Informacioni i lëshimit

Transit Love Exchange S02E19 WEB-DL[@AirenTeam]
Një Komentar nga AirenTeam
🔴 کانال تلگرامي ما:@AirenTeam 🔴

Etiketat

web-dl
web
Publikuar më: 2022-10-22
Shkarkime: 5
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::

::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::

بعدا میبینمت

بله؟

بیا تو

…هه اون، راجع به فردا

چرا داری گریه میکنی؟

گریه نمیکنم- واقعا؟-

فردا ساعت دوازده ونیم آماده باش از اینجا میریم

دوازده ونیم حرکت میکنیم

ببخشید، ولی از قبل میدونستم

…چرا

چرا انقدر باهام بدجنسی؟- منظورت چیه؟-

شوخی میکردم

واقعا؟ باشه- آره-

میخوای چند دقیقه حرف بزنیم؟

کجا؟

اونجا، اون پشت

…خب

چرا انقدر بدجنسی؟

چی؟

…بهم گفتی ازم میخوای

که باهات بهتر رفتار کنم

منم سعی کردم که بهتر باشم

باشه- …هربار سعی کردم باهات مهربون باشم.

…یا اول بحثو شروع کردم، بی محلی کردی

یا جوری رفتار میکردی که انگار من اذیتت کردم

چرا اینطوری رفتار میکنی؟

منم میتونم یکی بخورم؟

نباید میخوردیش- فقط یه ذره خوردم-

چته تو؟- توهم یکم میخوای؟-

فکر میکردم امروز بهت خوش گذشته

همش درموردش حرف میزدی

قسمت نشد ببینم

چرا داری گریه میکنی؟- به خاطر تو گریه نمیکنم-

باشه

…خب، راستش درمورد اون

…نمیخواستم اونقدر بدجنس باشم که

ناراحتت کنم

واقعا از عمد نبود

همینطوری اینکارو کردم

چرا باید اینجوری باشی؟

من اول پیش قدم شدم، میتونستیم وقت خوبیو باهم بگذرونیم

ولی هربار که سعی میکردم باهات مهربون باشم باهام سرد برخورد میکردی

واسه همین نمیدونستم باید چیکار کنم

و از قبل خیلی ناراحت بودم

…چون وقتی قبلا باهم قرار میذاشتیم

من همیشه با تو اینور اونور میرفتم

فکرکردم خودت متوجه بشی

فکرکردم چون قبلا باهم قرار میذاشتیم درک میکنی

فکر میکردم باهم صمیمی هستیم

همه میدونستن که ما اکس همیم- آره-

حتما یهو احساس کردم هنوزم باهم قرار میذاریم

…اگه احساس کردی که واقعا باهات بدرفتاری کردم

احتمالا به خاطر اینه که دلم ازت شکسته

…میدونستی حسودیم میشه ولی

…ولی همش جلو چشم من با نایون میگشتی

واسه همین ازت عصبانی شدم و منم اونطوری رفتار کردم

…اگه از اینکه همش با نایون حرف میزدم ناراحت میشدی

پس چرا اون کارو کردی؟

…غیر اون یه باری که مست بودم

دیگه چنین کاری نکردم، کردم؟

آره قبلتر

من زیاد باهاش ضمیم رفتار نکردم

…پس یعنی من- …غیر اون باری که مست بودم-

هیچوقت جلوی تو باهاش صمیمی رفتار نکردم

باشه، پس حتما اشتباه دیدم

بعد اتفاقی که دیروز افتاد من واقعا

ازت خسته شدم

…چرا غیر از دیروز

…جلوی تو با هیچ پسر دیگه ای

صمیمی رفتار نکردم؟

چون هنوز تصمیمو نگرفته بودم

…ولی تو کاملا میدونستی

…که حسودیم میشه و بهم آسیب میزنه

و همش دوروبر نایون بودی

باهاش خصوصی حرف زدی و ازش خواستی باهم قرار بذارین

تو با اون بیشتر از هرکسی دیگه ای که من باهاش بودم صمیمی بودی

…این واسه این بود

من نمیتونم فقط به فکر آسیب نزدن به تو باشم

تو گفتی چاره ای نداری ولی آخرش اینکارو کردی

تو هی بهم آسیب زدی

…ولی میخوام بدونی

…تو حق نداشتی بهم بگی چطور پیش هیون گیو رفتار کنم

اونم وقتی خودت اینطوری بودی

…ولی وقتی هیون گیو بهمون اضافه شد

یه جوری به نظر میومد که انگار خیلی داره بهم خوش میگذره؟

آره احساس کردم خیلی خوشحالی

فکرکردم با اینکه خیلی سخته ولی بالاخره حالت خوبه

…با اینکه این رابطه ها با هیون گیو جدیده

و اون خوشحالم میکنه

تو بخش خیلی مهمی از زندگی منی

…چرا فکر میکنی

من وقتی توی پیوچونگ دانگ بودیم دو هفته گریه کردم؟

وقتی تورو با مردای دیگه میبینم، البته که

امیدوارم باهاشون خوشحال باشی

واقعا میخوام خوشحال باشی

ولی بازم حسودیم میشه

منم همین احساسو دارم

…ولی مشکل اینه، منو تو

با توجه به رابطه مون توی دوجای کاملا متفاوتیم

نمیتونم باهات به اندازه وقتی که باهم قرار میذاشتیم مهربون باشم

…اگه اونطوری رفتار کنم فکر کنم

آخرش بیشتر آسیب میبینی

…ولی موقعی که تو پیونگ چانگ دونگ بودیم

تو جوری باهام رفتار میکردی که انگار من غریبم

قشنگ مطمئن شدی که اصلا برام سوء تفاهم پیش نیاد

…احساس کردم که باید اینکارو بکنم

اینطوری تو کمتر آسیب میدیدی- …ولی میدونی-

ولی میدونستی که میخوام برگردم پیشت

…اگه باهات بهتر رفتار میکردم

احساس کردم بیشتر آسیب میبینی

چون دیگه هیچوقت قرار نبود برگردی پیشم؟

چون دیگه هیچ وقت نمیخواستی باهام قرار بذاری؟

واسه همین بود؟

خب، من کم کم نسبت به یه فرد دیگه علاقه پیدا کردم

پس هیچ وقت نمخواستی از من خوشت بیاد؟

من باهات تو پیونگ چانگ دونگ آشنا شدم

و توهم میتونستی منو دوست داشته باشی

ولی قبل اومدن تو من نسبت به اون علاقه مند شده بودم

پس از من بیشتر خوشت نمیومد؟- تو که منو میشناسی-

پس از من بیشتر خوشت نمیومد؟

داری درمورد نایون حرف میزنی؟- آره-

توکه منو میشناسی

…فکر میکردم من برنده میشم

چون میشناختمت

من بودم

…بعد اینکه باهات حرف زدم

کاملا متوجه موضوع شدم

…میتونم از چشمات و

و نوع حرف زدنت بگم

منم حقم بود یکی دوستم داشته باشه

و اینکه اونطوری بهت چسبیده بودم خیلی منو ناراحت میکرد و حس حقارت میداد

…اگه میدونستم هیچ وقت قرار نیست برگردی پیشم

اینهمه ناراحت نمیشدم

ولی تو از اولش میدونستی

فکرمیکردم اگه دوباره تلاش کنم من میبرم

برو

من اینجا میخوابم

برو، همونطوری که قبلا هم ولم کردی باز ولم کن

مثل یه آدم سنگدل همینطوری ولم کن

فقط برو

دارم به خاطرت سرگیجه میگیرم

چطوری میتونم کمک کنم ؟

تو باعث میشی سرگیجه بگیرم

تو باید همون روز منو انتخاب میکردی

درسته، من میخوام تو خوشحال باشی

دیدن اینکه اینطوری میخندی خیلی خوبه

خنده داره- من همیشه آدم شادی بودم-

میدونستم میفهمی

واسه همین داشتم شوخی میکردم

تو همیشه یه آدم شاد نبودی

توی پیوچانگ دونگ اینطوری بودی

"یه حوله بهم بده"

همش همین کارو میکردی- من اینکارو نکردم-

…وقتی باهات حرف زدم

…چون توی پیونگ چانگ دونگ

!زهره ترک شدم

من به خاطر تو توی پیوچونگ دانگ قلبم شکست

…اگه باهام اونطوری رفتار نمیکردی

من حالم اینطور نبود، میفهمی که؟

وقت نداشتیم- خب-

…بعد اینکه دیر وقت به هه این حرف زدم

…تونستم همه این احساس نا امیدی

و آسیب هایی که دیدمو پشت سر بذارم

…گذروندن یه روز خوب باهم

…و گذروندن شب با درس هایی که یاد گرفتیم

خاطره های قدیمی مونو زنده کرد

…به خاطر احساساتی که داشتم

…و حسادت، احساس میکنم بیشتر از قبل

دلم براش تنگ شد

واقعا ممکنه نظرم عوض شه

میخوری؟zeroچرا همیشه نوشابه

برای سلامتیت خوب نیست

میدونی چرا؟

تنها راهیکه استرسمو کم کنم اینه

همش تورو میدیدم که با دخترای دیگه لاس میزنی

تنها کاری که میتونستم بکنم نوشیدن بود

اگه به خاطر این نبود من تا الان دووم نمیاوردم

باشه

واسه همین امروز مست بودم

ولی امرزو با هیون گیو گشتم من؟ نه

اینجا خیلیی سرد بود، دستام داشت یخ میزد، واسه همین

باشه

دستای اون از مال تو خیلی گرمتره

خوبه

من با نا یون خیلی بهتر میتونم ارتباط برقرار کنم

خب، این چیه؟

باشه داشتم شوخی میکردم

...خب، تو برای اینکه دوست پسر من باشی- اوم-

زیادی کوتاهی

باشه

خیلی صداقت بیرحمانه ای بود- و اونم فقط گفت باشه-

اتفاقی بود- اون گفت اوکی-

بامزن

"اون فقط گفت "باشه

بلاخره داریم احساس بین یه کاپلی که باهم 6سال قرار گذاشتن رو میبینیم

"اون فقط گفت "باشه

من با گیو مین صحبت کردم. ما در نهایت دعوا کردیم

...ما فقط- تو آرایش نکردی؟-

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left