Green Border

Green Border (Zielona granica)

Shkarko Titrat Farsi Persian

Informacioni i lëshimit

ZielonaGranica2023PL1080pBluRayx264KiT
Një Komentar nga Pishgum

Etiketat

BluRay
x264
1080
Publikuar më: 2024-01-04
Shkarkime: 60
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

"ترجمه شده توسط گروه پیشگام" ‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»

‫خانم.

‫خانم.

‫خانم.

‫عینکتون افتاد.

‫می‌شه جامون رو عوض کنیم خانم؟

‫می‌شه جامون رو عوض کنیم؟

‫شما که خوابی و نگاه نمی‌کنی.

‫تشکر کن.

‫ممنون خانم.

‫این مسیر بلاروس واقعا نعمته.

‫خیلی از مسیر دریا بهتره.

‫وگرنه نمی‌اومدم.

‫همراه بچه؟

‫عمرا.

‫همه چیز رو در حرستا از دست دادیم.

‫خونه و مغازمون.

‫از محاصره فرار کردیم و رفتیم کمپ.

‫پنج سال اونجا بودیم.

‫ببخشید، متوجه نشدم الان...

‫چی گفتید.

‫چی گفتید؟

‫خب خانم... اون گفت که...

‫جنگ سوریه خیلی شدیده. خیلی بده.

‫بهش بگو که بچه‌ها نمی‌تونن برن مدرسه. ‫و قبلا معلمشون بودی.

‫توی کمپ مدرسه نبود.

‫من به نوه‌هام تدریس می‌کردم.

‫درسته. فهمیدم.

‫چیزی نمی‌بینم بابابزرگ.

‫آره عزیزم. چون وسط ابریم.

‫ابر از آبه دیگه.

‫آره دیگه. پس باران از کجا میاد؟

‫داریم به سوئد نزدیک می‌شیم بابابزرگ.

‫نه عزیزم. سوئد نیست.

‫- از کجا می‌دونی؟ ‫- چون اول می‌ریم بلاروس.

‫از بلاروس می‌ریم لهستان، ‫بعدش پیش داییت توی سوئد.

‫توی بلاروس خوش بگذره.

‫ببین، ببین، این بلاروسه.

‫گوشی رو بده عزیزم.

‫توی بلاروس خوش بگذره.

‫- توی بلاروس خوش بگذره. مال شما. ‫- ممنون.

‫مسافرین عزیز. خلبان شما صحبت می‌کنه...

‫به زودی به فرودگاه مینسک نزدیک می‌شیم.

‫هوای اونجا تقریبا خوبه.

‫ولی کمی ابریه و دمای هوا منفی دو درجه‌ست.

‫میزبانی از شما مایه افتخار بنده بود.

‫و برایتون روز خوبی رو آرزو می‌کنم.

‫- ابو بشیر؟ ‫- بله عزیزم؟

‫- نوشتیش؟ ‫- آره.

‫باید الان بیاد دیگه. ‫یه ون کوچیک روشنه.

‫تکون نخورید. می‌دونه کجا پیداتون کنه.

‫یادت باشه که پول همه چیز رو دادم.

‫شما رو به بهترین ایستگاه مرزی می‌بره.

‫- خب؟ ‫- باشه.

‫عمو، عمو، اون بازی که گفتی رو خریدی؟

‫بله که خریدم. ایناهاش.

‫وقتی رسیدی می‌دمش بهت.

‫ممنون عمو.

‫قابلت رو نداره عزیزم. ‫بشیر کجاست؟

‫بشیر! برادرت کارت داره.

‫- سلام. ‫- چطوری؟

‫- خوبم. ‫- به زودی به اتحادیه اروپا می‌رسی.

‫- بعد ما ماشین سریع میایید مالمو. ‫- باشه.

‫- امینا؟ ‫- بله؟

‫- وقتی به مرز رسیدید... ‫- خب...

‫برام موقعیت رو بفرست که بیام دنبالتون.

‫باشه.

‫ممنون.

‫- اومد! ‫- اون ون کوچیکمونه.

‫آقا؟

‫- می‌رید مرز؟ ‫- بله.

‫می‌شه با شما بیام؟

‫- چی می‌خواد؟ ‫- می‌خواد با ما بیاد.

‫ولی نمی‌شناسیمش که.

‫- اگه جا هست بذار بیاد. ‫- هست. چرا نیاد؟

‫- باشه خانم. باشه. ‫- باشه.

‫ممنونم.

‫خدایا!

‫می‌شه سیصد دلار.

‫گفت سیصد دلار.

‫سیصد دلار!

‫دلار نداریم. دلار نداریم.

‫وسام پول همه‌چیز رو داده.

‫عصبانی نشید آقا. ‫من بهتون 300 یورو می‌دم.

‫از دلار بیشتره. خب؟

‫- چی شده ایلیا؟ ‫- همه چیز مرتبه.

‫- زود، زود. ‫- صبر کن.

‫وسام پول همه چیز رو داده. ‫چرا باید پول بدیم؟

‫بذار بده دیگه. دنبال دردسر نیستیم.

‫مشکلشون چیه؟

‫اینجا صبر کنید.

‫- هنوز به سوئد نرسیدیم بابابزرگ؟ ‫- هنوز نه عزیزم.

‫- من جیش دارم مامان. ‫- زود دستشویی پیدا می‌کنیم عزیزم.

‫من هم دارم. ولی چیزی نمی‌گم.

‫- پوششی نیست. ‫- پوششی نیست؟

‫چرا سعی نمی‌کنی؟

‫- چی بود؟ ‫- چیه؟

‫گشت مرزی اومده؟

‫مرزه. بیرون. بیرون. ‫زود. زود.

‫زودباش قالیا.

‫اینجا مرزه؟

‫- مرز اینه. ‫- آره، برو، برو.

‫برو. برو.

‫بدو، بدو، بدو.

‫بدو، بدو. اون مرزه.

‫بدو. بدو. بدو.

‫بدو. بدو. بدو. زود. بدو!

‫کیف!

‫بدو!

‫بدو!

‫گفتم بدویید!

‫بدوید!

‫باید بدوید! بدوید!

‫زودباش بابا.

‫بدوید توی جنگل!

‫یه لحظه صبر کن.

‫کوله‌ات رو در بیار.

‫توی شلوارم جیش کردم مامان.

‫اشکالی نداره. عوضش می‌کنم.

‫همراهم بیا.

‫نور عزیزم، چی شده؟

‫چرا دستت خون اومده؟

‫توی لهستانیم.

‫وارد اروپا شدیم.

‫وارد اتحادیه اروپا شدیم. ‫موفق شدیم!

‫گفت وارد اروپا شدیم.

‫وارد اروپا شدیم.

‫دستت رو بهم نشون بده.

‫- خیلی درد می‌کنه؟ ‫- آره.

‫بذار تمیزش کنم.

‫بسه! ساکت!

‫من...

‫سردمه. طاقت ندارم.

‫می‌دونیم!

‫ولی...

‫خیلی سردمه.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫گواهی می‌دهم که معبودی جز خدا نیست...

‫گواهی می‌دهم که محمد فرستاده‌ی خداوند است.

‫خدا بزرگ است.

‫به نام خداوندی که بخشنده‌ترین ‫و رحیم‌ترین است...

‫سزاوار پرستش عالمیان است. ‫صاحب تمام دنیا‌هاست.

‫ما را به راه مستقیم هدایت کن.

‫موبایل کوفتی.

‫بابا.

‫بیا موبایل تو رو امتحان کنم.

‫ما را جزو دسته‌ی محبوبانت قرار بده، ‫نه کسانی که از آن‌ها ناراضی هستی.

‫خدا بزرگ است.

‫بابا، گوشیت رو بده به وسام پیام بدم.

‫شکوه از آن خداوند است، ‫خداوند بزرگ.

‫خداوند بزرگ‌ است.

‫شکوه از آن خداوند است، ‫خداوند عالی‌رتبه.

‫خدا بزرگ است.

‫یعنی که چی؟ چه مرگت شده بشیر؟

‫بده یه پیام بفرستم.

‫نمی‌خوای بیای نماز بخونی؟

‫گوشی خراب شده. ‫توی هواپیما دست قالیا بود.

‫انقدر باهاش بازی کرد که شارژش تموم شد.

‫- چه مرگت شده؟ ‫- می‌خوام مکانمون رو برای وسام بفرستم.

‫بشیر عزیزم. سیگارت رو خاموش کن ‫و باهام نماز بخون.

‫نمی‌خوام نماز بخونم.

‫نماز نمی‌خونم.

‫استغفرالله. استغفرالله.

‫خدا بزرگ است.

‫نور! قالیا! بیدار شید!

‫داره بارون میاد.

‫چیزی نیست عزیزم.

‫چیزی نیست، چیزی نیست.

‫بیا، بیا.

‫بیایین عزیزهام. بیایین.

‫بشیر، بشیر.

‫نگهش دار.

‫نور.

‫ممنون.

‫امینا.

‫ممنون.

‫مامان ببین! نور شبیه دخترها شده.

‫تو هم شبیه مامان‌بزرگ شدی.

‫نورا خوشگله. نورا خوشگله.

‫- نمی‌خوام دیگه بپوشمش. ‫- نه، نه، نه، نور!

‫بپوشش نور. مریض می‌شی. بسه!

‫- نورا خوشگله. نورا خوشگله. ‫- من رو ببین نور. تو بزرگ‌تری.

‫- بس کن قالیا! ‫- پشیمون می‌شی.

‫نور، بس کن پسر.

‫- امینا. ‫- بله؟

‫پاوربانک رو بده.

‫پاوربانک رو از کیف در بیار.

‫همین یه کار رو ازت خواستم!

‫بشیر.

‫ممنون.

‫ممنون خانم.

‫خیسه. آب.

‫- آب. ‫- من تلفن دارم.

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left