Mistari 197 ya kwanza.
مایکل
وقت رفتنه
نمیتونیم منتظر بمونیم
دوباره داره سطلها رو پر میکنه
مرتیکه احمقه
آخه چرا سطل پر کردن یعنی احمق بودن؟
فقط چون با تو فرق داره ازش خوشت نمیاد
و آدمهایی که باهات فرق دارن رو درک نمیکنی
چرا همش توی اون انباریه؟ اون پایین چیکار میکنه؟
حیوون خونگی داره
چه جور حیوونی؟ نمیدونم. حیوون تو شیشه
ماهی
ماهی؟! گوش کن، نه میدونم، نه برام مهمه
توی انباریِ خودش هر کاری دلش بخواد میتونه بکنه
فقط دست از سرش بردار
ای لعنتی
داری چیکار میکنی؟
اوه
الو؟
الو. گوشیِ مایکل
الو؟
مایکل؟
مایکل؟
صبح بخیر، اعلیحضرتها
خب
کی جواب سئوالم رو میده؟
تو میدی؟
حقیقت رو بهم میگی؟
خب، امم
میخوام یه چیز خیلی مشخص بدونم، باشه؟
یه چیزی
یه چیز خیلی چرت
آیا من
آیا هیچوقت توی سریال «همسایهها» بازی میکنم؟
خب
باشه
باشه، باشه، آره، یه سئوال دیگه
اعلیحضرت، ازت میخوام چندتا عدد بهم بگی
شش تا عدد
الو. حفاظت از حیوانات. بفرمایید؟
آره، سلام. همسایه من توی انباریش میمون نگه میداره
بسیار خب، میتونم اسمتون رو داشته باشم؟
این شماره برای تماس با شما مناسبه؟
نیازی نیست با من تماس بگیرید، خب؟ میخواید ناشناس بمونید؟
نه
میخوام گزارش همسایهم مایکل اسلیپ رو بدم
باشه، میشه یه توضیح کوتاه بدید که
برای چی تماس گرفتید؟ بابا همین الان که گفتم
همسایهم، مایکل اسلیپ، توی انباریش میمون داره
آقا، لازم نیست اینطوری با من حرف بزنید
مگه چطوری حرف زدم؟! دارم گزارش وجودِ میمون رو میدم رفیق
آیا حیوون توی وضعیتیه که نیاز به کمک فوریِ انسان داشته باشه؟
مگه واسه نگه داشتنِ میمون نباید مجوز داشت؟
واسه بعضی گونههای میمون بله، درسته
آیا این حیوون توی وضعیتیه که نیاز به کمک فوریِ انسان داشته باشه؟
خب، به نظرم نگه داشتنِ میمونهای کچل توی شیشه آب
احتمالا واسهشون خوب نیست، نه؟
ببخشید، همسایه شما میمونهای کچل رو توی شیشه آب گذاشته؟
همینو گفتم دیگه. تازه تنشون لباس هم کرده
چندتا میمون؟ سه تا
مطمئنید میمونان؟ نه! راستش مطمئن نیستم چی دیدم
ولی میدونم که از دیدنش خوشم نیومد
خب، هضم این اطلاعات برام یه ذره سخته
نمیخواید یه کم آروم بشید و فکر کنید که
دقیقا چی رو میخواید گزارش کنید و بعد دوباره زنگ بزنید؟
نه. میخوام یکی بیاد و تحقیق کنه
میتونم آدرستون رو داشته باشم؟ آدرسم رو بهت نمیدم
ممنون از تماستون
لعنتی
ای بابا
تانکر آب خالی بود، مجبور شدم برم تا کانال. یه دستی برسون
آره. ببخشید
حالش خوبه؟
یه جوری شده
چِشونه؟ نمیدونم
وقتی نبودم باهاشون حرف زدی؟
سئوالی ازشون پرسیدی؟
نه
باید درباره «کلیا» ازشون بپرسی
میدونم. کی؟
به زودی. هنوز آمادگی ندارم
خب، شاید زیاد وقت نداشته باشی. آخه حالشون خوب به نظر نمیاد
امشب میپرسم
بهتره بریم سرِ کار
آره، درسته، باشه
راستی وقتی رفتی آب بیاری گوشیت زنگ خورد
ولی چیزی نگفتن. یکی اون طرفِ خط بود
ولی فکر نکنم صدام رو میشنید
بریتیش کلمبیا؟ همونه. بریتیش کلمبیا کجاست؟
مایکل؟ هان؟ بریتیش کلمبیا کجاست؟
کانادا
سلام رفیق
آهنگ Float On از Modest Mouse
# اون روز با ماشین زدم به ماشین پلیس
# خب، اون فقط رفت و گذشت، گاهی زندگی بد نیست
# یه کم زیادی حرف زدم و دهنم چفت و بست نداشت
# اوه، مگه چی گفتم؟
# خب، تو فقط خندیدی و همه چی ردیف شد
# و همهمون به مسیرمون ادامه میدیم، باشه
# و همهمون به مسیرمون ادامه میدیم، باشه... #
مایکل؟
# به مسیرمون ادامه میدیم، باشه
# و به هر حال همهمون به مسیرمون ادامه میدیم... #
آره، خودمم
اوضاع رو به راهه
# خیلی خب، همین حالا همهمون به مسیرمون ادامه میدیم
# خیلی خب، همین حالا همهمون به مسیرمون ادامه میدیم
# خیلی خب، نگران نباش همهمون به مسیرمون ادامه میدیم
# حتی اگه اوضاع سخت بشه، همهمون به مسیرمون ادامه میدیم... #
منظورم اینه که
چی...؟
این چه وقتیه که داری میای؟ آره، دقیقا
این چه وقتیه که داری میای؟ باید یه ساعت پیش اینجا میبودی
خواب موندیم
شما دوتا...؟ چی؟
با همید؟
نه! اه
یا عیسی مسیح! داری شوخی میکنی؟! من جای بابای اینم
چه خبره؟
میشه لطفا، بریگهام؟ نه. چه خبره؟
دفتر مرکزی هر لحظه ممکنه برسه اینجا
و اگه انقدر با کمبودِ شدید نیرو مواجه نبودم
و اگه انقدر شدید بهت توی فروشگاه نیاز نداشتم
همینجا درجا اخراجت میکردم. خب
ولی این کار رو نمیکنی؟
امم، نه، که گفتم، نمیتونم چون شدیدا بهت نیاز دارم
خب، اینم از این
مایکل، میتونم با اون دوچرخه درازت یه دور بزنم؟ بریگهام، وقت نداریم
دفتر مرکزی هر لحظه ممکنه برسه اینجا
انگار دارم اینجا مهدکودک راه میندازم
یا سیرک
جواب نده. جواب نده
مایکل، جواب نده
الو، هیلاری؟ باز دوباره این هیلاریِ لعنتی
چیکار کرده؟ مایکل! هیس
باشه. نه، همین الان میام اونجا
باشه
بابام یه موتور برنده شده
باید برم اونجا
بریگهام، موتورم رو لازم دارم
بریگهام
هی، ببخشید، نه، باید اون رو جابهجا کنی عزیزم
باید از اینجا برم بیرون. میتونی ماشینت رو از اونجا رد کنی
بدون اینکه برم روی جدول نمیتونم! خب برو روی جدول
این آئودیه
ببخشید
بابا، اینجا چه خبره؟
امم... هیچی
منظورت چیه "هیچی"؟ این موتور از کجا اومد؟
برندهش شدم. مجله «موتور و نوشیدنی»
دیدی چه بلایی سر چمنها آوردی؟
خب، یه کم از اون چیزی که بهش عادت داشتم قویتره
بیا پایین از موتور
بیا پایین بابا
دارم تازه بهش عادت میکنم
آخ
بابا، این کیسیه. دوستمه، همکارمه
داره توی پروژه پیشگوها بهمون کمک میکنه
اوه
خب، من موتور رو میبرم جلوی خونه
تریسی؟ کیسی
استیسی؟ کیسی. آهان
برایان. از آشناییت خوشبختم، برایان. زیاد دربارهت شنیدم
امیدوارم چیز خوبی نشنیده باشی. میگه خیلی رو اعصابی. عالیه
خب، قضیه پیشگوها به کجا رسید؟
دیگه لابد وقتش شده که شیشهها رو از توی کودها دربیارید
دراومدن. دیشب درشون آوردم
به این زودی؟ آره
و؟ درباره «کلیا» ازشون پرسید؟
هنوز نه. فکر کنم داره
فکر کنم داره خودش رو آماده میکنه. خب، زیاد وقت نداره
وقتی از مرحله پیشگویی رد بشن
شروع میکنن به تحلیل رفتن
آهان، که اینطور
آخه همین امروز صبح هم قیافهشون خیلی داغون بود
و تو رو خدا وقت رو با سئوال پرسیدن ازشون تلف نکن
هر سئوالی که ازشون میپرسی، فرسودهشون میکنه
گندش بزنن
داشتی با سئوالهای الکی وقتشون رو تلف میکردی؟
اوه، اومدن. بابا، داشتم از طرف تو بابت
کثافتکاریِ توی باغچه عذرخواهی میکردم. نگران نباش عزیزم
باید زود برگردیم خونهت. واسه چی عجله داری؟
میتونیم موتورت رو قرض بگیریم؟
دو ثانیه دیگه میام
داری شوخی میکنی؟
هی
سلام. شما صاحبخونهاید؟ بله
آقای اسلیپ؟ مایکل اسلیپ؟ شما کی هستید؟
ما از دانشگاه «اوپن» هستیم
دلیل داریم که باور کنیم یه شهابسنگ خیلی برجسته
دو شب پیش توی این منطقه دیده شده و
ببخشید، چی میخواید؟ دنبال یه شهابسنگ ارزشمند میگردیم
فکر میکنیم ممکنه توی خونه شما باشه
چقدر ارزشمند؟
منظورم اینه که، از نظر پیشبردِ کارهای ما، بینهایت
نه، نه، نه. ارزش مادیش چقدره؟
بستگی به اندازه و نوعش داره
No comments yet. Be the first to leave one.