Mistari 200 ya kwanza.
.انگار باید تمام روز رو اینجا وایسیم
.آره
.آهای تو خوبی؟
.البته .هی،چشم کورتو باز کن
!هی،نزدیک بود بزنی به ما
چشماتو باز کن حواست کجاست؟
.اینو نگه دار
هی هی !اول از همه مراقب حرف زدنت باش
دوماً،آدم موقع دوچرخه سواری !هندزفری گوشش نمیزاره
سوماً،داری خیابون یه طرفه رو برعکس پایین میای
.که دویست دلار جریمشه
.و آخر از همه، معذرت خواهی کن
.من از تو معذرت خواهی نمی کنم - ...از من نه -
.از اون
.متاسفم - .ممنون -
.مواظب باش
چطور می تونم کمکتون کنم؟ - هی -
.من بدون تو می میرم،متشکرم
.اون یکی مال جناست- .گرفتم-
.تو اتاق سوم جلسه ست
چی؟
چه خبره؟
.کسی نمی دونه، بهتره عجله کنی
.اوه، نه
.نه،نه،نه،نه،نه
.الان نه
حقیقت داره؟
آره،استارک با یه گاراژدار .قرارداد سه ساله بسته
.اسم یارو "جفوردز" ــه
.بعدش استارک به یه جلسه دادگاه فراخونده شد
اگه جفوردز با این کارش باعث بشه که اداره منزوی بشه
.می کشمش
.جفوردز داره خودشو می رسونه
.شوخی کردم،اون خوبه
.امروزمو نجات داد
.پس بیاین شروع کنیم
بازپرسی قضایی ممکنه بخواد .تو پرونده ی کاترین مور ازمون جلو بزنه
اونا میگن که ممکنه یه اسلحه پیدا کرده باشن
.که اونو علیه هم اتاقیش استفاده کرده باشه
...این انبردست توی اتاق قربانی
.در هتل پیدا شده
موکل ما تطبیق بدن DNA اونا تونستن اون رو با
.و همینطور اثر انگشت اون و قربانی رو
می خوایم که دو نفر از شما با ما ...همکاری کنه که هرچه زودتر
.این پرونده بسته بشه
.هریس و کاتلی یه تیم تشکیل خواهند داد
.تا یه ساعت دیگه میخوام یه ایده ای گیر بیارین
.اون که یه آلت قتل نیست
جونم؟
.اون یه آلت قتل نیست
!اوه،مکالمه قشنگی میشه
.خانم مور هم همین چیزارو بهتون میگن
...ام... تصور کنین اگه جانت
یه شلوار تنگ پوشیده بود
...و مجبور بود روی تخت دراز بکشه
...و رونش آسیب دیده باشه
...ممکنه بود بتونه پاش رو تکون بده
...ولی برای بالا کشیدن زیپش
...جانت مجبوره از تختش پایین بیاد
...و با انبردست بیفته به جون شلوارش
...یا از هم اتاقیش بخواد
...که زیپشو بکشه بالا،که در این صورت
میشه اثر انگشتش روی انبردست رو .توجیه کرد
.همه ی ماجرا همین بوده
...البته که،انبر دستی که پرت میشه توی کمد
.آلت قتل نیست
.این فقط یه فرضیه ست
.همچنین، نتیجه ای هم از ناخن و لاک روش نگرفتیم
.هنوز مثل روز اول داره می درخشه
اگه خانم مور از انبردست ...توی یه قتل کثیف استفاده کرده باشه
.ناخنش باید می شکست
.خواهر من یه آرایشگره
!خوش به حالش
ببخشید،شما کی هستین؟
.مارتینا گارتی،سال اولیم
صبر کن،صبر کن .مارتیه
.سلام عزیزم
.داریم میریم برنامه خواهرزادتو ببینیم
.اون گوینده ست .مجبورش کردم کروات بزنه
...میتونیم بیایم توی شهر ببینیمت
.بعدش بریم بیرون ناهاری هم بخوریم
خواهش می کنم نیاین مامان .به خاطر این زنگ نزدم
.آلبرت، بزن بریم - چی شده؟ -
.فکر کنم امروز سرکار گند زدم
!قرار نیست اتاقتو پس بگیریا
.هی،فکر می کردم امروز صبح مصاحبه داری
.نه،منتظرم ...اگه اخراجت کردن
.می تونیم باهم یه تیم خواهر برادری تشکیل بدیم
.خفه شو آلبرت چی شده؟
امروز یه جلسه مهم داشتیم و منم صحبت کردم
.و دیگه باید ساکت بشم
نه مارتی .تو باید نظرتو بگی
...آره،من تازه
چهار هفتست اینجام،و بهم اعتماد کن این یکی کاملا فرق داره
.که از ترنتون سر از دادستانی دربیاری
.اوه،نه
.خیلی خُب،یه نفس عمیق بکش و آروم باش
.لوک آرونسون می خواد منو ببینه
اون کیه؟ .مثل یه اسباب بازی باهات رفتار کرد
.اون یه وکیل ارشده،خبر خوبی در انتظارم نیست
...نه نه،اون احتمالا فقط
.فکر میکنه که تو خوشگل و باهوشی
قدش کوتاهه؟ .مردای قد کوتاه دوستت دارن مارتینا
مامان باید برم .بعدا بهت زنگ می زنم
."نمیدونم تو این قضیه باهات هستم یا نه "بیل
.اشکالی نداره
.باشه
.نه،ولی بذار خبرشو بهت بدم .بای
داناوان استارک خیلی ازت ممنونه
بابت همکاری با اون تو پرونده ی مور
و تو رو برای پرونده ی .یه قتل دیگه انتخاب کرده
.حالا بین تازه کارها به یه سنبل مقاومت تبدیل شدی
.ولی نگران نباش،من حواسم به اونا هست
.پرونده الی فوردهام
قتل درجه دو
.برای اتهام قتل استادش
... دادستان گفته با دو نفر
رابطه نامناسب داشته
و تا جایی که جستجو کردیم
.آلت قتلی پیدا نشده
.پس سکس مشکل این پرونده ست
!البته،چون سکس همیشه دردسر سازه
.دادستان ادعا می کنه که انگیزه قتل همین بوده
ولی مدرکی دال بر این موضوع وجود نداره
.و نه شاهدی
...ولی نشونه هایی از درگیری دیده شده
.الی هم زیر ناخن پروفسور پیدا شده DNA
...اون گفته که وقتی رفته اونجا،پروفسور مست بوده
.و غیرقابل کنترل
...خدمتکار پروفسور رابینسون
.جسدش رو صبح روز بعد پیدا کرده - .آره -
دلیل مرگش سکته مغزی گزارش شده
و اثر انگشت الی فوردهام از روی دستگیره در برداشته شده
.درحالی که اثر خون روش دیده شده
.بیا بریم ناتالی رو ببینیم
اوه
.هیچکدوم از استادهای من مثل اون نیستن
.ما همه انرژیمون رو روی بازپرسی میذاریم
.تا بالاخره یه آلت قتل یا یه شاهد رو پیدا کنیم
.اون سرعت خوبی داره- .خوبه-
.یادت باشه مسئولیت اثبات، به عهده اوناست نه ما
از اونجاییکه الی الی بازداشت نیست می تونم باهاش حرف بزنم؟
نمی خوام جلسه اول دادرسی تازه برای .اولین بار ببینمش
.منظورم اینه که این دادگاه شبونه نیست درسته؟
دادگاه های شبونه اینطوری کار میکنن؟
.دستیارم برنامه کلاسهای اون رو داره
ولی سرزنشش نکن .سعی کن بهش آرامش بدی
و بهش بگو موهاشو درست کنه و .برای دادگاه لباس مناسب بپوشه
.ممکنه کلاس کاریشو بالا ببره
.ممنون بابت فرصتی که بهم دادین
.دارم لحظه شماری میکنم که جز تیم بشم
تو این فرصت خوب رو مدیون .یه بچه ی کامبوجی هستین
سومین نفرمون فعلا درگیر .کار فرزندخواندگیه و نیستش
.اون و شریک زندگیش دارن بچه دار میشن
.و ما تورو داریم
.یه برد حسابی
الی
من مارتینا گارتی هستم ."از شرکت "استارک و روآن
شما برای وکلای من کار می کنین؟
.آره اینجوری هم میتونی بگی
...خیلی بد بنظر میرسه که اون شب
.رفتین به آپارتمان پروفسور رابینسون
.خودش بهم گفت
.چون قرار بود از فرداش استاد راهنمای جدید من باشه
...که متاسفانه این گفتگو
.رو در رو بوده و هیچ شاهدی هم براش نیست
.پس هیچ راهی برای اثباتش نداریم
و وقتی که تو بهش پیام دادی که ...درخواستش رو قبول کردی
.اون بهت گفت که نیا
.اینجوری بنظر میرسه که تو یه چراغ قرمز رو رد کردی
موبایلم افتاد تو آبمیوه و من هیچ وقت .اون پیام به دستم نرسید
.از طرفی ساعت 8 بود
...اینجوری نبود که مثل یکی که ساعت 2نصفه شب
.داره تعقیبش میکنه برم و در خونش رو بزنم
حرفمو باور می کنی،مگه نه؟
جای دیگه ای هم هست که بتونیم باهم حرف بزنیم؟
نه جعبه پیتزایی نه لباس کثیفی؟
.من کمک هزینه ی تحصیلی می گیرم
.با خواهر و مادرم زندگی می کنم
...الی عزیزم
مهمون داریم؟ چیزی نیست مامان
.این مارتیناست
.مامان
.مامان من کاملا لباس نمایشم رو فراموش کردم
تمومش کردی؟ - .من هنوز مجبورم آستینشو سجاف بزنم -
.مامان
.اون مریضی "انسفالوپاتی" داره
.هیچ راه درمانی نداره
...اگه برم زندان
.نمی خوام جسی بره یتیم خونه
.متاسفم الی
پدرت کجاست؟
کی می دونه؟
.بیا درمورد ارتباطت با پروفسور رابینسون حرف بزنیم
اوه خدایا،دوباره؟
.من تمام حقیقت رو گفتم
.تا زمانی که سعی کرد باهات بدرفتاری کنه
.اون مست بود
.هیچ وقت اینجوری ندیده بودمش
.باشه
No comments yet. Be the first to leave one.