Mistari 200 ya kwanza.
میری داخل، دکتر رو میبینی، نادیا رو میکشی، میای بیرون
باید کی رو پیدا کنیم؟
آنا اون همسرِ مردیه که اوکسانا کشتش
بریتانیایی ها، دارن کمکم میکنن
کنستانتین ؟
اونم بهشون کمک میکنه
ازت میخوام بری دنبالِ هرگونه مکاتبه ی سری بین کنستانتین و
و؟
مادرت
- میخوای منو بکشی؟ - اوهوم
آهای! بزارید بیام بیرون، تموم شد
آهای!...
درو باز کنید
- اوه - اوه، صبح بخیر
رفته بودی...صبحانه؟
نه...ولی گشنمه
- تو چی؟ - دارم میرم صبحانه
این لباسها دیروزم تنت نبود؟
گوش کن، ولاد نظرش عوض شده...
⚪⚫ سِـنـتـور سـاب تقدیم میکند ⚫⚪ تلگرام: @CentaurSub
نادیا رو میدن بهمون
اوه واقعا؟...عالی شد
ترتیبی داده که امروز بیاریمش بیرون
معرکه ست، ولی ببخشید،
یه سوال دارم
ببخشید
خوبه
▪مترجمین:▪ ◾مرتز ، محمد طاهری◾
سلام، آره کسی همراهمه
یعنی چقدر بد؟
وای خدا...
البته
تو کجایی؟
بسیارخب...الان میام پایین
خب ...
حداقل این خبرت خوب بود
کی بود؟
نادیا تو زندان به قتل رسید
خبر خوب اینکه بوفه هنوز بازه
بجنب
کشتن ایو
شما هم دیشب نخوابیدی؟
ببخشید؟
چی شد؟
یه زندانی دیگه به نادیا حمله کرده
- چطور؟ دعوا شده...
تو زندان همیشه از این اتفاقا میفته
- واقعا؟ - همم
برای منابعِ مهم واسه دولت که
بزودی قرار بوده از زندان منتقل بشن هم میفته؟
گاهی اوقات
ما قرار بود امروز نادیا رو بیاریم بیرون
- این یک تصادف نبوده - یجورایی شکست خوردیم
متوجه ام...اما این سوسیسها خیلی خوشمزه ن
اون تنها راه رسیدن به 12نفر بود
- کی کشتش؟ - یه دخترِ عصبی
به اسم ناتالی به گمونم
خب میخوام ببینمش. امروز...الان
ایو
امکان نداره
اگر مرگِ نادیا به علاقه ی شما بهش ارتباط داشته،
نمیخوام دوباره خطر کنم
- پس تو هم فکر میکنی ارتباطی هست؟ - نه ولی باید
- لطفا چرت تحویلم نده - ایو
ممنون میشیم اگر هر خبری شد
در اختیار ما هم بزارید
ما منتظریم تا از پیشرفت شما تو این پرونده بشنویم
از دیدنت خوشحال شدم
پیشنهاد میکنم صبحانه بخورید بعدم برید خونه
میتونید تشریف داشته باشید، ولی کسی دعوتتون نکرده بود
- کنی اینجاست؟ فکر کردم زمانش رسیده
که از دفتر بزنه بیرون
میتونه تو پرونده ی نادیا کمک کنه
- ما باید بریم زندان - نمیتونی
اجازه نامه لازم داریم، ولی تا الانم زیادی رو مخشون بودیم
یه چیزی هست که درموردش حساسن
- اگه کارِ ویلانیل بوده باشه؟ - همه چیز درموردِ اون نیست ایو
قیافه ت رو اونطوری نکن
- چطوری؟ - قیافه ی مصمم
نمیشه بری زندان تمومش کن
نمیتونم
اوه، خداروشکر
سلام
- اوه...خونه رو آوردی اینجا؟ - همم، خوبه، مگه نه؟
بابت بو متاسفم
از اینکار چقدر درمیاری؟
دو دقیقه دیگه
بزار یه تلفن بزنم، قول میدم بیشتر از
حقوق یه سالت بهت بدم
انگلیسی حرف نزن
لطفا...من میتونم بلاهای بدی سرت بیارم
خودت رو اذیت نکن
میتونم انجامش بدم. اووه دارم یخ میزنم اینجا
ببین، بنظر احمقانه ست، ولی شاید دوازده نفر
ویلانیل رو انداختن زندان تا نادیا رو بکشه، نه؟
باشه، گوش کن
شایدم خودش داخل شده...هرکاری از دستش برمیاد
براشون کاری نداره که به یه زندانی دیگه پول بدن تا قتل رو گردن بگیره
ایو، چیزایی که داری میگی
نادیا حتما از دوازده نفر چیزِ خاصی میدونسته
حداقل میتونیم بپرسیم ببینیم از اونجا با کسی ارتباط برقرار نکرده
من دوربین های مداربسته رو چک میکنم
نه، اگر بفهمن داریم فضولی میکنیم، شرایط بدتر میشه
باید قانونی عمل کنیم
- باید آنا رو پیدا کنیم - آنا دیگه اهمیتی نداره
چرا داره
نادیا گفت آنا دلیل این بوده که ویلانیل افتاده زندان
چون همسرش رو کشت
- بله، ولی چرا؟ - اوه ایو، بس کن
هیچ مدرکی از خانواده ی ویلانیل ثبت نشده
آنا تنها سرنخِ ماست که بفهمیم چی شده که اون به اینجا رسیده
اگر اون برگشته باشه روسیه، امکان داره بره سراغ آنا
خودتم میگی اگر. درضمن علاقه ای ندارم بدونم
چی شد که اون قاتل شد
- ولی من دارم - چرا ؟ کمکی به ما نمیکنه
خودت گفتی پیداش کنم.
خودت این کارو بهم سپردی
بله...
حالا حرفم رو پس میگیرم
کنی، میشه از النا بخوای برای
جفتتون پرواز برگشت بگیره؟ .دیگه چیزی برای تحقیقات نمونده
- صبرکن، چی؟ - من که تازه رسیدم
ممنون
منم بعدش میام...چندتا کارِ نیمه تموم دارم
هروقت راه افتادید بهم خبر بدید
چه کار داری؟
برگردید لندن
سفر شمارو پررو کرده
قراره بریم؟
- البته که نمیریم - خوبه..
.باید اینارو ببینی
تا جایی که من میدونم
تو سلولِ انفرادی باید تنها باشی
با اینگا مهربون باش
سلام اینگا
صحبت کردن با تو فایده ای نداره، داره؟
بوی کلم میدی
از سال 77 تا 78، همش برای مامان
- اوه خدای من - میدونم
- چقدر زشت - میدونم
فتیله ی پروانه یعنی چی؟
ترجیح دادم دنبال معنیش نرم
اینارو کجا پیدا کردی؟
پشت کتابخونه ش تو اتاقش یه گاوصندوق داره
تو با اینا مشکل نداری؟
با این که مارو میپیچونه یا با اینکه خیلی بی حیاست؟
هردوش
راستش...بابت هیچکدومش خیلی غافلگیر نشدم
واقعا مجبوری اونارو به ولاد بدی؟
باید یه چیزی بهش بدم
اگرچه ممکنه قلبش بشکنه
چی؟ چرا؟
آه...همینجوری
- امکان داره...رمزنویسی باشه؟ - شاید
دوباره خیلی ریز همشون رو آنالیز کن
- شرمنده - باشه
عکسهای قدیمیش رو هم چک کردم...
اوناییش که هیچ موردِ اخلاقی نداشت رو درآوردم
همم
ایناهاش! خدای من! خودشه
جوون تره، ولی خودشه...بنظر به هم نزدیک میان
و اینجا هم آنا رو داریم
یه معلم زبان تو مدرسه ای خارج از مسکو بوده...
اینم آدرس و شمارش
پسر، کارت درسته
خوبه، من میرم سراغش
گوش کن...
اگر میخوای برگردی لندن، درک میکنم
اصلا شاید اینطور بهتر باشه
من میخوام فیلم دوربین های مدار بسته رو دربیارم
هرکسی با مشخصات ویلانیل
توشون باشه پیدا میکنم و بهت خبر میدم
به کارولاین چیزی نمیگم
باشه، مطمئنی؟
مشکلی نیست. کارمو بلدم
میدونم. ممنون
- چیه؟ - ببخشید...
بنظرتون اجازه دارم یه تماس بگیرم؟
نه
چه بینی خشگلی داری
من از دخترا خوشم نمیاد
من با بقیشون فرق دارم
کارت تموم شد؟
فکر نمیکنم این زنه مشکل روانی داشته باشه
نمیتونی ایگنا رو به راحتی فریب بدی
یه توصیه میکنم... خوابت نبره
منو کجا میبرید؟ ملاقاتی داری
ایشون...معلمِ محبوبی هستن؟ یعنی کارشون خوبه؟
آره، بهترینه
زبان انگلیسیش از مالِ من خیلی بهتره
- اوه - آه...اونجاست
ممنونم ، ممنون
بسیارخب، فرانسه و انگلیسی تا حدودی باهم متفاوتن
آنا، عذر میخوام
من از دانشگاه نیستم...
برای دولتِ بریتانیا کار میکنم
خب
دارم روی پرونده ی اوکسانا آستانکووا تحقیق میکنم
قصد ندارم زخمهای کهنه رو تازه کنم
اون مرده
No comments yet. Be the first to leave one.