200 rreshtat e parë.
نه، اونطرفی نرو
لااقل بذار بگیرمت
نینا، چی شده؟
گزارش وضعیت بده
یکی از همدستهای مجرمی که وارد مرکز شده داره منو تعقیب میکنه
نفوذ؟
کی وارد شده؟
نینا، حالت خوبه؟
نینا
نینا، اون چی بود؟
نینا
سریع بپر توی رودخونه
زود باش، بپر توی رودخونه
جین
تردید نکن
کِر
بـ... بله
اوضاع چطوره؟
ظاهراً تا اینجا که خوب پیش رفته
حالا
باید با استفاده از "اون" سیستم، این مرد رو پیدا کنیم
دیگه فقط مسئلهی زمانه
وای، چقدر باحاله
گفتن جایزه نفر اول تماشای نهنگهاست
حتماً باید برندهاش بشیم
آره
واسه قرعهکشی هر نفر فقط یکبار میتونه شانسش رو امتحان کنه
دلم میخواد آقای نهنگ رو ببینم
منم صددرصد دنبال دلفینهام
مگه تو پروفسوری؟
هوم؟
هی
کجا داری میری؟
الان برمیگردم
ممنونم
بفرمایید
ممنون
خب
با این حساب، همهی بلیطهای خرید گلسینه نسخه محدود تموم شد
اوه! چی؟
آخی، چه بد شد
واقعاً هیچ کاری نمیشه کرد؟
من واسه این یک ساعت با قطار تو راه بودم
واقعاً متاسفم. موجودیمون محدوده
درک میکنم
صبر کن
چی شده؟
بیا، مال تو
هوم؟
نه، اشکالی نداره
حواسم به قیمتش نبود، واسه من خیلی گرونه
وای، خدای من
از قیافههاتون معلومه که برنده نشدین، نه؟
همهمون
ای بابا، نتونستین بگیرینش
خیلی تلاش کردم تا بهموقع اینو بسازم
ها؟
اون
این یه اسکوتر زیرآبیه
برخلاف مدلهای توی بازار
رانندگی خودکار داره
و میتونه تا بیش از ۳۰ متر بره زیر آب
واو
وای، چه عالیه
بیخیال، ۳۰ متر که خطرناکه
فکر میکردم اینو بگی
تادااا! هدست زیرآبی
سیلندر گاز ضد بیماری کاهش فشار داره
و یه ارتباطگیر بیسیم، همهاش توی یکی
و قسمت جلوی اسکوتر هم قابل تعویضه
ایول
پروفسور، شما فوقالعادهاید
دلفینه چقدر نازه
من کوسه رو دوست دارم، دلفین رو هم دوست دارم! لاکپشت رو هم همینطور
اوه؟ انگار حسابی هیجانزدهاین
بچهها، شما میخواستین برین تور تماشای نهنگ هاچیجوجیما، مگه نه؟
وایسا، تو از کجا اینو میدونی؟
مگه غیبگویی؟
مثل اینکه هتل پدرش توی هاچیجوجیماست
فکرش رو میکردم اینطوری بشه
یعنی میخوای بگی
که قراره
ما رو ببری اونجا؟
در ضمن، این
مهمونِ اونه
ها؟
فکر میکردم یه بچه پرافادهای
ولی جنبههای خوبی هم داری
این دعوت شامل غیربچهها هم میشه؟
پروفسور هم به عنوان سرپرست باهامون میاد
هورااا
خوشبحالتون پروفسور
دارم هاچیجوجیما رو میبینم
وای! اونجا یه کوه بزرگه
اسمش... هاچیجوفوجیه
اوووه
راست میگی
چقدر هیجانانگیز
هاچیجوفوجی خیلی بزرگه
شگفتانگیزه
هوم؟ به چی نگاه میکنی؟
شنیدم یه مرکز جدید اینترپل اینجاست
اینجا
اولین مرکز توی جهان که دوربینهای پلیس رو از سراسر دنیا به هم وصل میکنه
اون "پاسیفیک بوی" هستش
شنیدم با استفاده از تصاویر دوربینها، میشه چهرهها رو در سراسر جهان شناسایی کرد
بله
اون که سازندهی این سیستمه هم قراره به پاسیفیک بوی ملحق بشه
این آدم... یه جایی دیدمش
اوه، رسیدیم همینجا
رسیدیم
چه هتل بزرگی
چقدر قشنگه
خیلی عالیه
بازرس شیراتوری اینجا چیکار میکنه؟
وای! چه نهنگ بزرگی
یه لاکپشت هم اونجاست
آقا دلفینه خیلی نازه
خب همگی، بعد از اینکه وسایلتون رو گذاشتین تو اتاق، تا یه ساعت دیگه برگردین اینجا
باشه
بازرس شیراتوری؟
شاید اشتباه دیدی؟
نه
قطعا خودش بود، بازرس شیراتوری
هوم، یعنی موضوع چیه؟
فکر میکردم تا الان دیگه تو هاچیجوجیما باشی
بگو ببینم بچه، میدونستی توی فرانکفورت آلمان
مرکز شبکه دوربینهای ضدجرمِ یوروپل اونجاست؟
آره، خب که چی؟
تازگیها یکی به اونجا نفوذ کرده
کارمندی که اونها رو دیده بود
توسط "جین" کشته شد
جین
این اطلاعاتیه که "کِر" از داخل سازمان فرستاده
پس اون نفوذ هم کارِ یکی از سیاهپوشها بوده
بله. موهاش بافتهست
و اسم رمزش
پینگا
شنیدم سوگلیِ "رام" هستش
چرا اینها رو به من میگی؟
امروز "پاسیفیک بوی" به اون مرکز وصل میشه و فعالیتش رو شروع میکنه
فکر کردم شاید برات جالب باشه
آ... آقای آکای
جین
وودکا
کورن
آیریش
پیسکو
تکیلا
و حالا پینگا
اسمهای مشروبات تقطیری همهشون مَردن
و پینگا هم از همون موادِ "رام" ساخته میشه
حس بدی نسبت به این موضوع دارم
کارآگاه کونان: زیردریایی آهن سیاه
من کارآگاه دبیرستانی، کودو شینیچی هستم
با دوست دوران بچگیم، موری ران، به یه شهربازی رفتم
و شاهد یه معامله مشکوک بین مردهای سیاهپوش بودم
اونقدر غرقِ تماشای معامله بودم
که متوجه اون یکی مَرد پشت سرم نشدم
اون منو مجبور کرد یه قرص سمی بخورم
و وقتی بیدار شدم
بدنم کوچیک شده بود
اگه بفهمن کودو شینیچی زنده است
میان سراغم و اطرافیانم هم به خطر میافتن
به توصیه پروفسور آگاسا، تصمیم گرفتم هویتم رو مخفی کنم
وقتی ران اسمم رو پرسید، همون لحظه جواب دادم
"ادوگاوا کونان"
و رفتم خونهی ران که پدرش کارآگاهه زندگی کنم
این دختر هایبارا آی هستش
اون یه دانشمند توی سازمان سیاه بود
و سازندهی داروی APTX4869
اما وقتی خواهرش کشته شد، از سازمان فرار کرد
اون قرص رو خورد تا به زندگیش پایان بده اما
بدنش کوچیک شد
برای اینکه از دید بقیه دور بمونه، تو خونهی پروفسور آگاسا زندگی میکنه
سازمان سیاه مرموز
جین
وودکا
ورموت
کیانتی، کورن
و بوربن
کِر
این دو نفر اعضای پلیس مخفی ژاپن هستن
فورویا رِی و
میزوناشی رِنا از سازمان جاسوسی آمریکا، سیا
و بخشی از افبیآی که اونها هم دنبال سازمان هستن
آکای شوئیچی
تکتیرانداز زبدهی افبیآی
در حال حاضر با هویت مخفیِ اوکیا سوبارو که یه دانشجوی کارشناسی ارشده
توی خونهی قدیمی من مخفی شده
جثهی کوچیک، همون مغز متفکر
کارآگاهی که نمیذاره هیچ پروندهای حلنشده باقی بمونه
همیشه فقط یک حقیقت وجود داره
آیومی، یه لحظه صبر کن
و همینجوری
ممنون
خواهش میکنم
بیا، بگیرش
مرسی
هوم؟
No comments yet. Be the first to leave one.