200 rreshtat e parë.
راوی: در سیستم قضایی کیفری
جرایم جنسی فوقالعاده شنیع و فجیع به حساب میان
در شهر نیویورک، کارآگاهان متعهدی
که روی این جنایات وحشیانه تحقیق میکنن
عضو یه واحد زبده و برگزیده هستن
که به "واحد قربانیان ویژه" معروفه
اینها داستانهای اونهاست
خب حالا، نیکول با سینتیا حرف نمیزنه
و نمیخواد منم باهاش حرف بزنم
اوه، و، امم... راستی گفتم که
وندی نافش رو سوراخ کرده؟
هوم، حتی فکرش هم نکن
ولی خیلی باحاله
مامانت گفته سوراخ موراخ خبری نیست، یعنی نیست
و صبر کن تا بشنوی استفانی کجاش رو سوراخ کرده
دیگه کافیه، مورین
اجازه بده بقیه هم یه کلمهای حرف بزنن
کاتلین، مدرسه چطور بود؟
دوستم اشلی ترک تحصیل کرد
چی رو ترک کرد؟ تیم فوتبال رو؟
نه، مدرسه رو
حاملست
عزیزم
استبلر هستم
شما باید از بخش جرایم جنسی باشید
الیوت استبلر
اولیویا بنسون. شما از دایره جنایی هستید؟
۳۱ ببخشید، فقط از مفاسد. دیآنجلو، حوزه
از این طرف
این ناشیای که انداختن گردن من، بالا آورد و حالش بد شد
این اولین جسدیه که باهاش روبرو شده
واسه همین به بچه استراحت دادم و فرستادمش بره قهوه بگیره
کی جنازه رو پیدا کرد؟
یه جفت آدم فضول
از مسیر کتاب راهنمای گردشگریشون منحرف شده بودن
میدان تایمز و فروشگاه دیزنی رو دیده بودن
و به عنوان جایزه، یه روسپی مرده رو پیدا کردن
از کجا میدونی روسپیه؟
کسی قبلاً جنازه رو شناسایی کرده؟
بعد از ۳۰ سال کار تو دایره مفاسد، دیگه فکر کنم میفهمم
به جایی میرسی که فقط با بو کردنشون میشناسیشون
مورد خیلی عجیبی داریم اینجا
هی، اگه میخوای بری به همکارت سر بزنی درکت میکنیم
هر چی شما بگید
آره، ممنون
میدونیم اینجا چه اتفاقی افتاده؟
به نظر میاد با میل خودش اومده اینجا
با یه مشتری، که بعدش روانی شده
سعی کرده خفهاش کنه و سرش رو له کرده
رد صورتش هنوز روی کیسه مونده
استابلر: میدونیم کدومشون کشتنش؟
نه، فقط زمان و نتیجه آزمایشگاه معلومش میکنه
در ضمن، دامنش بالا زده شده بود، واسه همین تست تجاوز میگیریم
از این رد پاها چیزی گیرشون اومد؟
دیروز یه اکیپ ۶۰ نفره اینجا کار میکردن
ولی یه رد پا بود که توش خون دیده میشد
فقط یه بخشیش معلومه، ولی باید ببینیم چی میشه
هی، میتونی
از اینا دو سری کپی بگیری؟
چون یه سریش رو واسه تابلوی اعلاناتمون میخوایم
هی، یه کم احترام نگه دار
آمپرت نزنه بالا
اون اِن.اچ.آیه
اِن.اچ.آی دیگه چیه؟
یعنی «پای هیچ انسانی وسط نیست»
یعنی واسه این یکی زیاد خودتو خسته نکن. چرا بیخودی عرق بریزی؟
مقتول فقط یه تیکه آشغالِ بیمصرف بود
یه چیزی مثل پلیسی که دیگه وقت بازنشستگیشه
خیلی خب، شروع کنیم. چی داریم؟
فاحشه سیاهپوست، اواخر نوجوونی
با کیسه زباله خفه شده
ضربه شدید به سر
شبیه پروندهایه که دایره قتل ماه پیش روش کار میکرد
یه خیابونگرد به اسم کارمل
جنازهش رو با یه کیسه روی سرش نزدیکیهای خیابون دهم پیدا کردن
از این مقتول آخری مدرک شناسایی چیزی پیدا شده؟
هیچ مدرک شناسایی همراه جنازه نیست
بخش انگشتنگاری هم سوابقی ازش نداره
آره، خب، شاید تازه کارشو تو خیابون شروع کرده بوده
هنوز منتظر گزارش پزشکی قانونی هستیم
خب، تا منتظرید عکسشو ببرید اینور اونور نشون بدید
ببینید میتونید هماتاقی یا همکارشو که میشناختنش پیدا کنید، باشه؟
مانچ، کسیدی، وقتتون آزاده؟
بعد از دادگاه، در بست در اختیاریم
اوه، درسته دکترِ ضدحال
اوه، اون که یه پرونده کاملاً روشنه، مانچ
سعی کن با اون پرتوپلاهای دیوانهوارت گند نزنی بهش
در ضمن، اینقدر به باسن من زل نزن
هی بچهها، وایستید، وایستید. ما از دایره منکرات نیستیم
ما دنبال مردی هستیم که این کارو کرده
این دخترو قبلاً دیدین؟
این طرفا نه
کی رو از خودش شاکی کرده بود؟
یه نفر که فکر میکنیم داره دخترای خیابونی رو هدف قرار میده
تازگیها کسی به مشتریهای خشن برنخورده؟
غیر از چهارتا سیلی و مشت؟ نه
کار و کاسبی مثل همیشهست
همهشون جنتلمنهای واقعیان
هی، بیخیال
این یه شوخی نیست
ممکنه اینجا واقعاً تو خطر باشین
حالا باهامون همکاری کنین
یه بار یه مردی منو همینقدر بد زد
رز
نه، طوری نیست
رز، چی شد؟
دست و پامو به ستون تخت بست
و شروع کرد به تجاوز بهم
اون شب با رفیقاش برگشت
بعد از اون دیگه چیز زیادی یادم نیست
میتونی مشخصاتش رو بهمون بگی؟
میتونستم یه عکس دستجمعی بهت بدم
اگه موقعی که از خونه زدم بیرون، آلبوم خانوادگی رو با خودم آورده بودم
این مال مرکز خدمات به قربانیانه
یه وقتی باهاشون تماس بگیر
آره، حتماً
خب، ببین، اون یارویی که دنبالشیم
از کیسه زباله پلاستیکی استفاده میکنه
میکشه روی سر دخترا
یکی رو میشناسم که همین بلا سرش اومده
یه پورتوریکویی به اسم لوریندا
میتونی بگی کجا میتونیم پیداش کنیم؟
نه
توی میدان تایمز با هم کار میکردیم
اما بعد از پاکسازی پلیس، نمیدونم کجا رفت
شاید بهتر باشه خیابون نهم رو چک کنین
استیبلر: اسمش لورینداست
پورتوریکویی، قد ۱۷۰، با موهای بلند تیره
موهاش لایت قرمز داغون داره که تا ریشه وز شده؟
آره، سعی کرد با یه مشت ولگرد بیاد اینجا
بعد از اینکه جولیانی میدان تایمز رو پاکسازی کرد
که باعث یه جور جنگ سرِ قلمرو شد
حدس بزن کی برد، عزیزم؟
حتماً خیلی به خودت افتخار میکنی
خب، این بازندهها رو به کجا فراری دادی؟
دیگه هیچ خبری ازشون نشد
اون لوریندایی که میگفتی؟
سعی کرد یواشکی برگرده اینجا و خودش رو جای ما جا بزنه
مجبور شدم جوری بزنم تو گوشش که نفهمه از کجا خورده
عالیه
بهترین توصیف برای گندی که به امروز خورده
یه کم عصبی به نظر میای
بهش میگن بیخوابی
دیشب کتلین بهمون خبر داد
یکی از دوستاش حاملهست
کتلین ۱۲ سالشه
یکی از دوستای بزرگترش. آهان
یکی از اون دخترای تیم فوتبال
که خیلی هم قبولش داره
منظورم از بزرگتر اینه که ۱۴ سالشه
اوه، باهاش در این مورد حرف زدی؟
خودشو تو اتاقش حبس میکنه
ولی قراره با هم یه صحبتی داشته باشیم
همین الان؟
نه، دارم به خدمات اجتماعی زنگ میزنم بیان «رُز» رو ببرن
محاله سن قانونی داشته باشه
اوه، بیخیال بابا
ما قول دادیم که لو ندیـمشون
اون فقط یه بچهست. دیگه تمام قول و قرارها کنسله
چرا سر راه یه سری به کلانتری ۳۱ نزنیم؟
با بخش منکرات حرف بزنیم، ببینیم چیزی درباره قربانیهامون دارن یا نه
یک ربع به دوازدهـه
الان باید وقت ناهارشون باشه
خب، ببین کی اومده به این ساندویچیِ «سم» سر بزنه
دیآنجلو، ما داریم روی یه پرونده کار میکنیم
ممکنه یه سرنخی پیدا کرده باشیم که به حمله دیشب ربط داشته باشه
تو بخش منکرات، تا حالا به کسی به اسم «کارمل» برخورد کردی؟
«کارمل» دیگه کیه؟
یه جنازه دیگه که کیسه زباله تنش بود؛ اونم فاحشه بود
همونی که ماه پیش ریق رحمت رو سر کشید؟
آره، همون. تو ازش خبر داشتی؟
پرونده کیسه زباله
به فکرت نرسید که مطرحش کنی؟
منظورم شباهتهایی بود که تو صحنه جرم وجود داشت
به نظر نمیرسید کسی نظر منو بخواد
خیلی خب، ما یه قربانی احتمالی سوم هم داریم
یه فاحشه به اسم «لوریندا» که البته فرار کرد
میشناسیش؟
اصلاً اسمش به گوشم نخورده
بذار یه لقمه ناهار بخورم، بعدش یه تیم جستوجو راه میاندازم
تو یه «لوریندا گوتیرز» رو بیرون ایستگاه «پن» دستگیر کردی
همون هفته اولی که من پشت میزنشین شدم
و شما افسر...؟
ریدلی هستم
استیبلر: تو مال منکراتی؟
سال سابقه دارم ۲۳
هرچند این دو ماه اخیر رو پشت میزنشین بودم
شاید تازه کار باشه
هی، مگه شما نباید الان تو کلاس آموزش برخورد محترمانه باشین؟ دیرتون نشه
خیلی جوون بود
یه طرف صورتش کاملاً له شده
و اون یارو فقط همونجا ایستاده بود
و میگفت: «اینا که آدم حساب نمیشن»
دفعه بعد که این چرندیات رو بشنوم، دهن طرف رو سرویس میکنم
آره، منم بدجور دلم میخواد دهن «دیآنجلو» رو سرویس کنم
اوه
صبر کن تا دستمون به اون عوضی برسه
آره
خونریزیهای نقطهای داخل پلکها
نشوندهنده اینه که مرگ بر اثر خفگی بوده
No comments yet. Be the first to leave one.