Halt and Catch Fire

Halt and Catch Fire

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 3

Informacioni i lëshimit

Halt and Catch Fire Season03 1080p x265 10bit AMZN WEB-DL RCVR
Halt and Catch Fire Season03 1080p AMZN WEB-DL
Një Komentar nga AliNet
‫هماهنگی با نسخه های آمازون | ویرایش توسط MichaelJon

Etiketat

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
Publikuar më: 2022-06-12
Shkarkime: 50
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‫سال ۱۹۸۶

‫داره فرانک سیناترا می‌زنه؟

‫می‌تونه فرانک زاپا بزنه که من اهمیتی نمیدم.

‫تا وقتی کاری به کارم نداشته باشه.

‫خیلی خب، ‫بیا دوباره بریم تو کارش

‫- اون؟ ‫- آره اون.

‫دمدمی مزاج، ‫پرخرج،

‫ فقط به ‫ اتصال درست واکنش نشون میده.

‫آره خب، ‫شیش ماهه باهاش سروکار دارم

‫و اون هنوز ‫روشن نشده.

‫هی، می‌شه بگی اونایی که طبقه پایینن ‫عجله کنن.

‫- آره،آره،آره. ‫- داریم از دستش میدیم رفیق.

‫هی، اقلا خوشحالم ‫یه بارم شده چندتا خانوم اینجا میبینم

‫شاید بهتر بود منتظر میموندیم و جشنو وقتی زمانبندی می‌کردیم

‫که یه پردازندۀ مرکزی کار کنه

‫وقتی که پردازندۀ مرکزی ‫درواقع، میدونی، کار می‌کرد.

‫هی رییس گفت دست بجنبون ‫خبرنگاره میخواد بره.

‫ باشه.

‫خیلی خب، امتحانش کن.

‫هنوزم بالا نمیاد

‫تو خوبی؟

‫آره

‫از یک تا ده چقدر؟

‫من خوبم.

‫می‌خوای دراز بکشی؟

‫آره چرا که نخوام دراز بکشم.

‫بیست ساعته که نخوابیدم.

‫من فقط...

‫از یک تا ده چقدر؟

‫دو.

‫نهایتش سه.

‫بذار واحد برقو دوباره چک کنم

‫و الآن لطفاً بدون هیچ هیاهویی

‫بیاین به بنیان گذارمون، کمرون هاوه خوش آمد ‫بگیم.

‫یالا

‫یالا

‫ هی.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫- کمرون هاوه. ‫- رس ویور، "اینفوورلد."

‫- اهم. ‫- عجب مهمونی ایه، ولی یخورده بی موقع

‫جدی، چقد دیگه طول میکشه؟

‫ام...

‫اوه خدایا ‫یکی روی این سیم پیج سیگار گذاشته.

‫میدونی، یروز که شبکه خودمونو داشته باشیم

‫منو کمرون می‌تونیم می‌تونیم دوباره مشغول کارایی بشیم که واقعاً اهمیت دارن.

‫مطمئنم اون مشتاقه تورو برگردونه

‫راه افتاد؟

‫روشنه!

‫ روشنه!

‫آه!

‫دث استار در دسترس و قابل استفادست.

‫آلدران هیچوقت نمیفهمه از کجا خورده

‫هی دانا. ‫کم میخواد همین الآن طبقه بالا باشی.

‫باشه ‫بزن بریم جشن بگیریم.

‫خیلی خب! ‫بیا بخورش تلنت

‫آخرین صورت حسابتو واسمون فکس کردی!

‫ یوهو! ‫ یوهو، هی!

‫این آتیش بازی بیشتر ازونیه که درموردش حرف زدیم

‫سخنرانی! سخنرانی!

‫ هی، یالا.

‫ باشه. ‫باشه، باشه، باشه.

‫خیلی خب، اول از همه می‌خوام ‫به مهمونمون

‫راس ویور از "اینفوورلد " خوش آمد بگم.

‫امیدوارم همتون شانس صحبت کردن باهاشو داشته باشین

‫اون راه اندازی مجددمون رو پوشش میده.

‫موادو قایم کن

‫همونطور که میدونین، هفته گذشته ‫۱۰۰،۰۰۰ مشتری داشتیم.

‫آره!

‫اما ‫مهم تر اینکه

‫روز جشنه، ‫بروبچ.

‫روز خودکفاییمون!

‫ راستی، یه چیز دیگه.

‫این خیلی مهمه.

‫جان باسورث رسما پدربزرگ شده.

‫ببینین، می‌دونم اینجور به نظر میاد که ‫همین دو دقیقه پیش رسیدیم کالیفرنیا

‫ولی الآن نمی‌تونیم کم کاری کنیم.

‫به گسترش تجربه کار کاربر با شبکه ادامه ‫میدیم

‫اصلاح آواتار، ‫همسایه هامونو بیشتر می‌کنیم.

‫کلی ضرب العجل واقعاً مهم توی راه داریم

‫ و روی شما ‫ حساب می‌کنیم.

‫میدونیم چقد ترک کردن دوستان و خانواده توی تکزاس سخته،

‫ ولی واقعاً با تعهد شما ‫ تحت تأثیر قرار گرفتیم

‫- و فقط می‌خوایم... ‫- حرف از تعهد شد،

‫یه نفر هست که می‌خوام به طور خاص ازش تشکر ‫کنم

‫همسرم، گوردن کلارک

‫ بیا بالا.

‫گوردو!

‫واقعاً می‌خوام خیلی ازت تشکر کنم

‫بخاطر باور به این ایدۀ احمقانه

‫و با من اومدی تو این زیرزمین

‫چون ما بدون تو نمیتونستیم

‫من نمیتونستم.

‫ خیلی خب، یالا ‫ برگردیم به مهمونی.

‫من بدون تو نمیتونستم گوردون.

‫آره بدون پولت نمیتونستی.

‫▶▶▶ سِـنـتـور سـاب تقدیم میکند ◀◀◀ ‫تلگرام: CentaurSub@

Sync: AliNet

‫ ایستادن و آتش گرفتن

‫مترجم: «حانیه» ‫ Hanieh۹۷۷۶

‫ویرایش: Michael Scofield

‫باور نکردنیه.

‫این کلا زده کوبونده

‫ می‌دونم ‫دردناکه ولی بهم اعتماد کن.

‫چیزی به اسم خبرگذاری بد وجود نداره.

‫و نونشون تو روغنه

‫و تازه جاینت رو هم پنج برابر فروخت

‫نه این فرق می‌کنه ‫بده.

‫چی، بذار حدس بزنم ‫می‌خوای بکشیش؟

‫نه، حقایق اونه که داره مارو میکشه.

‫یه چهارم کامپوسرویم،

‫زیر بنای کمتری نسبت به سورس داریم،

‫سرمایه گذاریمون نسبت به کیو-لینک اصن به چشم نمیاد.

‫ازش متنفرم ‫ولی حق با اونه.

‫- چی شده سکریت؟ ‫- سیرک خونوادگی هنوزم مزخرفه.

‫- درسته ‫- هی، حواست به حرفات باشه

‫حواست به حرفات باشه.

‫- جونی کجاست؟ ‫- داره لباس میپوشه

‫بهتون گفته تازه به دوران رسیده، ‫گفته شما مایه خوشحالی

‫قلب و روحیه ‫چشم انداز ولِی این.

‫اون آدم... ‫عالیه.

‫آره، تازه تا سال ۸۸ هم دنبالمون بود

‫خب، اگه نگرانیت اینه،

‫یه نشریه پر از آمار و بازده منتشر کن

‫و میدونی، داستانو از زبون خودت بگو

‫چی؟ هیچکس نشریه هارو نمیخونه.

‫اونا مجله میخونن ‫مثل این یکی.

‫خب، پس بهتره فاتحشو بخونیم.

‫- اوه لعنتی ‫- حواست به حرفات باشه

‫ببخشید، عزیزدلم.

‫امروز ساعت ۴ با مدیر مدرسۀ جونی ملاقات دارم.

‫چرا؟

‫دوشنبه دعوا کرده.

‫باشه، کی قرار بود اینو بهم بگی؟

‫ متأسفم ‫کاملا فراموش کردم.

‫زده یا خورده؟

‫مدرسه اولیاشو خواسته.

‫ساعت ۴ جلسه پیشرفت داریم.

‫- می‌دونم. ‫- خب، اون نمی‌تونه بره؟

‫خیلی خب، ‫یه دقیقه تنهاتون می‌ذارم.

‫مچتو گرفتم

‫کلا نفهمیدی من اینجا بودم.

‫آره خب، به خاطر دعوایی

‫که تو مدرسه داشتی دخلت اومده

‫هرچی. ‫زدم در کونش

‫- جدی؟ ‫- بفرما. می‌دونم که خوشت میاد.

‫چی؟

‫تو یه بداخلاق کوچولویی

‫و من...

‫می‌دونم درمونده شدی. ‫منم درمونده شدم.

‫ما پنج تا داریم از جیب هم دیگه ‫میخوریم و این...

‫دانا، درمونده شدم چون قرار بود این ‫وضعیت موقتی باشه

‫- موقتیه. ‫- نه شیش ماهه...

‫اوه لعنتی

‫هالی عزیزم ‫برو زیر میز.

‫جونی!

‫- مامان! ‫- چیزی نیست، چیزی نیست.

‫همه چی مرتبه. ‫توخوبی؟

‫- چیز بود...؟ ‫ - آره بود. جلو نیا اینجا شیشه شکسته

‫باید چیکار کنیم؟ ‫تو راهرو وایسیم یا بریم بیرون؟

‫خوبه. همونجایی که هستی خوبه

‫جونی، عزیزم ‫توخوبی؟

‫خوبم. فقط واس من ادا بازی درنیار.

‫شرمنده، بنظرتون یه پس لرزه بود؟

‫یه بزرگتر داره میاد؟

‫- یا آخریش بود؟ ‫- هی گوش کن.

‫- کمکی نمی‌کنی ‫- انقد بزدل نباش هالی.

‫- هی جونی. ‫- خواهرت ترسیده. مودب باش.

‫- تو همیشه طرف اونو میگیری. ‫- جونی.

‫هی گوش کنید بچه‌ها

‫خدایا،بچه‌ها ‫تسته.

‫مای، طوری رفتار نکن که انگار تو باغ ‫نیستی.

‫ خیلی خوبه،نه؟

‫این هفته جهتا عوض شدن.

‫علاوه بر عینک دودی، عینک معمولی

.و لباس سرخپوستی

‫واقعاً باید لباس سرخپوستی بگیری

‫باید همشو بریم.

‫بیا از خیابون اصلی شروع کنیم و بعدش جاهای کوچیکتر.

‫اوه یه پتک هست.

‫شنیدی کامپوسرو داره توی ژاپن شعبه می‌زنه؟

‫و جنی ‫۱۰،۰۰۰ کاربر توی سه ماه اخیر اضافه کرده.

‫درنهایت سی بی اس ممکنه ‫از ترینتکس جدا بشه

‫عالیه، پس فقط آی بی ام و سیرز موندن

‫اینجا یجورایی بی روحه مگه نه؟

‫خب آره، ۹ صبح سه‌شنبه

‫و سیستم مثل کف کازینو سر صبحه.

‫فقط سرسختا هستن.

‫ولی مرکز کتاب کمیک رو ببین.

‫اوه، این ساعت مقیاس فرورفتگی

‫طبق نمودارا نیست

‫اونجا خیلی شلوغه پسر.

‫بیشتر میدون جنگه تا بار هل انجلز

‫خب به نظرم خوبه که عینک اونا دیجیتاله

‫خوبه. ‫اوه یه لحظه صبر کن

‫اون بازیو مود کرده و یه ۱۳۱۱ گرفته.

‫خدایا، تو هرکی اینجاست رو می‌شناسی؟

‫و ما اینجاییم.

‫ ۶۴،۰۰۰ پیکسل

‫از زمینای اولیه و دست نخورده

‫می‌تونه هرچیزی بشه که بخوایم.

More Farsi Persian subtitles for Halt and Catch Fire

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left