Mistari 200 ya kwanza.
همتون می دونین بامزه ترین حیوونای دنیا چی هستن، نه؟
درسته
آدم ها
اونا به مخفی کاری ادامه میدن
و برای حفاظت از اونایی که مستحق مجازاتن قانون وضع می کنن
بهش فکر کنین
هیچی به اندازه زندگی خصوصی دیگران جالب و هیجان انگیز نیست
همیشه همه سعی می کنن به زندگی خصوصی دیگران
ورود کنن و لذت ببرن
پس، یعنی میشه
حریم خصوصی یه نفر خصوصی باقی بمونه؟
واسه همینم من
اعتقادی به زندگی خصوصی بقیه ندارم
چرا؟
چون زندگی هیچ کسی واقعا خصوصی نیست
همشون کثیف و ساختگی ان
ولی یه چیزی رو می دونین؟
مرحوم جونگ یون کیونگ
من به کثیف ترین نسخه از زندگی خصوصی دیگران برخوردم
زندگی خصوصی بکر و دست نخورده
چه کنایه آمیز. جالب نیست؟
پس حالا
من میخوام سریع بخونمش
این زندگی خصوصی ناب و بی نقصی که دیگران دارن با پول ضبط میشه
14سال پیش
قسمت 9
اون چیه؟
اوه، اون. از طرف مادرمه
چطور تونستن به دخترم نه بگن؟ باید چشم بسته قبول کنن
همه اون گوینده های خانم
به گرد پای دختر منم نمیرسن
پس اگه قبول نشدی فکر برگشتن هم به سرت نزنه
می فهمی که چی میگم، نه؟
هر طور شده باید قبول بشی
هنوزم همونطوره
اوپا تو نگهش داشتی؟- چی؟-
آره
حیف وقت
قراره اینجا بخوابیم؟
نه
غذا چی؟- بی خیال بابا-
چطوره این خونه رو خراب کنم و یه خونه ویلایی جدید بسازم؟
نه، ولش کن
دفتر حسابرسی
چرا داری اینو میدی به من؟
میدونی ناب ترین جنس توی این دنیا چیه؟
پوله
و این یه کتاب از سوابقه که با پول نوشته شده
کی اینجا از همه قدرتمندتره؟
متاسفم. یه کار فوری سرکار پیش اومده
واقعا متاسفم
مشتاق دیدار
چه یهویی
تماسام رو ندید می گرفتی
امروز روز مهمیه واسه شما سالگرد ازدواجتونه
اگه میدونستی، چطور تونستی اینقدر جسورانه خودت رو نشون بدی؟
اگه ببیندت چی؟
جناب، حالتون خوبه؟
برو بیرون
شما کی هستین؟- لازم نیست شما بدونین-
لطفا برید کنار
آقای وو سوک هو
آقای وو سوک هو؟
نمیشه عکس بگیرین
عکس نگیرید- ببخشید-
رئیس جونگ ده سانگ
پس وو سوک هو مسئول
کنترل پلیسه
اون عوضی
چون واسه جی کی کار میکنه چپ و راست بهم دستور میده
مرتیکه عوضی
چیکار باید کنم؟
باورم نمیشه داره اینکارو تو سالگرد ازدواجمون میکنه
فکر کنم باید واسه اینکارش ازش ممنون باشم
چطوره بریم طبقه بالا؟
منظورم اینه که راحت تر نیستی تو اتاق حرف بزنی؟
یادت رفته که من از زن های خجالتی خوشم میاد؟
بیا فقط یه نوشیدنی بزنیم
دوباره داری جونگ بوک گی رو می بینی؟
خب، تو بهم بگو. چی فکر میکنی؟
ادوارد، خیلی ترسو شدی
داری از سوالم طفره میری
پیر شدی؟- بزرگ شدم-
واسه مردای بزرگ، زن ها چیزی جز یه سری اکسسوری نیستن
ادوارد، کاملا اشتباه میکنی
زن ها هم بزرگ میشن
اوه، درسته. آخرین خبرها رو راجع به اون آژانس کاراگاهی شنیدین؟
اون زن بیوه یه پروژه جالب راه انداخته
اخیرا، من
بیش از حد مورد توجه قرار گرفتم
منظورتون چیه؟
رئیس جونگ
رئیس جونگ ده سانگ
بله. دارم گوش میدم
تو واقعا علاقه ای به من نداری؟
...نمیدونم منظورتون
خوبه
میدونم که پلیس خیلی کنجکاوه درک میکنم
،هر چند
دیروز آخریش بود
اگه ببینم بازم به من علاقه نشون میدین
منم باید بهتون ابراز علاقه کنم
فکر کنم متوجه شدین که منظورم چیه، نه؟
بله، متوجه شدم
پس، یادتون نره سلام منو به کیم میونگ هیون برسونین
دیگه قطع میکنم
تشریف آوردین، قربان
میدونی چرا، نه؟
بله، میدونم- خب بهم بگو-
بگو چرا
بهشون گفتم پرونده رو ببندن
ولی تیم 3 جرایم خشن همچنان داره بهم علاقه نشون میده
لازم نیست نگران باشین من حواسم بهش هست
این ابله نمیدونه. هیچی نمیدونه
!هی. وو سوک هو
تو اینجا چیکار میکنی؟
شخصیتت اینجا چیه، مرتیکه؟
با اون زنیکه هرزه چیکار کردی؟
رفتی به هتلی که وابسته به شرکتمونه یا نه؟
رفتی، نه؟
وانمود کردی هم اسم لی جونگ هوانی
الان وقت این نیست که با یه زن کلاهبردار اونم فقط واسه اینکه خوشگله بری پی خوشگذرونی
ببخشید
هی
به نظرت اگه سرپرست اوه درموردش بفهمه چی میشه؟
اون از همون اولش هم با برگردوندن اتاق دید مخالف بود
فقط واسه اینکه تو با دخترش عروسی کردی ساکت شد
چی میشه اگه زن وکیلت
درمورد این قضیه بویی ببره؟
ها؟
اگه بره پیش باباش و گریه زاری راه بندازه میخوای چه غلطی کنی؟
آه
و چرا اونجا خوابت برد؟ !احمق بی فکر
روز قبلش خیلی الکل خورده بودم. خیلی معذرت میخوام
مطمئنی الکل بوده؟
چیز دیگه ای نبود؟
آره. مطمئنم
بکش کنار
داری کلی کار واسه شرکتمون میکنی ولی نه به شکل خوبی
خب حالا پلیس چیکار کرد؟
اوه، بیا تو
بشین
مطمئنم سرت شلوغه
بله. می دونین که چطوره
ولی هیچ کدومشون پرونده های مخفیانه که نیستن
حتما سرت گرمه اینه که پرونده هایی که بهت داده بودن رو ببندی و توی اون پرونده هایی که بسته شدن کند و کاو کنی
تازه کارمند یه شرکت بزرگ هم دنبال میکنی واقعا که سرت شلوغه
هرچند معنیش این نیست که قراره به خاطرش بیشتر بهت پول بدن
درمورد پرونده لی جونگ هوان مجبورتون کردن؟
فکر کردم پرونده رو دادین به ما چون تمایل داشتین
یهو پرونده رو ببندین
اشتباه میگم؟
درسته
آره، مجبورمون کردن- کی؟-
کاراگاه کیم
به نظرت تو کره جنوبی کی از همه قدرتمندتره؟
اتاق دید ابداعی جی کی
تو واقعا فکر میکنی اون منحل شده؟
من الان
بیشتر از ده ساله که توی کره پلیسم
اینو میدونم
علی رغم اون، یه حرکتی زدی
پس، حتما خوب میدونی که این پرونده چقدر خطرناکه
تو ممکنه
واسه اینکار درجه ات رو از دست بدی
با این حال میخوای بازم ادامه بدی؟
ازم میخواین چیکار کنم، قربان؟
هی، اینجا چه خبره؟ این چیه؟
داریم بهترین پلیسمون رو می فرستیم مرکز امنیت؟
سونبه نکنی وقتی داشتی پشت رئیس حرف میزدی گیر افتادی؟
میدونستم. همین بوده
حالا چی گفتی؟
واسم سواله چی بوده که اینقدر سریع واکنش نشون داده
هی، تازه کار. این فکرای احمقانه رو از کجا میاری؟
پس با توجه به شرایط فعلی دیگه چه چیزی ممکنه باشه؟
خب پس دیگه من میرم مرکز امنیت
بهم زنگ بزنین. تو هم همینطور
ای بابا چه خبره؟
واسه ناهار میریم بیرون- باشه، نوش جون-
خورشت کیمچی- من صبحونه خورشت کیمچی خوردم-
ای بابا. دوباره؟
من اومدم، سونبه
چیه؟
رئیس ازم خواسته کمکت کنم
کی فکرش رو میکرد رئیس بخواد اینطوری کمکمون کنه؟
ناهار چی بخوریم؟
باید بدون من بخوری من برنامه دیگه ای دارم
چی؟ چه برنامه ای؟
بعدا می بینمت- وایسا-
!سونبه
هی
اولین باره می بینمتون
سلام کن
ایشون نایب رئیس، کیم جه ووک هستن از امروز به ما ملحق میشن
چی؟ نایب رئیس؟
من کیم جه ووکم
سلام
شما مدیر تیم وو سوک هو هستین، درسته؟
سن و درجه ات از من کمتره
پس بی خیال عناوین میشم و غیر رسمی باهات حرف میزنم، سوک هو
No comments yet. Be the first to leave one.