200 rreshtat e parë.
اسم مهمون لطفاً؟ - آقای برونر
بفرمایید تو، لطفاً
عزیزم، من اومدم خونه. ردیفه
قایقخونه تایید کرد. دقیقاً سر وقت
فیصل، زود بیا اینجا. هری رفت تو
آره، آره، دارم میام. اومدم
هی، مگه تو طویله به دنیا اومدی؟ - تو فاحشهخونه
خیلهخب
اونجا یه تیغ ریشتراش با روکش خز داری و یه مشت آدم با تفنگ
دارم میرم رو حالت پچپچ
یک، دو. یک، دو
برنامه رادیویییه. صدات روی آنتنه
تایید
خوبه، اون نگهبانی که بهت نزدیکتره داره دور میشه
جلو در ورودی خدمهست. رفت تو
بسیار خب. خالد رو دیدی؟
آره، خودشه
چرا میلیاردرها همیشه قدکوتاهان؟
ببخشید
سرهنگ! حال شما چطوره؟
از دیدن دوبارهتون خوشحالم. بله، خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم
عالی بود. اون یارو کی بود؟
میشه یه لحظه اینو بگیری؟ ممنون
خوبه، الان باید در حال رد شدن از سرسرای اصلی باشی
بری سمت پلهها
خوبه، به حرکت ادامه بده. تندتر برو
من تو کتابخونهام، دارم میرم سمت بالکن طبقه دوم
مودم وصل شد. در حال ارسال
تایید میشه. فکر کنم اتصال خوبیه
بچهها این فایلا کدگذاری شدن. چند دقیقه طول میکشه
رمزت رو پیدا کردم
باشکوهه، مگه نه؟ - بله، کاملاً
فکر میکردم بیشتر دوستای خالد رو میشناسم
اما فکر نکنم قبلاً شما رو دیده باشم
نه، ندیدیم هم رو، چون قطعاً یادم میموند
رنکوئیست، هری رنکوئیست
جونو اسکینر
جونو اسکینر. جونو اسکینر
زود باش، زود باش
جونو اسکینر، معاملهگر آثار هنری و عتیقهجات، متخصص در ایران باستان
اگه اشتباه نکنم، این ایرانیه
آفرین. دقیقاً مال قرن ششم قبل از میلاده
از اون دوره خوشتون میاد؟ - عاشقشم
هری، یه مشکلی داریم. نگهبانا اون پایین دارن دیوونه میشن
بیشتر این قطعات رو برای جمال خریدم
تانگو بلدی؟
تانگو؟
هری. هری رفیق، وقت تانگو رقصیدن نداری
صدامو داری؟
بسیار خب هری، الان وقت خوش و بش کردن نیست. شنیدی؟
باید از اونجا بزنی بیرون. ایول! قفل فایلا باز شد
فیصلِ سریع دوباره وارد عمل میشه. تو فایلهام. تمومه عزیزم
رفتم تو کارش و دارم میزنم به هدف
فقط اون فایلا رو کپی کن، باشه؟
واو. و من فکر میکردم اینم یه مهمونیه مثل
یه مشت بانکیِ حوصلهسربر و میلیاردرهای نفتی دیگه
هری، ثانیهها دارن میرن رفیق. اون سلیطه رو بپیچون
متاسفانه باید برم. باید به پروازم برسم
خب، یه زمانی بهم زنگ بزن
دفتر کارم تو رُمِ
حتماً، خوشحال میشم
مرتیکهی فلانفلان شده دو دقیقه نگذشته یارو میخواد براش بچه بیاره
بسیار خب، رقصندهی ماهر، نقشهت برای خروج چیه؟
میخوام صاف از درِ جلویی برم بیرون
دل و جرات میخواد. احمقانه است، ولی ایول داره
قربان، میشه کارت دعوتتون رو ببینم؟
حتماً. بفرمایید، اینم دعوتنامه من
لعنتی. شروع شد. نقشه یکم عوض شد
بمون
ما تو راهِ محل ملاقات پایینی هستیم
تکرار میکنم، محل ملاقات جایگزین
مواظب باش! مواظب باش
به این میگن یخ، یه ذره لیزه
هری، صدامو داری؟ - گرفتم
لعنتی
اوه خدای من
گرفتمش. گرفتمش. گرفتمش
اوناهاش. لعنتی
سلام بچهها
آره، عالی جواب داد. دقیقاً از همون درِ جلویی
میشه یه لحظه بری عقب؟
بزن بریم. هنوز میرسیم به پرواز
بسیار خب، کارِ آقای رنکوئیست تمومه. بفرما
خب، کیف پول هری تسکر
پاسپورت هری تسکر، تهبلیط
صورتحساب هتل تسکر. دو تا هم کارتپستال از ژنو داری
کلیدای خونه هم همونجاست
و یه دهکده برفی سوئیسی سوغاتی دارم
اون برای چیه؟ - برای دیناست، خنگه
میدونی که، برای بچهت سوغاتی میبری. افتاد
آره، نقشِ پدرونه، درسته. ایول، قشنگ بود
باشه، فردا ساعت ۸ بیا دنبالم
حتماً
گزارشدهی ساعت ۱۰ صبحه
ساعت ۸ میبینمت. خداحافظ. باشه. هی، هری
چیزی یادت نرفته؟
عجب تیمی هستیم
خیلهخب، زود بخواب رفیق
سلام عزیزم. پروازت چطور بود؟
خوب بود. عالی
یه کادوی کوچیک از سوئیس برات آوردم. یه دهکده برفی
واو. مرسی بابا
تا حالا از اینا نداشتم. - خواهش میکنم
هی، مدرسهت دیر شد. بهتره راه بیفتی
یادت نره به گیزمو غذا بدی. - باشه
خیلی ضایعه
دیرم شده. - آره، منم همینطور
کنفرانس چطور بود؟
حسادت بقیه فروشندهها رو درآوردی؟
فوقالعاده بود. باورت نمیشه
باید اونجا میبودی. کل نمایشگاه رو ترکوندیم
با اون سیستم سفارشگیری مدل جدید ۶۸۰ که بهت گفته بودم
میتونم یه سفارش ثبت کنم
و بلافاصله، به محض اینکه اسم مشتری میاد بالا
میبینی اعتبارش چقدره، قبلاً چی سفارش داده
چقدر تخفیف گرفته و خلاصه هر جزئیات کوچیکی رو
عالیه
معرکهست. واسه همینه که عاشق بیزنس کامپیوترم
گوش کن، لولهکش زنگ زد
میگه باید زیرِ پیِ خونه رو بکنه یا یه همچین چیزی، ۶۰۰ دلار خرج برمیداره
اشکالی نداره. - خب، اتفاقاً اشکال داره. این گردنکلفتیه
خب، بهش چی گفتی؟
با باهاش خوابیدم و اونم گفت ۱۰۰ دلار تخفیف میده
فکر خوبیه. خداحافظ عزیزم
سلام
دینا
پسر، اولین باری که مثل توپ شلیک شدم رو یادمه
صبح بخیر. برو مدرسه. - آره، دارم میرم
ممنون عزیزم
اینا رو ببین. نگاه کن
تصویر از کجا میاد؟
یه دوربین سیسیدی و فرستنده تو اون پاکت سیگار اونجاست
خیلی باحاله، نه؟
این دیگه چه صیغهایه؟
خداحافظ بابا! اون داره چی... دینا
داره ازت دزدی میکنه. دینا! میدونستم
دینا
دینا! یالا برو
نمیتونم وایستم. دیرم شده. خداحافظ بابا
خدایا. لعنتی
بچهها. ده ثانیه لذت، ۳۰ سال بدبختی
من سه بار ازدواج کردم ولی حداقل
اونقدر احمق نبودم که بچهدار شم
آره، نباید دزدی کنه. من بهتر از اینا بهش یاد دادم
آره خب، دیگه تو و هلن پدر و مادرش نیستید
پدر و مادرش اکسل رز و مدونا هستن
اون پنج دقیقهای که در روز باهاش میگذرونی
نمیتونه با اون بمبارانِ دائمیِ اونا رقابت کنه
کم آوردی بابا جون
میدونی، فقط به خاطر این نیست که تو پدر بدی هستی
منظورم اینه که، بچههای امروزی ۱۰ سال از سنی که ما توش بودیم جلوترن
صبح بخیر. صبح بخیر آقای تسکر
شرط میبندم فکر میکنی هنوز پاک و معصومه. مسخره نشو
اون فقط... الان چند سالشه؟ ۱۴ سال
۱۴ اون فقط ۱۴ سالشه.
هورموناش دارن مثل آژیر آتشنشانی بالا و پایین میشن
من میگم احتمالش زیاده که بذاره اون فیزیکدانِ موتورسوار باهاش رفیق شه
دینا نه. «دینا نه.»
انکار. دیگه فقط اسم یه رودخونه تو مصر نیست، مگه نه هری؟
احتمالاً داره پول میدزده تا خرج سقط جنینش رو بده
چرا در رو باز نمیکنی؟
یا مواد مخدر
دلار اینجا، ۵۰ دلار اونجا ۲۰
فکر کردم دوستپسرِ آشغالِ زنم اونا رو برمیداره
لعنتی، اون هر چیز دیگهای رو هم میبره
هیچوقت یه آبجو تو اون یخچالِ کوفتی پیدا نمیشه
فکر کردم از اونجا رفتی. - خب، مجبور شدم برگردم
وکیلم گفت اینطوری شانس بیشتری برای گرفتن خونه دارم
موقع تقسیم اموال و این صحبتا
ولی بحث رو عوض نکن مرد
هنوز ۲۰۰ دلار بهم بدهکاری. صبح بخیر جنیس
صبح بخیر
آقایان، لطفاً خودتان را به اسکنر معرفی کنید
۳۴۹۹۱ هری تسکر، ۱۰۰۲۴. آلبرت گیبسون،
بسیار خب فرانسیس. فکر نکنم دیگه بهت احتیاج داشته باشیم
ممنون
یا حضرت عباس، هری
دیشب حسابی گند زدی، نه؟
میشه لطفاً بهم بگی چطوری میتونم
این رو چیزی غیر از یه فاجعهی تمامعیار ببینم؟
خب، «تمامعیار» کلمهی سنگینیه
آره، درجات مختلفی از فاجعه وجود داره
در واقع یه مقیاسه، که یه طرفش یه ماموریت عالیه
و اون طرفش یه گندکاریِ حسابی
ولی خب، ما واقعاً بیشتر
فیصل، تو عضو جدید تیم هری هستی، مگه نه؟
بله
پس چرا فکر میکنی کوتاه اومدن من در برابر اون، شامل حال تو هم میشه؟
بذار نشون بدم چی گیرمون اومده
جمال خالد. فکر میکنیم آدم کثیفیه، واسه همین به فایلهای مالیِ خصوصیش نفوذ کردیم
میلیون دلار حوالهی بانکی از بانک بینالمللی تجارت ۱۰۰
که همهمون میدونیم پوششیه برای یه سری کشورها
تا فعالیتهای تروریستی رو تامین مالی کنن
و واسه همینه که فکر میکنیم یه اتفاق خیلی بزرگ داره میافته
و میدونیم که یه هفته پیش، چهار تا کلاهک هستهای امآیآروی قاچاق شده
از جمهوری قزاقستانِ شوروی سابق
فکر میکنیم گروه خالد بمبهای هستهای رو خریدن
و دارن سعی میکنن وارد خاک آمریکا کنن
تا اینجا که چیزِ دندانگیری نصیبم نشده، آقایان
چیزِ درست و حسابیتری ندارید؟
No comments yet. Be the first to leave one.