200 rreshtat e parë.
...آنچـه گذشت ،یه روز پنگوئن رو دستگیر میکنیم
بهت قول میدم
هاروی، نمیتونیم بذاریم .هرکاری خواستن بکنن
،اگه یکی رو با مجوز پنگوئن پیدا کردی .طرف آزاده که بره
خانم فالکون، لازمه که بدونم شما تو ذهن خودتون مثلاً
نیومده باشین اینجا تا امپراطوری .پدرتون رو بازسازی کنید
.باید یه درس عبرت براشون بسازیم
شاید فکر کنی همهچیز رو داری
،ولی یهچیزی هست که نداریش
.اسم خانوادگیِ فالکون
نقشهت چیه؟
،به پنگوئن نزدیک بشی،
اعتمادشُ بهدست بیاری بعدش چی؟
،من قبلاً باهوش بودم، نابغه بودم
و حالا دیگه خبری از اونها نیست
تا حالا همچین چیزی ندیده بودم
تو کی هستی؟
.سالومون گراندی
تو... گراندی... رو میشناسی؟
ما دوستهای خیلی صمیمیایم
با قدرت بازوهای تو، میتونیم .پولِ خوبی به جیب بزنیم
مایلیم که تو این مسابقاتتون شرکت کنیم دکتر رو خبر کنید، بیاد
!یالا
::. مترجـم: سـروش ، حسامالدین .:: « Nora , SuRouSH AbG »
Synce By: RezaBFD
!هی
.مثل روز اولش شد
.دکتر لی تامپکینز
.خدای... من
حالا ببینم، یه دختری مثل تو تو همچین جایی چیکار میکنه؟
یه شایعاتی شنیده بودم که .منجمدت کرده بودن
باید میدونستم که خبر زیادی خوشیه که بخواد درست باشه
هنوز که از دستم عصبانی نیستی، نه؟
عصبانی باشم، برای چی؟
برای کشتنِ "کریستین کرینگل"؟
یا پاپوش دوختن برای جیمز تا وقتی که بچهمونُ از دست دادم
اون تو زندان باشه؟ .نه بابا
دیگه اونها رو فراموش کردم
.بیا رفیق فابریک شیم
دارم طعنهآمیزی حس میکنم
مثل همیشه هم که باهوشی
.راستش، خوب شد که دراینباره صحبت کردی
.خداحافظ، اِد
.وایسا
.یا پنجتن
بوچ گیلزین؟
چه بلایی سرش آوردی؟
باور کنی یا نه، من کاری نکردم
."و الان دیگه بهش میگن، "گراندی
هی، چرا نمیری اون طرف بگردی، گندهبکخان؟
.بپا اون دیواره از جا در نره
روحمهم خبره نداره که ،چه بلایی سرش اومده
ولی الان بدجوری قدرتمند شده
از زندگیِ گذشتهش هم چیزی به خاطر نمیاره
،و بهنظر الان کلی منُ دوست داره پس برای خودش پیشرفت خوبیه دیگه
...ولی، خودم، بالعکس
والا... والا امیدوار بودم که بتونم به خودِ قبلیام برگردم
...وقتی منجمد بودم، انگاری .انگار مغزم یهجورایی قاطی کرده
خب منُ سننه؟
خیلیخب، ببین من با گراندی اومدم اینجا
،که مبارزه کنیم، یهکم پول در بیاریم تا دوباره منُ باهوش کنیم
...ولی... تو
...دکتر لزلی تامپکینز
تو میتونی درمانم کنی
ازم میخوای که درمانت کنم؟
پسر، واقعاً ابله شدی
باشه، باشه
ببین تو به یه دلیلی اینجایی
منم تظاهر نمیکنم که مثلاً میدونم ...اون دلیل چیه، ولی
،اگه تو کمکم کنی
منم کمکت میکنم
ببین میدونم الان خیلی ،هوشت بالا نیست
ولی سعی کن فقط این جمله رو ،تو مغزت فرو کنی
من هرگز کمکی بهت نمیکنم
.منُ طوری بزرگ کردن که یه جنتلمن باشم
.ولی خب کاربردی هم هستی
،امشب هم مثل سه شب گذشته رفتیم با هم شام خوردیم
الان دیگه همهی گاتهام خبر دار شدن که .تو از حمایت خانوادهی فالکون هم برخورداری
و الان هم خیلی مطمئن نیستم که .دیگه کسی نگاهمون نمیکنه و تنهاییم
...من
من فقط... فقط میخوام مطمئن شم و بدونم که دقیقاً کجای رابطهمونیم
این برای من آسون نیست
که بخوام به کسی اعتماد کنم
یه دوستِ واقعی
میتونی به من اعتماد کنی
.بیا فردا بریم ناهار بخوریم، خودمون دوتایی
.پس تا اونموقع
شام خوشگذشت؟
چند وقته که اونجا وایسادی؟
.به قدر کافی
وقتشه که دیگه بهم بگی چه نقشهای تو سرت داری
بازم این بحث؟
،از وقتی که پات رو گذاشتی توی گاتهام
تنها کاری که کردی، قدرتمندتر کردنِ اسوالد بوده
وقتشه که دیگه بهم بگی .حرکت آخری که میخوای بزنی، چیه
و اگه نخوام بگم؟
میفرستمت بری خونهتون
میخوای یه قولی بهت بدم
،فقط تا چند روز آینده
.کابلپات قشنگ میُفته تو چنگهام
،اگه نتونستم، میمونم، میرم
.هر چی تو بخوای
.ببین، این پول خوبیه
.حالا دیگه زودتر برو، بزن به چاک
ماه بعد میبینمت باشه
کسی اون پایینه؟
گربههای لعنتی
.اونیک، اوینک
چی شد...؟
.سلام
واقعاً یکی از خودمونه؟
انگاری همینطوره، فرم پلیس تنش بوده
ولی قاتل نشانش رو کنده
هیچکس شناساییش نکرده؟
خب، این قسمتش رو هنوز نتونستم بفهمیم
بذار نشونت بدم
.خدای من
ترسناکه، نه؟
بیا ببینم این یارو کیه
.بفـرما
دیو متزگر"، میشناسیش؟"
چندباری دیدمش
،حالا نمیخوام پشت سر مُرده حرف بزنم ولی طرف یه دیوثِ به تمام معنا بود
بین پلیسها دشمن داشته؟
نه، هیچ پلیسی نمیاد همچین بلایی رو
سر همکارش بیاره، ولی طرف رشوهبدهمون بوده
پولبدهی پنگوئن بوده، همونی که توی پاسگاه
به پلیسها رشوه میداده
یعنی خب، شایعهها اینُ میگه آره
پس یکی کشتهاش تا یهجور پیغامی رو برسونه
داری کجا میری؟ .دیدنِ پنگوئن
شاید اون بدونه چرا یکی میخواسته کارمندشُ بکشه
!بابا نری دردسر درست کنی
از ناهارتون لذت ببرید، آقای کابلپات
باید باهات صحبت کنم
،اگه کمتر از سه دقیقه وقت میبره سر تا پا گوشم
دیشب یکی از پلیسها به قتل رسیده بوده
دیو متزگر؟
.یکی از رشوهبدههات
و فکر میکنی که شاید من از چیزی خبر داشته باشم
خب، متأسفانه، این اولین باریه که اسم این بنده خدا رو میشنوم
یه ژنرال که نیازی نداره اسم تمام سربازهاش رو بدونه
لازم نیست بشناسیش
فکر میکنم یکی سعی داره یهجور پیغامی برات بفرسته
چه جور پیغامی؟
قاتل سر کندهشدهی یه خوک رو .گذاشته جای سرِ متزگر
خیلی پیغام واضحی نیست
میتونه خیلی پیام و مفهومها داشته باشه
،متزگر شاید یه پلیس کثیف بوده باشه .ولی بااینحال یه پلیس بوده
یکی کشتتش و از قتلش هم داره استفاده میکنه تا یه منظوری رو برسونه
،اگه این به تو هرگونه ارتباطی داشته باشه .باید بدونم
،جیم، اگه یکی با من مشکلی داشته
خودم میفهمیدم، و ترتیبشُ میدادم
پس بهنظرم تو همیشه .یه قدم از بقیه جلوتری، اُسوالد
.بههمین خاطرم هست که زندهام
ولی دوست دارم کمکت کنم
!آقای پن .همینجام، آقای کابلپات
چیزی تو بند و بساطمون داریم که شاید بتونه به آقای گوردون
توی انجام وظیفهش کمک کنه؟
،اتفاقاً قربان ،یه چند روز پیش
آقای والی کلارک درخواست جواز .برای یه سرقت رو بهمون دادن
"بشکهی خوک"
.اسم یه مغازهی قصابیه تو خیابون سوم
این مغازه متخصصِ تحویل دادن
...تمام .ممنون... بابت سرنخ
از ناهارت لذت ببر، اسوالد
از من تشکر نکن، جیم
از این سیستم جوازدهیای که انقدر ازش متنفری تشکر کن
حالا، حتماً اگه لازم بود بیشتر درگیر قضیه بشم خبرم کن
!ولی تا اونموقع، من پشتتام جیم
.بگیر بشین، والی میدونی تو چه دردسری افتادی؟ هان؟
میدونی چه بلایی سر پلیسکشها میاریم؟
همینالان به همکارت گفتم، من کسی رو نکشتم
.مخصوصاً نه یه پلیس رو
،پس یعنی تو دیو متزگر رو نکشونندی توی اون کوچه
،جمجمهاش رو نصف نکردی و یه کلهی خوک نذاشتی رو سرش؟
!چی؟! دیوونه شدی؟
خندهداره، چونکه ما زبالهدونیِ پشت
آپارتمانت رو گشتیم
.حدس بزن چی پیدا کردیم
.اینجا رو باش، خوکی که سرش جدا شده
چقدر شرط میبندی
که این سره روی پلیس مردهای که بوده .که پیداش کردیم
!برین توش بابا
.به قدر کافی دیدم .به اعتراف نیازی ندارم
!تو رو به قتل دیو متزگر متهم میکنم
.وایسا! نه، کار من نبوده
حتماً کار "پرفِس" بوده
کی؟
پروفسور، من اینطور صداش میکردم
جونکه خیلی باکلاس صحبت میکرد
اون بود که وادارم کرد برم از اون قصابی دزدی کنم
.اسمشُ میخوایم، قیافهاش رو
،پشت تلفن با هم حرف میزدیم .کل قرار مدارهامون پشت تلفن بود
من... من سرهای خوکها رو
.براش میذاشتم زیر پُل میدتاون
پول رو هم میذاشت همونجا، هیچوقت ندیدمش
هیچوقت اسمشُ نگفت
منظورت از "سرها" چیه؟ یعنی بیشتر از یکی بوده
این یارو چندتا میخواسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.