Mistari 200 ya kwanza.
میخوای محاصرهم کنی؟
اوه! تو جات اینجا نیست
دهنت سرویس! اونو بذارش زمین
کجا داری میری؟
آخ
بابا خودشو زخمی کرد
ها ها ها، اندازهت نمیشه
با رفیقت این کارو نمیکنی
اوه، خدای من
اوه، نه
آآآآه
ایدهی خیلی مزخرفیه
ببین، اگه بگه نه
راحت برمیگردم خونه
احمقانهست
و خودخواهانه
مواظب خودت باش، باشه؟
باشه
۶:۴۵ صبح
ایول
حالا دیگه کلاه میذاری؟ عیبی نداره، عیبی نداره
هوی، درش نیار
نه، برات یه جا کلاهی دارم. درست همونجا
فقط همونجا بشین
معرکهست
واقعاً معرکهست
اوه، کریسمس
اوه، بابا نوئل
کریس
کریس، مایکلام
میتونم بیام بالا؟
کی؟
مایک دانوب، بهترین رفیقت
آره پسر
فقط پرندهها رو نپرون
جدی میگم. باشه
پرندهها رو نترسون
باشه، دارم میآم بالا، ردیفه؟
شلیک نکنیا، باشه؟
حتماً
پشمام پسر
مایک لعنتی
چطوری آخه مرتیکه؟
خوبم پسر، ردیفم
تو چی؟
اوه خدا، عالیام پسر، معرکهام
دارم عشق و حال میکنم پسر
خدایی خیلی باحال نیست؟
آره
آره، یه جورایی... متفاوته
آره
اینجا رو چطور پیدا کردی؟
خودت برام نقشه فرستادی
لعنتی، من فرستادم؟
ای بابا پسر، این حشرههای لعنتی
دارن بدجوری پیله میکنن بهم پسر
دارن سعی میکنن منو بخورن، همونطوری که افتادن به جون این درخت وامانده
آره، دربارهش خوندم
یه جور انگل سوسکه، نه؟
آره، آره
لامصب پرواز هم میکنه. میدونستی؟
خیلیها اینو نمیدونن
برام مهم نبود اگه کل درختو میخوردن، ولی نه
مثل یه تیکه آشغال ولش کردن
که همهش یادم بندازن منم میخورن
اوه، خفه شو دیگه لعنتی
به خدا قسم این پرندههای فلانفلانشده
همهش دارن رو مخم راه میرن
و یه لحظه هم ساکت نمیشن
اوه خدا، بیاین اینو بخورین
نوشیدنی دارم پسر، چیزی میخوری؟
حتماً
بیا پسر، بریم یه چیزی بزنیم بر بدن
بیا. باشه
مایک، از دیدنت خوشحالم
جدی میگم، خوشحالم که اینجا رو دیدی
اینجا برام خیلی خاصه و حالا تو هم داری میبینیش
خوشحالم
آره، معلومه
وای خدا
به نظر میرسه
کلی وزن کم کردی
آره بابا، بالاخره ریختمو میبینم
رژیم کِرَک گرفتی، ها؟
سرت شلوغ بوده
معلومه که شلوغ بوده پسر
الهام... دارم بهت میگم
همینطوری داره تو وجودم غلیان میکنه
مثل یه رودخونه از
لعنتی، پیپم کدوم گوریه؟
خب
باشه
پیپمو بده من پسر
پیش من نیست
مایک، گمشو
همین الان پیپمو بده بهم
من پیپتو ندارم
مایک، مرتیکهی عوضی
نه، با اون چشمهای واماندهت منو قضاوت نکن لعنتی
جدی؟
کار اون پرندههای لعنتی بود. حق با توئه، فهمیدم
خب، داره میآد
گندش بزنن! لعن... اوه تیرها
تیر تموم کردم لعنتی
ای بابا پسر
کریس، آروم باش پسر، خب؟ پیپتو میبینم
میبینیش؟
آره، آره، بیرونه، خب؟
من میرم بیرون و برات میارمش
باشه. برات میارمش
بیارش
فقط رو تشکت بشین و آروم باش
هر چی تو بگی رئیس
باشه، همینجا منتظرم
خیلی خب
رفیق خوبی هستی، مایکل
آره
متفاسفم که وقتی اومدی دیدنم اینطوری شد
اوه
ای ول مایک، جونمو نجات دادی
وای خدا
آها، درست شد
وای خدا
لعنتی
خیلی بهتر شد پسر
پسر، نزدیک بودا
وای خدا
ببخشید پسر
برای چی؟
خب، ببین، اومدم اینجا
تا برای آخرین بار ازت بپرسم
میشه سوار وانت من بشی و ببرمت یه جایی؟
بیخیال پسر، اصلاً راه نداره
این
مایک، این سرنوشت لعنتی منه پسر، خودت میدونی
تنها خواهشم اینه که فقط برای یک هفته
پاک بمونی، خب؟
اگه بعدش خواستی برگردی
و همینجا بمیری، خیالی نیست
نه
ابداً
باشه
خیلی خب
خب، خداحافظ
چی؟
مایک، مسخرهبازی درنیار
بیا پسر، نرو
نوشیدنیتو تموم کن پسر
بیا بشین
بیا، نوشیدنیتو بخور
بشین، نوشیدنیتو بخور، باهام حرف بزن
چطوره
زنت چطوره؟
چطوره، اوم... جنیفر. جنیفر
خوبه
جنیفر خوبه، نه؟
خب، خوبه
هنوز سر اون قضیه عروسی از دستم شاکیه؟
آره
جدی؟
آره، در واقع آره، هیچکس
هیچکس الان زیاد ازت خوشش نمیآد
اوه، چه بد شد
میتونی درستش کنی
وای خدا، هیچ راهی
یادت هست
فکر نکنم بتونم درستش کنم
ای خدا
ای وای مایک، یه سگ گرفتم
باورت میشه؟
بالاخره یه سگ گرفتم
خیلی باحاله لامصب
اینجا زندگی نمیکنه
ولی هر روز بهم سر میزنه
ما داریم با هم یه کتاب مینویسیم
درباره... سنجابها
ایده اون بود
آخرین بار کی خوابیدی؟
ای بابا
والا نمیدونم
خب، باشه
جدی؟
آره
داری میری؟
خیلی خب پسر
تا هفت روز دیگه، آخرین ذرهی اون کثافت
از بدنت خارج میشه
اگه بعدش خواستی بمیری
کلیدو میندازم برات
و دیگه هرگز منو نمیبینی
مایک، داری چیکار میکنی؟
مایک، چه غلطی داری میکنی؟
ببین، من میرم... میرم تا مغازه
نیم ساعت دیگه برمیگردم
مایک
مایک، گمشو
مایک، همین الان این لعنتی رو از دستم باز کن
همین الان
سعی کن بخوابی تا بپره
مایکل
No comments yet. Be the first to leave one.