True Blood

True Blood

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 4

Maelezo ya toleo

True Blood S04E12 WEBDL
Maoni na hncboys
بنده هماهنگ کردم

Lebo

webdl
web
WEBDL
Yamechapishwa tarehe: 2013-08-26
Upakuaji: 61
Wenye Ulemavu wa Kusikia: Yes

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

لافايت"، اصلاً هيچ کدوم" از حرفايي که الان زدم رو شنيدي؟

معذرت مي خوام که قبل از اينکه کاملاً .آماده باشي جادو رو بهت تحميل کردم

...فکر مي کردم دارم کمکت مي کنم، ولي

رفتارم درست عين بابابزرگ .کيري خودم بود

.حق با تو بود عزيزم

اين جور قدرت ها .واسه ما ساخته نشده

.زيادي قويه .يا ما زيادي ضعيفيم

...ولي قسم مي خورم

،به هر کس کشي که اون بالاست ...اگه مي خواي زندگيت

از اين به بعد خالي از جادو باشه .منم کاملاً همراهتم

.هي

حالت خوبه؟

.بله

.صبحونه ت رو بخور

مي دونم تو روغن خوک يا هر چيز خوشمزه کننده ي پنهاني ديگه که استفاده مي کني سرخ نشده

.ولي بابتش خيلي زحمت کشيدم

.بعد از کار مي بينمت

."لافايت"

...هيس

.سلام

."صبح بخير "سوک تونستي اصلاً بخوابي؟

.اعصابم تيکه پاره شده

بعد از همه ي چيزايي ...که پشت سر گذاشتيم

واقعاً معجزه ست که الان تو يه اتاق .تو ديوونه خونه مشغول جيغ زدن نيستيم

تارا"، تو فکر مي کني" مامان بزرگ تو بهشته؟

والله من هميشه خودم رو .يه بيخدا مي دونستم

ولي اگه بهشت وجود داشته باشه تا حد زيادي مطمئنم که

.آدل استکهاوس" رو مي کنن رييسش"

حالا چرا به اين چيزا فکر مي کني؟

مارني" با مامان بزرگ" .ارتباط برقرار کرد

.لااقل فکر کنم خودش بود .اون بهم درباره "آنتونيا" اخطار داد

.بهم گفت به "اريک" دل نبندم

خب، تمام عقل تو خونواده ي شما .به اون رسيده بود

امروز صبح هي احساس مي کنم .که انگار اون اينجاست

منظورت اينه که حواسش بهته؟

.نه. يعني، واقعاً همين جاست

من، من مي دونم که اينم احتمالاً ته مونده ي حس هاي عجيب غريبيه

که بعد از اتفاقاي اخير ...به وجود اومده

ولي اصلاً نمي تونم .اين حس رو ناديده بگيرم

خب، فکر مي کني اگه اينجا بود بهمون چي مي گفت؟

.که با هم خوب باشين

.و بيشتر ضد آفتاب بزنين

و اين قدر خودتون رو .تو دردسر نندازين

ما چي هستيم، يه جور آهن رباي اتفاقات کيري و ديوونه ها؟

.خدايا، اميدوارم نه

خودم رو مي بينم که ...يه روزي پير شدم و

نشستم رو ايوون خونه و نوه هام روي پاهام نشستن و داريم غروب آفتاب رو تماشا مي کنيم

اميدوارم منم يه روز باهات .رو اون ايوون بشينم

.منم همين طور

اوه... اون يه مادرقحبه ي ...شيطان صفت بود

ولي يه جايي در عمق وجودش .قلب پاکي داشت

آدماي زيادي نتونستن ببيننش. من اين قدر .خوش شانس بودم که يکي از اونا باشم

.خب، ممنون که اومدي

.برادرم خيلي خوشحال ميشد

...اون گفت

شليک کردن "سم" به من بهترين اتفاقي» ."بود که برام افتاد، خانم "فورتنبري

چون من رو به شما «!و پروردگارم معرفي کرد

.اوه... چه پسر شيريني

البته، بعدش يه مشت از لباس هام رو همراه جواهراتم دزديد

.حتي يکي از شورت هام رو

.و کفش هاي کليساي مورد علاقه م

.خب، متاسفم

هيچ کس به "تامي" ياد نداده بود که چطور يکي رو بدون آسيب زدن بهش دوست داشته باشه

منم اجازه دادم همون راه رو ادامه بده

حدس مي زنم هيچ کس .به تو هم ياد نداده بود

همه ي ما بيشترين تلاشمون رو .با چيزايي که داريم مي کنيم

...من ميرم بعداً يکي از .خورش هاي پوست خوک معروفم رو برات بيارم

نه. نه، خودتون رو به زحمت- ."نندازين خانم "فورتنبري .اوه اين حرفا چيه-

شايد "تامي" از گوشت و خون ...من نباشه، ولي

.برام يه پسر بود

.از اين به بعد من رو مامان صدا کن

ما تمامِ خانواده اي هستيم .که برامون باقي مونده

...هي

،"جيسون استکهاوس" .تو شخص خوبي هستي

.بله که هستي

.خفه شو

:ترجمه و زيرنويس از EraZer Head

!"هي، "جيسون

...هي رفيق، اه

داري چي کار مي کني؟

.اه... اوه، فقط کار مي کردم مي دوني؟

تو چي مي کني؟

.مي گرديم ديگه. مي دوني ...روز قشنگيه

...ام

.مرطوب

کسي مرده؟

.نه

گوش کن. ما بايد ...صحبت کنيم مرد

...اه- هان؟-

ميشه، ميشه ايني که دستته رو اول بذاري زمين؟

...گوش کن

ما... ما مدت زيادي .رفيق هم بوديم

...يادته

.من با "جسيکا" سکس کردم

...آره

.شوخي نمي کنم. کاش مي کردم .ولي نمي کنم

چطور؟

،سوالت يه جورايي ضايع ست .مرد

ولي خب، اگه واقعاً ...مي خواي بدوني، اه

،اول من روش بودم، بعد مدل سگي ،بعد اون روم بود

يعني، هيچ کار شاخدار کثيفي نکرديم

!نه، چطور تونستي باهام اين کار رو بکني .نه اينکه چطور دوست دخترم رو گاييدي

.گوش کن، متاسفم، مرد

...ولي در واقع

،هي، در واقع .اون ديگه دوست دخترت نبود

اه، تو، تو، تو گفتي ديگه .هرگز نمي خواي ببينيش

!آره، گاييدمت

،ما يه قاعده اي بينمون بود !و تو شکستيش

،تو مي تونستي هر کسي رو داشته باشي .هر کسي رو که بخواي

.من که جاي تو نيستم مرد .اون تنها کسي بود که مي خواستم

.چون... من خونش رو نوشيدم

نمي تونستم درباره ي هيچ چيز .ديگه اي فکر کنم

سعي کردم باهاش مبارزه کنم .ولي، همين طوري اتفاق افتاد

.هيچي همين طوري اتفاق نمي افته .تويي که انتخاب مي کني

تو انتخاب هاي گه تخمي !و خودخواهانه اي مي کني

خيله خب، منظورت رو ."رسوندي "هويت

...منظورت رو رسوندي

!هيچي بيشتر از کيرت واست اهميت نداره

.نه حتي بهترين دوستت

،چيزي که من و "جس" داشتيم ...واقعي بود

و تو هرگز همچين چيزي رو بدست ...نمياري. نه با اون

...نه با هيچ کس. چون تو يه چيزي .يه چيزي تو وجودت کم داري

.متاسفم

."لافايت"

.لافايت"، به حرفم گوش کن" .مي دونم که اون تو هستي

هر کاري که "مارني" مجبورت مي کنه !بکني، بايد باهاش مبارزه کني

خيال کردي آشپز کوچولوت مي تونه قدرتم رو کنار بزنه؟

درسته، بدنش جوون تر ...و قوي تر از بدن من بود

.و جادوي درونش پر از استعداده .بي دقت، ولي مستعد

.اون "آنتونيا" نميشه

مارني"، قبل از اينکه "آنتونيا" بياد" .تو از صداي خودت هم مي ترسيدي

با مرده ها صحبت مي کردي .چون اونا تنها دوستانت بودن

واسه همين اين قدر زياد .دوست داشتي تسخير بشي

...چون احساس تنهايي مي کردي .و بيچارگي

.من فکر مي کردم تو دوستمي .بهت اعتماد کردم

!و تو اون رو ازم گرفتي

."اون خودش مي خواست بره "مارني

آنتونيا" فهميد تو در جنگ" .درستکار نيستي

اون فهميد تمام چيزي که واقعاً .برات اهميت داره قدرته

تو لياقت نداري !که اسمش رو به زبون بياري

خيانتکار! "آنتونيا" يه قهرمان .بود. يه شهيد

،بر عکس اين "لافايت" ترسو !که بايد با زور بهش غلبه مي کردم

هيسوس"، اين جنده قوي" .و واقعاً جانيه

پسر جون، يه بار ديگه بهم بگي جنده

چشمت رو از حدقه مي کنم .و به خوردت ميدم

،من نمي تونم درد رو احساس کنم .ولي تو مي توني

.مارني"، خواهش مي کنم بهش صدمه نزن" .هر کاري بخواي مي کنم

فقط بهم بگو. بهم بگو .مي خواي چي کار کنيم

...چيزي که من مي خوام

همونيه که پدربزرگت با خون ...بهت منتقل کرد

چيزي که تمام زندگيت ...ازش فرار مي کردي

.من جادوت رو مي خوام .سحرت رو

.همه ش رو

."هي، "آرلين

.هالووين مبارک

اوه، امروز هالووينه؟- بعله-

يه ساندويچ دست ميل دارين؟- اوه-

.ما زامبي هستيم

.زامبي ها جديداً جاي خون آشام ها مد شدن مگه خبر نداشتي؟

واي، نه، خبر نداشتم، ولي گردنبند !انگشت شست بريده ت خيلي قشنگه

.ممنون

سم" اين وراست؟"

،اوه خدايا .هيچ کس هنوز بهش نگفته

سم"، اومدم که خداحافظي کنم، ولي"] .نبودي، براي همين واست مي نويسم [.من گه زدم. من گه زدم

.بيا تو

.سلام

.سلام

.بابت "تامي" متاسفم .همين الان شنيدم

مجلس ترحيم؟

آره، خب، هيچ کس .درباره ش خبر نداشت

برادرم اين ورا دوستاي .زيادي نداشت

.تو که داري

.خب، خيلي وقته نديدمت

با خودم گفتم لابد .خودت يه عالمه کار داري

..."اوه "سم

بعد از اينکه اخراجم کردي ...خيلي بهم بر خورده بود، ولي

اگه بودم حتماً بهت .دلداري مي دادم

من هرگز اخراجت نکردم. تو... تو بودي .که تمام هفته براي شيفت کاريت نيومدي

حالا نمي خوام تو جزييات دقيق ...بشم ولي

تو بهم گفتي من چيزي نيستم جز مايه دردسر .و وسايلم رو جمع کنم و از اينجا برم بيرون

مي دوني چيه؟ .من اون روز خودم نبودم

ببين چي ميگم. چطوره گذشته ها رو گذشته بدونيم، هان؟

اين يعني مي تونم برگردم سر کارم؟

به شرط اينکه .از همين الان شروع کني

لافايت" غيبش زده، و از اونجا" ...که هالووين شده و اينا

يه جفت دست اضافي .خيلي کمکمون مي کنه

يه يونيفرم ديگه بهم ميدي؟ !مال خودم رو يه جورايي انداختم سطل آشغال

.امروز يونيفرمي در کار نيست

.اوه نه- .اوه آره-

مي خواي کارت رو پس بگيري يا نه؟

."بعداً بابتش حالت رو مي گيرم "سم

هيچ کس يه خرگوش .عصباني رو دوست نداره

سم هين" بزرگترين جشن مقدس" ...آيين "ويکا" بود

شبي که به مردگان اداي احترام مي کرديم .و بهشون متصل مي شديم

حالا، مردم فقط به اسم .هالووين مي شناسنش

بچه ها صورت هاي چاقشون رو ...با شيريني پر مي کنن و

از ترس عجوزه هاي پليد سبز رنگي .که بهش ميگن ساحره فرار مي کنن

خون آشام ها در شيطاني نمايي جشن .مقدس ما سنگ تموم گذاشتن

.دينمون رو تبديل به جوک کردن

.من باهات موافقم

More Farsi Persian subtitles for True Blood

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left