200 rreshtat e parë.
... آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت
ایکاش بیشتر صبوری میکردی
نکته تجاوزی که اجازه دولت رو داشته باشه، همینه
صبوری جزو گزینهها نیست
پس بهجاش کُشتار رو ترجیح میدی؟
ما اینجا جمع شدیم تا این بزدلهای نفرتانگیز رو محکوم کنیم
کسانی که شریفترین خادمین خداوند رو به قتل رسوندن
این تقصیر توئه عمه لیدیا
خدای بزرگ، بابت کاری که کردن بهشون رحم کن
!چرا که صرفا زندانیان یهمُشت آدم بیخدا بودن
این تازه شروعِ پایانـه
گیلیاد پابرجا میمونه
!قیام کنید
!برای آزادیتون مبارزه کنید
اجازه ندید این حرومزادهها !شما رو سرکوب کنن
!برید! برید! برید! برید
فرمانده، از اینطرف
!نه - !جون -
ما رو کجا میبرید؟ - یه جای امن -
یه پایگاه کوچک توی شهر داریم
... اما باید اون فرماندههای افراطی که
زنده موندن رو پیدا کنیم و کارشون رو تموم کنیم
باید بدونم فرماندههایی که زنده موندن، کجان
متوجه نیستی؟ گیلیاد همینطوری ... پشتسرهم مردهایی
مثل اونا میفرسته
قراره امشب با پرواز برن واشینگتن
باید این حمله بیشرمانه رو تموم کنی
کارش رو تموم کن
گمون کنم این بمبـه، نه؟
سعی میکنم گند نزنم
فرمانده لارنس یه جبهه متحد توی واشینگتن لازم داریم
خوشحالم که بهمون ملحق میشی
حاضرم همهاش رو پس بگیرم
میذارم کل نسل بشریت منقرض بشه
که فقط عذابوجدان گیلیاد روی دوشم نباشه
پس یه کاری بکن
ظاهرا تصمیم گرفتی به برندهها ملحق بشی
بهم گفت بیخیال همه اینا بشم
باید به حرفش گوش میکردی
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
بوستون آزاد شده
حکومت گیلیاد به پایان رسید
ما برنده شدیم
حداقل اینجا، توی بوستون
بوستون دوباره بخشی از آمریکا شده
خدا رو شکر
وقتی تفنگداران نیروی دریایی توی جنوب فرود اومدن، مبارزه تموم شده بود
گیلیاد داشت از شهر عقبنشینی میکرد
بعدش کلا 19 روز زمان برد
اما این تازه شروعشه
اول، ماساچوست آزاد شد بعدش نیویورک
غرب، از اوهایو تا کانزاس
و یه روزی هم کلرادو آزاد میشه
بعدش هانا
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
!آزادی
!خودشه - !آره -
!خودشه! آزاد شدیم
آره
سلام - سلام -
خبری از جنین نداری؟
نه
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
... گیلیاد سعی کرد مبارزه کنه
اما هیچ رهبری نداشتن
فرماندههای بوستون، قبل از اینکه جنگ شروع بشه، مُرده بودن
خدا همیشه یه قربانی میخواد
هی بچهها بچهها، باید کامیونها رو بار بزنیم
باید بریم
باید توی تمام کامیونها، مهمات و اسلحه باشه همهشون رو یکجا نذارید، باشه؟
سلام. خوبی؟
آره - آره؟ -
ریتا و مویرا رو کنار آتش دیدم
دارن جشن میگیرن
عالیه
آره، واقعا مستحقشن
هی، چند روزه که نخوابیدی باید بری استراحت کنی
اما خسته نیستم نه، خسته نیستم
آره، باید خسته باشم خیلی عجیبه
اما آره
هی، میدونی چیه؟ ... چیزه
اعضای اتحادیه بهمون ملحق شدن
آره، چندتا برقکار بوستون هم اومدن
... قراره ببریمشون نیروگاه برق
که چراغها رو روشن کنیم - خیلیخب -
انقدر سرت شلوغـه که فرصت نمیکنی خسته بشی
خب، قراره نیروگاه رو راه بندازیم بعدش برق وصل میشه
و بعد، امیدوارم بتونیم فرودگاه لوگان رو دوباره راهاندازی کنیم
و این یعنی پروازها از آلاسکا میان
میتونیم هالی و مامانت رو بیاریم اینجا
عالی میشه
آره
نیویورک چی؟ مقصد بعدی میدی اونجاست؟
آره. یهسری حرفها زده شده
با نیروهای زمینی میدی که اونجا مستقر هستن، ارتباط گرفتم
اما میدونی، باید ببینیم چی میشه
اما کلرادو نیست، نه؟
... گوش کن
تنها راهی که میتونیم هانا رو پس بگیریم اینه که به ترتیب به مقرهای گیلیاد حمله کنیم
باشه
باید برم
سلام
سلام
خبری نشد؟
فرماندهی گیلیاد دچار تغییرات اساسی شده
این چه ربطی به هانا داره؟
اکثر فرماندههای مناطق غربی، ترفیع گرفتن
از جمله مککنزی
منتقلش کردن به واشینگتن
قراره با زن و دخترِ تو بره اونجا
خیلیخب
باشه
اینطوری هانا 3,200 کیلومتر بهت نزدیکتر خواهد بود
میدونم کافی نیست اما همین هم یه پیشرفتـه
و اینم بگم که فعلا مسئولیتی نداری
باید یهخرده استراحت کنی
... برای
برای پیدا کردن جنین چی کار کردید؟
اینا افرادی هستن که هنوز توی گیلیاد اسیرن
هیچکدومشون رو ول نمیکنیم
دیدهبانها گرفتنش؟ ... اون
اون مُرده؟ - نمیدونیم -
متاسفم
خدا به دادش برسه
یا عمه لیدیا
باهاش در تماس بودیم
دیدهبانها آزادش کردن
قراره هر کاری میتونه برای جنین بکنه
خدای بزرگ
این پیرزن خیلی سگجونـه
همیشه جون در میبره
شاید تا چند ساعت دیگه، اطلاعات بیشتری در مورد جنین به دستم برسه
اگه دوست داشتی، همین حوالی بمون
ممنون - خواهش میکنم -
خیلی سرووضعت داغونه مارک
باید یهخرده بخوابی
ممنون
خیلی اوضاع خوابم خوب نیست
جدی؟ - آره -
... پسرم توی هاوائی با
همسر سابقم زندگی میکنه
و وقتی چشمهام رو میبندم اونا رو ... میبینم
برای همین برمیگردم سر کار
این بهترین کاریه که میتونم برای پسرم بکنم
من باید گیلیاد رو نابود کنم که پسرم مجبور نباشه این کار رو بکنه
امیدوارم این روزها هرچه زودتر بگذره
که هر دومون بتونیم یهخرده استراحت کنیم
دیدیش؟ - آره، دیدم -
اون صورتی کجاست؟
خیلیخب، صورتی کجاست؟
این چرا اینطوریه؟
و اون یکی داخلش سیاهـه. نه، صبر کن - هی -
میشه منم یهخرده بخورم؟
خیلیخب، خیلی نخور، باشه؟ - باشه -
خیلیخب
!عزیزم، معدهات درد میگیرهها
باشه؟ - باشه -
ممنون خوشگلم
خواهش میکنم
سلام. میشه پنجتا بلیط بزرگسال و پنجتا بلیط کودک بهم بدید لطفا؟
ممنون
هانا؟
هانا؟
هانا؟
عزیزم؟ هانا؟
هانا؟
ببخشید، یه دختر کوچولو ندیدید؟ ... اون
ام ... نه؟ - نه، ببخشید -
!هانا
اوه نه
!عزیزم. هانا
!هانا! بیا اینجا
سلام! اوه خدای من
حالت خوبه؟
حالت خوبه؟ کجا رفتی؟
گُمم کردی
چی؟ نه، نه، نه، نه
نه، نه، نه
مامانها همیشه برمیگردن، یادته؟
مامانها همیشه برمیگردن
... خیلیخب، ام
بذار ببینیم میتونیم یه چیز جدید برات پیدا کنیم یا نه
چون دیگه داری بزرگ میشی، نه؟
سرینا
سلام
خدا رو شکر
بابت پیروزیتون بهت تبریک میگم
اگه تو نبودی، هیچکدوم اینا عملی نمیشد
آره
... تجسد مرگ شدهام
ویرانگر دنیاها
گمون کنم تا الان دو بار به سقوط بوستون کمک کردم
هوم
میتونم کمکت کنم؟
عه ... آره، آره
بیا اینجا عزیزم
!سلام
اوه، اوه
واقعا بابت نیک متاسفم
No comments yet. Be the first to leave one.