Mistari 200 ya kwanza.
قصر بي رحم - جنگ گل ها
[واضح است که در اين سريال شخصيتهايي چون شاهزاده جينگ و شاهزاده هوميونگ براي نمايشنامه بازنويسي شده است]
اعليحضرت
چي شده؟
مدت زياديه كه ايشون نفسشون بند اومده
!علياحضرت
چطور... چطور اين اتفاق براي من افتاد
اين... اين... بهش بگو صبر كنن
...بهش بگو اون كارو نكنن
!اعليحضرت
46 قسمت
...چطور اين اتفاق براي من افتاد
!اعليحضرت
...مادر .... نجاتم بده... مادر
....فكر كنم سم كافي توي ظرف نبود
!چطور جرأت كرديد
!سم بيشتري بياريد
كي سم رو آورد؟
تو با اين چي كار كردي؟
!ايشون با درد و رنج بسياري دارند جون ميدن
!همين الان راستشو بهم بگيد
هرچي بهم دادن آوردم اينجا
تو خودت اينو درست نكرده بودي؟
فكر كردي نمي دونم كه شماها عمداً داريد علياحضرت رو شكنجه مي كنيد؟
!لطفاً مواظب حرف زدنتون باشيد !منظورتون چيه كه عمداً اين كارو مي كنيم؟
چرا شما همونطوري ايستاديد و نگاه مي كنيد؟
!همين الان مسئوليت اين واقعه رو قبول كنيد
علياحضرت بريزيدش بيرون
اونا براي بار دوم نمي تونن به شما سم بدن
!هرچي كه سم خورديد بريزيد بيرون
!علياحضرت
مرگ با سم به اون آسوني ها كه فكرشو مي كنيد نيست
وقتي سم به عمق بدن نفوذ مي كنه تمام بدن و استخوانهاتون درد مي گيره
.اونوقت مي ميريد و من احساس بهتري دارم
احمقا! نشنيديد چي گفتم؟
!بهشون بگيد همين الان همه چي رو متوقف كنن
!من كاملاً عقلمو از دست دادم
چطور تونستم بگم عروسم رو با سم بكُشن؟
نشنيديد چي گفتم؟
!علياحضرت
ايشون هوشياريشونو از دست دادن؟
....مباشر كيم.... مباشر كيم رو بياريد
هرچقدر هم دلشكسته باشيد بايد به خودتون بياييد
اگه الان سعي كنيد شاهزاده خانم رو نجات بديد باعث مي شيد شورش بوجود بياد
چه كسي از يك پادشاه دل نازك مي ترسه؟
گفتم مباشر كيم رو بياريد اينجا
بگيد بياد اينجا و اونا رو متوقف كنه
...الان.. همين الان
!اعليحضرت - !بهشون بگو متوقفش كنن -
من اعصاب ندارم
!بگو سريع بس كنن - !اعليحضرت -
....اعليحضرت
واقعاً هوش و حواستونو از دست داديد؟
چي شده اعليحضرت؟
!اعليحضرت كسي اون بيرونه؟
!زود باشيد دكتر خبر كنيد
!اعليحضرت !اعليحضرت
اعليحضرت هوشياريشونو از دست دادن
!نخست وزير
،اگه بيماري اعليحضرت جدي باشه شما بايد فقط كاري كنيد كه به ايشون كمك كنه
چي؟ - منظورم اينه كه اينهمه تلاش نكنيد اعليحضرت رو نجات بديد -
فهميديد؟
بله، نخست وزير
حالا مي تونيد بريد
!اعليحضرت
اعليحضرت، صدامو نمي شنويد؟
ببخشيد، بانو گويي اين
ولي به نظر مي رسه اعليحضرت قدرت تكلمشونو از دست دادند
چي گفتي؟
...خون به اندازه كافي به مغزشون نمي رسه
درست بگيد منظورتون چيه؟
وقتي خون كافي به مغز نرسه
ديگه شخص نمي تونه چيزي رو به ياد بياره
....و وقتي جريان خون دوباره عادي بشه
...دوباره هوشياريشون بر مي گرده سر جاش ....اساساً
يعني اين مشكل، جديه؟
بله، اينطور به نظر مي رسه
يعني ايشون حتي منو هم به خاطر نميارن؟
بله، بانو گويي اين
يعني ايشون هيچ فرقي با مجسمه نمي كنن
...ديگه نه در اون حد
چطور مي توني بگي ايشون هيچي به ياد نميارن در حاليكه چشماشون بازه و زنده اند؟
وليعهد رو خبر نكنيم؟
واسه چي؟
...اگه اعليحضرت از دنيا برن
از الان، تمام درهاي قصر اصلي رو ببنديد
و اجازه نديد هيچكس وارد بشه
فقط تا وقتي اعليحضرت بتونن آدماي دور و برشونو بشناسن
چشم، بانو گويي اين
حواستون باشه كه حتي يه صيغه هم وارد نشه
ايشون بهتر ميشن؟
من بيماران بسياري رو كه انسداد شريان داشتند پيش از اين معالجه كردم
معالجه شون كنيد
چرا چشماتونو مي چرخونيد؟
...نخست وزير
نخست وزير چي؟
كيم جا جئوم چي گفتند؟
كيم جاجئوم گفتند؟
بله، بانو گويي اين
ايشون مي خوان همه چيزو وارونه جلوه بدهند
!بانو گويي اين
نمي تونيم بذاريم اينطوري بمونن
اون كار چه خوبي اي داره؟
نقشه اي داريد؟
هيونگ ايك، هرطور شده پادشاه رو نجات بديد
ايشون بايد زنده بمونن تا پسر من شاه بشه
اگه ايشون الان بميرند شاهزاده بونگ ريم شاه ميشه
حالا هرطور مي خواي از مهارتت استفاده كن
تا پادشاه رو به زندگي برگردوني
فهميدي؟ - هر كاري بلدم مي كنم -
ولي تضمين نمي كنم نتيجه چي ميشه
پس... تو هم مي خواي با كيم جا جئوم بميري؟
نخست وزير؟
مي خواي اونو بكُشي؟
من اين كارو مي كنم
اينكه جينگ پادشاه بشه يا نشه الان به تو بستگي داره
تا وقتي كيم جا جئوم و شاهزاده بونگ ريم بميرن
پادشاه بايد زنده بمونه
فهميدي؟
بله، بانوي من
...مرگ مغزي
اين خيلي آرومتره
!علياحضرت
ديگه لازم نيست سم بيشتري بخوريد
چون شاهزاده خانم قبل از مرگ خيلي زجر كشيدند
چطور ممكنه براي يه شخصي همچين اتفاقات دلخراشي بيفته؟
الان در آرامشيد؟
ديگه همه چي تموم شد
در آرامش باشيد
من خيلي دير كردم
...اگه يك كم زودتر مي جنبيدم
از پادشاه خواهش مي كردم
از من مي خواهيد كه باور كنم پادشاه مي خواست اين قضيه رو متوقف كنه؟
چطور ممكنه همچين چيزي تقصير پادشاه باشه؟
فكر مي كنيد اينكه پادشاه چيزي در اين مورد نمي دونست اصلاً قابل باوره؟
علياحضرت
برگرد. برگرد و به اعليحضرت بگو
كه قبل از اينكه ايشون بميرند از ما خواستند از شاهزاده سوك كيونگ و شاهزاده سوك ليم محافظت كنيم
پس اگه اعليحضرت قلبي دارند
بايد اين آخرين تقاضاي شاهزاده خانم رو برآورده كنند
ديگه فايده اينا چيه؟
!شاهزاده خانم ديگه از پيش ما رفتند
من نمي تونم! چطور مي تونم ايشونو اينطوري بفرستم؟
لطفاً بذاريد ايشون در آرامش باشند
!علياحضرت! علياحضرت
!بيدار شيد
وقتي دوباره زنده بشيد مي تونيد ببينيد كه شاهزاده سوك كيونگ به تخت نشستند
!علياحضرت بيدار شيد، علياحضرت
فهميدي چي بهت گفتم؟
تو نبايد حتي يه لحظه از كنار ايشون تكون بخوري
چرا جواب نميدي؟
چشم، مادر
اعليحضرت جينگ كنارتون مي مونه
پس لازم نيست نگران چيزي باشيد
ايشون فوت كردند؟
بله، بانو گويي اين
با چشماي خودتون ديديد؟
بله، بانو گويي اين
سم كافي توي نوشيدني شون نبود
...براي همين با درد زيادي مُردند
خب... چرا به من نمي گيد
كه شاهزاده خانم چطور مُردند
....من
ايشون پادشاه رو نفرين نكردند؟
امكان نداشت ايشون بتونن با وقار بميرند
من خودم نديدم
چي داري مي گي؟
يعني آخرين لحظاتي كه بانو مين هوا داشت نديديد؟
من نمي تونستم دردي كه ايشون كشيدند رو تحمل كنم
!مرتيكه بي ارزش
چطور مي تونم انتظار داشته باشم به جاي من مراقب همه چيز باشيد وقتي اينقدر ضعيفيد
!من مستحق مرگم، بانو گويي اين
!از جلوي چشمم دور شو
داريد چي كار مي كنيد؟ !مگه نگفتم نذاريد كسي بياد تو
بريد عقب
من به خاطر دستور پادشاه رفتم پيش بانو مين هوا
و برگشتم تا به ايشون گزارش كنم
واقعا؟
برو تو
گفتم بريد تو
!مادر! مادر
مادرم كجا هستند؟
!منو ببريد پيش مادرم
!الان
...الان... الان
...اعليحضرت
....من ...نتونستم بانو مين هوا رو نجات بدم
صدامو مي شنويد؟
اعليحضرت؟
امشب همه سربازها رو بفرستيد بيرون
من خودم مراقب اعليحضرت هستم شما نمي خواد نگران ايشون باشيد
مطمئنيد؟
ديگه هيچ فرصتي بهتر از امشب نيست
حتي اگه قتلهاي كينه توزانه مو ادامه ندم هم
راههاي زيادي براي به سلطنت رسوندن شاهزاده جينگ وجود داره
پس من ميرم تا شما سربازا رو بفرستيد
اگه پادشاه از دنيا رفت
چطور مي تونيد جلوي به تخت نشستن شاهزاده بونگ ريم رو بگيريد؟
وقتي زمانش برسه، شما ديگه هيچ سربازي نخواهيد داشت
من يه فكري دارم
No comments yet. Be the first to leave one.