The War Between the Land and the Sea

The War Between the Land and the Sea

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 1

Informacioni i lëshimit

The War Between the Land and the Sea S01E01 1080p WEB-DL AAC2 0 HFR H 264-NESTED
Një Komentar nga NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-08
Shkarkime: 211
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫دیل دون دیل از دون اومار

‫حالا، کاپتان؟

‫- بریم بالا! ‫ -بله، قربان.

‫یواش. یواش.

‫عمراً!

‫کربی. کربی، خیلی معذرت میخوام، عزیزم.

‫باید بلند شی. همین الان بهم زنگ زدن.

‫نباید بهت بگم، ‫ولی یه نشت نفتی تو اسکاتلند شده.

‫بهم نیاز دارن. باید بری پیش مامانت. ‫میدونم. میدونم.

‫خیلی شرمنده‌م. ‫بلند میشی؟ بلند میشی، لطفا؟

‫دوستت دارم، دوستت دارم.

‫ممنون. ممنون. به مامانت زنگ میزنم.

‫- سلام. چرا فعالتون کردن؟ ‫- نمیدونم.

‫ا... ایشون کربی هستن. ‫بچه ‌منه. پیش منه.

‫- ولی لباس فرم پوشیدم. ‫- آره، فقط باید برسونیمش خونه مامانش.

‫- در فولهامه. تو مسیرمونه. ‫- دو دقیقه دیگه میتونیم تاکسی بگیریم.

‫- من بزرگ شدم. بچه نیستم. ‫- نه، ببین،

‫تو نباید این وقت شب تنهایی از لندن رد شی

‫و ختم کلام. شرمنده، ‫قضیه اینه که اینجوریه. متاسفم.

‫خب، چرا با سربازایی؟

‫ا... خب، چون...

‫بعضی وقتا تو نشت نفتی، ممکنه، ارم... ‫دعوا و مرافعه بشه.

‫- ممنون. بابت این قضیه شرمند‌م. ‫- چاره‌ ای نیست انگار.

‫- تو و اون کار کوفتیت. - ببخشید، مامان. ‫- کی برمیگردی؟

‫اوه، نمیتونم بگم. پیامک میدم.

‫ببخشید مهمونی ‌تونو بهم زدم. ‫کیا اونجان؟ کلایو و کالیشا؟

‫آره. و استنلی.

‫آره. خب، اون که همیشه هست، ‫مگه نه؟ خداحافظ.

‫ببخشید. اون همسر سابقم ‫یه کم از دستم شاکیه.

‫- تو کلی قانون رو شکستی ‫- میدونم

‫و میخوام بگم، ام...

‫- بابت کریسمس متأسفم. ‫- اگه نمیتونی بنوشی، ننوش.

‫چک کردم.

‫ظاهراً تو رو جای یه نفر به اسم

‫راجر ترویثیک گذاشتن. ‫اون تو یه مأموریته تو اسکاتلند،

‫واسه همین جایگزینش شدی

‫- همینو میگه؟ ‫- آره

‫اون قضیه راجر ترویثیک، ‫از منابع انسانی بود؟

‫من از کجا بدونم؟ ژنرال.

‫گروهبان چاکری، خوش اومدی.

‫- و شما؟ ‫- ا... اوه، بارکلی پییر دوپونت، قربان

‫- من جایگزین راجر ترویثیک هستم. ‫- اوه، غیرنظامی. بخون و ارزیابی کن

‫فقط میخواستم ‫درباره راجر ترویثیک بگم،

‫- اونو منابع انسانی... ‫- بارکلی پییردوپونت،

‫اون فامیلت باعث میشه فرانسوی باشی؟

‫- ا، آره، از طرف بابام. ‫- خیلی خوب

‫اوه، خدای من.

‫- بارکلی. ‫- اوه.

‫- سلام. تو پیپی، نه؟ ‫- آره

‫من جایگزین راجر ترویثیکم

‫- اوه، خدای من. آره. ‫- باشه

‫ما ساعت ۰۹:۰۰ به وقت محلی ‫به کابررا میرسیم.

‫از اونجا ما رو میبرن جزیره دراگونرا.

‫اسم دهکده کالا اسکوندیدا هست،

‫که به عنوان موقعیت اصلی مشخص شده.

‫خیلی چیزا هست که باید یاد بگیری، ‫واسه همین پیشنهاد میکنم شروع کنی.

‫واو.

‫عجیبه، نه؟

‫مخم سوت کشید.

‫اون قضیه راجر ترویثیک...

‫ببین...

‫...من فقط یه بار جایگزینش شدم، ‫اونم سال ۲۰۲۰.

‫زنش داشت بچه بدنیا میاورد،

‫زودرس بود و مجبور شد سریع بره،

‫و من اتفاقی اونجا بودم. ‫واسه همین تنها کاری که باید میکردم

‫اینه که جواب تلفنشو بدم،

‫که حتی زنگم نخورد، و ‫خب دیگه قضیه همین بود.

‫ولی بعد من تو پرونده‌ها ‫شدم جایگزین راجر ترویثیک.

‫- آها. بچه حالش چطوره؟ ‫- آره، بچه خوبه

‫اما قضیه اینه،

‫من، من تو لیست منابع انسانی گیر کردم. ‫جایگزین راجر ترویثیک.

‫نامه اداری میگیرم. یعنی، یه بار بود

‫حتی بلیط ژاپن بهم دادن، ‫و من ایمیل میزدم.

‫میگفتم، "ببینید. ببینید، ‫من جایگزین راجر ترویثیک نیستم."

‫- خب؟ ‫- خب من جایگزین راجر ترویثیک نیستم

‫من رده 10 هستم.

‫ده؟!

‫- تو ده هستی؟! ‫- ببین، من ...

‫باهام حرف نزن

‫- و من هیچی بهت نشون ندادم ‫- چی، چیکار کنم؟

‫من تو بخش حمل و نقلم. ‫فقط تاکسی ‌ها رو رزرو میکنم!

‫همه نیروها. از همین حالا،

‫دریای مدیترانه قلمرو دشمنه.

‫دهکده تخلیه شد.

‫مرز تو ۱۰ کیلومتری ایجاد شد، قربان.

‫این کل خط ساحلی متعلق به ماست.

‫اونو دور از دهکده آویزون کردن،

‫انگار ازش میترسیدن.

‫حتی تو مرگشم.

‫ضدعفونی در حال انجامه.

‫ضدعفونی در حال انجامه.

‫ضدعفونی در حال انجامه.

‫ - سرهنگ ‫- ژنرال

‫صحنه جالبیه، نه؟

‫۵ کیلومتری ساحل گرفتنش.

‫کشتنش، ولی بعدش فکر کردن ‫میتونن باهاش پول دربیارن.

‫کشیدنش بالا

‫هیولای اعماق.

‫ما آنلاین دیدیمش. اعلام شد ساختگیه.

‫از مادرید با هواپیما اومدیم، ‫اینجا رو بستیم،

‫ولی واقعاً یه کشف بزرگه.

‫اولین باره که یه چیزی ‫دقیقاً شبیه این میبینیم.

‫تو افسانه‌ ها و خرافات ‫بهشون میگیم شیاطین دریا،

‫اما الان دیگه از این حرفا بالاتریم.

‫بذار بگیم، ا...

‫هومو آکوا (انسان آبی).

‫فکر میکنیم گو‌نشون ‫از تمنوسپوندیلها جدا شده،

‫که یعنی اسم درستش ‫هوموسپوندیل ارکتوسه.

‫من میگم هومو آکوا چون شبیه اینه.

‫- جنسیتش رو داریم؟ ‫- سخت میشه گفت

‫آلت تناسلی نشون میده ‫کلوآکای خزنده‌ گان داره،

‫که هم تو نر و هم تو ماده پیدا میشه.

‫گردنش چی؟ مروارید داشت؟

‫کاملاً ساده.

‫هیچ چیز مصنوعی نداره. کلسیم کربنات.

‫۶۰ درصد آراگونیت، ۴۰ درصد کلسیت.

‫پس پیشنهاد میکنم برش گردونیم جایگاه اصلیش.

‫هر بار که یه موجودی شبیه این پیدا میکنیم، ‫یه مروارید هم پیدا میکنیم.

‫شاید یه تزئین ساده باشه.

‫نوع بشر از خدا میدونه ‫کی تا حالا مروارید میپوشیده،

‫ولی هر مرواریدی تجزیه و تحلیل میشه

‫و ما هیچی پیدا نکردیم. ‫نه تکنولوژی، نه کتیبه ‌ای،

‫اما هنوزم، نشونه یه طبقه ‫یا اعتقاد یا هویتی نیست.

‫مروارید همیشه در

‫پایین گلو قرار داره، ‫در واقع تو پوست فرو رفته.

‫فکر میکنیم موقع تولد اونجا گذاشته میشه.

‫برمیگرده به حداقل ۲۰۰۰ سال پیش، قربان، ‫ استفاده از مروارید به عنوان جواهر.

‫میگن کلئوپاترا گوشواره مرواریدشو درآورد،

‫تو سرکه حلش کرد ‫و جلوی مارک آنتونی نوشید.

‫شاید مفید باشه. اینو ثبت کن.

‫- واسه اسکن عمقی آماده‌ اید؟ ‫- بله، قربان

‫- بله، قربان ‫- سرجوخه مورگان

‫ شما میتونید اینجا به تیم ملحق شید. ‫و با گروهبان براک هماهنگ کنید

‫ممنون، خانم تسو. ‫فکر کنم تیم شما میتونه بره.

‫- بله، قربان. جمع کنید ‫- بله، گروهبان

‫شارژش کن.

‫- قهوه، قربان ‫- ممنون

‫به سلامتی.

‫فقط موندم اینجا چیکار دارن.

‫یعنی، دریای مدیترانه یه برکه هست.

‫عمقی نداره.

‫ژانویه ۲۰۲۰، یه بهمن زیر آب داشتیم،

‫که دو روز طول کشید، ‫نزدیک ساحل غربی آفریقا،

‫که ۱,۲۰۰ کیلومتر پخش شد.

‫یه اتفاق عظیم. همه زیر دریا پنهون بود.

‫فکر میکنی کار اونا بوده؟

‫کابل ‌های ارتباطی رو قطع کرد، ‫که به نظرم مهمه.

‫داری بیدار میشی. ‫خب، دو سوم دنیا آبه.

‫ما در مقابل اونا.

‫خب...

‫...فکر کنم اونا اینو شنیدن.

‫- چی بود قربان؟ ‫- یه پالس ترجمه

‫ما سلام کردیم.

‫- حالا میتونیم از گوشیمون استفاده کنیم؟ ‫- نه

‫نه، نه، نه. یه داستان واقعیه! ‫واسه همینه که مردم میمیرن.

‫شایع‌ ترین حادثه خانگی،

‫از پله میافتن پایین، گردنشون میشکنه.

‫خب، پس باید چیکار کنی؟

‫خب، اینجوری میکنی. موقع افتادن، ‫خودتو شبیه ستاره دریایی میکنی، آره؟

‫اینجوری تو پاگرد پله گیر میکنی، ‫دیگه نمیافتی.

‫ولی کی اینو یادش میمونه؟ ‫داری میافتی!

‫فکر نمیکنی، ‫"چیکار کنم؟ چه نوع ماهی ‌ای؟"

‫نکته همینه. هیچکس یادش نمیمونه، ‫واسه همین میمیری!

‫به هر حال. خب، شکر میخوری؟

‫نه، ممنون.

‫- واو! این دیگه چیه... چی؟ ‫- اینا چین؟

‫- چی شده؟ چکمه‌ های گلی؟ ‫- یه چیزی داره نشت میکنه. لعنتی

‫مواظب باش! مواد شیمیاییه؟

‫واو! خب...

‫- چیه؟ ‫- نمیدونم

‫صبر کن... نمیدونم.

‫این دیگه چه کوفتیه؟!

‫باشه. نه، نه. منو بگیر.

‫نمیتونم.

‫نمیتونم!

‫خدایا! خب.

‫کمک میخوایم! کمک میخوایم!

‫ما...

‫- چی شده؟ ‫- باید ضدعفونی کنید، قربان

‫ولی بهم بگین چی شده.

‫متاسفم، قربان. ‫میتونید ببینید وقتی...

‫سروان، بهم بگو چی شده!

‫- غیب شدن، قربان ‫- منظورتون چیه؟

‫همه ‌چی نیست شده

‫- کی نگهبان بود؟ ‫- سرجوخه مورگان و سرباز عبدالله

‫پس اونا کجان؟

‫ - و اون... چیز کجاست؟ ‫- ما فقط چند ثانیه فاصله داشتیم

‫نمیتونن دور شده باشن.

‫- وایسا! منطقه رو خالی نگه دارید ‫- ولی همه چی رو بردن

‫همه چی کجا رفت؟ ‫کی نگهبان بود؟

‫سرجوخه مورگان. سرباز عبدالله. ‫لطفاً موقعیتتونو گزارش بدید.

‫میتونیم دهکده رو بگردیم، قربان.

‫سرجوخه مورگان. سرباز عبدالله. ‫لطفاً گزارش بدید.

‫سرجوخه مورگان. سرباز عبدالله.

‫ - سرجوخه مورگان ‫- سرجوخه مورگان

‫- سرباز عبدالله ‫- سرباز عبدالله

‫لطفاً موقعیتتونو گزارش بدید.

‫لطفاً موقعیتتونو گزارش بدید.

The War Between the Land and the Sea subtitles in other languages

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left