200 rreshtat e parë.
... آنچه گذشت
بیا - کوبا؟ -
چرا که نه؟ مبارزه شروع شده
مبارزهی ما
... اگه واقعاً این بچه رو نمیخوای
من میخوامش
قراردادِ امضاشدهی من با دولتِ کوبا
... من پیشنهاد میکنم همه چیز رو بازبینی کنیم
شبِ جمعه بعد از رایگیری
سای، من فقط میخوام بن بره
اسلوت کجاست؟ چهار روزِ دیگه رایگیریه
... کون چاقش رو از سنا جمع کن
و بیارش پای تلفن با من صحبت کنه !همین الان
برم تا تالاهاسی؟
... کسی تو ادارهات هست که خیلی بهت نزدیکه
و برای بن دایموند کار میکنه
اون جاسوس کیه؟
... اگه ما رو یه لحظه ببخشی
من و خانومِ سیلور صحبتهای کاری داریم
دنی، صبر کن
اون ازت میخواد توی جندهخونهی رنه کار کنی
اینکارو میکنی؟
استیوی، پدرت دوستت داره
آیک میخواد آدمِ خوبی باشه
ولی داره تظاهر میکنه
... دفعهی بعدی که میای اینجا
برای خودم بیا
نه اون
بهم اعتماد داری آیک؟
این چیه؟
پایانِ کارِ بن دایموند
!چشمهای آشغالت رو باز کن
!بیاید بریم از اینجا
.:MILAD:. زیرنویس و ترجمه از
اینجا چیکار میکنی؟
دنبالِ رئیستم
دفترش کجاست؟
ببخشید
دفترِ جک کلاین کجاست؟
انتهای راهرو دستِ راست
ممنون
به زودی میبینمت
... بابا
چه خبره؟
ممنون
آقای اوانز
گمون کنم اومدید خودتون رو تسلیم کنید
این چیه؟
... کلیدِ خونهی حاکم
... اینجا تک تک دلارهای غیرقانونیای هست
که بن دایموند گرفته ...
همه باجسیبیلها، رشوهها
... این دفتر یه گزارش با جزئیات و دقیق
از امپراطوریِ بن دایمونده
درست توی دستهای لعنتیِ خودت
... این دفتر رو میگیری
... ولی پروندهی بدردنخوری رو که
علیه من و سید راسکین داری، کنار میذاری
من معامله نمیکنم
خیلی خب
... خیلی راحت میتونستم بگیرمش و به خاطرِ
نمیدونم، توطئه بازداشتت کنم
یه باعنوان شریکِ جرمِ همهی اینها
درسته
... "ولی روزنامههای "میامی هرالد" و "نیوز
کپیهای از این به دستشون میرسه ... و تو بازپرسی میشی
که توی روزنامه این ماجرا رو میخونه مثل هر بیسروپای دیگهای
به جای اینکه به عنوان یه بازپرس مبارز که بن دایموند رو دستگیر کرده، این اطلاعات رو داشته باشی
میخوام امروز یه کنفرانس خبری برگزار کنی
... میخوام این بمب خبری رو اعلام کنی
قبل از رایگیری لایحه قمار که فرداست
من هرگز با تو معامله نمیکنم هرگز
... چون به این معنیه که تبدیل به چیزی شدم
که قسم خوردم نابودش کنم
تبدیلِ به کسی مثلِ تو شدم
نه
نه آقای اوانز
... من بن دایموند رو دستگیر میکنم
محکوم میکنم و اعدامش میکنم
و روی تلی از استخونهات میایستم
میدونی، من یه دختر دارم
لورن سیزده سالشه
... اگه اتفاقی براش میافتاد مثل اتفاقی
... این مسئله که دخترت
... هر دختری اگه توی هتلِ من بهش آسیب وارد میشد
من ... واقعاً متاسفم جک
خونه میبینمت
... عزیزم
بله؟
چند وقت با نیکی گریلو رابطه داشتی؟
سه ماه
که اینطور
ولی .. اون منو از اونجا بیرون آورد
راستش خیلی باهاش نبودم
مشکلی نیست
مشکلی نیست
... من فکر میکنم اونو کشتی
... چون فکر میکردی رابطهتون
منو ناراحت میکنه
راستش، اصلاً برام مهم نبود
... هر چند این فکر که تو با اون جونور میخوابیدی
منو یه ذره دچار تهوع میکنه
... اون داشت تهدید میکرد که بهت بگه منم مجبور شدم
درک میکنم
درک میکنم
بیا
چند وقته سای رو میشناسی؟
سای؟
سای
سای
سای برمن
... فکر کنم
فکر کنم وقتی با تو آشنا شدم اونو هم دیدم
... توی استراحتگاهِ "زبرا" توی شیکاگو
شماها همیشه اونجا میومدید
چیه؟ من سای رو نمیشناسم
ممکنه چند دفعه برده باشمش سرِ میزش
خدای من بن
هر کسی توی شیکاگو میدونه سای برمن کیه
... این دورغیه که من نمیتونم ببخشمش
عشقم
... این دروغیه
که میتونه موجب رنج زیادی برات بشه
من دورغ نمیگم
جای قشنگیه
آلن؟
خیلی خب پیرس
سریع بگو کل روز رو وقت ندارم
دوستت ویکتور بدجوری توی دردسر افتاده
ویک - آیک برو -
برگرد هتلت
ویک،باید صحبت کنیم
نه، راستش نیازی نیست
دربارهی تیبورون ـه
با کدوم اجازه میای اینجا؟
به چه اجازهای میای اینجا؟
کنفرانس مطبوعاتیت رو دیدم
با اون هرزهی قاتل دست دادی
بعدش ازش به خاطرِ کشتنِ ماریا تشکر کردی؟
لعنت به تو
ویک، پیرس توی سی.آی.ای کار میکنه
توی اتاقِ تیبورون شنود کار گذاشته
اومد پیشِ من تا بهم هشدار بده توی دردسر افتادی
ویک گفت تیبورون دربارهی ماریا بهت دروغ گفته
ویک
ماریا توی دستهای تیبورون کشته نشد
... توی یه تورِ ماهیگیری و توی دریا
دو روز بعدش پیدا شد
مرسدس تو همون موقعی که دیدمت قلبم رو تسخیر کردی
همون موقعی که به من خندیدی
... تو منو نمیشناسی
چرا ... فکر میکنم میشناسمت
من کسی که فکر میکنی نیستم
کی نیستی؟ - یه دخترِ خوب -
یه دخترِ کوباییِ خوب - خیلی خب -
بدترین رازت رو بگو منم مالِ خودم رو میگم
دیگه منو نمیخوایها
تو حاملهای
شنیدم مریض شدی
دو بار. صبحها
دفعه اول توی ایستگاهِ رادیوییِ من وقتی استخدامت کردم
و یه دفعه هم توی میرامار پلایا
میخوای منم رازم رو بگم؟
تو اولین زنی هستی که واقعاً میخوامت
... تا حالا این چیز رو حس نکرده بودم
چیه؟ شاید اشتیاقه؟
... آره اشتیاقه
... برای هیچ زنی تا وقتی که
تا وقتی تو رو دیدم
این بچه رو میخوای؟
آقایون، میشه بیرون دربارهاش صحبت کنیم لطفاً؟
حتماً
پسر یه چیزی بهت بگم ... هیچی مثلِ دیدنِ پلیس
یه روزِ خوب توی بهشت رو خراب نمیکنه
شرمنده رئیس ... مربوط به یکی از مهمونهای هتلمونه
که امروز صبح توی ساحل پیدا شده
غرق شده؟ - نه -
بهش شلیک شده و توی یه بشکه 55 گالنی بوده که جوشش داده بودن
خدای من
مهمونِ هتل بوده؟
نیکی گریلو "از خلافکارهای "تامپا
نفرِ شمارهی دوِ سانتوس
... با وجودِ سانتوس توی هاوانا
نیکی احتمالاً میخواسته بره اونجا
یه خلافکار مثلِ اون توی میامی کشته شده؟
سالها بود همچین چیزی اینجا ندیده بودم
تا حالا باهاش ملاقات نداشتم تا حالا ندیدمش
وینسنت، میتونی کمکی کنیم؟
... من آقایون رو الان میبرم بالا
تا اتاقش رو ببینن
خیلی خب از درِ کارکنان و آسانسور ببرشون
حتماً رئیس
ممنون دوستان
... این یه پیغامه که از طرفِ بن دایموند فرستاده شده
... و اگه یه لحظه هم شک کنید که
... این یه جنگِ مافیاییِ کامل راه میندازه
... ولی مرتبط کردنِ مرگش
به لایحهی قمار بدونِ مدرک؟
من چند هفته لازم دارم تا بررسیش کنم - فقط چند ساعت وقت داریم -
... اگه مطلبش تا فردا عصر چاپ نشه
No comments yet. Be the first to leave one.