The Bet

The Bet (Le Pari)

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Maelezo ya toleo

Le pari 1997 2160p HMAX WEB-DL DD2 0 H 265-playWEB
Maoni na warez
Translated subtitle from English to Persian Le pari 1997 زیرنویس فارسی فیلم

Lebo

webdl
Yamechapishwa tarehe: 2026-02-16
Upakuaji: 20
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

موسیقی آرام

موسیقی ریتمیک

قیافه‌م وحشتناک شده. اوه

من حاضرم ها

حاضرم. اوم هوم

عزیزم؟ جونم، عسلکم؟

می‌شه یه فنجون قهوه دیگه برام بریزی؟

ریختم عسلکم. الان سرد می‌شه

فقط در حد پوشیدن یه دامن طول می‌کشه

به خاطر من نیست، به خاطر پدر و مادرته

اگه فکر کردی خیلی مشتاقم خواهرتو ببینم

و اون شوهر احمقش رو

موسیقی کلاسیک

عزیزم، بنز رو آوردی بیرون؟ آره، عسلکم

بفرما

ما حاضریم. خیلی ضایع نیست؟

نه، فقط یه نی‌انبان کمه

باز باید کنایه‌های ویکتوریا رو تحمل کنم، ولی برام مهم نیست

اونا هم هستن؟ آخه عزیزم

تولد باباست. بیا بریم

وقت رو تلف نکنیم

اوه، نه

کاش حداقل به منم خبر می‌دادین

بهت گفتم. وقتی باهات حرف می‌زنم گوش نمی‌دی

داروها یادت موند؟

خواهرت به کنار، ولی اون یکی انگار کل اتحادیه‌های کارگریه

داروهای بابا یادت موند؟ آره بابا، گرفتم

اون جدیده‌ که ارزونه. چه بهتر

باز تو ماشین سیگار کشیدی؟

خب، شیشه رو می‌دم پایین. راضی شدی؟

داریم زود می‌رسیم. می‌تونستی یه کراوات بزنی

با این دامن اسکاتلندی که تو پوشیدی، همینم زیاده، باور کن

یالله، بریم. چیزی جا نذاشتیم؟ کادو، دوربین عکاسی

بچه رو! اوه

صدای ترمز شدید

بیا بالا الودی، بیا بالا

زود باش عزیزم، عجله کن

دخترم، شاید خواهر نداشته باشی

ولی در عوض باجناق هم نخواهی داشت، این خودش یه شانسه

کمربندت رو ببند

گوشیت رو برداشتی؟ اونجا که دیگه نمی‌خوای کار کنی؟

باید یه مقاله رو برای فردا تموم کنم

این دیگه چیه؟

کاغذ کادوئه؛ وقت نکردم کادوش کنم

نمی‌دونم چی‌کار کنیم، همین الانشم دیر کردیم

عجله کن

چسب لازم بود. نه، همین‌طوری خوبه

پچ‌پچ نامفهوم

ببخشید مامان. (خنده)

یه کم دیر کردیم

طوری نیست. ما دیگه عادت کردیم

سلام به همگی. ببخشید دیر شد

تولدت مبارک بابا. سلام

چطوری؟ ردیفی؟ بد نیستم

می‌گذرونیم. وقت رو تلف نکنیم

یالله بابا، شامپاین رو بریز، ساعت نزدیک ۲ئه

ول کن، دیدیه می‌ریزه. بابا، کادوهات رو باز کن

الودی! خاله

چقدر خوشگل شدی! دامن اسکاتلندی به دختربچه‌ها خیلی میاد

ولی برای بزرگترها... البته

تو که مثل بچه‌ها لباس می‌پوشی

دخترا، تمومش کنید

نه، واقعاً... شامپاین می‌خوری؟

از این "دام پرینیون"‌های "ادیار"ئه

من یه "ریکارد" ساده از "اوشان" رو ترجیح می‌دم

آه، یه تخته‌نرده

اوه، عالیه

چقدر قشنگه! از کجا فهمیدین؟

مامان یه کم راهنماییم کرد. (خنده)

ممنونم بچه‌ها

تازه، صدف‌کاری هم شده

چون نزدیک سالگرد ازدواج صدفیتونه

لطف کردین، مرسی. خواهش می‌کنم

تازه، مامان گفت خیلی گرون شده

نه بابا، اونقدرها هم نه

و این، این چیه؟ (آه می‌کشد)

اوه، این

چیزی نیست. این چیه آخه؟

خب

چیز خاصی نیست. نمی‌دونم، ولی به هر حال

تصادف کردین؟ (می‌خندند)

اوه، یه تخته‌نرد دیگه

انگار خبرها در رفته بوده

چقدر احمقیم. وقتی بهت زنگ زدم گفتی که

آه، آره

نمی‌دونم موریل کادوش رو خریده بوده

می‌ریم عوضش می‌کنیم. پیش مال شما خیلی ضایع‌ست

اوه... نه بابا

بابا قبل از اینکه با مال ما بازی کنه، با مال شما تمرین می‌کنه

من خوشم اومد، مهم همینه

این می‌شه تخته‌نرد جیبی من. واسه سفر خوبه

حتماً. یالله، بزنیم به سلامتی؟ اِم، برنارد

ریکاردت رو تو لیوان بزرگ می‌خوری یا یه ریکارد جیبی کوچیک؟

به دل نگرفتی که، نه؟ نه

مرغ شاخدار یه کم زیاد پخته

دیدیه؟ نه، مثل همیشه عالیه

می‌تونی یه تنوعی بدی

همیشه همون مرغ شاخدار

آرنجت رو از رو میز بردار. یه کم دیگه می‌خوری؟

نه، ولی خیلی خوبه، از غذای سلف‌سرویس بهتره

راستی، کار و بار چطوره؟

آره. با این چیزایی که می‌شنویم

آره واقعاً

سخته، مثل همیشه

جوون‌ها به امون خدا رها شدن

پدر و مادرا وقت ندارن، اوضاع بحرانیه

اوه... بحران

بحران هم شده بهونه

چند تا کارتن‌خواب کلافه‌مون کردن، همیشه هم همونان

بی‌خانمان هستن ولی همیشه همون پشت چراغ‌قرمزن

یه سکه بهشون دادیم

چون یکشنبه بود، ولی این کار اونا رو پررو می‌کنه. معلومه

پس بیکارها چی‌کار کنن؟ اوه، بس کن دیگه

بعضی‌ها براشون می‌صرفه که بیکار بمونن. راست می‌گه

بیکار داریم تا بیکار. همه‌ش به اراده بستگی داره

خواستن توانستن است

پس امنیت شغلی چی؟

جوون‌ها دارن فدا می‌شن. تو کارمند دولتی؟

آره، که چی؟ کسی که معلم مدرسه‌ست

امنیت شغلی داره. خب که چی؟

استاد، نه معلم مدرسه

امنیت شغلی داره ولی بنز نداره

علاقه‌ای هم به خریدنش ندارم

باورنکردنیه

چرا آدم باید مدام بیشتر دربیاره؟

که چی بشه؟ که بتونه کادوهای آبرومندانه بخره

اوه نه! که نه جیبی باشن و نه

باز مثل دفعه قبل شروع نکنید

آره، موافقین درباره مهاجرت حرف بزنیم؟

بابا راست می‌گه، سیاه‌پوست تو فرانسه زیاد شده

آهان، بفرما

من که نگفتم

چی گفت؟

الان که نمی‌خوای سیگار بکشی؟ بهم قول دادی، صبر کن دسر بیاد

مامان، بذار راحت باشه. تو دیگه شروع نکن

وسط غذا آخه؟ (آه می‌کشد)

اجازه می‌دی؟ همیشه که جشن نیست

راستی، داشت یادم می‌رفت

دارو؛ نزدیک بود یادمون بره. آه

آه، آره

چقدر تقدیم کنیم؟

خواهش می‌کنم، واسه ۴۷ فرانک و ۷۰ سانتیم... می‌بینی بابا

الان این خیلی مؤثره

ممنون بچه‌ها

این جدیده، اسمش "استابیل‌گوندیل"ئه

استابیلو... "استابیل‌کاردین"ئه

آره، خودشه. یه نوع بتا‌بلاکر هم هست

ولی با اثر تثبیت‌کنندگی غشایی قوی‌تر

آره، همینه. وقتی تو توضیح می‌دی، روشن‌تر می‌شه

به نظر من بهترین دارو

ترک کردن اینه

باز شروع نکن

دکتر صد بار بهش گفته: "واسه رگ‌هاتون هم که شده سیگار رو ترک کنید."

اگه می‌خوای بمیرم، همین الان مجبورم کن ترک کنم

اوه، بابا! دیدیه، شما که داروسازی

بهش بگید، شاید حرف شما رو گوش بده

چیزی که لازمه، آقای رامیرز

اینه که مراعات کنید، راحته

اینو با سیگار گوشه لبش می‌گه

دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه. (تمسخر)

عسلکم، شوخی می‌کنی؟ من حداکثر یه پاکت و نیم می‌کشم

در روز؟

خیلی زیاده، ما به زور یه پاکت می‌کشیم

همونم زیاده! مخصوصاً که فرقی نداره

متابولیسم بدن همین الانشم کاملاً وابسته شده

فرقی نمی‌کنه. همه همین اشتباه رو می‌کنن

من داروساز نیستم

ولی احمق هم نیستم. هر وقت بخوام ترک می‌کنم

تو؟ شوخی می‌کنی؟ تو که از منم معتادتری

اصلاً این‌طور نیست عزیزم

شاهکار مال خودشه، حتی تو داروخونه هم سیگار می‌کشه

می‌دونم، خواهش می‌کنم. آخه عسلکم

هر وقت بخوام ترک می‌کنم، هزار بار بهت گفتم

آره، ولی هزار بار هم دوباره شروع کردی

خب، حالا که این‌طوریه، بفرما

تا ده روز دیگه لب به سیگار نمی‌زنم

راستی، روز مادر کیه؟ ۱۵ روز دیگه؟

تا ۱۵ روز سیگار نمی‌کشم. تو هم همین کارو بکن

خب دیگه

ایول داری برنارد

متأسفم، من قصد ترک ندارم. اوه، خب، من

بابا، تو هم باید امتحان کنی

همین‌طوری؟ یهویی؟ آره

اوه نه، من جربزه‌ش رو ندارم

تو هم ترک می‌کنی بابا؟

مجبورت نمی‌کنن

شوخیه مگه. گفتیم چند روز؟

پانزده روز

بریم واسه ۱۵ روز

خب، کسی که از دسر محروم نیست؟

سیگار برگ کوچیک می‌کشی؟

می‌دونم بعد غذا دوست داری

بیا دیگه

بگیر دیگه

خب، پس می‌گیم از فردا ترک می‌کنیم، باشه؟

هر جور راحتی. نه، نه

من وقتی یه حرفی می‌زنم، سرش می‌ایستم. فندک می‌خوای؟

نه، نه، راست می‌گی، حق با توئه. گفتیم ۱۵ روز

پس بهتره همین الان شروع کنیم. (می‌خندند)

چپ‌گرای عوضی، مرتیکه

More Farsi Persian subtitles for The Bet

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left