزدي شرم نمي کني، تارگوتاي؟

نه! خان مرده

الان پسرم خانه. او انتقام ما رو ميگيره

مي خواي همين الان بکشمش؟

فرار کن! سريع

بگيريدش

فرار کن

شيطان رفته تو جلدت

تارگوتاي

تو چت شده؟

مغول ها بچه ها رو نمي کشن

من نفرينت مي کنم

برو به جهنم

همونطور که اسگويي مي گفت

هيچ وقت خلاف رسوم عمل نکنيد حتي اگر مجبور بوديد

وقتي بزرگتر شد، مي کشمش

اون سريع رشد مي کنه

ما زمستون ميايم دنبالش

...يه روزي

تو بايد اونو بکشي...

اما اول خودتو نجات بده

زمستون اون سال من جايي براي پنهان شدن نداشتم

من به کوهستان مقدس رفتم

تا از خداي خودم بخوام که کمکم کنه

خودم بودم و خودم

کوهستان خيلي دور بود

و من براي نجات جونم به سمتش حرکت کردم

هي!

من جاموخا هستم

اسم تو چيه؟

من تموچينم

يک مغول بايد سوار بر اسب باشه

تارگوتاي، دشمن من، همه اسب هاي منو دزديد

تو برادرم ميشي؟

تايچار،يک دستمال به من بده

از حالا به بعد ما برادر خوني هستيم

وقتي خان شدم تو رو دستيار اولم مي کنم

جاموخا

من اول بايد دشمنم تارگوتاي رو بکشم

چطور؟ تو حتي يک اسب هم نداري

زن من پاهاي قدرتمندي داره

پاي قدرتمند چه اهميتي داره؟

پدرم مي گفت اين باعث خوشبختي مرد ميشه

تو بيشتر به يک اسب نياز داري تا زن

فرار کن

تارگوتاي

به مردم بگو من نمي خوام خان باشم

تو الان يک سگي

ديگه کسي به تو اهميتي نميده

چرا هنوز مي خواي منو بکشي؟

اينطوري راحت تر خوابم مي بره

من تو رو خواهم کشت

من اول مي کشمت

کثافت

تو بايد قوي باشي

بخور

بخور

اين پشه ها ... خون تو رو مي مکن

تموچين

خانواده ت در امانن

نگران نباش

جاموخا! زنمو برام پيدا کن

بهش بگو منتظرم بمونه

هنوز کوچيکه

بهش بيشتر غذا بده

وقتي برگردم مي خوام قدش بلند شده باشه

تنگري بزرگ! خداي آسمان آبي

من در پيشگاه تو تعظيم مي کنم منو آزاد کن خداي بزرگ

مهم نيست يک گرگ چقدر دور بشه

اون بالاخره يه روزي به خونه ش بر ميگرده

تموچين

من منتظرت بودم

من الان خان هستم

من از پدرت باهوش ترم

اون يک احمق بود

تو خودتو خان صدا مي کني؟

آشغال هميشه آشغاله

من نه تنها مي کشمت، بلکه تيکه تيکه ت مي کنم

اون خرک چوبي رو مي بيني؟

خودم به ميخ مي کشمت

يک هفته طول ميکشه تا بميري

پيرمرد بيا نزديک تر

من از تو مي ترسم

اگر کاري کني که زنده بمونم

همه تونو مي بخشم

تو به هيچ کدوم از ما رحم نمي کني

بيا اينجا

به من آب بده

هي احمق

خفه شو

بهت نشون ميدم کي احمقه

تکون نخور

More Farsi Persian subtitles for Mongol: The Rise of Genghis Khan

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left