Murder Book

Murder Book

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 1

Maelezo ya toleo

Murder Book S01E04 Snake in the Grass 720p AMZN WEB-DL DD 2 0 H 264-playWEB
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 Murder Book 2014 زیرنویس فارسی سریال

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-13
Upakuaji: 15
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

تقریباً در هر اداره پلیسی

جایی وجود داره که پرونده‌های راکدِ قتل دارن خاک می‌خورن

هر جعبه شامل کارهای ناتمام، شواهد و بازجویی‌هاست

که در دفترِ مخصوص به اون قتل ثبت شده

این پرونده‌ها مختومه نشدن، بلکه فقط به خواب رفتن

هر کدوم منتظرِ سرنخ‌های جدید هستن

و افسری که حقیقت رو از دلشون بیرون بکشه

و در نهایت قاتلی رو به دست عدالت بسپاره

همه چیز از اینجا شروع شد

هلندِ میشیگان از اون دست

شهرهای کوچیکیه که مردم خوابش رو می‌بینن

صمیمی، باصفا، زیبا و امن

جایی که زوج‌های جوان با کمی پس‌انداز

و کلی کار و زحمت می‌تونن یه خونه قدیمیِ کلنگی رو بخرن

و اون رو به خونه رویاهاشون تبدیل کنن

خب، قراره یه سری به اینجا بزنیم

و ببینیم داخلش چه خبره

خب، انگار یکی دیگه هم داره کار می‌کنه

با دوربین سلام‌ و احوالپرسی کن

برای ریک و گیل برینک، این کار از روی عشقه

این باید اتاق وروجک باشه

آره

اما کمتر از شش ماه

بعد از ضبط این ویدئو

خونه جدید گیل و ریک به صحنه

یک تراژدی غیرقابل توصیف تبدیل می‌شه

سال بعد ۲۴

دو کارآگاه خبره با هم متحد شدن

تا به پیچیده‌ترین پرونده راکدِ

شهر هلندِ میشیگان جونی دوباره ببخشن

دیوید بلیکلی، آدمِ کلی‌نگرِ تیمه

اون به کار با دفترهای پرونده قتل عادت داره

در واقع، اون به تازگی پرونده راکدی رو

که حل کردنش سه سال طول کشیده بود، به سرانجام رسونده

طبق تجربه من، مظنون همون‌جاست، داخل همون جعبه‌ست

فقط باید پیداش کنی

همکارش، ونوس رِپر

از اون دست کارآگاه‌هاییه که بقیه پلیس‌ها تحسینش می‌کنن

اون آدم سرسختیه که هیچی رو بیشتر از

کلنجار رفتن با یه پرونده قتل قطور و پیچیده دوست نداره

وقتی اولین بار به پرونده نگاه می‌کنی، با خودت می‌گی: «اوه خدای من»

مسئله اینجاست که از کجا شروع کنم

بازپرس‌های اولیه واقعاً زیربنای کار رو

برای ما می‌چینن

و ما فقط راهی رو که اونا رفتن، ادامه می‌دیم

هدف نهایی اینه که بتونیم جلوی خانواده مقتول بشینیم و

و براشون توضیح بدیم که چی پیش اومده

بر اساس یافته‌های ما در طول تحقیقات

"بلیکلی" و "رپر" مکمل‌های فوق‌العاده‌ای برای هم هستن

روی هم رفته، اونا بیش از ۲۰ سال تجربه دارن

در خط مقدمِ حل پرونده‌های قتل

ما همیشه گفتیم که این کار یه جورایی مثل ازدواجه

۴۰ گاهی وقت‌ها ۵۱ به ۴۹ـه و گاهی هم ۶۰ به

اما توی این پرونده‌ی خاص، اون واقعاً مسئولیت کار رو به عهده گرفت

و یه جورایی نیروی محرکه‌ی اصلیِ پشت این پرونده بود

پرونده‌ی قتل "برینک"

دهه‌ها بود که راکد مونده بود

کارتن پشتِ کارتن، بن‌بست‌هایی که به سال ۱۹۸۷ برمی‌گشتن

حدود ساعت ۸ صبحِ دوشنبه‌ی قبل از عید شکرگزاری

"باد برینک" سری به خونه‌ی پسرش "ریک" می‌زنه

اون هر روز سعی می‌کنه یه کمکی برسونه

تا با انجام بازسازی‌ها، به خونه‌ی جدیدشون سر و سامونی بده

معمولاً وقتی "باد" از راه می‌رسه

"ریک" و همسرش "گیل" قبلاً رفتن سر کار

اما امروز صبح، هر دو ماشینشون هنوز بیرون پارک شده

ریک؟

گیل؟

ریک؟

گیل، اینجایی؟

چون به عید شکرگزاری خیلی نزدیکه

"باد" با خودش فکر می‌کنه که پسر و عروسش

احتمالاً امروز رو مرخصی گرفتن

تصمیم می‌گیره بذاره بیشتر بخوابن و بعداً بهشون سر بزنه

وقتی "باد" به خونه‌ی خودش در پنج مایلی اونجا برمی‌گرده

همسرش، "آیلا"، منتظرشه

رئیس "ریک" همین الان زنگ زد

گفت که "ریک" امروز سر کار نرفته

خبر نداده بود؟ نه

باید برگردیم اونجا

خیلی خب، سوار شو بریم

یه مشکلی پیش اومده

چیزی نیست، به من اعتماد کن. می‌شه بریم لطفا؟

تو هم میای تو؟

نه

الکی نگرانی

اگه بخوای، به پلیس زنگ می‌زنم

بچه‌ها؟

بیدارین؟

عزیزم؟

عزیزم، حالت خوبه؟

"گیل" مرده

اداره‌ی کلانتری شهرستان

ظرف چند دقیقه به محل حادثه می‌رسه

"سم واسینک" اولین کارآگاهی هست که به صحنه می‌رسه

اون ۱۳ سال سابقه کارآگاهی داره

و هنوز هم عاشق جنبه‌های معمایی این شغله

و نمی‌دونی روز چه خوابی برات دیده

«گیل» به پشت روی تخت افتاده بود

پتو تا نزدیکی‌های چونه‌اش بالا کشیده شده بود

یه بالشت روی صورتش بود

بالشت رو بلند کردیم

و متوجه سه جای گلوله در کنار سرش شدیم

فکر می‌کنم وقتی «گیل» خواب بوده بهش شلیک کردن و کشتنش

احتمالاً اصلاً نفهمیده چی شده

یه لباس مجلسی و لباس زیر

همون نزدیکی‌ها روی زمین ولو شده بود

انگار «گیل» دیر وقت از یه مهمونی برگشته بود

و مستقیم رفته بود بخوابه

توی آشپزخونه، کیف دستی «گیل» رو پیدا می‌کنه

دقیقاً همون‌جایی که بعد از یه شب بیرون رفتن می‌ذاشتش

اثری از ورود اجباری یا درگیری دیده نمی‌شه

تنها چیزی که به نظر می‌رسه کمه

«ریک»، شوهر «گیل» هستش

و بعد «واسینک» رو صدا می‌زنن بیرون

جسد «ریک برینک» داخل کامیونش افتاده بود

درست مثل «گیل»، به سرش شلیک شده بود

جسد «ریک برینک» در وضعیتی کف ماشین بود

که زانوهاش روی کف‌پوش، زیر فرمون قرار داشت

بالاتنه‌اش روی کنسول افتاده بود

بین صندلی‌های ماشینِ بلیزرش

و سرش رو به پایین روی صندلی بود

ظاهراً دو بار بهش شلیک شده بود

«ریک» لباس رسمی تنش بود

به جز دو موردِ عجیب

به جای کفش‌های شیک و پالتو

یه کاپشن زمستونی قدیمی و پوتین کار پوشیده بود

«واسینک» اولین سناریوی محتمل رو بررسی می‌کنه

سناریویی که احتمالاً از همه بیشتر با صحنه جرم همخونی داشت

قتل و خودکشی بود

بیشتر اوقات قربانی یه جاست

و مظنون خیلی وقت‌ها یه جای دیگه قرار داره

که اینجا هم همین‌طور بود

جسدش رو به اندازه‌ای جابه‌جا کردیم

تا بفهمیم که هیچ اسلحه‌ای زیرش نبوده

یا داخل خودِ وسیله نقلیه

اون‌جا بود که به این نتیجه رسیدیم

که احتمالاً قضیه قتل و خودکشی نیست

و اینکه یه شخص سومی مرتکب این جرم شده

در واقع، تقریباً شبیه

یه آدم‌کشی حرفه‌ای به نظر می‌رسید

تمیز، سریع و حساب‌شده

اما کی دلش می‌خواست «ریک» و «گیل» بمیرن؟

والدین «ریک» به «واسینک» می‌گن

که این زوج زندگی بی‌نقص و فوق‌العاده‌ای داشتن

حدوداً یک سال و نیم بود که ازدواج کرده بودن

«ریک» و «گیل» سال ۱۹۸۵ با هم آشنا شده بودن

زمانی که هر دو در یک

شرکت مبلمان اداری در هلند کار می‌کردند

گیل ۲۰ ساله بود و تازه کارش را به عنوان دستیار اداری شروع کرده بود

ریک ۲۷ سال داشت و به عنوان نماینده فروش جایگاه خودش را پیدا کرده بود

با یک نگاه گیل، ریک یک‌دل نه صد دل عاشق او شد

او انتخاب خیلی مناسبی برای برادرم بود

هر دو خیلی مهربان، دلسوز و پرمحبت بودند

کاملاً مشخص بود که خیلی عاشق هم هستند

کمتر از یک سال بعد

ریک و گیل پیمان زناشویی بستند

او دیوانه‌وار عاشق ریک بود

او واقعاً خیلی خوشحال بود و

الان دارم منقلب می‌شم

قراره اون جلو در بذاری؟

قراره محصور بشه؟ اوم‌هوم

حوالی زمانی که ریک و گیل

اولین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفتند

آن خانه قدیمی را که نیاز به بازسازی داشت پیدا کردند

و بلافاصله کار روی آن را شروع کردند

ریک از روند پیشرفت کارشان فیلم می‌گرفت

این هم از یک قسمت دیگرِ

«مزرعه لب مرز»

می‌بینم که داری حسابی سخت کار می‌کنی

از نگاه دیگران

آن‌ها در آغاز داستان عشقی‌شان بودند

اما سه هفته بعد از اتمام بازسازی

و زمانی که گیل و ریک در خانه جدیدشان مستقر شده بودند

هر دو به قتل رسیدند

بذار اون یکی رو ببینم

۲۰۱۱ در سال

کارآگاهان، ونوس رِپر و دیوید بلیکلی

در حال بررسی دقیق پرونده قتل هستند؛

به دنبال یافتن گره‌ای در داستان

یا رازی پنهان در زندگی آن‌ها

که شاید بازرسان اولیه نادیده گرفته باشند

تا بتوانند علت این جنایت بی‌رحمانه را درک کنند

این یارو رو نگاه کن

آن‌ها در اولین گزارش‌های پلیس

از صحنه جرم دریافتند که اعضای خانواده، انگشت اتهام را

به سمت دوست‌پسرسابق گیل، یوناس لیتمن نشانه رفته بودند

گیل بلافاصله بعد از دبیرستان با لیتمن آشنا شده بود

رابطه‌شان سریع پیش رفت و با هم هم‌خانه شدند

اما به محض اینکه گیل با ریک آشنا شد، رابطه‌اش با یوناس تمام شد

او ضربه سختی از این جدایی خورد

به همین خاطر وقتی گیل می‌خواست وسایلش را جمع کند و از آنجا برود

از برادرش رایان خواست تا برای حمایت همراهش بیاید

هی، این کتاب منه

تو اینو به من دادی

نمی‌تونی، همین‌طوری نمی‌تونی همه چیز رو برداری

دست از سرم بردار. می‌خوام از اینجا برم

نه، نمی‌تونی همین‌طوری همه‌چیز رو برداری

من، من، من معذرت می‌خوام، من نمی‌خواستم

نمی‌خواستم، قصدش رو نداشتم، من، من

جوناس لیتمن برای بازجویی آورده می‌شود

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left