200 rreshtat e parë.
پسر، مثلاً قرار بود یه بازیِ تفننی باشه
ولی هنوز یه سیاهبرزنگی رو هم بازی ندادن
بیخیالِ این اوسکلا شو رفیق
میگم بیا ردیابِ دافمون رو دربیاریم و بگردیم
دنبال چند تا دافِ ساحلیِ خفن
میخوای با من بیای زیرِ اسکله
و بریم آببازی؟
آخ! میتونم این سرچکشی رو
بذارم لای دندونات؟
آخ! اِی دختر، میخوای
روی این نُه اینچی یه موجسواریِ مشتی بکنی؟
اه! ما فقط با پسرایی میپریم
که خودشون لاشی نباشن، لاشی
اوهوم، دختر، اونی که ماسک اسکی زده خیلی سکسیه
کُصم واسه یه دست دزدی و ورودِ غیرقانونی بدجور لک زده
عاشقِ گندهلاتهام
منو یادِ بابام میندازن
خب، حداقل خودش که میگفت بابامه
باز تو شروع کردی به خالیبندی که مثلاً بابا داری
اگه میخوایم مخ بزنیم باید با یه سری کارهای تبهکارانه
این دافها رو تحت تأثیر قرار بدیم
ستونهای من
آخ
اوه، دارن تیراندازی میکنن
اوه، شت! دیدی چی شد؟
آره، همین الان یه «کریپیکرم» رو زدن زمین
اوه، شت! بخواب رو زمین، تابلرون
اِی، اشتباه گرفتید
مقاومت نکن
آخ! اوه
وقتی باد میکنه جذاب میشه
یو، اینو نگاه کن، بدجور تشنهی ما شدن
جناب سروان، من دارم مقاومت میکنم! منم دارم مقاومت میکنم
حتماً تازهکاری، چون هنوز میتونم نفس بکشم
هر دو: آخ! آخ! آخ
دستام بالا نیست. چرا شلیک نمیکنی؟
چیه مگه دیوونهای؟ اینجا آمریکاست
تو حق و حقوق داری
مواظب باش، اون کاکائو داغه
ماچ
نظرمون عوض شد، عزیزم. میخوام رو اون نُه اینچیت موجسواری کنم
اوه عزیزم. منو ببر آببازی
میتونیم با هم حال کنیم؟ حالا میفهمم چرا
کریس براون همیشه به چخ میره
حالا میتونم از ریحانا یه حالِ اساسی بگیرم
چون قراره که
از سمت راست بگیر. چالِ گونهام اونوره
زندانیها توجه کنن
ممفیس بلیک داره تو سالنِ تفریح اجرا میکنه
تکرار میکنم، ممفیس بلیک
داره تو سالنِ تفریح اجرا میکنه
بیراه نمیگم، رفیقِ نوجوونم خفنترینه
میفهمم چرا تو زندان دنیا رو قبضه کردیم
آره، اینجا دستِ ماست! ما واقعاً تهِ خطیم
یو، اینجا سیبزمینیِ بینهایت دارن
با کلی سسهای خفن واسه تیلیت کردن
انگور، پرتقال و بنفش
نباید به اینجا بگن زندان
باید بگن جشنِ کریسمس
یو، توپ رو میدی به من؟ میخوای بیای بگیریش؟
آخ
آخ! اوه
آخ
بگو ببینم مزه کونم چطوره
هر چه زودتر از اینجا میکشیمت بیرون، میلکی
خب، همیشه دوست داشتی سیاه باشی. تبریک میگم
نه عزیزم، من دارم اینجا رو میچرخونم
پس لازم نیست نگرانِ من باشی
و همونطور که میبینی، حسابی دارم میخورم و میچرخم
شرط میبندم بیرون از این چیزا بهت نمیدن
بهبه، یه بوقلمونِ کامل
یه لحظه صبر کن، این سسِ زغالاختهست؟
نمیدونم. امروز چندمه؟
ایول، تبریک میگم کوچولو. داری میری
که کُنت رو پاره کنن. پسر، این کلیشهها رو ول کن
من تمام روز داشتم تو محله کار میکردم تا پول جمع کنم
واسه کمپینِ آزادیِ تو و مستندم
دربارهی کمپینِ آزادیِ تو
چیزی نمونده که ثابت کنم زندگیِ تو هم ارزشی داره
یعنی عجلهای نیست. خیلی ردیفه، یه نگاه به اطراف بنداز
همینه دیگه! من دارم جون میکنم
تا با مردِ سفیدی بجنگم که یه حکومتِ پلیسی ساخته
که تشویقتون میکنه سرِ یه جفت کفشِ جردن همدیگه رو بکشید
بعد برید زندان تا جردنهای بیشتری بسازید
واسه اون مردِ سفید، فقط واسه اینکه بعدش
هیکلِ بیمصرفتون رو تو جامعه رها کنه
مثل ملخ بیفتید به جونِ بقیه برادرها و بکشیدشون
و بفرستیدشون زندان تا این دیوونهبازی ادامه پیدا کنه؟
یو پسر، خفه خون بگیر دیگه
داریم سعی میکنیم اینجا «پیکی بلایندرز» ببینیم
تموم شد، من دیگه رسماً کارم با این
سیاهبرزنگیها تمومه
پسر، به هر حال یه نصیحت بهت میکنم
اگه کُنت رو پاره کردن
و به کسی چیزی نگفتی، یعنی اصلاً اتفاق نیفتاده
چه خبره رئیس زندان؟ با ما کار داشتی؟
آره، ما کلاً دو ساعته اینجاییم
میخوایم ببینیم این ملاقاتهای حضوری چهجوریه
آره، مثلاً لیستِ ثبتنامی چیزی هست
که علایقمون رو توش بنویسیم؟
خب خبر خوب اینه که
اونجایی که شماها دارید میرید
هر چقدر دلتون بخواد ملاقات حضوری دارید
تا وقتی که فکتون درد بگیره
ایول! وایسا، چی؟
خب، شماها رسماً متهم شدید
به سرقت و یه ذره هم قتلِ غیرعمد
بنابراین، دارید از این کانونِ باحال منتقل میشید
به خفنترین زندانِ چمبرلین هایتس
خلیج دارکوب
ما نمیتونیم بریم اونجا، ما هنوز پشمامون هم درنیومده
قوانین عوض شده، پسرم
یادت هست اولین رئیسجمهورِ سیاه
بیل کلینتون، چی گفت؟ «اگه قدت اونقدری هست
که سوارِ ترنهوایی بشی، پس میتونی پیشِ بزرگترا هم بری.»
یو داداش، مالیک کجاست؟
مثلاً سه ساعته که دیر کرده
شاید بالاخره «اون یارو» گرفتش
آره رفیق، ولی اصلاً این «یارو» کی هست، احمق؟
میدونی دیگه، سفیدمفبر، نژادپرست، کلهگوجهای
شیطانِ چشمآبی، یاکوب
مالیک؟ نه، من «لیل لیکِ جوانم»
داستان چیه ستون؟
اصلاً نمیفهمم چی گفتی
انگلیسی حرف بزن! من دیگه انگلیسی حرف نمیزنم
زبانِ من فقط لاتیه
عالی شد، حالا باید یه زبانِ دیگه رو هم به گند بکشم
داری منو میترسونی داداش
داری مثل یه نینجای واقعی رفتار میکنی
پسر، میدونم. در واقع آدم رها میشه
بیقانون. فقط لاتی
«لاتی» یه لول پایینتر از بیفکریه
پسر، بالاخره کات ویلیامز رو درک میکنم
اون چیه مالیک؟ این همون جنسِ بنفش و قرصِ مسکنه
این چیزیه که لاتیها میخوان، پس همونو بهشون میدیم
حالا بزن بریم، باید برم میکستیپم رو ضبط کنم
و یکم از اون کارها رو ردیف کنم
بیا برو دیگه جامارکوس. سگِ تنبل
داری برام خرج میتراشی و هیچ کاری نمیکنی
اولین باری که چشمم به این «اسطورهها» افتاد
فهمیدم که مردِ این زندگی نیستن
خیلی خب، پاهات رو باز کن
اومم. حالا که فکر میکنم
آخ
یه پسرِ چاق، یه بچه با قیافه خندهدار و
لبهای گنده، و یه سفیدپوستِ سیاهنما
نمیدونستم تو خلیج دارکوب دووم میارن یا نه
اینجا تو اقلیتی، سفیدبرفی
هی، بچه کجایی رفیق؟
غرامت رو از تو کونت میکشم بیرون
میخوام سینهت رو بخورم
هی نگاه کن، اونجا زمینِ بسکتباله
شاید بتونیم احترامشون رو جلب کنیم
آره، مادرجنده
اوه، آره! اینو بگیر
اوه، شت
آره، منم فکر کردم خطای رانینگ گرفت
هی، تو او.جی هستی! واو، مَرد
نه، اون مالِ زندگیِ قبلیم بود
الان من فقط «دِ جوس» هستم
اوه، یه سریال دربارهت ساختن
کوبا گودینگ تو اون نقش ترکوند
کیرم تو اون کوبا گودینگ جونیور
مادرجنده دماغگنده
ای بابا رفیق، قصد نداشتم بهت توهین کنم
فقط میگم، آخه چطور میتونن یه سیاهبرزنگی رو بذارن جای او.جی؟
من فراتر از نژادم. واسه همین بود که از اتهامِ قتل زنم تبرئه شدم
آه... و البته چون بیگناه بودم
ولی حتماً اون کوبا گودینگ جونیورِ متظاهرِ
پولپرستِ مادرجنده رو میکشتم
و بعدش یه کتاب دربارهش مینوشتم
به اسم «من اون کوبای جنده رو چاقو زدم، نه زنم رو.»
خلاصه پسرا وظایفشون رو تحویل گرفتن
چون تو خلیج دارکوب همه کار میکنن
اون دماغگندهه، خب اون قراره
با مکزیکیها کفش بسازه
آره، «ایر فورس خوآن»
گرفتی؟ چون مکزیکیان بهش میگن خوآن
هی کاکا سیاه، مثل یه سفیدپوست کار میکنی
اگه به سهمیهت نرسی، رفیق
بهت «تفِ سینالوآ» میدیم
تفِ سینالوآ دیگه چیه؟
اون موقعیه که هکتور دودولش رو میکنه تو دهنت
و میگل دودولش رو میکنه تو کونت
و ما مثل خوک میچرخونیمت
خوکخوک کن دیگه، رفیق
اوه، این خیلی وحشتناک به نظر میاد
پسرِ چاق هم با دوجنسهها میره واسه کوتاهکردنِ موهای مصنوعی
خب به نظر من کِیتلین واسه کاری که کرد خیلی شجاعه
مخصوصاً تو این سن و سالش
تنها کاری که بروس جنر کرد این بود که دامن پوشید
و یه یارو رو لببازی کرد
شت، این که شجاعت نیست
فقط داره خاله زنکبازی درمیاره
خب، کِیتلین میتونه هر صبح بیاد پیشِ من
امم، شماها قراره تمامِ روز فقط دربارهی کیر حرف بزنید؟
یا میتونیم دربارهی رفتن تو سوراخِ کونِ تو حرف بزنیم، خوشگله
نه، نه، نه، همون کیر رو ترجیح میدم
و در کمالِ تعجب، پسرِ سفیدپوست سر از
«دوستانِ ایزلام» درآورد
No comments yet. Be the first to leave one.