Tinsel Town

Tinsel Town

Pakua Manukuu ya Farsi/persian

Maelezo ya toleo

Tinsel Town 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Maoni na Samurai_EP

Lebo

webdl
machine_translated
Yamechapishwa tarehe: 2026-08-06
Upakuaji: 6
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi/persian

Mistari 175 ya kwanza.

‫و چیزی که اینجا به وضوح لازم است این است که...‬

‫دخترم! او دخترم را دارد!‬

‫قاضی، اشتباه می‌کنی.‬

‫تنها نیاز، من هستم.‬

‫-از این طرف! -نه. از این طرف.‬

‫سلام!‬

‫دخترش کجاست؟‬

‫مواظب باش! داره منفجر میشه!‬

‫آنجا را برش دهید.‬

‫تنظیم مجدد.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫تو که من را می‌شناسی. من هیچ‌وقت بدلکاری‌های خودم را انجام نمی‌دهم.‬

‫پسر کلارکی. تو بیداری.‬

‫خب، شاید اگر هر از گاهی ورزش کنی ، برد.‬

‫بعضی از بزرگترین ستاره‌ها بدلکاری‌های خودشان را انجام می‌دهند.‬

‫نه به این بزرگی، اما اگه دوست داری موقع نوشیدنی بیشتر در موردش حرف بزنیم؟‬

‫مامان. میشه شوهرم و دو تا بچه کوچیکم هم بیان؟‬

‫تو بامزه‌ای. یه چک باران ازت می‌گیرم.‬

‫-الف. -برد.‬

‫کار فوق‌العاده امروز.‬

‫ این یه Killing Time 7 ه که قراره از 4 و 5 هم جدیدتر باشه ‬

‫خب، ممنون رفیق.‬

‫اما من هنوز در مورد صحنه ۲۲ نگرانی‌هایی دارم .‬

‫فکر می‌کنم یه کم... غیرقابل تحمل شدم ،‬

‫و زن واقعاً تحت پوشش بیمه است.‬

‫-خب، شاید... -الان نه عزیزم.‬

‫می‌دونی چیه؟ من اینو برات درست می‌کنم.‬

‫تو مرد منی.‬

‫همگی، آماده باشید.‬

‫موفق باشی، مگی.‬

‫مارتا است.‬

‫چه کسی اهمیت می‌دهد؟‬

‫سلام.‬

‫خیلی متاسفم که این سوال را می‌پرسم، آقای مک، اما لطفاً می‌توانید بگویید؟‬

‫تنها نیاز... من هستم.‬

‫دلم برای این فیلم‌ها تنگ خواهد شد.‬

‫خانم؟ منظورتان چیست، خانم؟‬

‫باور نمی‌کنم. نمی‌خواهند «کشتن وقت ۸» را بسازند؟ ‬

‫با این حال، شما خوب عمل کردید.‬

‫ما فقط هفت فیلم ساختیم.‬

‫هر کدوم بهتر از قبلی.‬

‫می‌دونی چیه، فراموشش کن. باشه.‬

‫بعدش چی؟‬

‫گوش کن، برد، من با تو روراست خواهم بود.‬

‫بعدی وجود ندارد.‬

‫اممم، اصل مطلب اینه که مردم نمی‌خوان تو رو استخدام کنن.‬

‫چی؟ چرا؟ چون من خیلی گرونم؟‬

‫اِه، چون تو آدم سختی هستی.‬

‫دیر به صحنه فیلمبرداری رسیدی و از انجام بدلکاری‌های خودت امتناع می‌کنی.‬

‫اسم‌ها یادت نمی‌ماند.‬

‫تو تست‌های پزشکی‌ات رد شدی.‬

‫خدای من، چند بار باید این را بگویم؟‬

‫روز بعد از سوپربول بود.‬

‫وقتی من و پسرها دور هم جمع می‌شویم، اوضاع آرام می‌شود.‬

‫یه جورایی باید کمدی رمانتیک باشه که بتونم بازی کنم.‬

‫یا یک فیلم زندگینامه‌ای.‬

‫می‌توانیم از این به عنوان فرصتی برای من استفاده کنیم تا واقعاً خودم را نشان دهم.‬

‫با یک گریمور خوب، می‌توانم نقش باراک اوباما را بازی کنم.‬

‫مسیح‬

‫آره. احتمالاً هنوز خیلی کوچیکه، ها؟‬

‫ببین، یه چیزی اینجا هست که داره اینور اونور میره.‬

‫چی؟‬

‫تئاتر در انگلستان.‬

‫جلوی تماشاگران زنده؟‬

‫دقیقاً.‬

‫خب، این کاریه که همیشه می‌خواستم انجام بدم، اما...‬

‫من و تو هر دو می‌دانیم که من فقط در آن یک کلاس بازیگری سینما شرکت کردم.‬

‫منظورم این است که، شاید من ذاتاً آدم ترسویی باشم، اما تئاتر یک جورهایی من را می‌ترساند.‬

‫-تو، ترسیدی؟ -من فقط تا حالا فیلم بازی کردم.‬

‫خب، دقیقاً مثل همونه. فقط بلندتر.‬

‫-واقعاً؟ -آره.‬

‫مطمئنی همینه؟‬

‫به من اعتماد کن.‬

‫ها. (Hah.)‬

‫بلندتر‬

‫می‌دونی چیه؟ رو من هم حساب کن.‬

‫عالیه. حالا داریم در مورد یک تولید خیلی سنتی صحبت می‌کنیم،‬

‫اما با اسم شما روی تابلو، در عرض چند ثانیه تمام می‌شود.‬

‫من، یه خودفروخته‌ام!‬

‫خودت گفتی عزیزم، نه من.‬

‫و مگر دخترتان در انگلیس زندگی نمی‌کند؟‬

‫آره. آره. خب، دیگه نمی‌تونم زیاد ببینمش.‬

‫خب، این فرصتی برای تجدید دیدار است.‬

‫ما به هم وابسته‌ایم. فقط نمی‌تونم اونقدر که می‌خوام ببینمش.‬

‫خب، تئاتر در انگلستان؟‬

‫بله!‬

‫میدونی چیه؟‬

‫ما به تمام دنیا نشون میدیم که بردلی مک چه کارهایی از دستش برمیاد.‬

‫چون وقتی شرایط سخت میشه...‬

‫تنها نیاز، من هستم.‬

‫ای عیسی.‬

‫-ممنون. -خواهش می‌کنم.‬

‫آقا، می‌خواین یه نگاهی به منو بندازین؟‬

‫ببخشید که مزاحمتون شدم،‬

‫اما ما تمام مدت پرواز شما را تماشا می‌کردیم . من و همسرم...‬

‫ما فقط طرفدار پروپاقرص فیلم‌های کشتن وقت هستیم.‬

‫ممنون. خیلی لطف داری.‬

‫دیدنش خیلی الهام‌بخشه‬

‫مردی به سن تو هنوز هم خودش را به این طرف و آن طرف پرت می‌کند.‬

‫انصافاً، من اولی را دوست دارم‬

‫خیلی بیشتر از قبلی، اما کی اهمیت میده؟‬

‫-آره ! -خیلی باحالن !‬

‫کدام زنی از یک مرد مسن‌ترِ مهربان خوشش نمی‌آید؟‬

‫-کلوچه شکلاتی؟ -نه. خوبم، ممنون.‬

‫پرواز خوبی داشته باشید.‬

‫سلام، آقای مک.‬

‫سلام.‬

‫دوباره سلام. من همین الان سوار لیموزین هستم.‬

‫ - کرایه کردم، اما هنوز لیموزین دارم. - کجایی؟‬

‫ نه، من بیرونم. ‬

‫ من یه نشونه دارم. دلت برام تنگ نمیشه ‬

‫کجای بیرون؟‬

‫ همین الان رسیدیم بیرون، رفیق. ‬

‫آقای مک، من نایجل برند هستم.‬

‫اینجا هستم تا شما را به ساووی ببرم.‬

‫دوباره ساووی.‬

‫باید بگم، من یه طرفدار پروپاقرصم.‬

‫من عاشق تاپ گان بودم.‬

‫اوه، صندلی‌های گرم‌شونده طبق درخواست.‬

‫اوه، و این هم آب آتشفشانی طبیعی شما، آقا.‬

‫متشکرم.‬

‫و در سمت چپ شما، آقای مک، خواهید دید که...‬

‫آقای مک؟‬

‫خیلی خب. آقای مک.‬

‫آقای مک.‬

‫آقای مک، ما اینجاییم.‬

‫چی داری میگی؟‬

‫بیگ بن کجاست؟‬

‫هارودز؟ دانتون ابی؟‬

‫نه، دلمون برای همه‌شون تنگ شده بود، خواب‌آلوده.‬

‫اما آقای مک، به ساووی خوش آمدید.‬

‫اکنون آب لوله‌کشی وجود ندارد،‬

‫اما اشکالی نداره که یه روز دوش گرفتن رو از دست بدی، درسته؟‬

‫آیا این نوعی شوخی است؟‬

‫مگه چی شوخیه؟‬

‫لندن لعنتی کجاست؟‬

‫خب، از اون طرف سه ساعت راهه، قربان.‬

‫تو خوبی دوست من.‬

‫پس این یه جورایی نمایش دوربین مخفیه.‬

‫من از اینجا گرفتم.‬

‫هی جیمی کیمل، از هر جایی که قایم شدی بیا بیرون رفیق.‬

‫آره. اممم، این هتل شماست، آقای مک.‬

‫تمام گردش‌های بزرگ در مهمانخانه‌ی ساووی اقامت دارند‬

‫وقتی که آنها در تئاتر رویال استونفورد اجرا دارند.‬

‫آره. من... من بهت نشون میدم.‬

‫باشه. من هم همراهی می‌کنم.‬

‫-وای. -چی...‬

‫او آنجاست!‬

‫بگیرش! بگیرش!‬

‫ببخشید. سلام. اممم...‬

‫عزیزم، برد، بالاخره اومدی. اممم...‬

‫- به استونفورد خوش آمدید، - به استونفورد خوش آمدید.‬

‫اون حتی از نظر ظاهری هم زیباتره.‬

‫من کالوم هستم. شاهزاده. یه طرفدار پروپاقرص، رفیق.‬

‫تنها نیاز... آره.‬

‫آره.‬

‫دقیقاً مطمئن نیستم اینجا چه خبره،‬

‫اما بدیهی است که وجود داشته است‬

‫-یه جورایی... -برندا. مادرخوانده‌ی پری.‬

‫ایزی، سیندرلا.‬

‫-فانی. -و آنی.‬

‫ما خواهر ناتنی‌های زشتی هستیم. ما هر کریسمس این کار را می‌کنیم.‬

‫-آره، و روز تولدها. -اوه، تو خیلی کثیفی!‬

‫بابا، بابا. راسل بارون هاردوپ‬

‫هیلدا از گیشه.‬

‫جین نظافتچی.‬

‫جانتی با صدا.‬

‫فرانک روشن چراغ‌ها.‬

‫همسایه‬

‫مدیر محترم شما، کاساندرا کالینز، نشان امپراتوری بریتانیا،‬

‫زیر من، بالای من.‬

‫و تو هستی؟ -جیل، طراح رقص.‬

‫و از اینکه واقع‌گرا باشم متنفرم، اما فقط چند روز وقت داریم‬

‫برای اجرای این نمایش در جاده.‬

‫پس اگه همه چاپلوسی رو تموم کردن،‬

Tinsel Town subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left