DuckTales

DuckTales

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 3

Maelezo ya toleo

DuckTales S03E20 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Ducktales S03E20 720p WEB-DL 30nama
Maoni na SubMatrix
🔴 30nama | SubMatrix 🔴

Lebo

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
Yamechapishwa tarehe: 2021-09-01
Upakuaji: 32
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 171 ya kwanza.

آماده شو تا توسط دزدهای هوایی تصرف بشی

‫ببخشید، دن. بعدا بهت زنگ میزنم

فعلا سرم یه کم شلوغه

‫اسم من دن نیست!

‫من "دان کارناج" هستم، ‫همون کسی که تو رو مشغول نگه داشته

‫نگران نباشین. ‫"هایر فور هایر" تضمین می‌کنه که

یا سالم به مقصد برسونه یا پول رو پس بده

‫"کیت کلودکیکر"

امروز افتخار دزدیدن

چه چیزی رو ازت دارم؟

ببخشید. چی گفتی؟

فکر کنم سخنرانی خفنت رو نشنیدم

میشه بیای نزدیک‌تر و از ول

کلمه به کلمه تکرارش کنی؟ - ...گفتم -

‫آماده باشین! ‫خیلی وقته از این حرکت ها نزدم

ولی مطمئنم این حرکت

با یه هواپیمای باری بزرگ هم جواب میده

‫آماده شو تا تصرف بشی!

‫بچرخ ببینم!

تقاص کارت رو پس میدی، کلودکیکر

‫باورم نمیشه کار کرد!

حالا بگین ببینم خلبان افتضاح کیه؟

‫چی شد؟!

‫بندازش بیرون! بندازش بیرون!

‫بندازش بیرون! بندازش بیرون!

وای... اشتباه شد

‫"محموله‌ی گمشده‌ی ‫کیت کلودکیکر"

‫خیلی بهت افتخار می‌کنم!

پسرم تنهایی هواپیما رو به پرواز در آورده

هیویی، کارش عالی نیست؟

آره، تا الان که عالی بوده

‫آره، آره، عالیم. ‫خودم میدونم

خب، اون دکمه ای که ترفند های

مرگبار رو فعال می‌کنه کجا هست؟

میخوام دور خیلی خاص خودم رو بزنم

عزیزم، همین الان هم خیلی خاص هست

با مقاومت هوای زیادی که وجود داره

‫داری یه هواپیما به این بزرگی رو ‫ رو ثابت نگه میداری

‫منظورم اینه، ببین آخه!

همینه! همینطوری ثابت نگهش دار

هر کسی میتونه این کار رو انجام بده

حس می‌کنم چندین ساعته که ثابت نگهش داشتم

‫یه ساعت شده. ‫یه ساعت!

‫آره، یه ساعت که فقط مثل یه خلبان ‫ معمولی کار های معمولی انجام دادم

‫میتونستم تو این یه ساعت ‫حرکات باورنکردنی بزنم

مثل این

‫و همه میگفتن ‫"واقعا دویی همچین کاری کرد؟"

به جای این کار ها

بهتره رو پرواز کردن بدون خطر تمرکز کنی

شاید تو هم بهتر باشه رو کتاب یا یه چیز دیگه تمرکز کنی

‫همین کار رو دارم می‌کنم! معمای گمشده‌ی ‫ بعدی "سنگ آنچه که بود" هست

سنگ بازمونده ای که خاصیت های اسرارآمیز داره

دفترچه‌ی فینچ به طور مبهمی درباره‌ی سنگ اینطور ادعا می‌کنه که

‫"چیزی که یه زمان دو تا بود، یکی میشه"

‫خبر خوب اینه که یه نفر همین الان هم ‫پیداش کرده!

خبر بد اینه که "فاول" پیداش کرده - وای نه -

ولی خبر بهتر اینه که چند سال قبل گمش کردن

چه نوساناتی داریم

‫از خلبان به کمک خلبان، ‫آماده ای به تنهایی هواپیما رو فرود بیاری؟

بدون خطر و بدون خودنمایی

واقعا؟ داری توانایی های من رو محدود می‌کنی، مامان

دیدی؟

یه فرود خوب و ساده هیچ مشکلی نداره

ساده؟! دویی داک هیچ کاری رو ساده انجام نمیده

‫منظورم عادی بود! ‫آسون! معمولی!

‫داری بدترش می‌کنی!

‫دویی اینطوری انجامش میده...

"هایر فور هایر"

فکر کنم خیلی وقته که استخدام نشدن

‫بر اساس یه مخابره‌ی شنود شده‌ی "فاول"

خلبانی که استخدام شده بود تا سنگ رو منتقل کنه

...اسمش - کیت کلودکیکر، صاحب سرویس و خلبان تک‌خال -

‫و میخوام ورود شما به ‫"هایر فور هایر" رو خوشامد بگم

احساس می‌کنم میشناسمش

‫شرکت باربری ای که توسط خلبان افسانه ای،

‫"بالو وان برون‌والد" و تیمش تأسیس شد

‫و حالا توسط دستیار دوآتیشه‌اش اداره میشه که معلوم شد خلبان کاملا قابل اطمینانی هست

یعنی من، کیت کلودکیکر

مرسی که ما رو استخدام کردیم تا شما رو به آسمون ها ببریم

به این میگن خاص

ببخشید. دنبال آقای کلودکیکر هستیم

از طرف بانک که نیومدین. درسته؟

میدونم موعد پرداخت قسط هواپیما چهارم بود

و امروز دهم هست ولی در دفاع از خودم باید بگم

‫اگه از دیدگاه من به موضوع نگاه کنین، ‫من ریاضیم خیلی بده

ما درباره‌ی یه چیزی که شما سال ها قبل تحویل دادین، چند تا سوال داریم

‫ببین کی اینجاست، دلا داک! ‫خیلی وقته که ندیده بودمت

سلام... رفیق

بیخیال. من رو که یادته

با هم رفتیم مدرسه پرواز

تو کلاس پشتت می‌نشستم

خودکارت رو قرض گرفتم و گمش کردم

من همون پسر خفنه‌ی ابرسوار بودم که رو

پدل برد خودم ترفند های خفن اجرا می‌کردم

اوه، کیت اسکای‌پرنسر

خیلی وقته که این اسم رو نشنیده بودم

‫تا حالا ندیده بودم یه هواپیمای واقعی رو ‫به پرواز در بیاری

‫ولی پسر، قبلا با ملایمت مثل یه غزال ‫رو ابر ها می‌رقصیدی

هنوز ابرسواری می‌کنی؟ - نه -

دیگه گذاشتمش کنار

به علاوه، یه خلبان شدم

یه خلبان تک‌خال

درسته. خلبان تک‌خال

‫مثل "مولی کانینگهام". ‫خب، اون هم خلبان تک‌‌خال بود

شما با هم بزرگ شدین. مگه نه؟ اون الان چیکار می‌کنه؟

خب، اون هم مثل من بزرگ شد

چیز بهتری رو شروع کرد

میتونم بگم هر دوی ما زندگی خوبی داریم

‫و ابرسواری کن!

‫گل کاشتم!

همیشه ابرسواری یا هرچی که اسمش هست رو

دوست داشتم

‫اینطوریه که من انجامش میدم!

شگفت‌انگیز بود

‫مگه نه؟! ‫صبر کن ببینم. تو کیت هستی

الگوی من از ویدیویی که همین یک دقیقه پیش نگاه کردم

‫همه چیز رو یادم بده!

هر خلبان تک‌خالی میتونه از یه دستیار

خودنما، تیکه کلام دار و ابرسوار استفاده کنه

صبر کن. آره

‫و همونطور که ما شناخته شدیم، ‫من یه خلبان تک‌خال هستم

‫میشیم مثل من و بالو. ‫فقط تو نقش من رو بازی می‌کنی

‫دویی از پسش بر میاد؟ که فکر می‌کنم دویی ‫هم اسمت هست هم تیکه کلامت

آره - خلبانیت چی میشه پس؟ -

بیخیال! ابرسواری خیلی بهتر از پرواز با هواپیما هست

بچه‌ات رو حمایت کن

مهم خوشحال بودنت هست

خب، شما آدم های خوب

من و دستیارم رو برای رفتن به کجا میخواین استخدام کنین؟

هیچ جا. فقط میخوایم درباره‌ی یه بسته ای که قبلا تحویل دادی بدونیم

خب، من چیز های زیادی تحویل میدم

چون همه موافقن که من کارم حرف نداره

برای همین باید یه کم دقیق‌تر صحبت کنی

‫این رو میگی. فهمیدم. ‫برمیگرده به مدت ها قبل

یه کرکس پیر استخدامم کرد تا تحویل بدم

‫ولی تو حمل‌و‌نقل وقتی که ‫دزدهای هوایی بهم حمله کردن، گمشد

بدون شک هیچ غفلتی از طرف من صورت نگرفت

‫درسته. باید گزارش پروازت ‫برای اون مرسوله رو ببینیم

من گزارش نگه نمیدارم

پس، فکر کنم باید استخدامم کنی تا ببرمت اونجا

حتما. من با اون قراضه جایی نمیرم

درست میگی. قراضه‌ی خودت بهتر از مال من به نظر نمیرسه

ممنونم که ما رو استخدام کردین تا ببریمتون تو آسمون ها

هواپیما امن ترین وسیله حمل‌و‌نقل هست

‫اه!

چه اتفاقی اون داخل داره میفته؟

کی داره هواپیما رو میرونه؟

آروم باش. کمک خلبانم حواسش هست

‫باورم نمیشه که داری من رو ‫مسئول این کار قرار میدی!

‫خیلی عصبانیم می‌کنه! تا همه‌ی ما رو ‫به کشتن ندادی، برو بیرون

‫پس میخوای نا فرمانی کنی، کرو بی؟

!برو بیرون - نمیتونی من رو بندازی بیرون -

برای پیدا کردن سنگ به من نیا

هنوز باید پولم رو بدی

ای بابا

‫ایده خوبیه. ‫تو هواپیما رو برون

و من به دستیار جدیدم همه چیز رو درباره‌ی ابرسواری یاد میدم

پشتک دوبل

بد نبود - مطمئنی همون چیزی رو دیدی که من دیدم؟ -

آره، به نظر میرسه برای قدم بعدی آماده‌ای، قانون شکن کوچولو

‫زانو هات رو صاف کن!

‫دوباره باهم دیگه ملاقات می‌کنیم، ‫کیت کلودکیکر

کاپیتان، داریم به جزیره نزدیک میشیم

و همونطور که گفتی، فاول برای پیدا کردن این سنگ رمزآلود

پول خیلی زیاده قراره بهمون بده

‫پس، "گند نزنین، به‌درد نخور ها"

‫درسته، "پگ لگ مگ". مرسی که ‫حرف های خودم رو به خودم تحویل میدی

‫کیت رو فراموش کن. ‫اون دومین دشمن عالی و بزرگ من هست

‫پشتش... ‫"دوفورد دینگوس" داک!

دوتا از بزرگ‌ترین دشمن‌های خونی من تو دیدرسم هستن

منظورم اینه، قطعا این سرکش ها دنبال همون چیزی هستن که ما هستیم. درسته؟

More Farsi Persian subtitles for DuckTales

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left