Outlander

Outlander

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 4

Maelezo ya toleo

Outlander S04E13 Man of Worth 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Maoni na MuhammadAzimi
Nora من فقط تنظیم کردم | مترجم: حسام الدین ✅

Lebo

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
Yamechapishwa tarehe: 2019-02-14
Upakuaji: 49
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 192 ya kwanza.

... آنچه گذشت

بعضی‌ از اوقات مردم کارهای اشتباهی رو انجام می‌دن

.برای دلایل درست

باید اون رو .برگردونید پیش من

فکر می‌کنی که نجات پیدا می‌کنی؟

.باید زنده بمونم

.نمی‌تونم این طوری بمیرم

بخشش اتفاقی که

.افتاده رو عوض نمی‌کنه

.ولی می‌تونه اتفاقات آینده رو عوض کنه

من مطئنم که راجر بچه رو دوست .خواهد داشت

.ما اومدیم که یکی از دوستان‌مون رو آزاد کنیم

ما همه در این دنیای جدید هستیم .نه به خاطر این که اون جدیده

.این زمین‌ها هم به اندازه‌ی هر زمین دیگه‌ای قدیمی هست

... فقط به این خاطر جدید هست

.که در اینجا امید وجود داره

.و امید، درست در مرکز این عشق قرار داره

::. غـریـبـه .::

« قسمت سیزدهم: مردی از جنس ارزش »

:مترجم « Nora حسام‌الدین »

:تنظیم « محمد عظیمی »

.کلیر

نشونه‌ای از راجر بود؟ - .نه -

.ولی موهاک می‌دونه که ما اینجا هستیم

ما باید راه‌مون رو به سمت .این روستا خیلی زود پیدا کنیم

.سلام

.صلح

.ما برای معامله اومدیم

... ما دنبال مردی می‌گردیم

... مردی که ما به شما فروختیم

این رو یادتون هست؟

این مرد. اینجاست؟

.آهاکونسا

.ما برای این مردی که تو این عکس هست، معامله می‌کنیم

من رو یادت هست؟

ما چند ماهه پیش همدیگه رو .تو کارولینای شمالی دیدیم

،مردی که به شما فروختم .اومدیم که اون رو ازتون بخریم

.آهاکونسا

من این رو به شما برمی‌گردونم

.اگر اون مرد رو به من برگردونید

چرا؟

اون مرد برای شما چی داره که این همه راه بخاطرش اومدین؟

.اون برای خانواده‌ی ما مهم هست

.بیاین اونا رو ببریم پیش تواسکه

.اونا اومدن دنبال آهاکونسا

شما حتما باید دوست خیلی .خوب اون باشید

این مردی که شما دنبالش هستید،

برای اون ویسکی آوردین که بنوشه؟

چیزهای آهنی هم آوردین؟

امیدوارم که خیلی .سفر طولانی نداشته بودین

پس اون واقعا اینجاست؟

این مرد توی عکس؟

.شما خیلی اون رو می‌خواین

.بله

ما امیدواریم که .بتونیم با شما معامله‌اش کنیم

.بیایید، نگاه کنید .ما هم پتو داریم، هم قابلمه

ویسکی خوبیه. امتحان می‌کنی؟

.بیا .این رو امتحان کن

.مثل یه چیز جدیده

.چیزی نیست .چیزی نیست

.اون سنگ دندون اوتر رو انداخته به گردنش

اون نمی‌خواد آسیبی بزنه، اون .فقط داره سعی می‌کنه به اون پسر روسری رو نشون بده

.دایی، داستان این نیست

.به خاطر اون سنگی هست که، زندایی انداخته

این رو به عنوان چیزی که بتونیم دوست‌مون رو باهاش عوض کنید، قبول می‌کنید؟

.نه

.ما با شما معامله نمی‌کنیم

.باید همین الان از پیش ما برید

.خواهش می‌کنم

.ما نمی‌تونیم بدون اون بریم

.ما با شما معامله نمی‌کنیم

.کاری نکنید حرفم رو دوباره بزنم .از اینجا برید

.کلیر

.خیله خب

.خیله خب

.ممنون بابت کباب

... سفر طولانی بود

.خیلی وقت بود که همچین غذایی نخورده بودم

مطمئنم که این از هر چیزی که اونا داشتن ... برات آماده می‌کردن بهتره

... توی زندان ویلمینگتون

.قبل از این که اونجا با خاک یکسان بشه

.تو اینجا دیگه باهات بحثی ندارم

.اخبار سریع می‌رسه

.بریانا گفته بود که تو رو دیده

چیزی که نگفت این بود که تو چی کار کردی

.که باعث شد بیوفتی زندان

شایعه شده که تو .با ناظرها هم دست شدی

احتمالا همون ماموریتی بوده که .گفتی جیمی به تو سپرده

یکمی از هر دوتای اینا،

.اگر می‌خوای بدونی

تو همیشه تونستی ثابت کنی .می‌تونی دردسر رو پیدا کنی

بعضی چیزا، ارزش دردسر رو .دارن

حتی اگر اون ریسک اعدام باشه؟

.نگران نباش

من به خواهرزاده‌ات هم گفتم، .که آدم نیستم که به این راحتی‌ها بمیره

آره، خب،

از اونجایی که دولت نتونست لذت دار زدن تو رو نسیب خودش بکنه،

از الان دیگه به طور خاص .دارن دنبالت می‌گردن

این اولین باری نخواهد بود که صورتم .میره رو اعلامیه‌ها

با این که، از همراهی همچین صورتی بسیار خرسندم

فکر کنم که خوب نباشه برای مدت .طولانی یه جا موندگار بشی

من فقط به اندازه‌ای اینجا می‌مونم .که حواسم به اون بچه باشه

تو هیچ نیاز نیست که .خودت رو نگران نوه‌ی من بکنی

.ما حسابی مراقب اون هستیم

اوضاعش چطور بوده؟

خیلی از اتاقش .بیرون نمیاد

وقتی که میاد، به خاطر مطالعه، نقاشی کشیدن،

اون تو ایوان می‌شینه .و همین طور نگاه می‌کنه و منتظره

اون خیلی روحیه‌ی بهتری داشت .وقتی که اعلاحضرت جان اینجا بود

و ببینم این اعلاحضرت کجا هستن الان؟

بهش پیامی دادن که به لالیچ‌برگ برگرده برای کاری

ولی ما انتظار داریم که زود برگردن

.برای اینکه برنامه‌ی عروسی رو بریزن

عروسی؟

.عروسی اون و بریانا

.اون نمی‌تونه با یه کت‌ قرمز ازدواج کنه

می‌تونه،

.و این کارم می‌کنه

.اون به یه شوهر نیاز داره .زمانی نداریم که از دست بدیم

من فکر می‌کنم که تو خیلی به عروسی علاقه داشته باشی از اونجایی که خودتم سه تا داشتی

... ولی هیچ دلیل نمی‌شه که

من یادم نمیاد که سر این موضوع .نظر تو رو پرسیده باشم

.می‌تونی که شامت رو تموم کنی

یولیسیس، اتاق خوابت رو .آماده می‌کنه

.هر طور شما امر بفرمایید بانو

در زمان حضورتون در اینجا، اگر

به هر چیز دیگه‌ای نیاز داشتین .به من اطلاع بدین قربان

.هنوز تموم نشده

.من همین طور پشت هم اشتباه می‌کنم

.نمی‌تونم درستش کنم

اگر من نمی‌تونم حتی این رو هم درست کنم برای چی دارم اصلا خودم رو عذاب می‌دم؟

خبرای خوب، بانو بری، این که .همه‌ چیز به نظر خوب میاد

بچه در وضعیت خوبی .قرار داره

تو قبلا هم اینکارو کردی فیدر؟

بله، من چندین بچه به این .دنیا آوردم

.خودتون رو نگران نکنید

،این خیلی نقاشی زیبایی بانو بری

ولی این بچه‌ی شما خواهد بود .که عالی میشه

.اینجا یه داستانی هست

نمی‌دونم چی هست،

.ولی قطعا یه داستانی داره

من امشب دوباره برمی‌گردم .اینجا بخاطر اون

.نه، نمیشه

من یه داستانی می‌دونم،

زمانی که رفته بودم به قلعه‌ی ویلیام .برای این که تو رو نجات بدم

اون روستا .قلعه‌ی ویلیام نیست

ولی اون موقع تو کمک داشتی .و ... و اونجا رو می‌شناختی

.نمی‌تونی تنهایی بری اونجا

من اصلا مطمئن نیستم که .اون قدری امن هست که امشب اینجا بمونیم یا نه

من نمی‌دونم که اون سنگ چه معنی برای موهاک داره،

من با یه مشت سنگ برنمی‌گردم پیش بری

.اونم وقتی که راجر اینجاست

.تکون نخور

!دایی - !جیمی -

.ما برای سنگ اومدیم اینجا

.اون رو بدین به ما .بهتون آسیبی نمی‌زنیم

... ما این رو به شما می‌دیم

.اگر کمک‌مون کنید که دوستمون رو پس بگیریم

خیلی شجاعانه بود، این رو هم در نظر بگیرید که ما می‌تونیم

این سنگ رو بزور از شما بگیریم .اگر که بخوایم

ولی اون طوری همه‌ی شماها هم .قرار نیست برگردین به جایی که اومدین

... اگر دوست دارین، می‌تونیم بعدا برگردیم

.یه بار دیگه تلاش کن - .خواهش می‌کنم -

اسمت چیه؟

.وینکت‌ویوستا

... وینکت‌ویوستا

... بگو ببینم

برای چی این سنگ برات مهمه؟

خیلی سال قبل قبل از این که به دنیا بیام

.مردی به پیش ما اومد

اون به ما نمی‌گفت که .از کجا اومده بود

بجاش، اون از زمانی که .اومده بود حرف می‌زد

اسم اون تاوینه‌اونویلا بود،

"دندان سمور"

اون از جنگ گفت،

... به ما از آینده‌مون هشدار داد

این که چطوری باید تاماهاک‌های خودمون رو برداریم

مردان سفید رو بکشید،

یا این که مردان سفید شما رو .می‌کشن

قبل از این که خیلی دیر بشه .اونا رو بکشید

... یک روز، اون خودش رو نقاشی کرد

.و رقص جنگ رو رقصید

.خیلی‌‌ها اون رو دنبال کردن

اون‌ها با پوست‌ها سر سفیدی برگشتن

روستا عصبانی بود،

نگران این بودن که کارهای اون

.باعث انتقام جویی سربازها بشه

پدربزرگ من رئیسی که اون موقع بود،

گفت که دندان سمور باید بره

.برای این که اون نابودی رو به همراه می‌آره

دندان سمور ... در جنگل پنهان شد

.هزیان گفت و دیوانه شد

More Farsi Persian subtitles for Outlander

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left