181 rreshtat e parë.
،خانم
چرا اینجوری میکنی؟
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قانونشکنی نوجوانان)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
قربان یه نگاهی به این بندازین
،اگه به سوابق اون دوره زمانی نگاه کنین اون حرومزاده کیم سونگ هو قطعا خودشه
و این روی زمین بود
به نظر میاد که کارمند اینجا گزارش داده و فرار کرده
اطلاع درمورد تجارت مواد مخدر؟
آره
سئول، شینریم دونگ، خیابان داسان، ویلای هیوپ سونگ
قربان یه لحظه بیاین اینجا
پیداش کردیم
...اون- ...پارک این سون-
پس توی گو آم بودی؟
پارک این سون به جرم پخش مواد مخدر بازداشته
دستگیرش کنین- بله قربان-
خیلی خب خانم پارک این سون، شما حق دارین که سکوت کنین- دستگیر؟-
ولم کن لعنتی
!گفتم ولم کن
!کیونگ دا جونگ
!هی،ولم کن داری به کجا دست میزنی؟
!او او او، دردم گرفت
لطفا سوار شین
کیونگ دا جونگ
تو دا جونگی، درسته؟
بله
تو همونی هستی که وقتی هه مرد به ما زنگ زدی، مگه نه؟
...من فقط میخولم یه چیز ازت بپرسم
...من
من نکشتمش
آره، میدونم
فکر کنم به زودی مجرم رو میگیریم
باید بگم این به لطف توئه؟ به هر حال، الان باهام بیا
الان؟
...نه، چرا دوباره !لعنتی! واقعا که
چرا؟
حتما خیلی سخت بوده
حتما زندگی تو هم ،به اندازه زندگی من سخت بوده
حتی شاید بیشتر از من
کیونگ دا جونگه
اسمم
بیا بریم
یعنی حالش خوبه؟
!داداش! تمرین ساعت یازده و نیمه
ساعت یازده و نیم؟
!آره
!شرمنده، ببخشید بیا عجله کنیم و بریم
!زود باش دیگه
همه چیو برداشتی؟- دیر میرسیما-
من فقط باید کفشامو بپوشم
...مطمئن میشم
به موقع برسی
بیا بریم
اوه آره، مدیر گفت که بعد اجرا !برامون پیتزا میخره
میتونم قبل از اینکه بیام خونه برم پیتزا بخورم، آره؟
اما نمیتونی نوشابه بخوری
نمیشه فقط یه قلپ بخورم؟
!نخیر
بهم قول دادی تا وقتی که ده سالت نشده، نوشابه نمیخوری
...ولی
بیا بریم
!هیونگ! اون همون نونای تو انباریه
!نونای انباری
ها؟
!کیونگ دا جونگ
چه بلایی سرت اومد؟
نرفتی سئول؟
چرا؟
چی؟
خب، همونطور که گفتم میخوام یه چیزی ازت بپرسم
اصلا سخت نیست
تمام کاری که باید بکنی اینه که بهم بگی زندگیت چطور بوده و تا الان چیکار میکردی
پس... امروز نه
باید یه نفر رو ببینم و یه سری کار دارم
...من وقت زیادی ندارم- ...حکم-
حکم نداری
حکم؟
دقیقا مثل مامانشه
خب پس کاری که باید بکنی رو انجام بده و فردا بیا پیدام کن
باید بیای، خب؟
نباید تا اون موقع کار بدی بکنیا
بهت اعتماد میکنم
اگه میخوای همش بیای و بری، یه اتاق !برای چند روز رزرو کن! بهت تخفیفم میدم
کسی دنبال من نگشت؟
هیچ تماسی نداشتی
ولی یه نفر بهم گفت اینو بهت بدم
نگران شدم فکر کردم همینجوری گذاشتی رفتی
اوه درسته ...قراره بچهها رو ساعت ۱۲ ببینی
متاسفم، ولی باید زود برم یکی رو ببینم
فکر میکنم دیگه باید برم
پس نمیخوای بری بچهها رو ببینی؟
کی رو میخوای ببینی؟
بعدا توضیح میدم
!نونای انباری
من امشب توی فستیوال تمشک اجرا میکنم
نمیشه تو هم بیای؟
یون وو، گفت سرش شلوغه
،از اونجایی که برادر دیگهات ،بابا و من قراره اونجا باشیم
...به عنوان خانواده- نونا هم خانوادهمونه-
پس نمیتونی بیای؟
...داداش دیگهام گفت
وقتی با همدیگه غذا بخوریم و زندگی کنیم تبدیل به خانواده میشیم
خودتم اینو گفتی
...خب اون
نونا واقعا سرت شلوغه؟
نه، سرم شلوغ نیست
میام، مطمئن میشم که امشب به اجرات برسم
واقعا؟- آره-
به بقیه بگو که احتمالا یه کم دیر کنم
راستی دریاچه گو آم کجاست؟
دریاچه گو آم؟
ساعت چنده؟
بالاخره میاد یا نه؟
فکر میکنی اون خانم عجیب غریبه دیروز گیرش انداخت؟
به جای نشستن و دست روی دست گذاشتن بریم خودمون اونا رو برداشت کنیم؟
ما حتی نمیدونیم اونا کجاست
...به نظر میومد تو طبقه آخر باشن
طبقه آخر؟ واقعا؟
پس تو طبقه آخره
نباید این کارو بکنیم
چرا؟
،اگه وقتی داریم بدون اون برداشت میکنم یهو پیداش بشه چی؟ جوابش رو چی بدیم؟
میگیم چون دیر کردی، بدون تو شروع کردیم !شرمنده
بهتر نیست اول برداشت کنیم و بعدا سودش رو تقسیم کنیم؟
راستش به خاطر اون الان اینجاییم
پس ما باید بهش وفادار باشیم، درسته؟
،درحالی که ما داریم بهش وفادار میمونیم
یه نفر دیگه میاد ماریجواناها رو برداشت میکنه و جشنواره تمشک هم تموم میشه
و بعدش زندگی ما هم به آخرش میرسه
اومد؟- چی؟-
اومد؟
!اوه، گونگ یون تاکه
هی، فعلا بهش نگین که منم اومدم
اگه بگین میکشمتون
...هی، اون دختر بیخانمانه
کیونگ دا جونگ، اون کجاست؟
اون زن عجیب غریبه دیروز گیرش انداخت؟
گفت یه کم دیرتر میاد
یه کم؟ همین الانشم یه ساعت دیر کرده
بازم خیالمون راحته که بالاخره میاد
کجا رفت؟
رفت دریاچه گو آم گفت باید یکی رو اونجا ببینه
تو دریاچه گو آم؟
میخواد یه نفر رو ببینه؟ کی؟
منم نمیدونم
!اونی
خیلی دیر کردم، مگه نه؟
معذرت میخوام
راسته؟- چی؟-
...اینکه به اون گفتی من اینجا بودم
...اینکه الکی گفتی من مواد رو دزدیدم
کار تو نبود، درسته؟ تو این حرفا رو نزدی، مگه نه؟
راسته
حقیقت داره؟
اونی، چطور تونستی... همچین کاری با من بکنی؟
...اونی، چطور تونستی- !اول بهم گوش کن-
این کارو کردم چون میخواستم وقتی مامانت داشت میومد اینجا، گزارشش بدم و مواد رو از دفترش بدزدم
پس چرا اول به خودم نگفتی؟
چرا انقدر برات مهمه؟
مامانت دستگیر شد و منم اومدم تا تو رو نجات بدم همه چیز همونطوری که میخواستیم پیش رفت
همه چیز همونطوری که میخواستیم پیش رفت؟
!اون زن نزدیک بود منو بکشه
چیکار میکردم وقتی برای فرار به پول نیاز داریم؟
من پول آوردم
الان دیر شده، پس بیا بریم ...بعدا
!من که بهت گفتم اینجا میتونیم پول دربیاریم
منظورت اون مزرعه ماریجوانائه؟
بهت گفتم این کارو نکنی چون خطرناکه، نگفتم؟
!هی
قرار شد ساعت 12 دور هم جمع بشیم پس اینجا چیکار میکنی؟
...بقیه همش داشتن سراغت رو میگرفتن، پس
...متاسفم
...میخواستم مستقیم بیام پیشتون ولی
...چه خبره؟ تو
...تو... چطور... اینجا
کسی که باید فورا ملاقاتش میکردی، این بود؟
چی؟- چطور جرات کردی بیای اینجا؟-
پرسیدم چطور جرات کردی بیای اینجا؟
!اینطور نیست که اجازه نداشته باشم بیام اینجا
!چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.