The Land of Sometimes

The Land of Sometimes

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

The Land of Sometimes (2026) 720p BluRay persian
Maoni na shine021
انیمیشن سرزمین رویاهای گذرا

Lebo

bluray
Yamechapishwa tarehe: 2026-06-14
Upakuaji: 21
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

زيرنويس از مهدي shine021

‏اوه، سلام.

‏من دارم میرم.

‏فقط نگهبان فروتن همیشگی ‏ارزشمندترین‌های شما

‏نامه‌ها و هدایای شما.

‏رساندن نامه‌ها ‏وظیفه مقدس من است.

‏تولدها، سالگردها، ‏هر چی فکر کنی، من می‌رسونم.

‏بذار بهت بگم.

‏لبخند روی صورتشون ‏روز من رو روشن می‌کنه.

‏من عاشق شغلم هستم.

‏واقعاً هستم.

‏مثلاً نگاه کن به این خونه.

‏همون خونه.

‏همونی که ته این ‏جاده‌ی خیلی طولانی نشسته.

‏همونی که لبه صخره‌ست،

‏و داره تو اقیانوس فرو می‌ریزه.

‏باید دیوانه باشی ‏که اونجا زندگی کنی.

‏صبر کن، صبر کن، صبر کن.

‏دقیقاً.

‏نرو.

‏می‌دونی چیه؟

‏این در واقع داستان من نیست.

‏اما با تحویل دادن یک نامه ‏توسط من شروع میشه.

‏پس حدس می‌زنم به نوعی ‏این داستان من هم هست.

‏آه، اوناهاشون، دوقلوها.

‏دکتر، این بیمار ‏بینی نداره.

‏آلفی، نگاه کن!

‏عالی به نظر می‌رسه.

‏خانم! این یه آدم‌برفی ماده‌ست ‏و بهترین چیزیه که تا حالا ساختیم.

‏هی، شما سوسک سرگین کوچولوها!

‏آماده شکست باشید!

‏آه!

‏وای!

‏بابا، خوبی؟

‏بهتر از این نمیشم.

‏حمله!

‏دو نفر علیه یک نفر.

‏بگیر که اومد!

‏ها! تیرت افتضاح بود خواهر!

‏حالا اینو امتحان کن.

‏اوه!

‏تیر خوبی بود.

‏اینم بگیر.

‏خطا زدی.

‏این چطور؟

‏هی! مواظب باش!

‏اوه.

‏خانواده شگفت‌انگیزی هستند.

‏بجنب، می‌تونی ‏بهتر از این کار کنی.

‏اونا شادترین ‏کسایی هستن که می‌تونی ببینی.

‏بس کن!

‏بس کن! از روم بلند شو!

‏عادلانه نیست!

‏تسلیم میشم.

‏تسلیم میشم!

‏ما بردیم!

‏شما سه تا دارید چیکار می‌کنید؟

‏بیایید داخل.

‏خیلی سرده.

‏الان میام بالا.

‏حالا به دردسر افتادی.

‏بابا. آلفی!

‏بجنب.

‏دارم میام.

‏داشتم نامه‌ها رو برمی‌داشتم.

‏گاهی اوقات نامه‌ها ‏سورپرایز به همراه دارن.

‏هی، دارم میام که بگیرمت.

ســرزمین رویاهای گــذرا

‏اوه، وقت کادوهاست؟

‏خیلی خب.

‏دسر چی؟

‏فقط یه چیز کوچیکه ‏بچه‌ها.

‏سال یکم سختی بوده.

‏این عالیه.

‏خودت درستش کردی؟

‏با دستای خودم.

‏این همون کشتیه که ‏می‌خوای باهاش سفر کنی؟

‏آلفی! ما قول دادیم ‏در این مورد صحبت نکنیم.

‏ببخشید، مامان.

‏عاشقشم.

‏چی هست؟

‏یه شال‌گردنه.

‏آه. خیلی قشنگه.

‏بابا، نوبت توئه.

‏مال خودت رو باز کن.

‏اوه، وای.

‏- من قابش رو ساختم. ‏- و من هم نقاشی‌ش رو کشیدم.

‏عاشقشم.

‏نوبت توئه مامان.

‏برام یه جعبه گرفتی؟

‏دسته رو بچرخون.

‏آه!

‏هی، خواهر.

‏من هم یه سورپرایز ‏کوچولو برای تو دارم.

‏آه! اوه!

‏برگرد اینجا.

‏سوسک سرگین کوچولو!

‏ها!

‏بگیر که اومد!

‏آه!

‏آخ.

‏هم هم هم.

‏آخ.

‏کلی وقت صرفش کردم.

‏رقت‌انگیزه.

‏آهان!

‏بی‌خیال.

‏اَه.

‏بی‌خیال.

‏آه!

‏هر دوتون همین الان بیاید داخل خونه!

‏ببخشید مامان.

‏قصدش رو نداشتم.

‏این تقصیر توئه، آلفی.

‏نه. تقصیر توئه.

‏ای کاش شما دو تا ‏فقط مودب بودید.

‏اون کرد.

‏نه، اون کرد.

‏نمی‌خوام بشنوم.

‏برید داخل و اتاقتون رو مرتب کنید.

‏همین الان!

‏در مورد درخت کریسمس چی؟

‏بابا هیچ‌وقت تزیینش رو ‏این‌قدر عقب نمی‌انداخت.

‏خب، پدر دیگه ‏اینجا نیست، مگه نه؟

‏الیس!

‏اگر بود، ‏اصلاً از رفتار شما دو تا

‏خوشحال نمی‌شد.

‏هیچ‌کدومتون تو کارهای خونه ‏کمک نمی‌کنید.

‏اتاقتون به‌هم‌ریخته‌ست و ‏قدر هیچ چیزی رو نمی‌دونید.

‏قدر چی رو بدونیم؟

‏ما تو این خونه‌ی درب‌وداغون ‏وسط ناکجاآباد زندگی می‌کنیم.

‏ما هیچی نداریم.

‏کار آلفی فقط نق‌زدنه، ‏و کار تو هم فقط سر ما داد زدنه.

‏مطمئن نیستم که این خانواده ‏حتی لایق کریسمس باشه.

‏از این‌جا متنفرم.

‏و از تو متنفرم.

‏امیدوارم منظورت این نباشه.

‏اوه.

‏نمی‌دونم تا کی دیگه ‏می‌تونم تنهایی از پسش بربیام.

‏هوم.

‏هوم.

‏دلم برای بابا تنگ شده.

‏آره. هدف‌گیری مستقیم.

‏ها! اَه!

‏ای‌ وای! الیس!

‏آه، تو سوسک سرگین کوچولو!

‏بگیر که اومد!

‏ها!

‏من تو رو نشونه نگرفته بودم.

‏داشتم ساعت رو نشونه می‌گرفتم.

‏آه! الیس، باید مرتب کنیم.

‏آه!

‏آه! آه!

‏آه!

‏دوباره خطا زدی.

‏واقعاً؟

‏تو فقط کوهنورد افتضاحی هستی.

‏آه! بس کن!

‏بی‌خیال.

‏مامان حسابی ناراحت می‌شه.

‏اون همیشه ناراحته.

‏همم. کجا رفت؟

‏آه!

‏ها! هر که پیدا کرد، مال اونه.

‏اوه، این به‌هم‌ریختگی رو ببین.

‏انگار برج هرج‌ومرج‌ـه.

‏آه!

‏همم. بهتره اون رو تمیز کنی.

‏مامان به‌زودی میاد اینجا.

‏فقط ای کاش همیشه ‏این‌قدر عصبانی نبود.

‏داری آرزوی محال می‌کنی.

‏می‌دونی، اون از وقتی بابا رفته ‏دیگه مثل قبل نشده.

‏تو هم همین‌طور.

‏خب، تو که حرفی نزن.

‏اون برمی‌گرده.

‏مطمئنم.

‏ای کاش تو این خونه‌ی قدیمی ‏و دلگیر نبودیم.

‏چی می‌شد اگه می‌تونستیم ‏هر آرزویی که داریم داشته باشیم؟

‏آرزو می‌کردم از این‌جا ‏و از همه دور بشم

‏که همه‌اش بهم می‌گن چیکار کنم.

‏فکر می‌کنی می‌تونی هر کاری ‏بخوای انجام بدی؟ بدون هیچ قانونی.

‏فقط آرزو می‌کنم که ‏بتونیم یه ماجراجویی داشته باشیم.

‏بچه‌های دوازده ساله ‏ماجراجویی نمی‌کنن.

‏فقط آرزو می‌کنم کاش بابا خونه بود.

‏آخ! آخ!

‏آخ!

‏ببخشید مامان.

‏مرتب می‌کنیم.

‏الیس، به برادرت کمک کن.

‏آرزو می‌کنم کاش می‌تونستم ‏کریسمس رو جای دیگه‌ای باشم.

‏مراقب آرزوهایی که می‌کنی باش.

‏الیس. مودب باش.

‏بفرمایید. یه چیز کوچیک ‏برای هر دوتون دارم.

‏پدرتون این رو گذاشت ‏برای مواقع اضطراری.

‏چیه؟

‏بازش کن و ببین.

‏ها؟

‏یه ساعت؟

‏حتی تیک‌تیک هم نمی‌کنه.

‏چرا بابا باید این چیز قدیمی رو ‏برای ما می‌گذاشت؟

The Land of Sometimes subtitles in other languages

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left