Veronika

Veronika

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 2

Informacioni i lëshimit

Veronika S02E06 Ann-Charlotte 1080p SKST WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Veronika 2024 زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-22
Shkarkime: 30
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

اصرار داری که توی همون پذیرایی که پیداش کردیم کشتیش؟

چند بار باید بگم؟

من کسی بودم که مادرم رو کشتم

کی داره راست می‌گه؟ کی دروغ می‌گه؟

می‌دونیم که جسد جابجا شده. خب، مونا کجا کشته شده؟

نظری ندارم

داری از یکی دیگه محافظت می‌کنی

اتفاق جالبیه

می‌دونی این یعنی چی؟ فرزندان ابراهیم

یوهانس می‌گفت اونا از بقیه خیلی بهترن

فرزندان ابراهیم

نمی‌خوام

از دین خوشم نمی‌آد

همه‌اش در مورد کنترل کردن مردمه، همیشه همین بوده

باید بهم اعتماد کنی. می‌دونم باید چیکار کنیم

نینی اونجاست

مادربزرگ هم هست

سلام، من اینجام

سایمون، شارژر رو می‌دی به من؟ نه

لعنتی

توماس

تمام روز رو اینجا نشسته بودی؟

این چیه؟

پرونده‌های عمه نینی از وقتی که در بلومستبرگا بستری شد

یه کشیش به اسم آرون وردنر همراهیش می‌کرد

وردنر؟

پدرِ کشیشِ خودمون، لنارت وردنر

آرون در نهایت از کلیسای سوئد اخراج شد

چون مچش رو موقع سوءاستفاده از زن‌های جوون گرفتن، عمه‌ی منم یکی‌شون بود

بعدش یه گروه کتاب مقدس راه انداخت به اسم فرزندان ابراهیم

فکر می‌کنم فرزندان ابراهیم توی بنیاد آرسنیس هنوز زنده‌ست

و توی لنارت وردنر

پس از پدر به پسر رسیده

پس سه تا زن مرده داریم که همه‌شون به فرزندان ابراهیم وصلن

باید برگردیم خونه‌ی لارسون

این چیه؟

این چیه؟

توافق‌نامه‌ی عدم افشا

برای بنیاد آرسنیس، مونا لارسون برای عضویت ناتالی فریکدال

ممکنه حق‌السکوت باشه

من هر ماه این پول رو می‌گرفتم

واسه چی؟ برای مراقبت از ناتالی

نگرانش بودن

اونا؟

اون کشیش، لنارت وردنر، اون گروه کتاب مقدس رو اداره می‌کنه

فرزندان ابراهیم

راه و رسم نفوذ روی آدم‌ها رو بلده

می‌فهمم ممکنه چطوری به نظر بیاد، ولی به اون پول نیاز داشتم

موقع تلاش برای سقط جنینِ خودخواسته مُرد

پدرش کی بود؟

همون‌طور که گفتم، وقتی قدرتش رو روت دیکته می‌کنه

تو هم با استفاده از فسفر سعی کردی سقط جنین کنی

چرا نیومدی اینجا توی بیمارستان کمک بخوای؟

می‌دونم مردم اینجا چطوری پشت سر آدم حرف می‌زنن و

مونا بود که بهت فسفر داد، درسته؟

فقط می‌خواست کمک کنه

اون هم... قربانی سوءاستفاده شده بود

«برگزیده شدن». ما این‌طوری صداش می‌کردیم

ولی نمی‌خواستی بچه رو نگه داری

تازه با شوهرم آشنا شده بودم

فرزندان ابراهیم

یه گروه کتاب مقدسه که لنارت وردنر رهبریش می‌کنه، درسته؟

و تو هم عضوی

یا به قول خودت «برگزیده»

یونا

تو مرگ ناتالی رو دیدی

و می‌دونی که قراره دوباره تکرار بشه

تو به اتهام تجاوز جنسی و اجبار جنسی بازداشتی

آزار و اذیت فرد خردسال

جرایم احتمالی حسابداری و مالیاتی رو هم بررسی می‌کنیم

موقع بازجویی حق داشتن وکیل رو داری

حتی خودت هم نمی‌تونی هیچ‌کدوم از این‌ها رو باور کنی

نصیر

توی کلانتری در موردش حرف می‌زنیم

می‌خوام کتاب مقدسم رو با خودم بیارم

واسه هدایت

حرکت کن

شب بخیر

سلام

اوه

چرا اینجا همدیگه رو می‌بینیم؟

از وقتی اون دفترچه خاطرات رو پیدا کردی، منتظر این لحظه بودم

و اینجا، فقط می‌تونم حقیقت رو بگم

می‌دونم که کشیش آرون به نینی تجاوز کرد

و اون حامله شد

و اینکه توی بیمارستان روانی بستری شد

یه اتفاقی افتاد

بعد از اون برای نینی

یه اتفاقی که کشیش آرون هم توش دست داشت

اون اینجا نشست. درست همین‌جا

واقعاً لازمه؟

تو شیطان رو به خونه‌ات راه دادی، اینگا

چاره‌ای نداری

یه غروب خنک بهاری بود

ما اونجا بودیم، همه‌ی خونواده

و البته، کشیش آرون

نینی کلمه‌ای حرف نزد. کاملاً ساکت بود

کشیش آرون گفت باید کسی باشه

جوون و بی‌گناه که این کار رو انجام بده

به قول خودش: «معصومیت محض»

خداوندا

بگذار شری که این کالبد را تسخیر کرده، خفه کنیم

چاره‌ای نداشتم

هیچ‌کدوممون چاره‌ای نداشتیم

عیسی توسط روح‌القدس به بیابان هدایت شد

باید دعا کنی... باید از او اطاعت کنی

اگه فشار روی گردن درست به موقع شل بشه

در ترس، قدرت نهفته است

در اطاعت، نظم شکوفا می‌شود

کسی که تبدیل به... تمومش کن

این دیوانگیه

پدر نتونست مادر رو به خاطر بلایی که سر نینی آورد ببخشه

پس ترکمون کرد

نینی رو هم با خودش برد

اون موقع بزدل بودم

الانم بزدلم

منو ببخش

می‌دونی وقتی اون اتفاق افتاد کجا بودی؟

یادم نمی‌آد، ورونیکا

یادم نمی‌آد

چرا فرزندان ابراهیم؟

ابراهیم از طرف خدا برگزیده شد تا ایمان و عمیق‌ترین دانشش رو گسترش بده

پدری برای همه، که محدود به سنت‌های پیش‌پاافتاده‌ی دنیوی نیست

پدرت، آرون وردنر

سال ۱۹۶۰ بعد از یه مورد تجاوز، از کلیسای سوئد اخراج شد

و بعد از فرزندان ابراهیم برای فریب و کنترل زن‌های جوون استفاده کرد

تا اون‌ها رو مورد آزار و تجاوزهای وحشیانه‌ی جدیدی قرار بده

این توصیف درسته؟ پدر من یه پیشرو و راهنما بود

اون فقط یه محاکمه‌ی ناعادلانه بود. ما مدرک پرداخت‌های آرسنیس رو داریم

حق‌السکوت

به زن‌هایی که یه جور قرارداد محرمانگی رو هم امضا کردن

اونا آدم‌هایی هستن که از راه‌های مختلف به شدت به مراقبت نیاز دارن

ما با چند تا از این آدم‌ها حرف زدیم، همه‌شون زن هستن

که از سوءاستفاده‌ی جنسی، تجاوز و فریب روانی می‌گن

تحت القائات نیروهای مخرب قرار گرفتن. به خاطر همین دروغ‌هاشون رو می‌بخشم

از ناتالی فریکدال برامون بگو

تو بودی که اون رو حامله کردی؟

رابطه‌ی من با ناتالی به شوری تبدیل شد که

شاید بشه بهش گفت نامناسب، ولی به سختی می‌شه گفت غیرقانونی بوده

چرا پائولا برگ باید می‌مرد؟

خب، نمی‌تونم به این جواب بدم

مونا لارسون؟ از مرگ اون چی می‌دونی؟

یه تراژدی خانوادگی

دلیلی داریم که باور کنیم اون سعی داشت به ناتالی کمک کنه

و با رسوندن فسفر به بقیه‌ی زن‌های باردار، به اونا هم کمک می‌کرد

اون گمراه شده بود

واقعاً سعی کردم بهش کمک کنم، ولی اون به خیالبافی‌هاش ادامه داد

یه زندگی ناتمام، سرخوردگی بزرگی به همراه داره

توی هر دوی شما هم می‌تونم ببینمش

ولی یه لحظه هم فکر نکنید

که مدارک چاپی و دروغ‌های ساختگی‌تون

به چیزی جز ترحم ختم می‌شه

فرزندان ابراهیم عمرشون از همه‌ی ما بیشتر خواهد بود

در ترس، قدرت نهفته است

در اطاعت، نظم شکوفا می‌شود

سایمون؟

هی

باید به بابا زنگ بزنیم؟

هی رفیق. حالت خوب نیست؟

ممنون، لیو

این رو از کجا آوردی؟ چیه؟ فقط یه سنگه

باعث می‌شه تنهات بذارن

واو. می‌تونم ببینمش؟

بذار ببینم؟

جادوییه

مامان بهم دادش

اوم... من فقط می‌رم یه زنگ بزنم

صبر کن، لیو

می‌تونی سعی کنی با هنریتا حرف بزنی؟

من وقتی حرف می‌زنم خیلی بد پیش می‌ره

حتماً

بگیرش. من می‌رم قهوه بگیرم

الو. گوش کن، داری چیکار می‌کنی؟

چی؟ منظورت چیه؟ من اون سنگ لعنتی رو پیدا کردم

نمی‌تونی تخیلاتت رو به سایمون القا کنی، باشه؟

چی... چیکار

داری می‌ترسونیش. این رو نمی‌فهمی؟

واقعاً باور داشتم که بهتر می‌شی، ولی این‌طوری نشد

روح‌هات رو واسه خودت نگه دار و از ترسوندن بچه‌هامون دست بردار

همین الان تمومش می‌کنی. باشه؟

می‌دونی چیه توماس؟ دیگه بسه

من هر کاری که ازم خواستی انجام دادم

پس نرو اونجا و با وقاحت بهم بگو که دارم به بچه‌هام آسیب می‌زنم

ولی این دقیقاً کاریه که داری می‌کنی! نه، نمی‌کنم

دارم سعی می‌کنم به سایمون کمک کنم

فقط چون تو نمی‌فهمی چه خبره، دلیل نمی‌شه که وجود نداشته باشه

دنیا سیاه و سفید نیست

می‌دونی چیه؟ خواب دیدنِ دوباره‌ی بچه‌ها اونم به تنهایی رو از سرت بیرون کن

یا اصلاً می‌دونی چیه، کلاً دیدنشون رو فراموش کن، باشه؟

لیو. لیو

لعنتی

سلام. سلام. می‌تونی اینجا بشینی

همه اینجا هستن، بیاید شروع کنیم

درسته

یه لحظه

سلام، لیو هستم. الان نمی‌تونم جواب بدم، ولی

چی شده؟ خب، فقط

خب، ورونیکا. تو دیدیش

قضیه‌ی بچه‌ها یه کم پیچیده شده

ولی مشکلی نیست

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left