Mistari 200 ya kwanza.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
خودم با چشمای خودم دیدمت
زانو زدی و التماس کردی
نه خونه داری نه پول نه غرور
چطور جرئت کردی همچین آینده حقارت بار و بدبختانه ای بهم بدی؟
چه جوری زندگی کردی که انقدر رقت انگیز شدی؟
منو زدی؟ واسه چی؟
چطور جرئت میکنی منو بزنی؟
...من
من هم
از زندگیم متنفرم و آرزو میکردم کاش مرده بودم
خوب متوجهم که زندگیم بهم خورده
پس بمیر
ولش کن شک دارم که حتی شهامتشو داشته باشی
پس من به جات اینکارو میکنم
حالا که آینده امو میدونم دیگه چه امیدی به زندگی دارم؟
جلوی رفتنت رو نگرفتم
چون فکر میکردم بهتره که منو سرزنش کنی
به جای اینکه حقیقتو بفهمی
و خودتو سرزنش کنی
دردش کمتره
بله مامان- شنیدم برای هایونگ دردسر درست کردی-
آره
خدایا. حتی تو این سن؟
چرا فقط برنمیگردی دجون؟
چطوری میتونم برگردم اونجا؟
به مادربزرگت رسیدگی میکنم پس بیا اینجا
بخاطر وضعیت فعلیم، همین الان نمیتونم
چه وضعیتی؟
فقط باید برم شرکت
و بقیه چیزام هست
حالا انگار یه کار موقت تو یه سوپر مارکت چی هست
برای خواهرت سخت ترش نکن
و برگرد خونه تا ازدواج کنی
قصد ازدواج ندارم
اونوقت چرا؟ یه زن پیر رقت انگیز میشی
لعنت بهش
تقاطع سالن شهر- بفرمایید-
مسافر دارم. باهات تماس میگیرم
لعنتی. این دیگه چی بود؟- چیزی نیست-
مادر عزیزم از این بابت خیلی متاسفم
مادر شوهرم زوال عقل داره
و نمیتونم کسیو برای مراقبت ازش پیدا کنم متاسفم
مادر، لطفا برگردین بخوابین
چرا این جوری زندگی میکنم؟
مشکلی پیش نمیاد
اگه اینجوری زندگی کنم؟
چی میشد اگه
زندگیم از اون روز متوقف میشد؟
اینا چین و چروکن؟ این لکه های سیاه چین؟
جلبک دریاییه؟- تمومش کن-
کک و مکن
اینجا خونه من نیست
خونه هایونگه بهم اجازه داد باهاش زندگی کنم
میتونی برگردی دجون یا بیرون بخوابی. برام مهم نیست
تو زندگی گذشته ام چه اشتباهی کردم که تو خواهرم شدی؟
فقط برو
خانم، خواهش میکنم
فقط این دفعه فقط این دفعه منو ببخش
این نمیتونه آینده من باشه
امکان نداره اینطوری زندگی کنم
کدوم گوری میتونه رفته باشه؟
زندگیم به اندازه کافی سخت هست
چرا با یهویی اومدنش همه چیو سخت تر میکنه؟
اونه؟
ازش مطمئنم، رئیس
فقط اونجا واینستین و بگیرینش
نه، اینکارو نکنید. لطفا منو نکشید
کمکم کنید
پس آدم ربایی نبود
فقط سعی کردین تا از یه اقدام به خودکشی جلوگیری کنید
روی پل همش آه میکشید و نزدیک بود بپره
حقیقت داره؟
نه نداره
همه چی روبراهه. لطفا نترسید
پس چرا این ساعت روی پل بودین؟
...خب
با شوهرتون جروبحث کردین؟
البته که نه. حتی ازدواجم نکردم
پس دوست پسرتون بود؟
دوست پسر ندارم
شغل دارین؟
امروز اخراج شدم، احتمالا
پس کجا زندگی میکنین؟
دهکده لاکچری تو گانگنام
یه آپارتمون گرون قیمته
مال خواهرمه- متوجهم-
پس امشب به خونه برتون میگردونیم
نمیتونم برم خونه- چرا؟-
خواهرم منو انداخت بیرون
متوجهید منظورم چیه؟
کاملا واضح بود
تو این اوضاع احوال قصد مردن نداشتم که
یعنی تو گذاشته، داشتین؟
واقعا نمیخواستم خودمو بکشم
میشه گفت شانس آوردم
...یه کامیون اومد سمتم، بعد
(اگر کسی را در شرف خودکشی یافتید تماس بگیرید، خط اضطراری)
اینم بگیرش
ببخشید؟- سرنوشت ما رو کنار هم جمع کرد-
پس وقتی تو دردسر افتادی، بهم زنگ بزن
ممنون
خانم
کلمه کره ای مخالف "خودکشی" چیه؟
" زندگی"
درسته
مثل دو روی یه سکه اند
،اگر شهامت مردن رو داری
ازش برای زندگی کردن به نحو احسن استفاده کن
برات آرزوی موفقیت میکنم
با پشیمونی از اون چیزی که اون روز اتفاق افتاد، زندگی کردم
و از اینکه دوباره لحظه ای که باعث پشیمونیم بشه درست کنم، ترسیدم
یادمه که بابا تعقیبم میکرد
اوکی فقط صحنه رو بازسازی میکنم
از پسش برمیام
چیه؟ نزدیک بود منو بکشی
مشکل چیه؟ قصدشو نداشتی؟
چرا باید بمیرم؟
فقط به این فکر کردم که ممکنه با این کار بتونم برگردم
حالا یه امتحانی بکن، هلت میدم
مطمئن نیستم که کار کنه اگه واقعا بمیرم چی؟
وایسا ببینم. میبینم که از مرگ میترسی
!هی
مردن آسون نیست.
ممکنه ندونی ،چون هنوز جوونی
اما مردن درست به اندازه زندگی کردن سخته
پس چه غلطی باید بکنم؟
تو این دنیای مسخره
در حالیکه به زندگی بی ارزشم نگاه کنم قراره زندگی کنم؟
منم قصد ندارم ازت مراقبت کنم
پس منو برگردون همونجایی که ازش اومدم
!بهم قول دادی
به محض اینکه یه راهی پیدا کنم
حتی اگه اصرارم کنی، برمیگردونمت
چیزی خوردی؟
بیا بریم خواروبار فروشی
یه چیزی برات میخرم
نمیخواد. میخوام مرغ سوخاری بگیرم
تو که هیچ پولی نداری
آره ندارم- وایسا ببینم، این که کارت اعتباری منه-
پسش بده. هی! پسش بده
!هی
بیا تو
پس، قراره چی باشه؟
تون ماهی با مایونز
اسمت، میخوای بگی اسمت چیه؟
چرا انقدر زود عصبانی میشی؟
من توی راهمون به اینجا دربارش فکر کردم
تو کسی هستی که باید اسمتُ تغییر بدی
منظورم اینه که، فقط دربارش فکر کن
من خیلی جذاب تر و خوشگل ترم
بان هانی" برای من مناسب تره، اینطور نیست؟"
...تو میتونی
بان سونگ مون" چطوره؟"
،این میتونه راه بخششت باشه به خاطر کاری که با زندگیم کردی
چیزی که 20 سال دربارش کنجکاو بودم، برام مشخص شد
و اون چیه؟
...مادرم
بیست سال پیش منو اینجوری میزد
!منُ نزن
باشه، به همه بگو تو بان هانی از 20 سال قبلی
فقط وقتی که مردم تا حد مرگ شکنجت کردن، از من کمک نخواه
پس چیکار کنم؟
،فعلا تو
میشی خواهرزاده من که خارج درس میخونه
این کارُ آسون تر میکنه
ولی من اصلا نمیتونم انگلیسی حرف بزنم
!فقط بگو توی منطقه کره ایا زندگی کردی
خوابیدی؟
چیه؟
یه اسم به ذهنم اومد
چی؟
فیلمی که بابا دوست داشت رو یادته؟
بر باد رفته
قهرمان اون داستان
اسکارلت؟- آره، همینه-
پس بقیه خانواده توی دجون زندگی میکنن؟
آره
مادربزرگ حتما خیلی پیر شده
مامان و بابا هم همینطور، اوضاعشون خوبه؟
زود بخواب
باید فردا قبل اومدن کارگرا بریم
به هرحال، بابا حتما خیلی عصبانی شد، مگه نه؟
کِی؟- میدونی-
روزی که مدرسه رو پیچوندم تا توی اون اودیشن شرکت کنم
بابا انقدر نگران بود که دنبالم اومد
خیلی احساس پشیمونی دارم
منم همینطور
شما "بدهی کافیه" هستید؟
و شما "گیشه بوکس" اید؟
جنس؟- اول پولُ بهم نشون بده-
اینا همه جنسای درجه یکن
وقتی صحبت از جنس میشه شوخی نمیکنم
نباید با توجه به پولی که میدم، تخفیف بگیرم؟
چی؟ قبلا گفتم، تخفیف نداره
از چیزی که فکر میکردم سخت گیر ترین
فقط اندازه کرایه تاکسی تا خونه
،دارم اینارو میفروشم چون به پول احتیاج دارم
و همین قلبمُ میشکنه
و من شخصا این همه راه از دانگ جین اومدم تا اینارو بخرم
No comments yet. Be the first to leave one.