195 rreshtat e parë.
نه، نه، نه. الو! الو
یکی کمک کنه
نه، تورو خدا، نه، نه، خواهش میکنم! نه، نه، نه، خواهش میکنم
خواهشی میکنم، خواهش میکنم، التماستون میکنم
خواهشی میکنم، خواهش میکنم، التماستون میکنم
خواهش میکنم. وای خدا
خواهش میکنم، خواهش میکنم، خواهش میکنم، کمکم کنید
آره، خونه. چه بهتر
امیدوارم انقدر خون ازشون بره که بمیرن
این سومین باره توی این دو ماه
توی حرف "G" چهل و هفت تا لامپ هست
دونهای ۳ دلار و ۱۰ سنته
هر بار میشه ۱۴۵ دلار و ۷۰ سنت
یعنی باید ۱۳ تا شام اضافه بفروشم تا فقط بتونم از پس مخارجم بربیام
داری به حرفام گوش میدی؟
بله قربان
نصف دخل ما از بزرگراهه
داری رانندگی میکنی، چشمت به بالا میافته
دقیقاً هم اشتهابرانگیز نیست
صبح بخیر، دیک
سلام، دیک
بله قربان
اون لات پاپتی، جیجی کندریکس رو یادته؟
همونی که از "کوئیکمارت" سرقت کرد؟
یه شاهد داریم که شناساییش کرده، اما... یه کم وجداندرد گرفته
تنها چیزی که با اطمینان میدونه اینه که طرف یه جفت پوتین خیلی شیک پاش بوده
با دوختودوز اعلا
میگه: "فراموشنشدنی بود"
اما کندریکس توی یه پرونده سرقت تو لسآنجلس هم مظنونه
توی لسآنجلس؟
آره. میخوای به جای خاصی برسی؟
آره. تو هم همینطور
پسفردا یه جلسه مقدماتی دارن با درخواست رد دعوا
میری الاِی و اون پوتینهای خونی رو با خودت میاری
اون شناساییشون میکنه و قاضی هم وقت دادگاه رو تعیین میکنه
در مورد خون، مطمئنی آزمایش گروهبندی خون رو روش انجام دادن؟
درسته
پس یعنی این مشکل دادستانیه، جناب سروان، نه مشکل ما
نه، مشکلِ خودِ ماست
وقتی مدرکی نباشه، محکومیتی هم در کار نیست
کس دیگهای رو ندارم
بله، قربان
اونطوری نگام نکن. تو بودی که این دو هفته غیبت زده بود
آه
شب میبینمت
اومدم مدارک توقیفی رو تحویل بگیرم
بخش اموال گفت اینجاست
آره
ببخشیدا
مدارک همینجاست، ولی بدون امضا از اینجا خارج نمیشه
آ... نه نه. امضای تو نه
برای ترخیصش به مجوز بخش جنایی نیاز دارم
فردا جلسه مقدماتیه. به من ربطی نداره
سروان فاریس این مورد رو برای آزمایش قرنطینه کرده
قبلاً آزمایش شده. خودم بهتر میدونم
میخواد دوباره آزمایش بشه. داستانی شده واسه خودش
آره، شنیدم
ببین، یه امضا برام بگیر، اونوقت میتونی از اینجا بری
اصلاً اگه بخوای میتونی اون لامصبها رو بپوشی و بری، واسه من فرقی نداره
هی. هی
این مال توئه؟
آره، بازش کن. راهم رو بستی
چرا فقط ازم نخواستی جابهجاش کنم؟
چون وقت ندارم. توقع داری تحویلت بگیرم؟
برگرد به همون شهرستان "کرن"
بازش کن
برای این پرونده، بسیجِ تمامِ نیروها رو در دستور کار داریم
برای این پروندهها
شهرمون، محلههامون، شهروندهامون
و بالاتر از همه
این قربانیهای بیگناه، حقشون کمتر از این نیست
نمیدونم چند بار دیگه باید بهت بگم مرد
از پرونده خارجش کن. خواهش میکنم
موضوع اینه که ما داریم از شما درخواست کمک میکنیم
اگه کسی، چیزی از کسی دیده یا شنیده
که ممکنه به نحوی به این پروندهها مربوط باشه
کارل
میبینم که بساطِ "برادرِ عشق"
و نمایش "رستگاری" هنوز بهراهه
هر کسی به یه ذره ایمان نیاز داره. حتی تو
واسه خودت یه مرید جدید پیدا کردی
کارآگاهِ عالی، آدمِ حسابی
باید به حرفاش گوش بدی، شاید از هر دو نظر یه چیزی یاد بگیری
به هر حال... آزمایشگاه زنگ زد
کارت که تموم شد، از شهر میری؟
میخوای منو ببری شام؟ میخوام از اینجا بری
فردا اولِ وقت آزمایش رو انجام میدن
و اگه تطبیق نداشته باشه، باید بری
فردا نمیشه. فرماندهم بهم گفت
آهان، من به فرماندهت زنگ زدم
گفت تا وقتی آزمایشها تموم نشده، باید همینجا بمونی
مدارک رو فردا تحویل بده
حله؟
خوشحالم میبینمت، کاپیتان
اینجوری بهش نگاه کن؛
فرصت میکنی به تمام اون رفیقایی که ولشون کردی، یه سری بزنی
کی میگه آدمبدا به صحنه جرم برنمیگردن؟
چه حسی داره دوباره لباس فرم پوشیدی؟
هنوز داری اضافه کارت رو الکی پر میکنی، راجرز؟
اوه. الان دیگه "گروهبان راجرزه"، دیک. بله. گروهبان راجرز؟
واقعاً برازندهته
هوم
تلفنت داره زنگ میخوره
آره، میدونم
ما داریم با دقت و طبق برنامه پیش میریم
گروهبان راجرز. آره، اما اون چی گفت؟
و در حال بررسی و اولویتبندی سرنخها هستیم
از دیدنت خوشحالم، دیک. منم همینطور
و در حال جمعآوری مدارک بیشتر
به همهتون اطمینان میدم که داریم بیست و چهار ساعته
با تمام قوا روی این پرونده کار میکنیم
روی این پروندهها
سوالی هست؟
اگه اشتباه میکنم اصلاحم کن، ولی چیزی که من میشنوم اینه که
بعد از دو ماه و چهار تا قربانی
هنوز هیچ مظنونی ندارید
موردی نیست که بتونم دربارهش حرف بزنم
چهار تا دختر مرده، جیمی
از زمان "نایت استاکر" تا حالا اینقدر تحت فشار نبودیم
حرف و حدیث زیاده
کلانتر اشاره کرد که شاید بد نباشه از فدرالها کمک بخوایم
داری شوخی میکنی؟ یه زمانی
یه زمانی جیمی، ولی نه امروز
دیک؟
ای پدرسوخته
خودِ خودِ مَرد، اسطوره، افسانه. هی، سَل
هنوز این اطرافی؟
ما زشتا که استراحت نداریم
اینجا چیکار میکنی؟
بیخیال، نپرس تا منم چیزی نگم
دارم میرم اون طرف خیابون، بذار یه قهوه مهمونت کنم
بیخیال، یه فنجون قهوه که چیزی نیست
خیلی خب
آره
اون کیه داره با سَل حرف میزنه؟
افسر گشتی شهرستان کِرنه
اون جو دیکنه
شوخی میکنی؟
نه
یه مشت بچهسوسولن
آخر شیفت که میشه، باید التماس این و اون رو بکنم تا بیان یه آبجو بزنیم
این تازهواردا اصلاً روح ندارن
هر چی جرئت و جسارت بود رو از اینجا ریشهکن کردن
ولی خب، تو این رو بهتر از هر کسی میدونی
هی، گروهبان. سل
جو دیکن رو میشناسی؟ چیزی که دنبالش بودی رو گرفتی؟
میگیرم
این وسط کار دیگهای نداری جز اینکه رو مخ من راه بری؟
چیز شخصیای نیست. دیک رو مخ همه میره
اگه میخوای به خوردِ مردم بدی
که فکر کنن بدترین روزا رو پشت سر گذاشتیم
تا دفعهی بعد، اون دیگه به خودت مربوطه
ولی خب، شیفتِ توئه، نه؟
آره، همینطوره
شنیدم پلیس خوبی هستی
منم چیزایی شنیدم
پلیس خوبیه، دیک. تحصیلکردهست
یه کم مذهبی و خشکهمقدسه، ولی خب، خودمم داشتم فکر میکردم بهشون ملحق شم
تا زودتر ترفیع بگیرم
سل، نوبت ماست
میخوای امشب پیش من و عیالم بمونی؟
آه، نه. ممنون
از دیدنت خوشحال شدم، دیک. منم همینطور، برادر
چرا با من نمیای؟
شاید حتی بتونی چند تا راهنمایی بهم بکنی
همه بیرون، کسی تو نره. شرط میبندم جسد گندیده
باکستر. ۳۶۲۰۷۱. بقیه منتظر چی هستن؟
برقِ ساختمونِ مقتول قطعه
به اداره برق زنگ زدی؟ دارن روش کار میکنن
رفتی تو؟
جا چقدر بزرگه؟ یه سوئیتِ دو خوابهی کوچیک
به خاطر وضعیت قرارگیری جسد
باید از پلهاضطراری آپارتمان بغلی وارد شد
تو ماشین ژنراتور داریم
نه، بذار اول این نابغههای صحنه جرم کارشون رو بکنن
میخوای کل آپارتمان رو با چسبقطرهای انگشتنگاری کنی؟
چرا که نه؟ تا وقتی برق نیاد، دستمون به جایی بند نیست
با این چیزا آشنایی داری؟ نه
احتمالاً از وقتی رفتی، خیلی چیزا عوض شده
هنوز باید طرف رو گرفت، درسته؟
آره. هوم
پس اونقدرها هم تغییری نکرده
کسی پماد ویکس نمیخواد؟
همه خوردن؟
بسیار خب
چراغها خاموش
اوه لعنتی
جراحت شریانی
زخم چاقو، تو حفرهی بدن
یه زخم چاقوی دیگه
تا اینجا خزیده
تا همینجا
همینجا تموم کرده
پس چرا اونجاست؟
از این پنجره انگشتنگاری کردن؟
No comments yet. Be the first to leave one.