The Loudest Voice

The Loudest Voice

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

The Loudest Voice S01E06 WEBRip x264-ION10
The Loudest Voice S01E06 720p AMZN WEB-DL H 264-NTb
The Loudest Voice S01E06 1080p AMZN WEB-DL H 264-NTb
The Loudest Voice S01E06 WEBRip x264-iNSiDiOUS
Një Komentar nga iredprincess
█► iredprincess, Ali EmJay | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Etiketat

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
Publikuar më: 2019-08-24
Shkarkime: 20
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‫ « رساترین رسانه »

‫ «: مـتـرجـمـیـن: علی، نهـال :» .:: Ali_EmJay, iredprincess ::.

‫خوبه، میتونید بشینید.

‫عوارض جراحی آخرتون چطور بوده؟

‫- خستگی ؟ ‫- خب میدونی،

‫هیچوقت نمیتونستم خواب ‫درست‌ودرمونی داشته باشم.

‫خستگیش شدیدتر شده.

بی اختیاری در ادرار؟

‫فقط یکم.

‫کلا مشکلی توی دفع ادرار دارید ؟

‫- خیر. ‫- مشکلات نعوظ چطور ؟

‫خیر.

‫نرمالـه.

‫روش‌های درمانی زیادی وجود داره...

‫همه‌چیز خوبه دکتر. ‫همه‌چیز خوبه.

‫باشه راجر.

‫خطر سرطان که وجود نداره ؟

‫فعلا نه.

‫آزمایشات خونِ منظم

‫برای تشخیص برگشت بیماری ضرورت داره.

‫با گذشت زمان،

‫قوای بدنیت داره برمیگرده، ‫اما باید ورزش کنی.

‫یه سری ورزش‌های روزمره، ‫پیاده‌روی کوتاه.

‫و همچنان لازمه که روی ‫عادات غذاییتون بیشتر کار کنید.

‫دوکی جون، یه جوری داری پیش میری که ‫مجبور شم مرگ رو انتخاب کنم.

‫- مشکلی برام پیش نمیاد... ‫- اصلا هم خنده نداره.

‫گلهای پژمرده رو باید ‫ببری توی گاراژ،

‫- مرسیدز. ‫- بله خانم ایلز.

‫بوی گندی میده.

‫الیزابت خیلی سرتر از گرچنـه.

‫قطعا خیلی ازش جذابتـره.

‫- تا کی وقت داری ؟ ‫- دوست ندارم برم.

‫- دکتر گفت که لازمه... ‫- ای دکتر، توروخدا...

‫اون یارو ازم میخواد مقوا بخورم

‫و مثل بدبختا زندگی کنم، فایده‌ـش چیه ؟

‫راجر تو ناخدایی،

‫و کشتی بدون تو نمیتونه راه بیفته.

‫- باشه. ‫- پس بریم آماده شیم.

‫میدونی چیه ؟ وایسا.

‫فقط عصام رو بده بهم لطفا.

‫به جیمی میگم که ویلچر رو ‫بذاره توی ماشین.

‫نه، نه.

‫بنظرم کسی نباید ناخدا ‫رو روی ویلچر ببینه.

‫زود باش، یکم هلم بده.

‫لاکلن.

‫حالت چطوره راجر ؟

‫نمیدونستم قراره برگردی آمریکا.

‫بخاطر جلسه اومدم.

‫بعد از این فاصله‌‌ی طولانی مدت ‫باید سریعا خودم رو آماده میکردم.

‫لاکلن خیلی خوبه که دوباره میبینمت.

‫- خانومم، بث هستن. ‫- البته، باعث افتخاره.

‫اول شما رفیق.

‫صبح همگی بخیر. ‫با چنین کاندیدهای ریاست جمهوری

‫ بالقوه‌ی بیشماری در این عرصه‌ی پرازدحام...

‫...همچنان زوده،

‫و این رقابت غیرقابل پیش‌بینیـه.

‫...در پیِ رای‌گیری‌های ملی، ‫جب بوش با چالش‌های روبرو میشود...

‫...سناتور فلوریدا مارکو روبینو ‫ضربه‌ای به نامبردگان...

‫...هفت استاندار حال یا اسبق...

‫پنج سناتور اسبق یا حال، ‫دو رهبر تجاری،

‫جراح معروف و ‫سفیر سابق ملل متحده.

‫و از طرف دموکرات‌ها، ‫هیلاری کلینتون

‫تام سوئارز، نایب رئیس جو بایدن،

‫سناتور الیزابت وارن، ‫برنی سندرز...

‫ما هنوز 20 ماه دیگه زمان داریم، ‫و هر اتفاقی ممکنه

‫در این 20 ماه برای کاندیدها بیفته...

‫بث.

‫یه دانمارکی بهم بده.

‫همین الان ناهار خوردی راجر.

‫بیخیال، فقط یدونه از اون کوفتیا بهم بده.

‫- خواهش میکنم. ‫- فقط یدونه.

‫خب اینا که نصف شدن، پس...

‫- فقط یه نصف، یه نصف. ‫- دوتاش یکیـه.

‫خودت دلیلش رو میدونی.

‫- گاهی‌اوقات افراد، ‫- عه گرچن.

‫- جلوه‌های که مردمی پیدا میکنن... ‫- اینم از این.

‫...فکر میکنن که هیچ مشکلی ‫سر راهشون نخواهد بود،

‫که همه‌چیز به راحتی بدست میاد.

‫- خب همینه دیگه. ‫- در کتاب جدید بنده،

‫"جدی شدن" ، خیلی جدی در مورد شکست‌های زندگیم

صحبت میکنم

‫از درگیری با چاقی کودکانه‌ام گرفته

‫- اوخی. ‫- تا زندگی با شرمی که

‫بخاطر بیخیال شدن از ویولن...

‫- بیخیال. ‫- ...تا اخراج شدنم

‫- دقیقا یک هفته بعد از ازدواجـم. ‫- بله ؟

‫جلسه‌ی هیئت مدیره داره شروع میشه.

‫درسته.

‫به گرچن زنگ بزن، ‫بهش بگو که میخوام ببینمش.

‫- پس جلسه چی میشه ؟ ‫- دارم میرم جلسه دیگه.

‫فقط منتظرش بذار.

‫ممنون جودی، خودم حواسم هست.

‫خوبم، بیخیال، خوبم.

‫و اگه بخاطر انتظار غر زد،

‫بهش بگو که از فرصت استفاده کنه

‫یکم ویولن تمرین کنه.

‫ما جز اینکه ترامپ کمیته اکتشاف رو

‫تاسیس کرده، نتونستیم چیز دیگه‌ای

‫ از مایکل کوهن دربیاریم.

‫راجر، نمیدونستم قراره امروز بیای.

‫خب دیگه وقتشه همه رو

‫سرپا کنم درسته ؟

‫بیا، چرا اینجا...

‫نه، نه، نه... جام خوبه.

‫ادامه بدید.

‫خب کوهن اصرار بر این داره که دونالد ‫درباره تاسیسات مصممـه،

‫اما از کجا معلوم.

‫اینکارو توی همه‌ی دوره‌های ‫انتخاباتی انجام میده.

‫کوهن بدون اجازه‌ی ترامپ

‫آبـم نمیخوره، پس...

‫خب از اونجایی که رسما ‫اعلام نکرده...

‫واقعا قصدش رو داره ؟

‫چیزی که بنظر میاد ‫مردم اطراف ساحل درک نمیکنن

‫اینه که بین رودخونه هادسون و ‫کوهستان سیرا مادره واقعا مردمی هستن

‫که عاشق دونالد ترامپ باشن.

‫دوستش دارن و وقتی که نامزد ‫انتخابات بشه،

‫تحت تاثیرشون قرار میده،

‫و امتیازاتمون... ووپس، ‫از سقف میزنه بیرون!

‫و فقط همینه که اهمیت داره.

‫بیشتر از کشورمون ؟

‫من که کشور رو اداره نمیکنم.

‫من فقط همین شبکه‌ی خبریِ کوچیک ‫و قدیمی رو میچرخونم.

‫چیه ؟

‫کیم‌جونگ‌اون حرکتی یا چیزی زده ؟

‫یه خبر ساختاریِ جدید از شرکتِ

‫خبریـه.

‫درسته.

‫خیله‌خب، خوش گذشت.

‫همتون رو بزودی میبینم، بعله.

‫خوبه که پشتِ مایی.

‫خیله‌خب بچه‌ها...

‫الان نه.

‫"لاکلن مرداک دستیار اجرائی جدید

‫و جیمز مرداک مدیرعامل اجرایی قرن

‫بیست‌ویکم شبکه فاکس خواهند شد."

‫و این خبر رو باید از اینترنت بخونم ؟

‫ما لاکلن رو امروز صبح دیدیم.

‫تو چشمام زل زده بود اما ‫حرفی نزد.

‫"این چینش جدید بدین معناست که رئیس ‫شبکه خبری فاکس، راجر ایلز،

‫زین پس گزارشات خود را به جیمز و ‫لاکلن مرداک تحویل خواهد داد."

! آره خوابشو ببینن

‫روپرت عوضی، ترسو. ‫نه زنگی زد نه چیزی.

‫میدونی چیه ؟ ‫گور بابای اینا، گور باباشون.

‫مارک میخوام که بعد از این تبلیغ تجاری

‫یه چیزی رو به برنامه اضافه کنی.

‫خب صبر میکنم تا یه خودکار کوفتی ‫پیدا کنی.

‫از طریق شبکه‌ها خبری دیگری ‫اشتباها گزارش شده است

‫که رئیس شبکه فاکس، راجر ایلز،

‫زین پس گزارشات خود را به جیمز ‫مرداک تحویل خواهد داد.

‫درحقیقت، راجر ایلز به روند ‫فعلی خود، یعنی مستقیما به روپرت

‫مرداک، گزارشات خود را تحویل میدهد،

‫همانند 19 سال گذشته.

‫ایولا.

‫خب ببینیم حالا روپرت ‫میخواد چه غلطی بکنه.

‫قهوه بخوریم ؟

‫- جودی ؟ ‫- نه، نه.

‫تو از همه بهتر درست میکنی.

‫گرچن.

‫آره، بفرستش بیاد.

‫راجر منتظرتـه.

‫سلام راجر.

‫بشین.

‫دیگه انقدر از کتابت روی ‫آنتن تبلیغ نکن.

‫- بیل توی هر برنامه حرف از کتابش میزنه. ‫- تو...

‫بیل اورایلی نیستی.

‫اصلا شبیهشـم نیستی.

‫لعنتی، تو اصلا دینا پرینو هم نمیشی. ‫ (مجری،تحلیلگرسیاسی و سیاستمدار اهل آمریکا)

‫کتابش توی لیست بهترین

‫کتاب‌های پروفروش نیویورک تایمز رفته بود.

‫اولین هفته.

‫تو اصلا حتی به 20 تای اولشم نرسیدی.

‫- حق با توعه راجر. ‫- "جدی شدن" ؟

در مورد جدی شدن بهت میگم

‫تو همش اَدایی.

‫مثل یه چوب خشکی.

‫همش داری ادا درمیاری، ‫هیچوقت طبیعی و خودت نبودی.

‫و این زندگیِ واقعیِ توعه.

‫یه دستگاه نمایش متن با کلاه‌گیس بهتر از تو میتونه

‫پشت دوربین با بیننده‌ها ارتباط برقرار کنه.

‫همش حرف از این میزنی که ‫زندگی سختی داشتی.

‫میخوام بگم لطفا لطفا بیخیال.

به خرج من نمیره ‫ به خرج بیننده هاتم نمیره.

‫بخاطر قیافته که معروف شدی،

‫و باید از شانس طلاییت ممنون باشی،

‫چون هیچ زنی توی سنِ تو نتونسته تا الان

‫توی تلویزیون بمونه.

‫باشه.

‫پس...

‫دیگه از کتابم روی آنتن حرف ‫نمیزنم، متوجه شدم.

‫آره.

‫- چیز دیگه‌ای هم هست ؟ ‫- آره.

‫برو باشگاه.

‫داری شبیه خفاش میشی.

‫گرچن چیشد ؟

‫حتی سلامم نکرد بهم.

‫یائسه شده لابد، چمیدونم.

‫سلام.

‫همه‌چیز خوبه.

‫میتونی بیای به دیدنم ؟

‫تا یه ساعت دیگه ؟

More Farsi Persian subtitles for The Loudest Voice

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left