200 rreshtat e parë.
اینجا چه غلطی میکنی اینقدر زود؟
دارم اسبابکشی میکنم
اسبابکشی؟ کجا؟
همینجا. خودت گفتی اتاق داری
عقلت رو از دست دادی؟ گفتم آمارش رو میگیرم
همین الان باید جابهجا شم
بهت که گفتم، این هفتهی آخرم تو خونهی بینراهیه
یه ماه پیش زنگ زدی
بهم گفتی اتاق داری
ببین، الان اصلاً وقت مناسبی نیست
یعنی میخوای بذاری تو خیابون بخوابم؟
اگه زودتر خبر میدادی، یه دستی به سر و روی اینجا میکشیدم
اه، خوبه، مشکلی نیست
باید از ورودی زیرزمین استفاده کنی
من کلید مغازه رو به کسی نمیدم
این تلویزیون کار میکنه؟
آره، ولی چیز مالی نیست
همون چندتا کانال رایگان رو میگیره دیگه
حموم و دستشویی هم با مغازه مشترکه
پس وسایلت رو اونجا رها نکن
چیز دیگهای هست؟ گشتوگذار تموم شد
اگه چیز دیگهای هم لازم داشتی، بیخیالش شو
من میخوام بخوابم
راستی، اون کاره رو برات ردیف کردم
اوه، دمت گرم مرد
هی. - بله؟
به خونه خوش اومدی
یالا، بجنب، بجنب
این آشغالها رو بردار از اینجا بابا
یالا، زود باش
یالا، برو. آره، ادامه بده
بجنب
بجنب، همینه. همینه
هی، اینجا چه خبره؟ هیس
داری دهنمو سرویس میکنی داداش
لعنتی
باعث شدی کشته شم پسر
گندش بزنن. داشتی چی میگفتی؟
هیچی، هیچی. - هیچی؟
میدونم شنیدم یه چیزی گفتی
من... فقط داشتم
فقط... فقط چی؟
فقط... فقط گفتم که دارم میرم
پسر، باید قیافهت رو میدیدی
بیا، اینو ببین
این حرف نداره داداش. جدی میگم
لوله کوتاه. قدیمیپسنده، داداش
این برتا رو ببین. واقعاً شاهکاره
اینم از گلاک، عزیزم
فقط پنج پوند فشار ماشه
واسه همین نشانهگیریت هیچوقت خطا نمیره
هر خشاب ۱۵ تا تیر میخوره. دو تا هم دارم
آره، همهشون رو برمیدارم
یا عیسی مسیح. چرا اینطوری لباس پوشیدی؟ آبروریزیه
گفتم "تابلو نباش". شبیه دلقکهای رودیو شدی
خفه شو بابا
چرا اینقدر طول کشید؟ جنسام کو؟
جدی میگی مایک؟
اونها رو وسط روز
تو یه کیسه کاغذی اینور اونور میبری؟
مگه چی شده؟ مگه نرسوندمشون اینجا؟
آره. اگه کیسه پاره میشد چی، هان؟
کی میخوای یاد بگیری از اون مغز واموندهت استفاده کنی؟
مرتیکهی احمق
آه، چقدر هم بالغانه
خیلی خب مامان. ردیف شد
بذار یادت بدم چطور ازش استفاده کنی. - پنکهی من خوبه
بیا، یه چیزی بخور
خوبم
میدونی امروز چه روزیه؟
آره مامان، میدونم
دورهی آزادی مشروطش امروز تموم میشه
اون حیوون الان دیگه کاملاً آزاده
در حالی که پسر من زیر خاک داره میپوسه
و ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم، ایلای. هیچی
چطور تونستن این کار رو با ما بکنن؟
چطور؟
مامان، اون دیگه ارزش حرف زدن هم نداره
خواهش میکنم گریه نکن. شلوغش نکن
فردا بهت سر میزنم
باشه؟
دوباره دیر کردی
هی، من... متأسفم، باشه؟
نمیخوام بشنوم. یا میتونی خونه بمونی یا زود بیای. شنیدی چی گفتم؟
این دفعه تقصیر من نبود، خب؟
این دومین باره تو این هفته
این آخرین باریه که بهت اخطار میدم
شانس آوردی دستت تنده وگرنه اخراج بودی
بسیار خب، آدام دیسالوو
برخوردی با قانون داشتی؟
نه. مواد یا الکل چی؟
نه
هنوز سر کار میری؟
راستش یه کار جدید پیدا کردم و جابهجا شدم
چه کاری؟
متصدی بار
بار؟
تو شرایط آزادی مشروط رو نقض کردی
من بعد از ساعت منع رفتوآمد اونجا نبودم
و هنوز هم کارم رو شروع نکردم
داری بهم دروغ میگی؟
نه، دروغ نمیگم
بار کجاست؟
رد هوک
اونجا منطقهی ممنوعه برای توئه. اونجا چه غلطی میکنی؟
همین الان بهتون گفتم، کار پیدا کردم
این شد دوتا تخلف
بیخیال بابا
این آخرین روزمه
سه سال تمام هر کاری که لازم بود رو انجام دادم
هیچ دردسر یا تخلفی نداشتم
میدونی، اینکه سرت تو لاک خودت بوده هیچ ارزش کوفتیای نداره
هنوز واسه گند زدن دیر نشده
فقط یه شکایت کافیه تا دوباره بیفتی اون تو
فهمیدی چی شد؟ - کارمون تمومه؟
همینه
گواهیت رو تا دو ماه دیگه میگیری
اگه تا اون موقع زندانی نشده باشی
میتونی بیای خودت بگیریش
خوش اومدین
خوش اومدین، دوستان من
لِف؟
آره، برادرزادهم مایک هست
جمال
بفرمایید تو
بشینید
یه پوند و سه اونس کوک، درسته؟
آره
همین؟
فعلاً با همین شروع میکنیم. اگه خوشمون اومد، بیشتر میبریم
خوشتون نمیاد
عاشقش میشید
هوم
آرزو میکنید کاش بیشتر برده بودید
آره
جنسهای توپی دارن میرسن
هروئینِ ناب، خالص
قشنگ میشه بهش ناخالصی زد و زیادش کرد
قیمت عالی
راحت ۳۰-۴۰ هزار تا سود میکنی
قطعاً مشتاقیم
ما کارمون هروئین نیست. اه، پول نقدش لازممون میشه
اون دهن واموندهت رو ببند
علاقهای نداریم
هوم
فقط دارم سعی میکنم بهتون کمک کنم
دارید یه فرصت طلایی رو از دست میدید
هدیه یعنی یه جور غافلگیری
من از غافلگیری خوشم نمیاد
لازم نبود اونجا با من مثل یه تیکه آشغال رفتار کنی
تو این قرارها خیلی زیاد حرف میزنی
تا وقتی باهات حرف نزدن، نباید حرف بزنی
داشت با هردوی ما حرف میزد، مگه نه؟
آخه اصلاً حضور من اونجا چه فایدهای داشت؟
که گوش بدی. ببینی. یاد بگیری
اون سلیطه رو دیدی؟
هر کسی که اینطوری باهات حرف میزنه
جوری که انگار داره بهت لطف میکنه، همهش چرنده
تو فقط شکاکی
معلومه که شکاکم، لعنتی
همینه که ذهنم رو هوشیار نگه میداره
و تو هم قطعاً باید تیزش کنی
هر چیزی که زیر اون کلاه احمقانهته
داشت معاملهی خوبی بهمون پیشنهاد میداد
میدونی، اگه به مادرت قول نداده بودم
که مواظبت باشم
وقتم رو اینطوری تلف نمیکردم
مواظبم باشی؟ برو بابا
واقعاً امیدوارم این بساط راک اند رولت یه چیزی بشه، واقعاً امیدوارم
آره خب، حداقل دارم یه کاری میکنم
درسته
پس این باندی که پنج ساله داری
دور هم جمع میکنی کجاست، هان؟
بزرگ شو، مایک
خاص بودن به خواستن نیست
این معمولیترین چیز تو کل دنیاست
هی، دونا
خیلی جرات داری که اومدی اینجا
حتی یه زنگ نزدی بپرسی که میتونی بیای؟
فکر کردم از دیدنم خوشحال میشی
نباید اینجا باشی
فقط میخوام حرف بزنیم
ببین، من برات خوشحالم ولی نمیتونم این کار رو بکنم
یه بار دیگه سرزده بیای اینجا، زنگ میزنم پلیس
هی، بیخیال
هی، هالووین تموم شده، نه؟
کی میخوای اون لباس مبدلت رو پس بدی؟
آره، برو بابا. خب، سال دیگه میخوای چی بشی؟
لابد یه فضانورد لعنتی، هان؟ - دیگه بسه
سیکی، میتونم باهات حرف بزنم؟
اون جنسی که دفعهی پیش بهم دادی آشغال بود، خب؟
گمشو از اینجا بیرون. همونه که همیشه بود
من شوخی ندارم سیکی، خب؟ نمیتونی سرم کلاه بذاری
اون آشغال بود و تو... اوه
باشه! باشه، خیلی خب، خیلی خب
صبر کن، صبر کن. دارم میشکنمش، عوضی
هوم؟ هی، لِف. باشه، باشه! غلط کردم
فکر میکنی دستش تا کجاش رفته تو؟
باشه، باشه، باشه
باشه، باشه، متأسفم، ببخشید. غلط کردم
No comments yet. Be the first to leave one.