172 rreshtat e parë.
خاک
آتش
باد
آب
وقتي پسر کوچکي بودم، پدرم -آواتار انگ
داستانِ اينکه چطور قهرمانانه، با دوستانش
به جنگ 100 ساله پايان دادند رو برام تعريف کرد
آواتار انگ و زوکو -فرمانرواي آتش
مستعمرات کشور آتش رو
به "جمهوري متحد ملل" تبديل کردند
جامعهاي که کنترلکنندگان عناصر و مردم عاديِ تمام دنيا بتونند
در کنار هم، با صلح و توازن زندگي و پيشرفت کنند
پايتخت اين سرزمين بينظير رو "شهر جمهوري" ناميدند
آواتار انگ موفقيتهاي چشمگيري در زندگيش کسب کرد
اما، متاسفانه، عمرش در اين دنيا به سر اومد
و به مانند گردش فصول
،گردشِ آواتارها از سر گرفته شد
.:کتاب اول: باد:. .:فصل يکم: به شهر جمهوري خوش آمدي:.
با اومدنتون به خانواده ما افتخار داديد، هيئت نيلوفر سفيد
ممنون
خوشآمديد
ما ادعاهاي زيادي رو بررسي کرديم
هم اينجا و هم در قبيله شمالي
و همگي اشتباه از آب در اومدند
پس بايد خوشحال باشيد که جستجوتون به پايان رسيده
...چي باعث شده اينقدر مطمئن باشيد که دخترتون
فرد منتخبه؟
کورا، لطفا بيا اينجا
من آواتارم سر و کارت با منه
قدرتمنده
اما نميتونه مهارش کنه
هي! چرا همتون اينقدر ناراحتيد؟
بايد جشن بگيريم
سه عنصر تموم شد، يکي مونده
طبق معمول داري عجولانه رفتار ميکني کورا
ما هنوز تصميم نگرفتيم که امتحان آتش افزاريت رو قبول شدي يا نه
از زمان کودکيت در بُعد فيزيکيِ آموزش بهتر عمل کردي
اما بُعد معنويش رو کاملا ناديده گرفتي
آواتار بايد بر هر دو مسلط باشه
ناديده نگرفتمش، فقط به اندازهي بُعد فيزيکيش برام آسون نيست
اما همين بهترين دليله که بلافاصله تمريناتم رو با "تِنزين" شروع کنم
"که "آقاي معنوياته
فکر ميکنيد حاضره، استاد کتارا؟
بله
اگر کسي باشه که بتونه آموزش مورد نياز رو بهش بده
بدون شک تنزينه
بسيار خب کورا
وقتشه که تمرينات باد افزاريت رو شروع کني
!بله! بالاخره
يعني...اهم
از همتون ممنونم که بهم ايمان داشتيد
ناگا! بايد ميديدي
چند تا آتشافزار رو له کردم و قبول شدم
تنزين تا چند روز ديگه مياد اينجا
دارم ناگا رو ميبرم يک دوري بزنيم
نگران نباش، زياد دور نميشيم
برو ناگا
رسيديم؟ رسيديم؟ رسيديم؟
فکر کنم رسيديم، ميدونم رسيديم چون اينجاها خيلي به نظرم آشنا مياد
رسيديم؟ رسيديم؟ بگو که رسيديم
بله، ايکي
همونطور که از 15 دقيقه پيش دارم ميگم
بالاخره رسيديم
سلام مادر
نميتونم ميزان خوشحاليم از ملاقاتت رو به زبون بيارم
لطفا، کمکم کن
ولم کن، زنِ ناشناس
اين مادربزرگته ميلو
از ديدن همتون خوشحالم
مامانبزرگ، مدتها بود داشتم ماجراهاتون رو ميخوندم
و دلم داشت در ميومد که ازتون بپرسم
سر مامان زوکو چه بلايي اومد؟
اين خودش داستان شگفتانگيزي داره جينورا
مامانبزرگ، شما که پيريد، چند سالتونه؟
و چرا اينقدر قطب جنوب سرده؟ ميشه آتيش روشن کنيم و دورش بشينيم
و داستانهاي ترسناک بگيم و آدمبرفي درست کنيم؟
و ميشه بعدش با آب افزاري يک کاري کني که آدم برفيه دنبالمون کنه؟
باحال نميشه؟ ها؟ نميشه؟
بذار کمکت کنم، پِما
مواظب باش، مواظب باش
اينقدر ليلي به لالام نذار
ناتوان که نيستم
فقط حاملهام
بچهات قويه
يک باد افزارِ ديگه در آيندهات ميبينم
تنها چيزي که ميخوام، يک بچه مثل خودمه
يک بچه معمولي که هر 5 ثانيه يک طوفان نفرسته توي صورتم
مامان، ببين
من برف افزارم
تنزين و خواهر و برادرهاشم وقتي بچه بودند
همينقدر شيطون بودند؟
کايا و بومي شيطون بودند
اما تنزين هميشه
جدي بود
خواهش ميکنم مادر
کورا؟
نگاهش کن، چه بزرگ و قوي شدي
چه آواتار جوان و برازندهاي شدي
استاد تنزين، خيلي خوشحالم که اينجايي
بيصبرانه منتظرم که شروع کنم
بله...خب
بالاخره که بايد بهش بگي
چي بگي؟
نميموني، نه؟
متاسفانه نه
فقط شب رو ميمونيم
"بعدش بايد برگردم به "شهر جمهوري
اما...قرار بود به اينجا نقل مکان کنيد
قرار بود به من آموزش بدي
متاسفم کورا
آموزش باد افزاريت بايد به تعويق بيافته
خب، چقدر طول ميکشه تا براي آموزشم آماده بشي؟
يک هفته؟ يک ماه؟
ممکنه خيلي طولانيتر بشه
نميفهمم
چرا معطلم ميکني؟
من در "شهر جمهوري" وظائفي دارم
يکي از رهبرانشم
و وضعيت در اونجا ثبات چنداني نداره
اما مسئوليت آموزش من رو هم به عهده داري
باور کن که خوشحال ميشدم يک استاد باد افزاريِ ديگه پيدا کنم
اما تو تنها استادي
بايد با همديگه کنار بيايم
آرزو داشتم که راه ديگهاي بود
صبر کنيد! راه ديگهاي هست
،اگر شما نميتونيد اينجا بمونيد "پس من باهاتون ميام "شهر جمهوري
اينجوري عالي ميشه
مطلقا نه
شهر بسيار خطرناکه
آواتار انگ موظفمون کرد، امنيتت رو تامين کنيم
تا اينکه بر هر 4 عنصر مسلط بشي
متوجهم
اما فکر نميکنم قصد اصليش زنداني کردن من
توي اين پادگان بوده
ميدونم پذيرفتنش سخته
اما الان زمان مناسبي براي اومدنت به شهر نيست
مهم نيست
خداحافظ مامان بزرگ
شب خوبي براي فراره، نه؟
بايد برم
بايد مسير خودم رو بعنوان آواتار پيدا کنم
ميدونم
زمانهي انگ، گذشته
برادرم و خيلي از دوستانم، از دنيا رفتند
نوبت تو و نسل شماست
که مسئوليت برقراري صلح
و توازنِ دنيا رو به عهده بگيرند
و فکر ميکنم، تو آواتار فوقالعادهاي بشي
ممنونم
خداحافظ کورا
مامان، بابا
دلم براتون تنگ ميشه
خيلي دوستت داريم
!ناگا! رسيديم
ممنون از سواري
واي
اينجا رو ببين
تا حالا اين همه ماشين يکجا نديده بودم
جزيرهي معبدِ باد
تنزين اونجاست
براي شنا آمادهاي دختر؟
باشه باشه
اول غذا، بعد معبدِ باد
مواظبش باش ناگا! حواست رو جمع کن
ببخشيد
اجازه بديد
حواستون باشه
ببخشيد، تازه وارديم
ناگا، وايستا
از هرکدوم يکي بر ميداريم لطفا
ميشه 20 يوان
اه...من پول ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.