Mistari 200 ya kwanza.
سلام
سلام
ميشه بيام داخل؟
البته . بفرماييد
کس ديگه اي نيست؟
نه . هميشه تنهام
نوشيدني ، چيزي ميخوري بيارم؟ - نه . من فقط واسه اينا اينجام -
چيزي گيرت نمياد
بسته بندي شون کردم
الان ميارمشون
چيکار ميکني؟
نبايد اينکارو بکني
بايد يکم زندگي کني - زندگيم رو ميکنم . مثل خيلي ها -
اينجا سيگار نکش - بايد بدستش بياري -
ديروز در موردش حرفامون رو زديم
يادمه گفتم ، خرت و پرت هاي منو جمع کني
چرا داري اينارو بهم ميگي؟
تهجم ازينه چطور بهم زديم بهت گفته بودم
چي گفته بودي؟ - بهت گفته بودم چرا -
بهت گفته بودم که چطورياست
نگفتم ؟
مجبور نيستي اينکارو بکني - هستم -
قرارمون اين بود،توي رابطه مون، همه چيز رو باهم شريک بشيم
چيه؟
اون بيرونه؟
آره . نميزاشت تنهايي بيام اينجا
قرارمون اين بود اگه مشکلي پيش نياد اون بوق بزنه و منم بهش علامت بدم
اون نگرانه من بلايي سرت بيارم؟
من که هيچوقت اذيتت نکردم هميشه خواستم باهم خوب باشيم
"اينگريد"
" همســـــــــــايه"
ببخشيد
يه زحمتي واستون داشتم
چيکار ميتونم بکنم؟
من اينجا زندگي ميکنم يه چيز سنگين هست که بايد جابجاش کنم
خودم نميتونم اينکارو بکنم
مشکل نداره . ميام رديفش ميکنم
نميشه الان بياين؟ کار خاصي که ندارين؟
... نه . فکر کردم
آنا هستم - جان -
ميدونستم
ببخشيد معطل شديد بايد يه کاري رو ميکردم
اينو بايد جابجا کنم؟ - تا حالا اينطوري رو ديده بوديد؟ -
نه
اتفاقات مختلف براي مردم مختلف نظر منه . مشکل نداره براتون؟
نه . معلومه که نه - ميخوام اينو ازينجا بزارم اونجا -
شما ميتونيد
بايد خيلي قوي باشيد که بتونيد جابجاش کنيد
اميدوارم ارزشش رو داشته باشه
متوجه نميشم
کيم هستم - جان. همسايتون -
ميدونم
گذاشتيدش جلوي در - دارم ميبرمش بيرون -
فراموش کردم . بعدا خودم انجام ميدم بيايد يه نوشيدني بخوريد
گفتم ديگه مزاحم نشم
يعني اينقدر کار داريد که نميتونيد بيايد يه نوشيدني باهم بخوريم؟
بشينيد
خيلي که سخت نبود ، نه ؟
ببخشيد
تعجب نميکنيد چرا خواستم اون رو بزاريد جلوي در؟
اتفاقت مختلف براي مردم مختلف
اينو که من گفتم فکر نميکنم آدمها خيلي باهم فرق کنند
تو چي فکر ميکني کيم؟
آدمها ، يا همشون مثل همديگه اند يا خيلي باهم فرق ميکنند
ميبيني؟ حالا بپرس
خب . چرا اينکارو کرديد؟ چرا اون گنجه رو گذاشتيد دم در؟
چي فکر ميکني؟
نميدونم
چرا فکر ميکني دوتا خانم دوتا خانم خوشکل
بايد يه گنجه ي سنگين رو بزارند جلوي درب خونشون؟
فهميدنش خيلي برات سخته؟
نه . زياد نه
ميخوان در برابر چيزي از خودشون محافظت کنند ؟
يه مرد؟ - بدک نبود -
اون مرد چي ميخواد ؟ - که بياد تو ؟ -
آفرين
چرا ميخواد بياد تو ؟
چون ميخواد يکي ازونا رو بگيره يا جفتشون رو ؟
فکر نميکني يکم عجيب باشه که جفتشون رو بخواد ؟
نه
فکر ميکني شريکي ميشه؟
نه
تو چي فکر ميکني کيم؟
بد نيست
نه . خيلي هم بد نيست
يکم ديگه ميخواي؟
نه . ممنون . فکر کنم ديگه بايد برم خونه - که چي؟ -
کاري نداري که بکني دوست دخترت هم که گذاشت رفت
منظورت چيه؟
منظور ؟
ديوار به ديواريم
نميتونيم که گوشهامون رو بگيريم چيزي نشنويم
فال گوش ايستاده بودين؟ - معلومه که نه -
چه سودي به حال ما داره؟
سخت نگير
تقصير ما که نيست اون ولت کرده
لياقتت رو نداشت من که هروقت ديدمتون ، شرمم ميومد
باهاش حرف زدي؟ - چرا بايد اينکارو بکنيم؟ -
پس از کجا ميدوني؟ - خاصيت ديوار به ديوار بودنه -
جان؟
جان؟
ميشه يه لطفي واسم بکني؟
نه
ميخوام برم يکم دارو بگيرم ولي نميتونم خواهرم رو تنها بزارم
مشکل من نيست
بهش تجاوز شده
بهش تجاوز شده
بيرون اينجا
مردي که قبل از شما توي اين آپارتمان زندگي ميکرد
يارو اينجا زندگي ميکرده؟
ميپره روش و اون رو مياره توي آپارتمان خودش
کاراي وحشتناکي باهاش کرده بود تا روز بعدش هم نزاشته بود بياد بيرون
ازون موقع به بعد جرات بيرون اومدن نداره
چي سر يارو اومد ؟
ازش شکايت کرديم ولي کسي شهادت نداد
دستگيرش نکردن ؟ - يه هو غيبش زد -
هيشکي نفهميد کجا رفت
واسه همين جرات نداره هرجايي بره
...واسه همين اونارو ميزاريد پشت در
کيم ، ميخواد تا وقتي باهاش کنار نيومده يه خورده گوشه گير شيم
ميشه يه 10 دقيقه اي پيشش بمونيد تا داروخونه برم و بيام؟
درب رو هم قفل کنيد و گنجه رو بزاريد پشت در
اينکار لازمه ؟
اگه بترسه اينجا موندگار نميشه ماکه نميخوايم اينطور شه . ميخوايم؟
برو داخل من زود ميام
گنجه
فکر کردم رفتي - ... خواهرت هنوز -
خواهر کيه؟
آنا - اون خواهرم نيست -
بهرحال اون گفت
چرا بايد دروغ گفته باشه؟
ديگه چه دروغايي گفته ؟ در مورد من چي گفت؟
بهم گفت چه اتفاقي واست افتاده - چي؟ -
که بهت تجاوز شده
... و تو
اون اينو گفت ؟ که بهم تجاوز شده؟
اين يکي تازگي داشت تو باور کردي؟
چه دليلي داره دروغ بگه ؟
من شبيه کسايي هستم که بهشون تجاوز شده؟
نميدونم . اگه اينطوري نيست خب - اين اون چيزيه که ازش خواستم -
من شبيه کسايي هستم که بهشون تجاوز شده؟
کجا ميري؟ وايستا
بس کن
از اتاقم خوشت اومد ؟
کليد رو بده من
قبلا هم اينجا بودي؟ - چي؟ معلومه که نه -
بودي فقط بجا نمياري
باشه حالا کليد رو بهم بده
نميخوام اينجا بمونم
ميخواي عصبانيم کني؟
داري ميکني ديگه نميخوام باهات حرف بزنم
الو؟
کيم؟
کيم؟
کيم . من عصباني نيستم
عصباني نيستم
خيلي ناراحتي که ، دوست دخرت گذاشته رفته ، نه ؟
آره - چقدر ناراحتي؟ -
اينقدر ناراحتي که نميخواي زنده بموني؟
شنيدم که داشت گولت ميزد
... اين دردناک نيست، وقتي بفهمي که اون
فکر ميکردي يه روز بزاره بره ؟
کاش ميشد اون يارو که نميشناسي رو يه بار ميديدم
يه صندلي بايد اونجا باشه
روي صندلي يه کليد بايد باشه اين کليد درب ، انتهاي اتاقه
آنا ، يه خط ديگه هم اينجا وصل کرده
خيلي زرنگه نه ؟ ميشه از اون اتاق به اون يکي زنگ زد
خيلي زرنگه
خوشت اومد ؟ من اينجا زندگي ميکنم
واقعيت نداره؟
حالا ميشه برم؟ - به اين زودي؟ -
تازه داريم همديگه رو ميشناسيم
اينا به من ربطي نداره
"اينا به من ربطي نداره"
تا وقتي عصبي باشي نميزارم بري
عصبي نيستم - خودت رو گول نزن -
چي از جونم ميخواي؟ - ميخوام حرف بزنيم -
بگير بشين
بشين
فکر ميکني با خيلي ها لاس زدم؟
نظري ندارم
چي فکر ميکني؟
آنا ، يهشب با دوتا مرد خوابيد
بنظرت همچين چيزي ميشه؟ - شايد -
يونان بود ، جايي که خوشم مياد
دوست داري با چجور زني سکس کني؟
نميدونم
چرا دروغ ميگي؟ حتما بهش فکر کردي
اول بزار واست يه داستان بگم بعد ميزارم بري
کدوم داستان؟ - ميشنوي -
براي شروع، چشمات رو ببند
چرا؟ - ميخوام تصورش کني -
يه روز، حدود يه ماه پيش صداي در اومد
رفتم باز کردم سه تا مرد بودن
لباس لوله کش تنشون بود چي بهشون ميگن ؟
لباس کار
بهم يه نگا کردن و اومدن تو
هرجور بود يه چيزي پوشيدم آخه تازه از حموم اومده بودم
همينطور نگام ميکردن
اونا شهوتي بودن
No comments yet. Be the first to leave one.