Dawning of the Dead

Dawning of the Dead (Apocalypse)

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

Apocalypse AKA Dawning of the Dead 2017 WEB
Një Komentar nga 9B0DY
WEB (23.976 FPS) (1 h 43 min)

Etiketat

web
Publikuar më: 2023-07-26
Shkarkime: 22
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‫سه ماه گذشته

‫از وقتی اون خبرنگاره کاتیا نوین گروگان گرفته شده

‫گرچه گرونگانگیرهاش فکر می‌کنن که بخشی از

‫یه ارگان شناخته‌شده‌ی تروریستی هستن

‫مشخص نیست انگیزشون چیه

‫از وقتی هیچ ارتباطی با اون‌ها نبوده

‫هیچ حق خون‌بهایی تو این زمان تعریف نشده

‫این می‌ترسه که شاید اون‌ها مجازات بخوان

‫برای گزارش لعنتی‌ای که خانم نوین

‫در مورد طبیعت تروریستا اراعه داد

‫طبق مواجه‌های اخیر با تروریست

‫- بیا تو

‫- سلام

‫تو خوبی؟

‫- خوبم

‫- من پایه ی یه قهوم

‫تو یکم وقت داری

‫- میتونم برات چیزی بگیرم؟ ‫- - نه

‫- ممنون

‫کافیین بسه

‫- مطمعنی حالت خوبه؟

‫- فقط یکم از کوره در رفتم

‫- کاتیا، هیشکی قضاوتت نمیکنه اگه اینکارو نکنی

‫اگه آماده نیستی...

‫- چرا همه اینو میگن؟

‫من آمادم باشه؟

‫ببین،

‫میدونم خوبی

‫میشه فقط یکم فضا بهم بدی؟

‫-البته

‫- برو

‫برو بیرون

‫- خیلی خب، همگی دیگه وقتشه

‫تا سه دقیقه دیگه برمیگردیم

‫- میتونیم به دوربین سه نگاه کنیم استیو؟

‫اون به نظر میاد یکم با من نرمه

‫دیگه میریم لو

‫کافه لاته، شیرین باشه

‫- تو فرستاده ی خدایی

‫من اینجا میمیرم

‫- چیز دیگه ای هست براتون بیارم؟

‫- میدونی ویرایشای جدید نصب شدن یا نه؟

‫در واقع این دپارتمان تو نیست

‫نگران نباش این خوبه

‫- نه ،نه، نه، بذار برات پیداش کنم

‫بعد برات پیداش میکنم

‫- بالا و عقب

‫من ازش خوشم میاد

‫بالا نگهش دار

‫داره کار میکنه

‫- ممنون

‫- تو

‫P.A.

‫آره، تو

‫اون قهوه ی منه؟

‫- چرا وقتی من کارارومیکردم چیزی نمیگفتی؟

‫به کمک یه محصول خاص

‫اون نیاز به ضمانت داره

‫اگه برای کارش ارزش قایل شه

‫فهمیدی؟

‫خوبه

‫همیسه استعداد رو خوش حال نگه دار

‫ادامه بده

‫میتونی بری کارمون تمومه

‫- من خیلی ازت متنفرم

‫- چی؟

‫فقط یه قهوه میخواستم

‫- آره؟

‫سالی، چی شده؟

‫اومدم تا در مورد ویرایش های جدید ازت بپرسم

‫- کریستین پیام داد

‫اون تو ون منتظره

‫همه چیز تحت کنترله

‫- اوکی

‫- سلام، سالی

‫- آره؟

‫- خوبی؟

‫آره، من خوبم

‫- سالی

‫- چه روز مزخرفی

‫چه غیر حرفه ای

‫- میخوای در موردش حرف بزنی ؟

‫- من خوبم

‫فقط هی اتفاقه که بعد یکی دیگه میفته

‫چجوری مک دونالد فک میکنه این خوبه

‫که یه نفرو جلو همه مسخره کنه؟

‫اون یه عوضیه

‫و بعد کاتیا بهم سیلی زد و من نتونستم بخوابم

‫- مشکل کاتیا چیه؟

‫- هیچی، فقط نا آرومه

‫تو میدونی چرا اینجوری شده

‫همیشه روی جزیره

‫الکس، اون فقط میخواد ادامه بده

‫هیچکس روی جزیره نیس سالی

‫پس زودباش از در برو بیرون

‫-الکس اون دیگه داره میره هوا

‫لعنتی

‫- کاتیا، منم

‫توخوبی؟

‫- آره

‫- نیازی نیست که فیلم بازی کنی کاتیا

‫نه برای من

‫- الکس، لطفا

‫من باید اینکارو انجام بدم

‫- در.مورد رفتن به بورما هم همینو میگفتی

‫تو گفتی من باید برم جایی که داستان منو با خودش میبره

‫بعد تقریبا گمت کردم

‫- این عادلانه نیست

‫- نه، نیست

‫اما این اتفاق برای تو افتاد کاتیا، درسته؟

‫- فقط فکر نمیکنم که تو باید ‫- الکس

‫ما اینکارو الان انجام نمیدیم

‫- اما کاتیا ‫-نه

‫- الکس، تصمیم گرفته شد

‫فقط بندازش

‫-بیا اینجا

‫خوبه

‫به من نگاه کن

‫رو تنفسم تمرکز کن باشه؟

‫خودشه

‫خودشه، نفس بکش

‫داری هنوز با من چیکار میکنی الکس ؟

‫من شکسته شدم

‫من همه چیزو سر جاش قرار میدم

‫- تو نباید برای من احساس مسعولیت کنی

‫- اما چی میشه اگه من بخوام؟

‫ما یه خانواده ایم کاتیا

‫هر سه تای ما

‫تا وقتی تموم شه

‫شاید، وقتی آماده بودی میتونه حلقه بشه

‫- یه قدم تو لحظه پلنگ

‫- میدونم میدونم

‫اما میدونی چیه ،

‫تا جایی که بتونم صبر میکنم

‫اوه، کریسه

‫شرمنده، من باید برم

‫- باشه

‫بعد پخش بیا منو ببین باشه؟

‫برات یه قهوه.میگیرم

‫- آره

‫دوست دارم

‫- زودباش، زودباش

‫لعنتی

‫- قربان تو مانع تحقیقات دولت میشی

‫- من شیشلیر برای اون غذا پول دادم

‫دولت بهم پسش میده؟

‫- تو اونو موثر تعلیم دادی

‫مثل یکیشون کار میکنه

‫-هدف تو چشه و ما باید دیدمونو از دست بدیم

‫اون رو پاس

‫آخرین بار داشته به سمت غرب تو خیابون مرکزی میرفته

‫- فکر کنم بدونم اون داره کجا میره

‫بزن بریم

‫- صبر کن، چجوری؟

‫- گفتم بزن بریم

‫کریستین صد بار بهت گفتم

‫نمیتونی اینجا سیگار بکشی

‫میدونی چقد دیر کردی؟

‫میدونی چقد سخته که

‫توی ساعت شلوغی بری اونور شهر؟

‫- آره، میدونم

‫هر روز این راهو تا قبل نه میرم

‫نه ده

‫نه

‫تو داری باهام شوخی میکنی

‫- خیلی خب، دیر کردم

‫من همیشه دیر میکنم

‫- آره و منم از این که لاپوشونی کنم خسته شدم

‫- پس نکن

‫فکر میکنی من به این کار اهمیت میدم؟

‫- ببخشید؟

‫- تو اصن منو میشناسی؟

‫- من اهمیت میدم

‫من برات ضمانت کردم، مرد

‫هر بار که دیر میکنی ،

‫هر.موقع میپیچی

‫یا هر موقع که کارای احمقانه مثل این انجام میدی

‫رو من تاثیر بد میذاره

‫- نمیخوام به شهرت خوبت ضربه بزنم

‫- میدونی چیه، فقط.برون

‫- کاتیا نوین

‫اون کجاست؟

‫- قرار ملاقات داری؟

‫- اون منو میشناسه

‫من گریگ لابوردم

‫پروفسور گریگ لابورد

‫همه چیز روبراهه آندریا؟

‫- لطفا، خیلی مهمه که خیلی زود آقای نوین رو ببینم

‫- ما پیش زمینه هایی داریم قربان

‫اگه قرار نداری ،

‫متاسفانه باید بهتون بگم که برین

‫- تفنگو.بذار زمین و برو

‫کشتن تو.کمکی به من نمیکنه

‫- صبر کن

‫اون شاید نداشته باشتش

‫-همین حالا کاتیا نوین رو.بیار پایین

‫- سالی، اونا به کاتیا نیاز دارن

‫- اون آلارم سکوت رو میزنه

‫تا پنج دقیقه دیگه

‫اینجا پر میشه

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left