Justified

Justified

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 6

Informacioni i lëshimit

جاستیفاید -فصل 6 - اپیزود 7تا13
Një Komentar nga LuCiNaFer
برای نسخه اچ دی تی وی و فریم ریت 23.976 تنظیمش کردم

Etiketat

other
Publikuar më: 2019-07-19
Shkarkime: 60
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

sync >> LuCiNaFer . . . گذشت "Justified" آنچه در

کاغذ بازی ها تموم بشه

. تمام و کمال ، میام اونجا . تا چند هفته دیگه

بابایی میاد خونه پس سر انجام مامانی . می تونه یه چُرت بزنه

بنظرت پوسیده نمیاد ؟

. تقریبا جوری به نظر میاد که یه نفر تخته ها رو بریده

. لعنتی ، عجب چشم ــهایِ تیزی داری پسرم

داری از دستِ بوید فرار می کنی ، یا قانون ، یا از دستِ هر دو ؟

. نمیخوام کسی بیاد سراغ ــم ، مخصوصا بوید

. الان دیگه می تونی بری نه تا زمانی که مطمئن بشم دوباره نمیخوای

. فردا صبح از خواب بیداری بشی و فرار کنی . تو هیچ اهمیتی به من نمیدی

فقط نگرانی که نکنه یه وقت اون پرونده ارزشمندت . بر علیهِ بوید رو بخطر بندازم

. ریلن گیونز . پیشِ خودم گفتم اون ماشینِ خودته جلویِ در

عزیزم ، چه مدته که مهمون ــمون بدونِ اینکه

یه نوشیدنی بهش پیشنهاد کنی ، اینجاست ؟ این الان چیزی ــه که

. . . "بهش میگن یه تماسِ " نا شناسِ نا شناس

چیزی که حتی ازش خبر نداری . ازش خبر نداری

ایوا چیزی در موردِ اینکه دیروز درگیرِ چه موضوعی بود ، بهت نگفته ؟

. خودت می دونی چه کاری باید انجام بشه . چوچو خیلی سفت و سخت ــه

. هیچوقت بهمون پشت نمی کنه . نه از رویِ قصد

. نمیذارم بکشیش

. خیلی خوب ، پس خودت بکشش . همونجوری که بهت دستور داده شده

دستاتونو بذارید رویِ سرتون و . بخوابید رویِ زمین

.

موانعِ انسدادِ جاده از قبل اینجا و اینجا جاگذاری شده

اما اگه اون عضو سابقِ عملیتِ ویژه ــست احتمالش بیشتره که

. بره بالا و دور بزنه هلی کوپترامون اون بالان ؟

. یدونه . . . هلی کوپتر دارین . . . اون بالا داریم

خوب ، نمیتونیم بیشتر گیر بیاریم ؟

نمیدونم ، من اونی نیستم که . هلی کوپتر ها رو میفرستم هوا

من از این قضیه خوشم نمیاد که بقیه رفتن دنبالِ کارشون

توِ یه فرودگاهِ متروک برایِ چند هفته عشق و حال کنن

. در صورتیکه ما این بیرون داریم دورِ آلت ــمون می چرخیم

. وقتی تو اون حرف رو میزنی واقعا عجیب بنظر میاد

عادت کردم وقتی اعصاب ــم بهم میریزه . با این حالت حرف بزنم

. فهمیدم

نلسون ، پلیسِ ایالتی چند نفر میتونه بهمون بده ؟

چند نفر ، چی ؟ . بهتره به آرت بگی بعنوانِ یه لطف ، باهاشون تماس بگیره

. رئیس ، باید برم . یه قضیه ای دارم

. یه قضیه ای داری نمیخوای حرف ــمو قبول کنی ، مگه نه ؟

. نمیبینی الان درگیرِ چه قضیه ای هستیم . دنبالِ یه تیرانداز یم

. بله ، منم جزوی از اون تیراندازی بودم

الان مارشال ها رو در اختیار داری و جاده رو بعلاوه ازم خواستی که

. بیست و چهار ساعت وقت صرفِ آروم شدن و تجدیدِ قوا کنم

. میخوای خودتو بکشی بیرون . میخوای خودتو از تعقیب و گریز بکشی بیرون

. برام تکراری شده

. مثلِ یه فیم ــه که هـِـی میبینمش . . . ریلن

. احتمالا برایِ مشکلِ بی خوابی ــم برم سراغِ پزشک

خیلی خوب ، اگه میخوای آروم بشی . برو آروم شو

. فقط جایی باش که بهت دسترسی داشته باشم . میدونی که همین کارو می کنم

و آروم شدن ــتو نبَر دور و ورِ واکر

اگه قضیه اینه که خودت یه جا تنهایی

. میخوای بریِ سراغِ اون آدم . فهمیدم ، دارم میرم

. موفق باشی

. واکر ــه . میخواد با جفت ــمون صحبت کنه

. کم کم داشتم نگران ــت می شدم

اوضاع چطوره ؟ . . . متأسفانه

. یذره مشکل داریم ، آقایِ مارکام

. به یک استخراج نیاز دارم . اگه هنوزم در دسترس ــه

. از جات تکون نخور

. یه دکتر میفرستم برات حالا ، کجایی ، پسرم ؟

گروهبان ؟ . دارم میام دنبال ــت ، فرمانده

جی.پی.اسِ ماشین ــت هنوز فعال ــه ؟

. میدونستم میتونم روت حساب کنم ، گروهبان

. حوالیِ "کربین" ــم

. تویِ یه کلیسایِ متروکه در قسمتِ شرقیِ شهرستان وایسادم

. فراموش نکن

. باشه ، فرمانده ، طاقت بیار . دارم میام

کجا داری میری ، شان ؟ . خوب ، نمیتونیم همینجوری اون بیرون ولش کنیم

. اون آسیب دیده و یه هدف ــه جفت ــمون خوب میدونیم

. اونجایی که گفت ، حضور نداره

. اگه بری اون بیرون ، تو دام ــشون گیر میوفتی

بعدش کارمون به کجا میرسه ؟

. . . پس ، الان

قبل از اینکه با عجله بری هر چیزی رو که اونا . . . منتظرن ، به خطر بندازی

. قضیه در موردِ پول نیست

. درست میگی . در موردِ وفاداری ــه

. و منم وفاداری ــت رو نیاز دارم

. بیشتر از اون در موردِ استقلال ــه

استقلال از چی ؟ . تو بهم وفادار بمون

و من جوری این قضیه رو درست میکنم که

. . . تنها کسی که مجبور باشی ازش دستور بگیری

. خودت باشی . استقلال اینه

. بهت قول میدم

. واکر یه مهره سوخته ــست . اون یه عنصرِ اضافی ــه

. الان دیگه چیزی بهش نمیرسه

. باید از اون آتیشی که بوجود آورده دور بمونی

من چی ؟

. اون هرزه میتونه تو رو از دور دست شناسایی کنه

، بنابراین اگه من جایِ تو بودم . برایِ یه مدت آفتابی نمیشدم

میتونم روت حساب کنم ، پسرم ؟

.آدمِ خوبی هستی

.

یه جفت دستِ دیگه نیاز نداری ؟

. بوید . ارل هنوز اینجاست

. نه ، ارل رو غروب فرستادم خونه

. نه عزیزیم ، فقط من و تو و این ظرف و ظروفاییم

.

.

. و ساکِ مسافرتی ــم

. خوب ، به خودم اجازه دادم یه سری لباس برات بسته بندی کنم

. امیدوارم برات مهم نباشه

برمیگردیم لکسینگتون ؟

. نه ، عزیزم

. میخوایم بریم به کلبه شکارِ پدرم تو بولتویل

و به چه دلیلی داریم میریم بولتویل ؟ . خوب ، پیشِ خودم گفتم

. با تمامِ اتفاقاتی که اخیرا تو زندگی ــمون داشتیم

. نیاز به یه استراحت داریم

. زمانی که زغال سنگ حفاری می کردم

. حد اقلِ یه بار در هفته میرفتم اون بالا تو اون کابین

. هوای با طراوتِ اون کوهستان رو تنفس می کردم

. گرد و غبارِ معدن رو از تو ریه هام تخلیه میکردم

فقط من و تو ؟

. فقط خودمون دو نفر

.

. عزیزم ، اون کابین خیلی دور ــه

. شاید بهتر باشه ، آه ، امشب رو همینجا بمونیم

. فقط میخوام تمیز کاری رو تموم کنم

. رویِ کاناپه لم بدیم و یکم تلویزیون ببینم

. خواهش نمی کردم

میخوام اولِ صبح تو رو با

. روشناییِ اون کوهستانِ سبز ببینم

. ساعت 5 تو بارکش میبینمت

. خوب ، ببین کی به سختی اومده

. خیلی متأسف ــم

. همونطوری که حدوِ 30 بار . . . پشتِ تلفن گفتی

. . . من . تویِ تقویم بود

. . . من فقط ، آه . حال ــم خوبه ، ریلن . عالی ــم

. و ، آه ، فقط یه بار ازدست ــمون در رفت . کاملا مطمئن ــم که تقصیرِ من بود

غذا خوردی ؟ . . . میخوای بریم غذا بخوریم ؟ یدونه

. مشکلی نداریم . امیدواریم عجله ای نیومده باشی اینجا

. ممکنه همینطور باشه

. احساسِ گناه می کنم . ممکنه گند زده باشم

این همه راه از هارلان ؟

. خوب ، رویِ زمین بالا آورد و دست از غرغر کردن

. در موردِ گردش بر نداشت اما به هر حال از اونجایی که

. ممکنه هنوز فرصت ــشو بدست نیاورده باشی دوست داری دخترتو بغل کنی ، ریلن ؟

. بگیرش . سلام ، دختر کوچولو

.

. . . می دونم احتمال داره بری ، اما

. هیچ جا نمیرم

. هـِـی

Tv Show با افتخار تقدیم می‌کند ...

Raylan Givens | هومن

Raylan Givens | هومن

قسمتِ هفتم از فصلِ ششم

قسمتِ هفتم از فصلِ ششم

! هـِـی ، پیگ

ممکنه هنوز زنده باشه ؟

میخوای بری اون پایین و مطمئن بشی ؟ . شاید همین کارو کردم

! خدا

. کف ــش پایدار نیست . اونم همینجوری لیز خورد

. اگه مراقب نباشی

. تو هم میری اون پایین پیش ــش

. صدایِ افتادن ــشو شنیدم

. زمانی که افتاد . چیزی حدودِ 300 فوت سقوط کرد

تنها حالتی که آدم ــتون زنده باشه . اینه که از فولاد بوجود اومده باشه

. باید با بوید تماس بگیرم . بهش بگم چه اتفاقی افتاد

. نه . یه همچین چیزی رو نباید پشتِ تلفن بهش بگی

، آره ، خوب . تو هم به من دستور نمیدی

. زمانی که یکی از افرادمون رو از دست میدیم

. هر کسی که باهاش کار می کرد

. میره دمِ درِ خونه ــش تا این خبر رو برسونه

. تا شخصا دلداری بده

. آره ، خوب ، پیگ از افرادِ بوید نبود

الان دیگه اهمیتی نداره ، مگه نه ؟

اون پسر در حینِ انجامِ این کار . جون ــشو از دست داد

. یکم بهش احترام بذار

. حالا هر چی ، پیر مرد

. هر جوری که دلم میخواد بهش میگم

مشکلی با این قضیه نداری ؟ . خیلی خوب

همه چی مرتب ــه ؟ . اوضاع طبیعی ــه

هنگامی که اینجا داری نقشِ آدمِ خانوده دوست رو بازی میکنی

چه چیزی رو داری از دست میدی ؟

. اُه ، چیزِ زیادی نیست . یذره تعقیب و گریز

چه مدتی اینجا می مونید ؟

. خوب ، فردا یه قرارِ ملاقات با "فریدر" داریم

. و بعدش یکم میریم گردش . و روزِ بعدش از اینجا میریم

فریدر" ، اه ، کدومه ؟"

. آه ، پزشک متخصص اطفال . آه

میتوی اینو ازم بگیری ؟

. آره ، همونجا خوبه این یکی از اون شرایطی ــه که

. ازت میخوام . . . وحشت نکنی . و بهتر باشه بشینی

. وحشت نمی کنم . و نمیخوام بشینم

. باشه

. آم ، "ویلا" چند هفته پیش از لحاظِ سلامتیِ چک شد

. همون دکتری که مادرم معرفی کرد داشت به صدایِ قلبِ یچه

. گوش می کرد و گفت احتمالا داره یه چیزی میشنوه

. بد به نظر میاد بد ــه ؟

. صدا رو با شماره 4 درجه بندی کرد

. که یعنی . . . خیلی صداش زیاده . ولی اونقدر زیاد هم نیست

. ممکنه نقصِ ارثی باشه . یا ممکنه در حینِ بزرگ شدن ، خوب بشه

و ، میدونی ، اینطوری نیست که به این یارو . . . اعتماد نداشته باشم . اما

. به "فریدر" اعتماد داری . آره

و "فریدر" گفت که میتونه "ویلا" رو ببَره . پیشِ یه متخصصِ قلب و عروق

و اونا می تونن یه سری تست انجام بدن و . ببینن مشکل چیه

. یا عیسی داری وحشت میکنی ؟

. من وحشت نمی کنم تو داری وحشت می کنی ؟

. من وحشت نمی کنم

. ولی میخوام خودمو با یه نوشیدنیِ سنگین آروم کنم . . . بنابراین

More Farsi Persian subtitles for Justified

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left