200 rreshtat e parë.
هیس، هیس! آیا امشب با ما میآیی؟
در جنگل، گروه شادمانی دور هم گرد خواهندآمد
و من اخیراً به "مرد سیاهپوش" قول دادهام
.که ممکن است تو (هستر پراین) هم به جمع ما بپیوندی ناتانیل هاوثورن
اِما لارسیمون، ادامه ندادن به یه داستانی مثل مال تو اونم وقتی که در اوج ـه
به نظر بعضیها حرکت نادرست و عجولانهای ـه که خودتم به خوبی در جریانش هستی
اشتباه ـه. متأسفم، ولی آخه من ده سال ...مشغول نوشتن لیزی لارک بودم. ده سال وحشت
...به نظرم این حق رو دارم که
مامان؟
مامان، اینجایی؟
باید صبور باشی
مامان؟
دهن نجست رو باز کن
دیدی؟ خیلی هم سخت نبود
...فقط باید
!این رو بکنی اون تو و کار رو یهسره کنی
مامان، حالِت خوبه؟
کاترینِ نازنینم
من کارولین ام، مامان
همهچی روبهراه ـه
...فقط
...باید
...این رو
که درست همینجاست
ایناهاشی
بفرما
این واسه اِما ست
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
لیزی فریاد میزنه
تو پدر من نیستی، تو ماریانِ جادوگر هستی
و نمیتونی هویتت رو انکار کنی
صدای قهقهۀ عدۀ زیادی کلیسا رو برداشته
پدر به دختر نگاهی میکنه رداش رو باز میکنه
روی تمامی مفاصل بدنش دهانهایی کریه و بدبو ایجاد میشه
من ماریان هستم، همسر اهریمن پدرت را برای ابدالدهر تسخیر میکنم
لیزی بخشی از مزامیر رو فریاد میزنه چوبدستیای با نقش صلیب رو برای تهدید به جلو میبره
این مبارزۀ اوست، این فداکاری اوست
در آن هنگام، زمین ناگهان دهان باز میکنه و موجی از وحشتهای خزنده و مشمئزکننده رو رها میسازه
ماریانِ جادوگر از درون جسم پدر فریاد میزنه
میدانی که من هیچوقت دستخالی نمیروم
!هیچوقت
اما لیزی لارک لبخند میزنه چون اون میدونه و
بستهشدن موج سایههای نهفته در اطراف خود و دشمنش رو میبینه
فصل پایانی لیزی لارک و ظلمت درونی
همین الان پایان کتاب رو خوندین
ازم خواستین بخش موردعلاقهم رو بخونم دیگه
پس دیگه چرا کتاب رو بخریم؟ - اصلاً برام مهم نیست کسی بخره یا نه -
یه خُرده تو هزینههاتون هم صرفهجویی میشه
اِما لارسیمون به چندتا از سؤالهاتون جواب میده
اونجا، شمایی که عینکی هستی
فهمیدیم که آخرش ماریان و لیزی کشیده شدن توی سایهها
ولی یعنی واقعاً تموم شد؟
اینجا چی نوشته؟
فصل پایانی
ده سال از عمرم صرف لیزی و ماریان شد
وقتی لیزی تو ذهنم شکلگرفت و جرقهش زدهشد
تازه از دبیرستان فارغالتحصیل شدهبودم
الان وقتشه که یه چیز دیگه بنویسم
مثلاً یه رمان درست و حسابی
این یه پایان واقعی نیست
این یه پایان باز ـه
خانم لارسیمون، کی میخواید با پیِر ازدواج کنید؟
سؤال شخصی نپرسید - ...ولی منـ -
راستش
یه خُرده بیشتر روش کار میکنم و
.بعد باهاش ازدواج میکنم .به نظرم اینطور بهتره
...اگه ممکنه باز بریم سراغ سؤالهایی در مورد
!پس اینجا قایم شدی
کتابها رو امضا نمیکنی؟ - باید یهکم استراحت کنم -
بیا قدم بزنیم
لیل، لیون و مونپلیه رو لغوشون کردم
موگن شاکیه از دستت میخوان مال لندن رو حتماً برگزار کنی
نه. لندن نه
باید بری. خودت گفتی میری
همونی که میخواستم رو گرفتی؟
!ایول، این شد یه چیزی
خیلیخب، مال لندن رو برگزار میکنم
مسئولیتپذیر بودن همین رو حکم میکنه - اگه امشب باهام بیای بیرون -
چی؟! نه
بعد از امضا دادنها دیگه کارم تمومه
دقیقاً. کارت تمومه
برو خونه، یه لباس خوشگل بپوش و بعد بیا باهم بریم بیرون
هلاکم از خستگی
.دو هفتهست یهسره دارم کار میکنم .خستهم. باید بگیرم بخوابم
باشه پس
چیکار میکنی؟
از راشل میپرسم ببینم میخواد بریم بیرون یا نه
چرا؟
چون اون مدیربرنامهم ـه
منم واسه مدیربرنامهت کار میکنم
دلت نمیخواد خودت مدیربرنامه باشی؟
من که ترجیح میدم من و تو بریم ...ولی چوت دلت نمیخواد
داری احساساتیم میکنی ازم باج بگیری؟ - نه، این یه باجگیریِ کاملاً حرفهای ـه -
باشه
فقط یه نوشیدنی - شب عشق و حال دخترهاست -
واسه این کارها که زیادی پیر نشدی؟ - اول باید کتابها رو امضا کنی -
خیلی طول نمیکشه
بعدی. بفرمایید
بفرما
اینم از این. بعدی؟
الکساندرا
الکساندرا
خیلی قبولت دارم و برات احترام قائلم
اینکه ما رو بدون یه پایان واسه داستان ول کنی، خیلی بدجنسی ـه
خودت یه پایان براش بساز
.خیالپردازی هم خیلی باحاله .به نسبت فقط ورقزدن تغییر خوبی ـه
بعدی
بفرما
!بعدی - چی توشه؟ -
خودت یه نگاه بنداز
!تازه ساعت یک ظهره ها
پسر، از رازم باخبر شدی
اسمت چیه؟ - جوزف -
خب، جوزف
این قضیه بین خودمون میمونه، مگه نه؟
خواهر داری؟ دو تا داری؟
میتونی باز بفروشیشون
!اینا امضاشده هستن و کلی میارزن
!تو بهترینی
!نخیر، خودت بهترینی
!بعدی
واسه کیه؟ - مادرم -
چه جالب، اسمشون چیه؟
من رو نمیشناسی؟
کارو
فصل اول کارولین
...کارولین دوژرون. وای، از کی همدیگه رو
!پونزده سال ـه
هنوز "اِلدن" زندگی میکنی؟
آره
هنوز دار و دستۀ "کشتیِ غرقشده" رو میبینی؟
مامانم گفت بیام اینجا
همۀ کتابهات رو ده بار خونده
باعث افتخارم ـه
حالیت نیست
!داستانهای وحشتناکت رو بیشتر از ده بار خونده
خیلیخب. پس از طرفدارهای پروپاقرصم ـه
نه، اون مریض ـه
!تقصیر توئه
به بابام صدمه زد و اذیتش کرد
خودش میگه دعواشون شده و بابام گذاشته رفته ولی دروغ ـه
بهش آسیب زد
خیلیخب، کارولین، تند نرو من اصلاً سر درنمیارم داری چی میگی
مامانم میگه ماریان ـه
.ماریان اصلاً وجود خارجی نداره .زادۀ خیال من ـه و از خودم درش آوردم
میخواد بری اِلدن به دیدنش
.من رو فرستاد اینجا که این رو بهت بگم حتماً میری ها، باشه؟
برمیگردی اونجا چون تو به وجودش آوردی
!تقصیر توئه که ماریان وجود داره
این یه داستان خیالی ـه، کارولین
.اصلاً نیازی نیست که توضیح بدم .بهخاطر پول این کار رو میکنم
این داستان رو از خودت درنیاوردی
رؤیاش رو میبینی
.وقتی راهنمایی بودیم برامون تعریف میکردی فانوس دریایی رو یادته؟ کابوسها رو یادته؟
مسخرهست
اصلاً هم مسخره نیست
ببین
مادرم این رو داد که بدمش بهت
این چه آشغالی هست؟
!بازش کن
!گندش بزنن
ممکنه حراست بیاد اینجا؟
شبها وقتی میخوام بخوابم، من رو نگاه میکنه
در اتاقم رو باز میکنه و پشت در وایمیسه ساعتها بهم زُل میزنه
همیشۀ خدا این کارشه
...فقط یه بار چشمهام رو بستم
!این بلا رو سرم آورد
همراه ما بیاید، خانم - میترسم -
برو اونجا، وگرنه کاری که شروع کرده رو ادامه میده
میفهمی که یعنی چی؟
میدونی که معنیش چیه؟
نفر بعدی من هستم
...دلم نمیخواد
!نامردی ـه
!این کابوس توئه، نه من
!برگرد اونجا، خواهش میکنم
پیِر منتظرت ـه ها
آره، ولی واسه این زحمت کشیدم
اون دختره که صبح اومدهبود کی بود؟
یکی از دوستهای دوران راهنماییم
با یه سری از بچهها یه دار و دستهای بودیم
آدم وقتی بچهست دوستهای واقعی نداره
فقط با یه سری در ارتباط ـه و
آشناست
جریان کابوسهات چیه؟
قبلاً وقتی بچه بودم همهش یه سری کابوسهای تکراری میدیدم
یه چیزی هم تو همهشون تکرار میشد
چی؟
ماریان
وقتی شروع کردم به داستان نوشتن دیگه تموم شدن
بعد لیزی لارک رو خلق کردم که بزنه دهنشون رو سرویس کنه
و پولدار هم شدم
نه، مرسی
پیِر منتظرت ـه - با پیِر شام میخورم -
...بعد از این یکی
میرم پیِر رو ببینم
اِما، علافم کردی ولی نیومدی
احتمالاً مست کردی. بیدارم نکن پیِر
!مست نیستم
ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.