The Afterparty

The Afterparty

Pakua Manukuu ya Farsi Persian

Msimu wa 2

Maelezo ya toleo

The Afterparty SE02E01 WEBRip APTV/ETHEL/XENON etc
Maoni na ParisaShiva
🔴 30nama | پریسا شیوا 🔴

Lebo

webrip
web
BRip
1080
x264
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
480p
480
XviD
Yamechapishwa tarehe: 2023-07-19
Upakuaji: 57
Wenye Ulemavu wa Kusikia: No

Hakikisho la manukuu ya Farsi Persian

Mistari 200 ya kwanza.

.وای، چه‌قدر باکلاسه

.باشه .به خواهرم میگم رسیدیم

.باورم نمیشه بالاخره داره ازدواج می‌کنه

و تازه شوهرشم صاحب همه ایناس .یا خدا

.همین رو بگو !دم گریس گرم

.دقیقا

یعنی، می‌دونم خیلی وقت نیست همدیگه رو می‌شناسن

.اما واقعا براش خوشحالم. از ته دل

!اِ رسیدن. سلام - .اوه، وای -

.مامان و بابات به این زودی رسیدن

...فکر نمی‌کردم زودتر از

،هی. من عاشقتم .و مامان و بابام هم قراره ازت خوششون بیاد

فقط می‌خوام تو اولین دیدار، اثر خوبی بذارم

و اثر خوبی هم خواهی گذاشت و می‌دونی چیه؟

،مگی کل آخرهفته رو پیش برت‌ـه

پس من و تو کاری جز لش کردن .و خوشگذرونی نداریم

آره. عرق کردم؟ .حس می‌کنم خیس عرق شدم

.هی، لش کن و خوش بگذرون

.لش کن و خوش بگذرون

کانال رسمی تیم ترجمه‌ی 30نما @CinamaSub

!آره

.من نمی‌فهمم همین‌جوری پیداش کردی؟

کل شب بیدار بودی؟

.چی؟ نه، نه نه

وقتی رسیدم داخل اتاق مست و بیهوش بود

.پس منم... کنارش خوابیدم

.اوه خدای من، کنارش خوابیدم

.آه خدایا

پسر طفل معصومم، عین باباش .تو خواب مرد

،ظبق گفته هوپی‌ها "،از اشک‌ها ترسی نداشته باش"

"چرا که آیینه سوگ هستند"

.به زبون هوپی بهتره. قافیه نداره

...این اصلا خوب نیست .خیلی... بده. خیلی خیلی بده

.خیلی ناجوره

.خدایا، چه موهای نرمی .حالا دیگه هیچوقت بی‌مو نمیشی

.اوه، من بودم جنازه رو ناز نمی‌کردم

چرا؟

هی، میشه فوری یه گوشه باهات حرف بزنم؟ .خیلی مسئله مهمی نیست

...آره، شاید بخوایم یکمی - .تو نه -

.به نظرم ادگار به قتل رسیده

چی؟

.نمیشه الکی بگی یکی به قتل رسیده

.این رو ببین

.مرده - .خدای من -

دیدی گفتم؟

...ادگار یهویی و الکی

یعنی خیلی ناراحت کننده اما خیلی یهویی و الکی، می‌میره

و سوسمار خونگیش هم تصادفی می‌میره؟

.من که چشمم آب نمی‌خوره

یادته کل آخرهفته، خوراکی و نوشیدنی‌هاش رو باهاش شریکی می‌خورد؟

،فکر کنم یه نفر ادگار رو مسموم کرده

و سوسمارش هم به صورت غیرعمد .مسموم شده

.لعنت بهش. یه قتل دیگه

.حق داشتی... پسرم رو چیزخور کرده بودن

چی؟

.هم پسرم رو، هم سوسمار عزیزش رو. روکسانا

.و گریس جفتشون رو کشته

جانم؟

.نه. نه - .حرفت رو پس بگیر -

چه‌طور جرئت می‌کنی؟ - ...من نمی -

.آنیک، دقیقا همین رو گفتی - چی؟ -

.نه آه... نه. همچین حرفی نزدم

ها؟

.گریس همین شش ماه پیش با پسرک عزیزم آشنا شد

واضحه که واسه مال و منالش زنش شده

.و بعد هم شب عروسیشون، چیزخورش کرده

.داری زیاده روی می‌کنی - .نه، نکردم -

.من نبودم... زوزو، لطفا - .می‌دونم -

،خب بذار بگم قراره چی بشه من به دوست عزیزم

یعنی کلانتر هوی رردان

که یه مرد خوشتیپ و تواناست زنگ می‌زنم

.و ایشون خوب می‌دونه باید چی‌کار کنه

.ایزابل. ایزابل

.لطفا نه... من رو می‌فرستن زندان

.فکر نمی‌کنم فکر خوبی باشه

داستان چیه؟

نمی‌دونم والا. اما بنا بر تاریخ هروقت سفیدپوستای پولدار یواشکی حرف می‌زنن

.هیچ خیری ازش در نمیاد

بهش که فکر می‌کنم، این یه حادثه غم‌انگیزه که حرف زدن درباره‌ش غیرممکنه

و طی چندساعت آینده، قرار نیست حرف زدن درباره‌ش آسون‌تر بشه

پس باید قبل از اینکه پلیس رو خبر کنیم

.چندتا مسئله کاری مهم رو در نظر بگیریم

.تا اون‌موقع، هیچکس اینجا رو ترک نمی‌کنه

.من تو زندون دووم نمیارم

.اون رو بسپر به من

.کار من نبود زوزو... کا...کار من نبود

.نه. می‌دونم، می‌دونم .یه فکری براش می‌کنیم

.چه‌طوری؟ ایزابل با کلانتر جیک تو جیکه

.و از منم بدش میاد .همیشه ازم بیزار بوده

ببین، تا وقتی کلانتر برسه یه چند ساعتی ...وقت داریم، پس می‌تونیم

...می‌تونیم، اممم

.نمی‌دونم والا

...چیزه

.راستش شاید یه راهی بدونم که کمکتون کنه

.اینم از پیش‌نمایش جلد کتاب

.همه ما بسیار هیجان زده‌ایم

.نه، منم هیجان دارم

قبل از اینکه حقوقم رو بگیرم، از نیروی پلیس استعفا دادم

.پس واقعا نیاز دارم که نتیجه بده

...کاملا... آم

در اون مورد؛ کتاب اصلی چه‌طور پیش میره؟

.خوبه

.اوه، خوبه

می‌دونی، من اون‌جا بودم. باشه؟ .می‌دونم چه اتفاقی افتاد

،و همین‌طور که مشغول نوشتنم

یهو این‌جوری میشم که "پـشـــمام"

.چه عالی .دوست دارم بعضی از صفحاتش رو ببینم

.یه لحظه وایسا، باید جواب بدم

.بیکن رو بخور، مهمون خودتم

.ببین کی پشت خطه

.اره... آه، هنوز کارتت رو دارم

خب چه خبرا؟ بازم یکی دیگه به قتل رسیده؟

...آ، راستش

وایسا، جون من راس میگی؟

نمی‌دونم چه کاری برات از دستم بر بیاد

.چون خب، از اداره پلیس استعفا دادم

.الان نویسنده‌م

.آره می‌دونم .پست اینستاگرامت رو دیدم

.خیلی مثبت هیجده نوشته بودی .کلی کلمات ناجور داشت

.آره، چون من یه نویسنده خفنم

.قطع به یقین

ولی ببین، این‌که پلیس نیستی ،اتفاقا چیز خوبیه

.چون آخه... نمی‌تونیم به پلیس خبر بدیم

ببین آخه... باشه ،من تو یه مراسم عروسی‌ام

.و دوماد فوت کرده

و مظنون شماره یک

خود عروسه... که میشه .خواهر زوئی

.تف... این که خیلی بد شد

بلا تو و زوئی هنوزم باهمین؟

آره. تازه این آخرهفته برای اولین بار .مامان باباش رو ملاقات کردم

...امبدوار بودم بتونم ازشون اجازه بگیرم

شوخی نکن! می‌خوای خواستگاری کنی؟

.خب آره... همین تو فکرم بود

ولی خب کل این آخرهفته .فاجعه بار بوده

هر اتفاق بدی که ممکن بوده بیفته .افتاده

.و خب... یه قتل

.می‌دونی چیه؟ یه لحظه وایسا

.متاسفم... باید برم

.یه قتل دیگه رخ داده

آم، با کی حرف میزنی؟

خدایا، یکی دیگه؟ - .هوم -

.شاید درباره‌ش یه کتاب دیگه بنویسم

.اما هنوز این یکی رو ننوشتی

.باشه. تو راهم

آدرست رو برام بفرست .و همه چیز رو برام تعریف کن

ممنونم... خب اسم عروس .گریس‌ـه

و شوهرش، همون دوماد. اسمش ادگاره ...خب اسمش ادگار بود، چون مرده

وایسا، صبر کن .می‌دونی که یه مراحلی رو باید طی کنم

.باید سیر تا پیاز ماجرا رو بشنوم

.خب دنباله داستان عاشقانه کمدی آنیک رو برام بگو

.دنباله نیست

،تو رفتی به یه عروسی ،داری با والدینش آشنا میشی

.و یه قتل دیگه اتفاق میفته

.به نظر من یه دنباله‌س

.آه، حالا هرچی

.ما جمعه بعد از ظهر رسیدیم - .بذار حدس بزنم -

دفعه قبلی، شروع داستانت با این بود که

.تنهایی داشتی می‌رفتی سمت مدرسه

این سری، داری میری به یه عروسی

.اما زوئی هم باهات داخل ماشینه

...آره، چه‌طوری تو - !دنـبـالـه -

آنـیک، دنـبـاله-

.خوش اومدین، مسافرهای تو دل برو

!خدا جون... این‌جا محشره

.دقیقا! شبیه عمارت پمبرلی‌ـه

.و شما دوتا هرکدوم کلبه خودتون رو دارین

.خوشحالم که دوباره می‌بینمت

آنیک، خیلی از قرار 4نفره دفعه پیشمون در اتاق فرارت لذت بردم

.روکسانا هم خیلی خوشش اومد

.خب، پس باید بازم بریم - .آره -

نه. فکر نکنم از دفعه دومش لذت ببرم

چون جواب همه معماهاش رو بلدم .دیگه مسخره میشه

.آه آره... می‌تونیم یه کار دیگه بکنیم

خب زوئی شاید بهت گفته باشه که شغل اصلی من خرید و فروش عتیقه‌س

اما یه کار کوچولو هم انجام میدم که بهش میگم "بافتنی غیرضروری"

.کار جانبی

.این رو برای تو بافتم

.چه ناز - .اوه -

.چه عروسک اوبامای... قشنگی‌ـه

.رو قوریه! مثلا توئه

.آره... اوه. آها .آره... الان فهمیدم

.حرف نداره - .تو خیلی مودبی -

که یادم انداخت بهت بگم که .مامانم بهت سلام رسوند

دوست داشت بیاد، اما سرش گرم .سکوت و عرق خوردن بود

.خب، وقت معرفی رسمیه

مامان، بابا، ایشون آنیک‌ـه .آنیک، ویویان و فنگ

لطفا بهم بگو پادشاه بینگ !بالاترین مقام موجود

یخمک تایوانی‌ بود؛ نه؟ .زوئی داشت برام تعریف می‌کرد

یه جورایی مثل یخمک هاوایی‌ـه، نه؟

.نه

یخمک تایوانی‌، تر و تمیز .و خوشمزه‌س

.یخمک هاوایی، عین چاقو تیزه

من یخمکای هاوایی رو .تو مستراح هم نمی‌اندازم

.شرمنده

.آنیک، از دیدنت خوشحالم

.محض اطلاعت، ما همیشه از برت بیزار بودیم

.مامان

.یارو یه تخته‌ش کمه - .بابا -

خب بهتون اطمینان میدم که .من یه تخته‌م کم نیست

.ماشینت داره میره

More Farsi Persian subtitles for The Afterparty

Maoni

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left