Mistari 195 ya kwanza.
اون عاشق زندگی بود
نمیگم که امت بیمار نبود
ولی هیچوقت اجازه نمیداد بیماری روحیهش رو تضعیف کنه
شور و اشتیاق زیادی برای زندگی داشت
...امت
باعث میشد قدردان حال و زندگی خوبتون باشین
چون با اینکه روی تخت بیمارستان افتاده بود
از خیلی آدمهای سالم و روپای دیگه سرحالتر بود
عاشق خندیدن و مردم بود
واقعا متاسفم که اون رو از دست دادین
از دستش ندادم. امت رو ازم گرفتن
امت چیزی درمورد اتفاقاتی که توی لایفکر افتاده بود نگفت؟
روز آخر یعنی پنجشنبه، باهاش صحبت نکردین؟
اون موقع دیگه گوشیش کار نمیکرد
چهارشنبه و پنجشنبه سعی کردم باهاش تماس بگیرم
...و قبل از اون هم گفت که
اوضاع یهکم درهمه ولی خب خیلی توضیح خاصی نداد
نمیخواست نگرانم کنه
حتی درمورد صبحانهای که خورده بود هم داشت شوخی میکرد
گفت که کنسرو تن ماهی و کراکر خورده
و ازش لذت برده
گفت خیلی خوشمزه بوده
امت من جنگجو بود
و اونوقت بهم میگن با میل و خواست خودش مُرده؟
با عقل جوردرنمیاد
به هیچ عنوان
برنده قرعهکشی ماهانهی نایتمووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیشتر در کانال تلگرام
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
«ترجمه از: عاطفه بدوی و فاطیما موسوی » Atefeh Badavi & Fatima
حالتون چطوره؟ ما رو یادتون میاد؟ - بله آقا -
حکمش رو هم گرفتم
آدمهای دیگهای هم اون تو هستن؟ - بله آقا -
خب بگو بیان بیرون
رمی - سلام دوستان -
به همه بگو بیان بیرون
تا کارمون تموم بشه
باید همینجا منتظر بمونین. مفهومه؟
ممنون میشیم
خب همگی برین و هرچی میبینین رو مستند کنین
بله قربان - چشم کاپیتان -
هیچوقت به بوی متعفن مرگ عادت نمیکنم
آره. برای همینه که از حسابداری خوشم میاد
فکر کردم هیچ آب و غذایی باقی نمونده
آره، به غیر از این بستههای بطریهای آب که روهم روهم جمع شدن و تا خود سقف رفتن
همه جا هم که پر از غذاهای کنسرو شدهست
داروخانه قفله، ولی به زودی واردش میشیم
این رو ببین
سه تا نسخه برای مورفین پای همهشون هم امضای آنا پو خورده
یکی اینها رو تو طبقه هفتم پیدا کرده
دقیقا عین همونیه که ناکامارو گفت
یاد گرفتم که دیگه از هیچی تعجب نکنم
ولی گاهی اوقات باز هم شگفتزده میشم
چهارتا شاهد داریم که همهشون یه داستان واحد رو تایید میکنن
پو اومده طبقه هفتم تا به زندگی یه سری از بیمارها پایان ببخشه
حالا هم که سرنگ و ویالهای دارو پیدا کردیم و اسم و مهر پو هم پای نسخههای تجویز شده دارو خورده بود
بهنظرت همینها کافی نیست؟ - نه -
دوتا از شاهدها گفتن پو مستقیم بهشون گفته
قصد تزریق دوز کشنده به بیمارها رو داره
اون دکترها و پرستارها
خودشون داوطلبانه توی اون بیمارستان کار میکردن
و بعدش توی سختترین شرایط ممکن پنج روز تمام اونجا موندن
چطور ممکنه قصد کرده باشن به بیمارهاشون آسیب بزنن
و بکشنشون؟ - نمیتونیم که شواهد و مدارک رو بریزیم دور -
باید ثابت کنیم که پو و اون دوتا پرستار
نه تنها به بیمارها دارو تزریق کردن
بلکه با قصد کشتنشون این کار رو کردن
مهمتر از اون، به یه شاهد عینی احتیاج داریم
کسی که موقع انجام این کار اونها رو دیده باشه
.فرانسیس، وینس گفت آخر هفته میخواد ببینتت یه زنگ بهش بزن
امروز حالتون چطوره خانم الن؟ - نسبتا خوبم -
نسبتا خوب؟ - نمیخوام خودم رو چشم کنم -
.بهنظر من که خیالتون راحت باشه از نظر من که وضعیتتون خیلی عالیه
ممنون دکتر - خواهش میکنم -
هنوز منتظر اون دستور پختتون هستم ها - دخترم امروز میارتش -
خوش به حال من پس
خوب شده
یعنی، خیلی خیلی خوب شده
یکی از بیمارهام قبلا تو سنت کلاد رستوران داشته
این دستورپخت خانوادگیشونه
خب
رازش چیه؟
نمیتونم بهت بگم
نمیتونی؟
بهخاطر رازداری بین پزشک و بیمار
عجب
...این خانمه... خدای من
واقعا زن سرسختیه
آدم خیلی خوبیه
کار جدیدت چطوره؟
جوری هست که حواست رو پرت کنه؟
جراحی این کار رو میکنه
ولی تو لحظات آروم و ساکت
هنوزم فکرم درگیره و نگران میشم؟
آره خب قطعا
کاش میدونستیم دارن چیکار میکنن
حداقل میفهمیدیم دارن دربارهت تحقیق میکنن یا نه
راستش رو بخوای وینس
حس میکنم قراره به گناه نکرده مجازات بشم
چرا آخه؟ چرا باید همچین کاری بکنن؟
،چون همه چی به لجن کشیده شده و بالاخره گناهش رو باید گردن یکی بندازن دیگه
آنا، هیچ میدونی چهقدر برای همه عزیز و محترمی؟
...اصلا همچین اتفاقی بعید میدونم همچین اتفاقی بیفته
تنها کاری که کردم کمک به مردم بود
خودم میدونم. میشناسمت
ببین خدا کریمه، خب؟
مراقبمونه. برامون برنامه داره
حقیقت مشخص میشه
واقعا دلم میخواد حرفهات رو باور کنم
تا حالا فرانک مینیارد رو دیدی؟ - نه -
کفشهای گاوچرونی میپوشه و تو محله فرانسویها با ترومپت موسیقی جاز میزنه
آدم جالبیه
مثل بقیه آسیبشناسها نیست - نه بابا اصلا آسیبشناس نیست که -
وایسا ببینم، چی؟ پس چطور مسئول پزشکی قانونی شهره؟
خب انتخابش کردن
مردم عاشقشن، برای همین مدام برای این پست انتخاب میشه
پس یعنی پزشک نیست؟ - چرا پزشکه -
متخصص زنانه
دفترش تو یه موسسه تدفینه؟
.آره موقتا اومدن اینجا دفتر قبلیشون رو سیل برده
شرمنده بوچ. اینجا خیلی بهم ریختهست
وقتی سیل اومد مجبور شدیم سریع همه چی رو برداریم و فرار کنیم
اسمتون ویرجینیا بود؟ - بله -
ویرجینیا میدونی ریشه کلمه پزشک قانونی از کجا میاد؟
نه متاسفانه
معنیش متولی دعاوی پادشاهیه
از منشور کبیر گرفته شده
اون قدیمها این طبیبها اهمیت بالایی برای مقامات سلطنتی داشتن
ولی خب دیگه این روزها
بیشتر سرو کارمون با اجساده
و این ما رو به گزارش کالبدشکافیتون میرسونه
بشینید
یه مشکل بزرگ داریم
و اون چیه؟ - نمیتونم بهتون بگم قتلی صورت گرفته یا نه -
چرا؟ - چون اجسادشون بهدرد نمیخوره -
یه هفته در معرض گرما بودن و تجزیه شدن
حتی نمیتونیم یه نمونه خون دقیق ازشون بگیریم
گمون میکنم که داروها میتونن در بافتهای سختتر
مثل کبد یا مغز
یا حتی تجمعات مایع شکمی آثاری از خودشون به جا بذارن
شما آسیبشناسین؟
نه، ولی با یکی صحبت کردم. راستش با دوتاشون
ولی اونها جسدها رو از نزدیک ندیدن
درهرصورت ما باید نمونههای بافتی رو بررسی کنیم فرانک
دستورش از دادستانی کل اومده
خیلیخب
بهش میگم اینطور گفتی
اوضاعم رو نمیبینی؟
سرم خیلی خیلی شلوغه
ولی یه کاری میکنم
زنگ میزنم تیم کالبدشکافی فدرال بیان
میگم نمونهبرداری کنن و بفرستن آزمایشگاه
فقط بهخاطر گل روت بوچ
ممنونم فرانک
واقعا ازت متشکرم
مگه کار مینیارد جمعآوری شواهد و مدارک نیست؟
پس چرا نشسته سرخود تصمیم میگیره دلش میخواد چه کاری رو انجام بده یا نده؟
بیخیالش. نمونههای بافتیمون ردیف شد
پزشک قانونیه. تو حوزه اختیاراتش نیست که در این مورد نظر بده
ببین ویرجینیا
جامعه پزشکی تو این شهر خیلی باهم اختن
و مینیارد هم عضو همین جامعهست
وظیفهش اینه که روی شواهد و مدارک تمرکز کنه
هم مینیارد هم بقیه پزشکها نمیشینن دست رو دست بذارن
و ببینن همچین بلایی سر یکی از اعضای جامعهشون میاد که
باید خودت رو واسه این اتفاق آماده کنی
سلام عزیزم
روزت چطور گذشت؟
خوب بود
امروز با خانوادهت صحبت کردی؟
آره کمی با خواهرم حرف زدم
پروندهت چطور پیش میره؟
چیز جالبی برای گفتن ندارم
دفترچه طراحیت رو برات آوردم
گفتم شاید باعث بشه بخوای نقاشیهای جدیدی بکشی
مثلا از اون فرشتهها
ممنون بوچ. ولی هنوز... حسش رو ندارم
باشه. نقاشیهات رو دارن تو گالریها میفروشن
این هم خوبه، مگه نه؟
شاید همین روزها شروع کنم
باشه
برم یه شامی حاضر کنم
مرغ و بروکلی داریم - باشه -
الو؟ - سلام. منم. حدس بزن چی شده؟ -
یه نفر از خود مموریال میخواد باهامون حرف بزنه
چه عجیب. کی هست؟
بالاخره رسیدین
آرتور شیفرم - ویرجینیا رایدر -
برایانت کینگ. از آشناییتون خوشوقتم
بفرمایین تو
باهاتون تماس گرفتم چون داشتم پوشش تلویزیونی
کارگرهای سردخونه رو که در حال جمعآوری اجساد مموریال بودن تماشا میکردم
و اصلا باورم نمیشد اون تعداد جسد
از کلیسا بیرون کشیدن
چرا؟
چون روز چهارشنبه
No comments yet. Be the first to leave one.