200 rreshtat e parë.
راوی: در نظام عدالت کیفری
جرایم جنسی بسیار شنیع و هولناک تلقی میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که روی این جنایات شرورانه تحقیق میکنند
عضو یک واحد برگزیده هستند
معروف به واحد قربانیان ویژه
اینها داستانهای آنهاست
اوه، خدای من
وای، خدایا
منظرهی قشنگی داره
آره، شبها هم همینطوره
شبها اینجا بودی؟
آره، خب... سر یه پرونده
پروندهی چی؟
خب، راستش... مثلاً یه قرار ملاقات
با یه دوست
کدوم دوست؟
یه مَرد، یکی از رفقام. یه دوست قدیمی
آها. که اینطور. چی شده؟
کی جسد رو پیدا کرده؟
دو تا مأمور گشت تو ماشینشون دیدنش
آره؟ اثر انگشتی پیدا کردید؟
انگار نصف مردم منهتن دست به این در زدن
آه، پارکینگِ اختصاصی
تا حالا دوستت رو جایی بردی
که پارکینگ اختصاصی داشته باشه
و سوییچ لگنت رو بدی دست یه غریبه؟
هه، خیلی بامزهای
چی داریم؟
شلیک از فاصلهی نزدیک به فک، با زاویهی رو به بالا
به نظر میرسه نُه میلیمتری باشه
آخ
یکی میخواسته یه چیزی رو ثابت کنه
این زیادی واسه اینه که یه مجرم جا گذاشته باشه؟
شاید مال مقتول باشه
فکر نمیکنم اون اسلحهای رو پیدا کرده باشی
که تو این غلاف قشنگ جا میشده؟
تو ماشین چیزی نبود؟
نه، اسلحه رو پیدا نکردیم
البته که نه
اون وقت زیادی ساده میشد، نه؟
هویت جسد رو شناسایی کردید؟
از این یکی خوشت میاد
واو! قاضی وارن وارِلا
چی؟
میخوام این صحنهی جرم رو سفت و سختتر
از هر جایی که فکرش رو بکنی مهر و موم کنی
کسیدی: زمان مرگ
پزشکی قانونی زمانش رو دیشب بین ساعت ۸ تا ۱۱ تخمین زده
زمانِ وقوع جرم
از آخرین جاهایی که قاضی دیده شده، چه خبری داریم؟
خب، ساعت ۹:۳۰ رسیده سر کار
تا ساعت ۱۱ تو جلسه بوده
بعدش یه ناهار طولانی خورده
بعدازظهرها رو معمولاً تو کتابخونه میگذرونده
به منشیش گفته بود که نیاز داره تنها باشه
تا پشت فرمون کادیلاکش به مسائل عمیق حقوقی فکر کنه
در حالی که زیپ شلوارش باز بوده؟
دیشب به خونه رسید؟
بنسون: طبق گفتهی همسرش، نه
آخرین بار که دیدتش، داشته از پارکینگ خونه میاومده بیرون
در حالی که یه لیوان قهوه روی سقف ماشینش بوده
اون هم نصفِ بلوک رو دنبالش دویده تا متوقفش کنه
اما لیوان افتاد و هزار تیکه شد، درست مثل حالِ خودش
وقتی به خونه نیومد، نگران نشد؟
حرف نمیزنه
خب، نصفشبی روی اسکله
چیکار میکرده؟
محلهی خوبیه، پاتوق زنای خیابونی یا منحرفها نیست
شنیدم جای معرکهای برای لاس زدن و کارهای خاکبرسریه
نه، ماه کامل بود، خیلی قشنگ بود
آره، ولی فکر نمیکنم اون آدمِ تماشای طلوع ماه باشه
خب، "جناب قاضی" معشوقهای چیزی داشته؟
جفریز: شاید زنش مچش رو موقع خیانت گرفته
آلتش رو پروند و برای اینکه مطمئن بشه
که به حرفاش گوش میده، مغزش رو هم متلاشی کرد
آره، ولی فکر نمیکنم اگه زنده میموند
دلش واسه اون یکی تنگ میشد
تماسی چیزی نداشته؟ موبایلش همراهش بوده ولی باتریش تموم شده بود
فکر میکنی سعی کرده درخواست کمک کنه؟
خواهیم دید. ممکنه قتل سفارشی بوده باشه؟
اگه قتل سفارشی بود، فقط به یکی از "سرهاش" شلیک میکردن
استیبلر: اما با توجه به اون زخم پایینی
شاید کار یه معشوقهی دلخور باشه؟
یا انتقامِ یکی از مجرمین جنسی که محکومش کرده بود؟
قاضی وارلا مجوز حمل سلاح داشت
چه اسلحهای داشت؟
۲۲۹ یه "زیگ زائور" نُه میلیمتری، مدل
اسلحهی خوبیه
آره، مگه اینکه علیه خودت ازش استفاده کنن
چه جور گلولههایی پیدا کردید؟
کسیدی: نُه میلیمتری
پس به نظر میرسه تیرها از اسلحهی خودش شلیک شده
اسلحه کجاست؟
احتمالاً
تهِ آب، زیر اسکله است
یه گلوله از رکاب ماشین پیدا شد
دومی هم تو فک مقتول بود
همسرش کجاست؟ بنسون: تو خلوت خودش
وکلای خانوادگیشون اجازه نمیدن تا فردا باهاش حرف بزنیم
ببینید بچهها، آبروی ما
سر این پرونده بدجوری در خطره
رئیس ادارهی عدالت کیفری بهم گزارش داده
تا همین الان بیشتر از ۳۰ تا تماس از طرف مطبوعات داشتم
واحد روابط عمومی پلیس غلغله است
اونا از من میخوان بیانیه بدم
"پیدا شدن قاضیِ پاکدامن در عشقبازی با فاحشه."
اون یکی از خودیها بود
با مجرمین جنسی خیلی سختگیر بود
هی، اون پناهگاه زنان تو خیابون "هیوستون" رو میشناسی؟
آه، "در کنار هم، ایمنیم"
اون باعث راهاندازیش شد
خودش روبان رو برید
بسیار خب، بنسون، استیبلر، دفترش رو چک کنید
و مسائل سیاسی رو دنبال کنید
مانچ، کسیدی، برید سراغ کسایی که تازه عفو مشروط گرفتن
هی
هی، یه لحظه وقت داری؟
آره، فقط یه لحظه
من ماشین رو میارم
اوه، ببخشید
اون، خب...؟
چیزی میدونه؟
نه، فکر نمیکنم
ما در مورد زندگی خصوصیمون با هم حرف نمیزنیم
یه جورایی مثل خودمون، درسته؟ درسته
خب؟
هیچی، هیچی
باشه
استیبلر: کسی رو میشناسی که بخواد
قاضی وارلا رو بکشه؟
حدوداً ۲ هزار تا محکوم وجود دارن
هر کدومشون میتونستن دستور قتلش رو بدن
یا بعد از اینکه به خاطر حسن رفتار آزاد شدن، خودشون این کار رو بکنن
مورد شخصیتری چطور؟
منظورت چیه؟
یه رابطهی کاری
اون چند تا سهام معتبر داشت
اما در کل، تمام زندگیش تو کارهای دادگاه خلاصه میشد
معشوقه داشت؟
نه، قطعاً نه
استیبلر: نه؟
ببین، من در مورد اون یکی گلوله شنیدم
همونی که خورده بود به
اون مجرمین جنسی زیادی رو محکوم کرد
ما یه پروندهی کامل از تهدیدهای جانی علیه اون داریم
همم. کسی از اونا اخیراً با عفو مشروط آزاد شده؟
بفرمایید، خودتون چک کنید
امیدوارم کسی که این کار رو کرده پیدا کنید
ما هم همینطور. نه
منظورم اینه که اگه قاضی وارلا نبود
من هنوز داشتم تو "همبرگر هِون" برگر سرخ میکردم
ببخشید
تا حالا جسد قاضی نداشتیم
عصبی هستی؟
نه
خب، کدوم شلیک اول انجام شده؟ سر یا...؟
ناحیهی تناسلی. خونریزی شدیدی داشته
پس طرف داشته پشت فرمون کادیلاکش از شدت خونریزی جون میداده
چقدر طول کشیده؟
یک دقیقه، شایدم دو دقیقه
بعدش شلیک به سر. از فاصلهی نزدیک؟
شلیک دوم تقریباً از فاصلهی ۳۰ سانتیمتری بوده
قاتل حتماً از تماشای زجر کشیدن این مرد لذت میبرده
یا اینکه قاتل نمیتونسته تصمیم بگیره چیکار کنه
خب، یه چیز دیگه هم هست
چند دقیقه قبل از اینکه بهش شلیک بشه، انزال داشته
مورد دیگهای تو این زمینهها نبود؟
مو، نخی، چیزی؟
روی آلتش بزاق دهان بود
با قید فوریت بفرستیدش برای آزمایش دیاِناِی
به اضافهی واکس میکروکریستالی مالات
۲۱ و رنگ قرمز شماره
که یعنی چی؟
یعنی رژ لبِ "چری-گلو"
قاتل براش رابطهی دهانی انجام داده؟
فکر کنم اون بیوهی عزادار دیگه به اندازهی کافی وقت داشته غصه بخوره
وقتی دیروز بهتون خبر دادیم، شما
هنوز نمیتونم باور کنم این اتفاق افتاده
گفتید اون شب شوهرتون به خونه نیومد
نیومد
نگران نشدید؟
اون همیشه تا دیر وقت کار میکرد
من... من عادت دارم تنها بخوابم
و وقتی صبح هم اونجا نبود چطور؟
خب، اون همیشه قبل از اینکه من بیدار بشم، میرفت سر کار
به نظر نمیرسه که اصلاً با شوهرتون وقت میگذروندید
شما ازدواج نکردید، درسته؟
نه
آیا قاضی توی خونه از نظر جنسی تامین میشد؟
منظورتون چیه؟
دلایلی داریم که نشون میده ضارب یه زن بوده
خب، باورش سخته
اون حامیِ حقوق زنان بود
خانم، شوهرتون با زن دیگهای رابطه داشت؟
من شوهرم رو دوست داشتم
این پرسشها لازمه؟
بله، لازمه
میتونید بگید شبی که اون فوت کرد، کجا بودید؟
تو کلوب بودم
No comments yet. Be the first to leave one.