Mistari 200 ya kwanza.
مقامات بندر با نزدیک شدن ما به منطقه دریایی پاسیگ موافقت کردن
کاپیتان تو کابینش حبس شده
پس... کنترل اوضاع کشتی افتاده دست ما
زندانی کردنش هنوزم به دلم نمیشینه
الان دیگه بحثِ به حداقل رسوندن خسارته
ببخشید، بدموقع اومدم؟ بعداً تو کابین فرماندهی میبینمتون
حالت خوبه؟ آره، خوبم
به نظر میرسه یه مدت دوری از این کشتی لازم داری
اومم. خب، نظرت با یه شب اقامت بیرون از کشتی چیه؟
میتونیم یه گشتی تو «پاسئو وارا دِ ری» بزنیم
تو «مارینا» یه چیزی بخوریم
فکر کنم کالین و فرانکی حتی حرف از کلاب رفتن هم زدن
یکی باید حواسش به مارلو باشه
این تقصیر تو نیست، کیت
ببین، تو برو. دلم میخواد بهت خوش بگذره
بعداً با هم گپ میزنیم، باشه؟
باشه
خداییش، دارن میگن تو کاپیتان کشتی هستی. ها؟
آره، میدونم
آخ، جمیل
برنامهت چطور پیش میره؟
دارم آخرین اصلاحات رو انجام میدم
تعجب میکنم هنوز تو رقابت هستی
کالین هم دیشب موقع نوشیدنی خوردن همین رو میگفت
فعلاً
نذار روت تأثیر بذاره. دارم سعی میکنم، ولی آخه اون خیلی
جمیل! تو واقعاً یه بمب انرژی هستی
چه راهی بهتر از خوشگذرونی تو «کلاب اکو» برای گذروندن شبِ مرخصی؟
میتونی اون حرکات رقص جدیدت رو نشون بدی
خیلی دوست دارم، ولی بعد از شیفتِ بارم
باید برای تستِ بازیگریِ مهمِ فردام تمرین کنم
آره، خب، منظورم اینه که
فکر کنم به هر چی تمرین که میتونی نیاز داری، مگه نه؟
خب، با توجه به رقبا میگم. آره
ببین، من و کارول و نصف کشتی هواتو داریم
میترکونی، مگه نه؟
پیش به سوی ایبیزا، ایول.
بیپ بیپ
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی
# و حس میکنم که خورشید قراره بتابه
# بتابه، خورشید قراره بتابه
# من عاشق اقیانوسم
# و حس میکنم که امشب راهیِ دریام
# امشب، امشب راهیِ دریام
# به خاطر توئه که همیشه یادم میمونه
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی، در حالی که یادت تو ذهنمه
# دارم میرم سراغ یه ماجراجویی، در حالی که یادت تو ذهنمه. #
بهترین صندلیِ اینجا. اجازه هست؟
اوه، چه جنتلمنی
خب، من معمولاً صبحها با کاپیتان مارلوِ عزیز گپ میزنم
این چند روز اخیر دیگه برای گشتزنی نیومده
بله. اِ، کیت بهم گفت که سرش خیلی شلوغ کارهای اداریه
ارزیابیِ افسرها
میخواستم بابت کمکی که به جمیل برای تستش کردی تشکر کنم
منظورم اینه که اعتماد به نفسش خیلی بالا رفته
خب، شاید در آینده بتونید با هم یه دوئت اجرا کنید
میدونی، وقتی که یه عضو رسمی و کامل تیم شد
فردا برای نمایش میآی؟
ردیف اول میشینم. مخصوصِ خودت اعلام برنامه میکنم
خودشه. هی، اِ، تو همون... یارو خوانندههه نیستی؟
دیشب تو نمایش همدیگه رو دیدیم
من «گَز» هستم. اینم الکسه. خوبی داداش؟
جک هستم. و بله. فکر کنم دیشب چند تایی زده بودی
آره. آره، احتمالاً. آره. الکس، برای این مرد یه آبجو بگیر. زود باش
چرا من؟ این آقا کل هفته دست تو جیبش نکرده
تولدمه. قانونش همینه، مگه نه؟
من با همین قهوهم راحتم، ممنون. هی، گوش کن. خب
قدیما حسابی اهل حال و حول بودیم، مگه نه؟
واسه همین فکر کردم «بیا ببینیم هنوزم اون کاره هستیم یا نه.»
در واقع، نوشیدنیهای «کلاب اکو» ارزونه
میتونه درست مثل قدیما بشه
نظرت چیه، جکی پسر؟
روزِ آفمه. بیخیال، دیگه چه کاری میخوای بکنی؟
تمام عصر رو میخوای اینجا تک و تنها بشینی؟
جهنم و ضرر! حالا شد یه چیزی
خوشتیپ کنید آقایون، داریم میریم برای یه مهمونیِ حسابی و حال و حول! یس
«اهل مهمونی، بهترین لباساتون رو بپوشید
چون الان در ایبیزا پهلو گرفتیم
خورشید و ساحل و گشت و گذار منتظرتونه
یادتون نره که ما یه طرحِ تبلیغاتیِ مشترک داریم
با کلاب اکو
پس چه اهل تانگو باشید چه رقصهای دیگه
دیسکو کال شما رو تو پیست رقص میبینه.»
سلام. اوه، واو
این کیه؟ با کیت وودز چیکار کردی؟
فکر کردم بد نباشه یه کم به خودم برسم و حال کنم
آخرش ازت یه پارتیکنِ حرفهای میسازم
خب، بریم سراغ بارِ کوکتل
مالِ من یه چیزِ قوی باشه. اوه، آره. حالا شد یه حرفی
ببخشید غولتشن. خیلی خب. یه کم آروم باش
مشکلت چیه؟
بچهها، بچهها، همین الان با دو تا فرشته از «نیوکاسل» آشنا شدم
رفتن یه دستی به سر و روشون بکشن. میرم مخِ مسئولِ بخش VIP رو بزنم تا بریم تو
یه حالِ اساسی بهش بدیم
چه خانمهای خوششانسی. پس اون شبِ مردونهای که میگفتی چی شد؟
اوه، این دقیقاً همون گَریِ همیشگیه
میدونی چیه
پوند شرط میبندم که کیف پولش رو هم «فراموش» کرده ۵
بازم همون؟
آره
اوه. ببخشید
متأسفم، متأسفم
الکس
لوسیا
سلام
شوخی میکنی! عجب تجدید خاطرهای شد
ما دقیقاً ۲۰ سال پیش تو همین کلاب با هم آشنا شدیم. عالیه
از دیدنت خوشحالم. آره، منم همینطور
من الان صاحبِ اینجا هستم. واو
آره، الان حدوداً پنج ساله که اینجام
با یه مدیر کلابِ دیگه شریک شدم
اوه، اِم، شریکِ زندگی یا کاری؟
نه، نه، نه، کاملاً کاریه
تو صاحب کل اینجایی؟
واقعاً تحسینبرانگیزه
و، اِ، تو چطور؟
سال پیش کلی آرزوهای بزرگ داشتی ۲۰
که بیزنس خانوادگی رو به دست بگیری
اِ
آره، آره، دارم تو رویا زندگی میکنم
خونهی بزرگ، ماشین خوب، تعطیلات تو کشتیِ تفریحی
ببخشید
اونجا داره دعوا میشه. هوم؟
اونجا. یه خبراییه
اوه، نه، چیزی نیست. از همین اتفاقای همیشگیِ کلابهاست
اینم از «جوردیهای» خوشگلِ من
لعنتی، یوروم تموم شد. الکس، یه کم پول برسون
قول میدم بهت برگردونم
دمت گرم. دخترا! چی بهتون گفته بودم؟
هی، عوضی، دستت رو ازش بکش کنار
چی گفتی؟ شنیدی چی گفتم
فکر کردی کی هستی که بیای تو کلابِ من و بهم بگی چیکار کنم؟ ها؟
فکر کنم بهتره هر دو آروم باشیم. آره
ریکو، اون کسی نیست. بیخیالش شو
چرا نمیری لیست شیفتهای فردا رو چک کنی؟
من اینجا سفارش میگیرم. بعداً میام پیشت
بچهها، فکر کنم برم یه نوشیدنی دیگه بگیرم
نه، نمیری، کیت. بیا، بیا وسط
هی! هی! خودشه
اوه، باید رقصِ دو مرحلهای رو بهش یاد بدیم
آره، آره، آره. دو قدم، دو قدم
یک، دو. صبر کن، صبر کن
اول بشکنه بعد دست؟
فرقی نمیکنه. هر کدوم. یا اصلاً یه حرکتِ کمر
چیه...؟ حرکت کمر. آره. خب، آمادهای؟
یک، دو
و بعد به عقب؟
اومدی
داشتم برات پیام میفرستادم
واو، عجب لباسی. فوقالعاده شدی
خودتم بد به نظر نمیرسی. چی؟
گفتم خودتم خوشتیپ شدی
ببخشید که یه کم سرد برخورد کردم. بیا فقط از امشب لذت ببریم
باشه؟ باشه
برید کنار، خواهش میکنم. برید کنار
جک. هان؟
پلیس تا یه دقیقهی دیگه میرسه
اسم قربانی ریکو روییز بود. یکی از صاحبانِ کلابه
باشه. خب، خودش افتاد یا هولش دادن؟
خب، آثارِ درگیری کاملاً مشخصه. آره، همه جا هم پول ریخته
ممکنه سرقت بوده باشه؟ احتمالاً
به جز بالکن
فکر کنم این تنها ورودی به دفتره، پس
قاتل میدونسته اون اینجاست و اومده سراغش
ممکنه. یه کم پیش هم تو بار یه جروبحثی شد
بین ریکو و لوسیا
اون یکی صاحب کلابِ. یه دعوا هم با یه کلهخرِ محلی داشت
خب، اِم، شاید اون بتونه چیزی بهمون بگه. آره
همین دور و بر منتظر بمونید. فعلاً جایی نرید
دمت گرم. ممنون
هنوز دارن از همه بازجویی میکنن. یه کم طول میکشه
خیلی خب، ببین، وقتی اجازه پیدا کردن که برن
همه رو برمیگردونیم و تو کشتی یه برنامه ویژه میذاریم
تا حالشون یه کم جا بیاد
هی، لوسیا. خوبی؟ بله
نه. نمیدونم
ببین، مطمئنم همه چیز درست میشه
میدونی، پلیس قضیه رو حل میکنه و
بیا اینجا
ممنون
ببین، اِم، ما داریم برمیگردیم به کشتی، ولی
اگه بخوای، من میتونم بمونم
نه
از دیدن دوبارهت خیلی خوشحال شدم ولی الان شرایطش رو ندارم
باشه
اِم، صبر کن. اِم، این شماره تلفن منه
یه وقت بهم پیام بده. حتماً
ما یه کم دیگه اینجا میمونیم
تو داری برمیگردی؟ اِ، آره
عجب شبی شد، همه چیز یهو به هم ریخت، نه؟
نقشههام رو با اون دو تا دخترِ اهلِ شمال نقش بر آب کرد
اِ، ولی به نظر میرسه تو شانس آوردی
بوی عطر هم که میدی. یه جنتلمن هیچوقت لو نمیده
میبینمت
میتونیم نگاهی به دوربینهای مداربسته بندازیم؟
اون مردی که قبلتر داشت با ریکو حرف میزد
پاکو مارین بود. اون برای کارمن ریورا کار میکنه
رئیسِ یه باند جنایتکارِ محلیه
رو کاغذ یه غولِ املاکه
ولی همه میدونن که تو هر کار کثیفی دست داره
No comments yet. Be the first to leave one.