The Kardashians

The Kardashians

Shkarko Titrat Farsi Persian

Sezoni 7

Informacioni i lëshimit

The Kardashians S07E09 1080p WEB h264-GRACE
Një Komentar nga warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 9 The Kardashians 2022 زیرنویس فارسی سریال

Etiketat

webdl
Publikuar më: 2025-12-19
Shkarkime: 35
Dëgjim i Dëmtuar: No

Pamje paraprake e titrave në Farsi Persian

200 rreshtat e parë.

قبلاً در کارداشیان‌ها

.این پیشبند دالی پارتن منه

.شما می‌دونید که من عاشق دالی پارتنم

.این مثلاً هدف پادکست منه

.پس، می‌دونید، باید جذبش کنی

.از کالاباساس محافظت کنید

.امروز، یه اعتراض تو محل دفن زباله کالاباساس هست

.دیدن کامیون‌ها واقعاً عصبانیم می‌کنه

.این مامانا قرار نیست وایسن

.یعنی، با مامانا نباید دربیفتی

.انجامش دادم! آره

.از دانشکده حقوق فارغ‌التحصیل شدم

.بریم سراغ بعدی

.مستقیم می‌رم سراغ آماده‌سازی سنگین برای آزمون وکالت

.و همین الانم استرس دارم که وقت کافی بهش ندادم

.من باید زود برم. ممنون. آره

.خدا حفظش کنه. خدا حفظش کنه

الو؟

.سلام، بریجت

چطوری؟

.اوه، فلاش دوربینم روشنه

.من هستم-- وای، این چهل سالگیه

.وای

مامان؟

.من خیلی ذوق‌زده‌ام

.و تقریباً باورم نمی‌شه

.اما فردا دارم می‌پرم تنسی

.که دالی پارتن رو ببینم

الو؟

.و نه تنها می‌بینمش، بلکه قراره تو پادکست منم بیاد

.پس امروز، می‌خوام برم خونه مامانم

.چون می‌گه لباس مناسب رو داره

.که برای دیدن دالی بپوشم

.خب، در مورد دالی بگو

.اون واقعاً یه نماده

.عاشقشم. الهام‌بخش

.عالیه. برات ذوق‌زده‌ام

.باورم نمی‌شه به این کار بله گفته چون خیلی بزرگه

.این پادکست خیلی مهمه و من خیلی قدردان و افتخار می‌کنم

اما خب، آدم چی بپوشه آخه؟

اوه، من همه‌چیزو انتخاب کردم، باشه؟

.باشه، پس بذار نشونت بدم. باشه

!بچه‌هام به خاطر جمع کردن وسایل مسخرم می‌کنن، اما خب

حدس بزن کی یه لباس وینتج عالی داره؟

چون من یه چیزی رو جمع کرده بودم؟

.به این لباس نگاه کن

!من اینو برای یه جلسه پوشیدم... چقدر قشنگه

.با پرزیدنت ریگان

.یه لطفی کن، این ژاکتو بپوش و بهم بگو این تیپ دالی پارتن نیست

.نگاه کن. چقدر نازه

.می‌تونی اینو با یه تیشرت کوچیک بپوشی

.اولاً، فکر کنم تنسی هوا صد درجه‌ست

.و فکر کنم یه کم شبیه لباس تئاتره

.برای این موقعیت

.بفرمایید. اوه، نگاه کن

...خودتو چپوندی توشون. این

.عاشقشم. نمی‌شه تو اینا نشست

.خب... من فکر می‌کنم خیلی نازه

.تو هنوز این لباس رو داری

.لباس مامانم برای این پادکست مناسب نیست

.اما من لباس مناسب رو پیدا می‌کنم

.یک بار تو خونه کتی لی گیفورد دیدمش

.هم استرس دارم هم ذوق‌زده‌ام

.آره. و مالیکا هم باهام میاد

.بیشتر استرس دارم چون می‌خوام واقعاً محترمانه رفتار کنم

.من هیچ‌وقت عمداً بی‌احترامی یا حرف بی‌ربط نمی‌زنم

.اما تو فکر و خیالای خودمم

.باشه، بعداً می‌بینمت

اینا مجسمه مسیح کوچیکه؟

.آره، من... بله

.من اونا رو تو کیف‌هام می‌ذارم

نگاه کن. «سلام، سلام، کلویی.»

مامان. یکی برای کیفت می‌خوای؟

یعنی، نمی‌تونم بگم چطور می‌تونی به مسیح نه بگی؟

.من نمی‌تونم به مسیح نه بگم

.باشه، گوش کن، من همه جا از اینا دارم

.این مسیح کوچولوی نوزاده با ردای قرمز

!و اون کوچولو سیاه... سلام

.من صدها تا از اینا دارم

.چون هر وقت چمدون می‌بندم، ازشون می‌ذارم

.یا می‌ندازم تو جیبم تا مسیح باهام باشه

.وای، تو که می‌دونی مسیح بدون این آدم کوچولو هم باهاته

.آره، می‌دونم

.اما این فقط یه چیز نمادین کوچیکه

.که واقعاً خوشحالم می‌کنه

.وای

.خب، وقتی خیلی عصبانی می‌شم می‌تونم باهاش حرف بزنم

مثلاً، دیوونه نمی‌شم که بگم «گوش کن، تو...»

.اما من می‌گم «لطفاً،» می‌دونید

«لطفاً بهم صبر بده،»

«لطفاً بذار آروم شم،»

«لطفاً کمکم کن نفس بکشم،»

!و بعضی وقتا هم جواب می‌ده

.بعضی وقتا دیگه کنترلم رو از دست می‌دم

.تو واقعاً داری قاطی می‌کنی

می‌دونم. امروز به داروی بیشتری نیاز داری؟

.فکر کنم آره. باشه

!سلام

چقدر بامزه بود نه؟ یادت میاد؟

.یکی از مجموعه‌های مورد علاقه‌م

.خیلی بامزه. سلام

.هی، ایناهاش. سلام

!جفتتون اینجایین؟ چه سریع و پرانرژی اومدین

.چطوری؟ دلم برات تنگ شده بود

.اوه، عینک آفتابیمو می‌زنم

آره. حالت چطوره؟

.اسکات و کایلی امروز اینجا منو می‌بینن

.چون کایلی تو خونه‌ش یه سری مشکلات جدی داره

همینجا بشینیم؟ چیکار کنیم؟

.خب، می‌تونیم اینجا بشینیم

...ولی خانم کایلی، اگه زیاد روی مبل بشینه

خوابش می‌بره. خوابش می‌بره؟

.چون چند روزه نخوابیده

.چند روزه نخوابیدی؟ ما یه مشکلی داریم

.من یه مشکلی دارم

.مشکل چیه؟ آره، داره

.خونه من خیلی جن‌زده‌ست

.وای نه

.و من به کمکتون نیاز دارم

.خب، من یه روح دارم و اون فقط شبا میاد بیرون

.و یه کم کمک می‌خوام

.خب، مثلاً با یه سری صدای کوبیدن شروع شد

.خب. صدای کوبیدن تو دیوارا

مثلاً چه صدایی می‌دادن؟

مثل قابلمه و تابه؟

ممکنه لوله خراب باشه؟ مثل صدای در زدن؟

...نه، مثل یه

سکسی؟

مثل طبل؟

.مثل اینکه، انگار یکی افتاده باشه

.یا یه همچین چیزی. وای خدای من

.مثل بوم! آره

.و بعد تصادفی صدا میدن

.و یا شبا صدای کوبیدن میاد یا نمیاد

.اوه

.اگه کسی بفهمه که روح برای خودش برنامه داره، اون منم

.خب، بعضی شبا دلت می‌خواد سر و صدا کنی

.و بعضی وقتا نه

.نمی‌دونم. شاید هر دو

.بی‌خیال

.وقتی خوابم، با صدای افتادن چیزا بیدار میشم

تو حمومم... چی؟

.و کمد لباسم. آره

.مثلاً کسی نمی‌تونه شب خونه‌م بمونه

.کندال سعی کرد تو خونه‌م بخوابه

.نصف شب رفت

چون صدا شنید؟

.چون براش زیادی عجیب و غریب بود

یعنی، شبایی هست که من، خب

.دارم آماده می‌شم برم بخوابم و میگم "امشب نه"

امشب نه، می‌دونین؟

.ولی من فقط فکر می‌کنم اون می‌خواد توجه منو جلب کنه

.و می‌خواد وقت بگذرونه و من زیاد پایه نیستم

.سلام

می‌تونی تو اتاق من بخوابی؟

نه! چی داره میشه؟

تجربه تو از خونه کایلی چیه؟

.اونم شنیده؟ خونه کایلی صد در صد جن‌زده‌ست

.میرم تو اتاقش، و بدنم مور مور میشه

.یا حس می‌کنم یکی پشت سرمه

.مثلاً، من نمی‌تونستم اونجا بمونم

.چی؟ باشه، ممنون

.آریل سعی کرد تو خونه‌م بخوابه. بیدار شدم، رفته بود

میگه: "من نمی‌تونم اینجا باشم."

.الو؟ آریل

بله، کای کای؟

.فقط می‌خواستم در مورد تجربه‌ات صحبت کنی

.وقتی شب تو خونه من موندی

.وای خدای من

منظورت وقتیه که ساعت سه نصف شب رفتم؟

چون من از صدای کوبیدن تو سقف وحشت کرده بودم؟

وای! گفتم: "من اینجا نمی‌مونم."

و به کایلی پیام دادم. گفتم: "باید برم."

.باشه، خداحافظ

خب، حالا چیکار کنیم؟

.فکر می‌کنم باید شب اینجا بمونیم و از شر روح خلاص بشیم

.این مثل شکارچیان روح می‌مونه

.دقیقاً. ما هم تجهیزات می‌گیریم

شماها شکارچیان روح هستین. می‌فهمین چی میگم؟

کی از اون روح می‌ترسه؟

.برید، برید، برید شکارچیا، یا هرچی که تو آهنگه

!به کی زنگ می‌زنی؟ به کی زنگ می‌زنی

می‌خوای چیکار کنی؟

.شکارچیان روح. دارم میگم

به کی زنگ می‌زنی؟

.روح کوچولو

.سلام

.اوه، ممنون

!هیجان‌انگیزه

.خیلی

.ممنون که اومدین

.اینو از دست نمی‌دادم. خیلی خوشحالم

.که تونستیم اینو جور کنیم

.سفر کوتاه و قشنگی میشه

.مالیکا و من داریم آماده میشیم بریم تنسی

.تا با الگوی من، دالی پارتون ملاقات کنیم

.و من دیگه از این بیشتر نمی‌تونستم هیجان‌زده باشم

.استرس دارم

.فقط می‌خوام باصلاحیت به نظر بیام

.و اینکه کارمو بلدم

More Farsi Persian subtitles for The Kardashians

Komentet

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left