The Big Door Prize

The Big Door Prize

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

The Big Door Prize S01E04 Cass 720p ATVP WEB DL DDP5 264 NTb
The Big Door Prize S01E04 720p WEB x265-MiNX
The Big Door Prize S01E04 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
The Big Door Prize S01E04 1080p WEB H264-GGWP
The Big Door Prize S01E04 1080p HEVC x265-MeGusta
The Big Door Prize S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
The Big Door Prize S01E04 HDR 2160p WEB H265-GGWP
The Big Door Prize S01E04 2160p WEB H265-GGWP
Maoni na EHSANSB3
🔥کاری از گروه ترجمه رسانه سریال باران🔥 serialbn.xyz

Lebo

webdl
web
720p
720
WEBDL
x265
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
HEVC
x264
HD
Yamechapishwa tarehe: 2023-04-16
Upakuaji: 33
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

میدونی اینجا کلیسا نیست، نه؟

ودکا و نوشیدنی زنجفیلی بی زحمت

الان میارم

بفرما

بفرما- ممنون-

داری سپیده دم رو میخونی؟

یه نفر اینجا جا گذاشته ش

می دونی، خیلی گیج کننده ست حقیقتا

یه مشت کارکتر از ناکجا آباد میان

می دونی قبل این باید یه چندتا کتاب دیگه بخونی؟

خوندم، اره

...خب، اگه این کتابو دوست داری

اره، کتاب فانتزی اصل

که کارکترایی داره که از ناکجا آباد میان

هی

نگاهش کنین، بزرگترین سرامیک سازمون

اره، فکر نمی کنم

چیشده که کاری رو انجام میدی که دوست داری؟

اره

فکر کنم مهمه که بدونی برای چی فداکاری میکنی

حتی وقتی همه چی سخته

"توی قلبامون درد و روی لبامون خنده ست" قرنتیان2بخش6

اره، انجیل

میدونی چی رو درباره انجیل دوست دارم؟

عاشق اینم که هیچ مشکلی توش نیست

مخصوصا بخش سنگسار همسرانی که باکره نیستن

اصلا، عالیه

...ببین من نمی خوام چکت کنم، من

بابات گفت زمان سختی داری

این تابستون، از وقتی که کولون رو از دست دادی

اینو بهت گفته؟- می دونم چیزای زیادی داری که باهاشون سر و کله بزنی-

می دونم که ممکنه احساس غریبی کنی و برنگردی مدرسه

من به یکی دیگه که همین احساس رو داره فکر می کنم

اگه بگی"خدایا" به خدا قسم

داشتم درباره خودم حرف میزدم

می دونی، وقتی اومدم دیر فیلد احساس می کردم من برای اینجا نیستم

پس چرا اینجا موندی؟

چرا از اول نیومدی اینجا؟

و اگه ناراحت نمیشی چرا کشیش شدی؟

این درباره توئه ترینا، زندگی من همچین مهم نیست

واقعا؟

چون تو الان تبلیغات

ماشین حساب میشی

یعنی الان خیلی خوشحالی بالاخره تبلیغات تبلیغاته نه؟

البته شاید برای کشیشا اینجوری نیست

باشه

بد نیست، اصلا بد نیست

این همه سر و صدا برای چیه؟

...این

اوه، شت، داغه

درسته، نازی ها

چی میزارن توش؟ اوکی

خدای من این احمقانه ست، این اصلا این اصلا درست نیست

اوی یوی یوی

دارم چی می بینم؟

هیچی، داشتم بال مرغ تند می خوردم

که نمی خواستم، راستش

تتو زدی؟- خب،این...اره-

سوپرایز، برای مامانته

چرا نوشته عاشق پو ام؟- ننوشته عاشق پو ام-

داره میگه پو رو دوست دارم- نه نوشته عاشقتم پوف-

قبلا مامانتو اینجوری صدا می کردم قبل این که مشخص بشه به دنده میگن

واقعا جای دردناکی برای تتوئه برای همین اینجا زدمش

می تونی هروقت دلت خواست به من عاشق پوسی ام تغییرش بدی *پوسی همون واژنه

ترینا

مگه این که نخوای- ترینا، نکن-

هی

چیشده؟ چرا لباس تنت نیست؟

من داشتم بال میخوردم یهو همه چی از کنترل خارج شد

بابا بخاطرت تتو زده

میرم تا بتونین با دقت ببینینش

می تونم ببینم؟

قرار بود سوپرایز باشه ولی خب

آماده ای؟- اوکی-

"من عاشق"

پوف

باید بگی عاشقتم پوف

باید دوباره برم چون جوهرشون تموم شد

چیزی گفتم که فکر کردی همچین چیزی میخوام؟

نه، یعنی دقیقا نه

من فقط...می خواستم یه کار رمانتیک بکنم

یه کار غیر منتظره، یه کاری که نشونت بدم

که دوستت دارم- منم دوستت دارم-

واقعا کار سوپرایز کننده ای بود- واقعا؟-

مثل همیشه

برای همین نمی دونم

حس می کنم شاید آخرین چیزی که ربط داره همین طوطی موطی دریاییه

که تو برای من انجام دادی

منظورت چیه؟

خب، می دونی مثل کادوهای طوطی دریاییت

و این لقت پوف که می دونی فکر می کردم بیخیالش شدیم

اما

به این خاطره که یه بار گفتم بنظرم بامزه ان

خدای من

باشه، نه

یعنی، عیبی نداره

خوشحالم که الان بهم گفتی- اره؟-

اره، چون تنها کاری که الان باید بکنیم

نابود کردن 20 سال خاطره رمانتیکه

با این پسر بچه شروع کن

باشه- بریم تو کارش-

شاید لازم نیست همه چی رو نابود کنی

نه، تو صد در صد حق داری عزیزم

نگه داشتن این چیزا خیلی تحقیر آمیزه

اونم فقط بخاطر این که توی قرار اولمون داشتیمشون

اره، همه این جریانای طوطی دریایی نابود شدن- داستی-

فقط باید یه مشت از این آشغالای بدرد نخور رو بندازی دور

...لازم نیست- تقویم طوطی دریایی، آشغال-

دفترچه یادداشتی طوطی دریایی ای که برای سالگردمون گرفتم، آشغال

روی همه چی ام سس تند می ریزم راستی

داستی- بیسکوییت طوطی دریایی-

مطمئنی اینا رو می خوای دور بریزی؟

واقعا نمی خورمشون- خوبه، دان، دیگه چی؟-

اون سمتم هست

اره، چیزای بیشتری هست، همه جا هستن

اما، عزیزم لازم نیست بریزیشون دور

عزیزم، من نمی خوام ناراحتت کنم

اوه، لعنتی، راستی، جوهرش هنوز خشک نشده

نمی دونم چته

چیزیم نیست

گفتی باید هنوز همو سوپرایز کنیم

احساس کردم انگاری تو تنها فردی هستی که سوپرایز می کنه

یعنی، اول که کارت سلطنتی رو گرفتی

و برای خودت نگهش داشتی

اوه، داستی- بعدشم یهو بال مرغ تند خوردی-

یهویی شروع به چیرلیدری توی بسکتبال کردی

و موهاتو کوتاه کردی که خوشگله به هر حال

ممنون

مردم، بخاطر اون دستگاه دارن استعفا میدن

دارن میرن

دارن رابطه های طولانی مدتشون رو تموم می کنن

و چه بخوان چه نه دارن کارای جدیدی میکنن

تو شنیدی- چیو شنیدم؟

ما اینجا جمع شدیم

توی رستوران ایتالیایی و سالن ورزشی جورجیو

تا یکی شدن مدیر پاتریشیا بورگس

و آقای فرید مالک

که به لطف خدا عاشق هم شدن

همچنین ماشین مورفو

فرید، عشقم

وقتی اولین بار پتانسیل موتور سواری رو گرفتم

فکر کردم این بهترین اتفاقیه که می تونه رخ بده

بعدش وقتی تصادف کردم فکر کردم این بدترین

اتفاقیه که می تونه رخ بده

اما اگه سرم آسیب نمی دیدو نمیرفتم بیمارستان

هیچ وقت تو رو نمی دیدم

خیلی وقته که همو می شناسن، نه؟

چی میشد اگه پتانسیل معشوق رو نمیگرفتی؟

شاید تمام شب همراهم بیدار نمی موندی

دستمو نمی گرفتی و مطمئن نمی شدی که خوابم برده

ما درباره همه چی باهم حرف زدیم- اره-

و من میدونم که، اینجا و اونجا، پتانسیل زندگیمن

مطمئنی سرت به جایی نخورده؟

این دو کبوتر عاشق سرنوشت زیبایی داشتن

و ماشین مورفو، مثل خدا، از راهی که ما نمی دونیم عمل می کنه

و آدم تعجب می کنه که آیا اینا همه برای یه هدف والاتر اتفاق میفتن

یا همنجوری اتفاقی

عشق فرید و پت مثل پروانه مورفو پرواز کرده

و ما می تونیم امیدوار باشیم

که این دو تا همیشه باهمن

اره، بفرما

می خواین حلقه ها رو دستتون کنین؟

راستش ما حلقه هامونو انداختیم

بفرما

عالیه

سلام، پدر- سلام، پدر-

ببخشید، پدر- شما گفتی ماشین مثل خداست-

...می دونم که به خدا نزدیکی، برای همین

واقعا کاری به دستگاه ندارم « سريال باران تقديم ميکند » Telegram: @SerialbaranTV

پدر، من می خوام خیلی سریع

درباره مرموز بودن جهان بهم بگی

من گل فروش گرفتم

دارم فکر می کنم، گلفروشی، گل، گلبرگ

دوچرخه ام که پدال داره، یعنی دارم کار درست رو انجام می دم دیگه پدال هم معنی گلبرگ میده هم رکاب دوچرخه*

اره، ببخشید اما- ببخشید، پدر-

پدر

خیلی خوب، همگی

نظرتون چیه بذاریم پدر روبن هم از مهمونی لذت ببره؟

نوشیدنی ها

من یکی بر میدارم- باشه-

نمی دونستم اینجا می بینمت

اره، وقتی آقای مالک بهم گفت بیام فکر کردم منظورش به عنوان یه مهمونه

خب، توام به اندازه من از مهمونی لذت می بری؟

اره

فقط منتظر من توی گوندولا باش

پس، یه هفته است که باهمن بعد تصمیم گرفتن ازدواج کنن؟ جالبه

اره، خب نمی دونم، انگاری خیلی همو دوست دارن

نگاه چطوری بهم نگاه می کنن

واقعا نمی تونه گردنشو تکون بده، میتونه؟

بخاطر گردن گیره ست

بیخیال، چیه، فکر نمی کنی خیلی عجله کردن؟

مردم می تونن درباره ما هم همینو بگن

چی؟ ما که عجله نکردیم

یعنی، داستی، 20 سالمون بود

ما نه چیزی درباره خودمون می دونستیم نه رابطه داشتن

اره، ولی به یه ماشین نیاز ندارم که بهم بگه باید باهات باشم

رقابت نیست- نگاهمون کن-

بیست سال بعد هنوزم می تونیم همو سوپرایز کنیم

می دونی چی خیلی سوپرایز کننده ست؟ این که یکم پذیرا تر باشی

یکم بی شیله پیله تر یک خوش بین تر

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left