200 rreshtat e parë.
گوینده: حالا با دو شروع میکنیم. دو و چهار اومدن
مرد: من شماره سه رو میخرم
گوینده: شماره ده، G-V-U، لطفاً J-R-C
حالا با دو شروع میکنیم. دو و چهار اومدن
پنج و ده. با پنج ردیف باز میکنه
شش روی دوازده
گوینده: پنج، برای شروع
پنج و ده
گوینده: شش روی بیست، لطفاً
مرد: معذرت میخوام
مرد ۲: یه پنج بهم بده لطفاً. بشینید اینجا قربان
گوینده: پنج به ده. پنج
بزن روی دوازده، لطفاً
گوینده: بازی جدید شروع میشه. پنج و دهِ مخفی
بازیِ لو-بال، پنج مخفی
یه سرقت مسلحانه در حال انجامه
خیله خب. بیرونِ ساختمونه، نزدیک لینکلن
کازینو. خودت گفتی
رادیو: مظنونین دو نفر گزارش شدن
چهارتا واحد تو راهن
رادیو: سفیدپوست، اواخر بیست سالگی، موهای خرمایی و موجدار
خودشه. آره
دقیقاً همون کلکیه که شش هفته پیش زد
نمیخواین بگین دارین درباره کی حرف میزنید؟
خفه شو. میخوام گوش بدم
مرد: اوه خدا! دور بزن! دور بزن
دور بزن! دور بزن
رادیو: تمام واحدهای مستقر در منطقه
واحد ۸۴۹-۳ گزارش میده واحدهای پلیسی که دنبال ماشین مظنون بودن
در خیابان ۳۴ و پروئیت تصادف کردن
اول میریم قصر پوکر. تو خبر بده
۸۱۳ واحد ۱۰-Y، کد ۶. خیابان کلیولند شمالی، پلاک
۲۳،۵۰۰ دلار
مطمئنی کسی اونجا درست صورتت رو ندید؟
آخه میخوایم واسه دفعه بعد صحیح و سالم باشی
دفعه بعدی در کار نیست
دیر کردی
خب، خب، خب. ببین کی اینجاست
کاوبوی. جدی میگی؟
خب؟
به نظر من که شبیه خودشه. تو مطمئنی؟
مرد: با اطمینان نمیتونم بگم
تو چی؟
راستش، من اونقدرها درست ندیدمش
تو؟
اون بهتر از من دیدش
کی؟ اون
منظورت از "اون" کیه؟ همون که ته نشسته
اون که مشکی پوشیده؟
خودشه؟
عجله نکن، وقت داری
چون عمراً دستش بهت برسه
اصلاً راه نداره
خودش نبود
مطمئنی؟
آره
کارآگاه: اطمینان داری؟
خودش نبود
بقیه چی؟ نکنه همه سگِ راهنما لازم دارین، ها؟
هان؟
قصد نداری دنبال کار بگردی؟
کار و کاسبیِ من سخت پیدا میشه
کارآگاه: بستگی داره کجا دنبالش بگردی
بستگی داره کی باشی
نمیدونم
بعضی از این خلافکارهای امروزی
فکر میکنن واسه خودشون کاوبویی هستن
فکر میکنن همینجوری میتونن گاز بدن و برن
هر غلطی دلشون خواست بکنن
هر وقت که دلشون خواست
هوم
واسه کسی که کارشو بلده احترام قائلم
یه چیز دیگه هم بهت بگم
منم کارم رو خیلی خوب بلدم
خب، دیشب
اوه، یادم رفت
حافظهاش درباره دیشب زیاد خوب کار نمیکنه
من همهچیز یادمه
تو اتاقت تنها بودی؟ آره
میتونی یه دروغ بهتر سر هم کنی
مجبور نیستم
بیا، پرتش کن! دو سال آب خنک برات میبُره
بیا دیگه
میخوای پرتش کنی؟ یالا. یالا
یالا دیگه
میدونی میخوام چیکار کنم؟
میخوام اون کاوبویی رو بگیرم که تا حالا هیچکس نتونسته بگیره
کاوبویِ یاغی
حالا بزن به چاک
همه چی ردیفه؟ آره
تو چی؟ آره
مطمئنی؟ مطمئنم
در رو باز کن! گفتم اون درِ لعنتی رو باز کن
احمق! حتی نمیتونی یه در رو باز کنی؟
برو دیگه کثافت! گاز بده
بپای! مراقب اون کامیونِ لعنتی باش
بپای! یا عیسی مسیح
خب، خب، خب. ببین این ونِ لگن چی با خودش آورده
چه اسلحهای داشت؟
۴۵ واو! کالیبر
اسلحه خیلی خوبیه
میدونی، اون سوپرمارکت ده سال حبس برات داره
من از هیچ سوپرمارکتی خبر ندارم
چرا، خبر داری. چرا نمیای تو؟
آبجو میخوری؟ اگه برات مشکلی نیست، ترجیح میدم نخورم
خب، واسه من که مشکلی نیست
امروز روزِ شانسِ توئه. دستودلباز شدم
میخوام یه حق انتخاب بهت بدم
تو و دارودستهات باید یه کارِ دیگه انجام بدین
یه بانک. یه بانکِ بزرگ و حسابی
مجانی
فقط باید یه راننده جدید استخدام کنی. یه راننده کاربلد
من با پلیس کار نمیکنم
اوه، پسر
کاش اینو نمیگفتی
لعنت بهت
کارآگاه: خب، درباره این بانک
نقدینگی موجود: ۲۰۰ هزارتا
این طعمهایه واسه اون کسی که قراره استخدام کنی
اون بانکها رو خوب میشناسه
یا تا یه هفته ردیفش میکنی یا... آره، همهچی رو درباره اون ده سال حبس میدونم
کارآگاه: خب، انتخاب با خودته
یا ده سال شمارهبهگردن حبس بکش
یا به من اعتماد کن
و آزاد... بری پیِ کارت
افسر ۱: داری خودت رو بدجوری تو دردسر میندازی، نه؟
کارآگاه: اینش به خودم مربوطه
افسر ۱: نقشه سرقت از بانک میکشی؟
یادم نمیاد این هم جزوِ قسمی باشه که خوردیم
کارآگاه: داریم پولها رو برمیگردونیم، عوضی
و کسی رو میگیریم که تا حالا گیر نیفتاده
این خودش یه خدمتِ عمومیه
مگه تو این شهر هر ماه به چندتا بانک دستبرد میزنن؟
افسر ۲: اوه، میانگین حدود ۱۵ تا
کارآگاه: چندتاشون به بازداشت ختم میشه؟
افسر ۲: میانگین؟ حدود هشت یا نُه تا
کارآگاه: دیدی؟ داریم میانگین رو میبریم بالا
افسر ۱: نبوغآمیزه. سعی کن اینو به مرکز هم حالی کنی
کارآگاه: به خودم ثابت شده، همین کافیه. من اون کاوبوی رو میخوام
میخوای طبق روش خودت بازی کنی؟ باشه. رئیس تویی
اما یه چیزی بهت بگم، من فقط واسه بُردن تو این بازیام
اگه گند بزنی، باید با نشانت خداحافظی کنی
شاید بد نباشه یه نفوذی به گذشتهات بکنم
تا حالا بهش فکر کردی؟ یه موردِ کوچیک اون پشتمشتا؟
شاید چیزی باشه که ما باید بدونیم. شاید یه منحرفی
شاید رشوه گرفتی. نمیدونم چقدر
هر چقدر دلت میخواد تفتیش کن. فقط ناامید میشی
حرفِ تو رو سند قرار نمیدم
من زن و بچه دارم و ۱۲ سال سابقه واسه بازنشستگی
اگه فکر کردی میذارم اینها رو برام به باد بدی، دیوونهای
بهش فکر کن. قبلاً فکرام رو کردم
احمق
فکر نمیکردم تو کسی باشی که پولم رو میده
داری ریسک میکنی، نه؟
اگه بخوای همینجا بهت پرداخت میکنم
بیا بالا
قبلاً واسه خیلی کارها پول گرفتم
اما هیچوقت واسه شاهدِ دروغین بودن پول نگرفته بودم
میخوای بپرسی چرا این کار رو کردم؟
یه دوستی دارم که اجارهخونه رو میده، خارج از شهر زندگی میکنه
ماهی یکی دو بار میاد دیدنم
این اواخر چکهاش نامنظم شده
به پول نیاز دارم
سلام
نه، فکر نمیکنم
داره میاد بالا که منو ببینه
همون پلیسه
فکر کنم یعنی میتونم بیام تو
جای قشنگیه
چه ویوی عالیای. آه
زن: نیومدی اینجا که اینو بهم بگی
تو اون مردی که راننده بود رو دیدی
و اون مردی که تکیه داده بود به دیوار آجری رو هم دیدی
و میدونی که هر دو یک نفر بودن
با این حال شناساییاش نکردی
ازش میترسی؟ نه
از من میترسی؟
فقط ازت خوشم نمیاد
دلیلی داری؟
حتماً به خاطر اینه که پلیس خیلی خوبیم
چند سالته؟
بیست و دو
یه آمارِ کوچیک گرفتم
دیگه چه آماری گرفتی؟
خب، واسه دختر جوونی مثل تو
حسابی گشتوگذارهاتو کردی، عزیزم
هوم. زندگیِ پر جنبوجوشی داشتی
برو بیرون
قراره یه معاملهای با هم بکنیم، من و تو
نگاش کن
مطمئنی خودش نیست؟
زن: خودش نیست
کارآگاه: واقعاً؟
شاید بهتر باشه از من بترسی
آمارِت رو درآوردم
پاک پاکی. مشکلی نیست
البته، یه مورد بود... یه خطای کوچیک
یادته؟ همون موردِ کثیف
همونی که ماستمالی شد رفت پی کارش
حالا هر وقت حافظهات بهتر شد عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.